منو
 کاربر Online
1621 کاربر online
تاریخچه ی: هشام بن عبدالملک

تفاوت با نگارش: 2

Lines: 1-22Lines: 1-32
-1- هشام بن عبدالملک گرچه در ((شام«سوریه»|شام)) می زیست ولی به هر وسیله ممکن ((حضرت امام محمد باقر علیه السلام|حضرت باقر علیه السلام)) را آزار می داد، لذا حضرت فرمود: « هر کس بر هشام قیام کند، هشام او را خواهد کشت و سلطنت او بیست سال طول می کشد.»
اصحاب خیلی ناراحت شدند، حضرت فرمود: « چرا اینقدر ناراحتید؟ وقتی که خدای عزوجل اراده کند سلطانی را هلاک گرداند، حرکت افلاک را سرعت می دهد و روزگارش به سرعت تمام و زائل می گردد.»
+هشام بن عبدالملک گرچه در ((شام «سوریه»|شام)) می زیست ولی به هر وسیله ممکن ((حضرت امام محمد باقر علیه السلام|حضرت باقر علیه السلام)) را آزار می داد.
-بی ا ااب این ن امام اقر علیه الام را به ((ید بن علی فرزند امام چهام علیه السلام|زید بن علی بن الحسین)) گفتند زید که قصد قیام ر هشام داشت، از این سخن هراسی ر دل نف، چون آماده شهادت بود گفت: « من دیدم در نزد هشام به ((حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله|رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم)) دشنام دادند و او چیزی نگفت و اهر کراه نکرد و تغییری در خود نداد، پس به خدا قسم اگر هیچ یاوری نداشته باشم، و تنها خود و پسرم بمانم، بر او رج می کنم و با او به جنگ مسلحانه می پردازم. » +1-روزی امام فرمود:
~~green:« هر کس
ب هام قیام کند، هشام و را وهد کشت. سلطنت هشام بیست سال طول می کشد.»
اصحاب
ناراحت ند. امام فمود:« چرا اینقدر ناراحتید؟ وقتی که خدای عزوجل اراده کند سلطانی را هلاک گردان، حرکت زمان و افلاک را سرعت می دهد و روزگارش به رعت سر می‌آید.» ~~ />بعضی از اصحاب این سخن امام باقر علیه اسلام را به ((زید فرزند امام سجا علیه السلام|زید بن علی بن الحسین)) گفتند. ما زید که قصد قیام لیه هشام را داشت، از این سخن هراسی ه دل راه ن، چون آماده شهادت بود. و گفت:« من دیدم در نزد هشام به ((حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله|رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم)) دشنام دادند و او چیزی نگفت و ارای نکرد. به خدا قسم اگر هیچ یاوری نداشته باشم، و تنها خود و پسرم بمانم، باز هم بر او قی می کنم و با او به جنگ میپردازم.»
-2- هشام تا می توانست به امام باقر علیه السلام اهانت کرد، روزی به زید گفت: « این برادرت بقر چه کرد؟» (به جای باقر، گفت بقر که به معنای گاو است.) زید گفت: « رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم او را باقرالعلوم یعنی شکافنده و روشن کننده علوم نامیده و تو او را چنین اهانت می کنی ؟!» و سپس اشعاری را در مدح برادرش امام باقر علیه السلام سرود، به این مضمون که او امام و منجی و پناه من است. +2- هشام تا میتوانست به امام باقر علیه السلام اهانت می‌کرد. />روزی به زید گفت:« این برادرت، بقر، چه کرد؟» (به جای باقر، گفت بقر که به معنای گاو است.)
زید گفت: « رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم او را باقرالعلوم، یعنی شکافنده و روشن کننده علوم نامیده، و تو او را چنین اهانت می کنی؟!» />سپس اشعاری در مدح برادرش امام باقر علیه السلام سرود، به این مضمون که «او امام و منجی و پناه من است.»
-3- وقتی هشام حضرت باقر علیه السلام را از ((مدینه)) به شام احضار کرد قبل از ورود ت به اهل مجلس خود گفت: « من محمد بن الباقر را توبیخ می کنم، وتی ساکت شدم شما هم شروع کنید به توبیخ کردن او. » +3- وقتی هشام حضرت باقر علیه السلام را از ((مدینه)) به شام احضار کرد، قبل از ورود مم به اهل مجلس خود گفت:« من محمد بن الباقر را توبیخ می کنم. وق ساکت شدم شما هم شروع کید به توبیخ کردن او. »
امام بعد از ورود به مجل
س، با یک جمله به همگی سلام کرد و اعتنای مخصوصی به هشام نفرمود. سپس بدون اجازه هشام نشست. هشام بسیار عصبانی شد و گفت:« ای محمد بن باقر! همیشه مردی از شما ((اهل بیت)) وحدت مسلمین را از بین می برد و مردم را به خود دعوت می کند و از روی سفاهت و جهل، خود را امام مردم می داند.»
او هر چه توانست
به امام جسارت کرد. سایرین هم یکی پس از دیگری شروع کردند به توهین و جسارت.
آن گاه امام بر
خاست و فرمود:« ای مردم! کجا می روید، یا شما را کجا می برند؟! خداوند اولین و آخرین را توسط ما هدایت فرموده است. اگر امروز شما پادشاهید، ما هم در فردا - روز قیام ((حضرت امام مهدی ارواحنا له الفداء|حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه)) - پادشاه خواهیم بود و بعد از ما پادشاهی به دیگری نمی رسد، چون ما اهل عاقبت خیریم، و خداوند می‌فرماید:« و عاقبت نیکو مخصوص متقین و پرهیزکاران است.»
هشام دستور داد امام را حبس کردند ولی امام در زندان چنان رفتاری کرد که همه زندانیان شیفته او شدند و به امامت او ایمان آوردند.
-وقی وار شدند با یک مله ه همگی سلام ک و لام مخصوصی که ر خلت هشام دلالت کند از حضرت صادر ش. س ضرت بدون اجه هشام شستند هشام از ای دو امر بسیار عصبای شد و گف: ای ممد ب اقر! یشه م ا شا ((اهل بت)) وت سلمی ا ا ی می د و ردم را به خود دو ی نمی از ری فاهت و جل، خود را ام مردم ی ند. » +4- روی هم اری ه مام لیه لام کرد بو جف که می‌گیند ((بی امی)) را ی کشد تویی
امم فرمود ر عی م، االعباس ت />رسید:« ه موق اف می فد؟» />رمود چند ی ی ماه و چدان ر ی
-هشام هر چه توانست به حضرت جسارت کرد. سپس سایرین هم یکی پس از دیگری شروع کردند به توهین و جسارت، وقتی همه عقده ها گشوده شد، حضرت برخاستند و فرمودند: « ای مردم کجا می روید و یا شما را کجا می برند؟» خداوند همه اولین را به ما هدایت فرمود و شما که آخرین مردم تا این زمان هستید را به وسیله ما هدایت کرد.
اگر شما امروز پادشاهید، ما هم در فردا - روز قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه - پادشاه خواهیم بود که دیگر بعد از ما پادشاهی به دیگران نمی رسد، چون ماییم اهل عاقبت خیر و خداوند میفرماید: « و عاقبت نیکو مخصوص متقین و پرهیزکاران است.» هشام دستور داد حضرت را به حبس انداختند ولی حضرت در زندان چنان رفتاری کرد که همه زندانیان شیفته او شدند و به امامت او میل کردند. . .

4- روزی هشام جسارتی به امام باقر علیه السلام کرد و گفت: « ابو جعفر که ((بنی امیه)) را می کشد تویی؟» حضرت فرمودند: « پسر عموی ما ابوالعباس است.» پرسید: « چه موقع اتفاق می افتد؟» حضرت فرمود: « چند سالی بیش نمانده و خیلی دور نیست. . . »

5- عروه بن موسی گفت : « روزی ((حضرت امام جعفر صادق علیه السلام|امام صادق علیه السلام)) فرمود: « الان چشم هشام را در قبر از حدقه بیرون آوردند.» پرسیدم: « کی مرد؟» فرمود: « امروز سه روز از مرگش می گذرد.» و خبر مرگ هشام بعداً به ما رسید و دیدیم همان روز بود که امام صادق علیه السلام فرموده بود.
+5- عروه بن موسی گفت: روزی ((حضرت امام جعفر صادق علیه السلام|امام صادق علیه السلام)) فرمود:« الان چشم هشام را در قبر از حدقه بیرون آوردند.»
پرسیدم: « کی مرد؟»
فرمود:« امروز سه روز از مرگش می گذرد.»
و خبر مرگ هشام بعداً به ما رسید و دیدیم همان روز بود که امام صادق علیه السلام فرموده بود.
 منابع:  منابع:
 بحارالانوار، ج 46، صفحات 281 و 296 و 264 و 262. بحارالانوار، ج 46، صفحات 281 و 296 و 264 و 262.
 بحارالانوار، ج 47، ص 150. بحارالانوار، ج 47، ص 150.

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 جمعه 10 شهریور 1385 [13:18 ]   6   عزت      جاری 
 دوشنبه 04 مهر 1384 [12:10 ]   5   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 سه شنبه 11 اسفند 1383 [11:29 ]   4   امیرمهدی حقیقت      v  c  d  s 
 شنبه 17 بهمن 1383 [11:16 ]   3   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 شنبه 17 بهمن 1383 [10:55 ]   2   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 سه شنبه 03 شهریور 1383 [11:51 ]   1   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..