منو
 کاربر Online
514 کاربر online
تاریخچه ی: هشام بن حکم

تفاوت با نگارش: 2

Lines: 1-17Lines: 1-38
-هشام بن حکم در کوفه به دنیا آمد و در واسط (یکی از شهر های ((عراق))، میان ((کوفه)) و ((بصره)) ) بزرگ شد. کنیه اش ابو محمد و به نقلی ابوحکم بوده است.
کسب و کار او در ((بداد)) بود و به ارچه فروشی می رداخت. بعدها نیز محل زندگی خود را بغداد قرار داد.
+V{maketoc}
!نام و شغل
هشام بن حکم در کوفه به دنیا آمد و در واسط (یکی از شهرهای ((عراق))، میان ((کوفه)) و ((بصره)) ) رشد یافت. کنیه‌اش ابو محمد و به نقلی ابوحکم بوده است.
کسب و کارش در ((بغداد)) بود و به پارچه‌فروشی می‌پرداخت. بعدها نی
ز محل زندگی خود را بغداد قرار داد.
!یار با وفا
در آغاز از پیروان سرسخت فرقه ((فرقه جهمیه|جهمیه)) بود؛ اما در همان سال‌های آغازین جوانی در پی دو سه جلسه
گفت‌وگو با امام صادق علیه السلام از اعتقادات باطل خود دست برداشت و از شیعیان استوار امام صادق علیه السلام گردید.
!برخورد استاد با هشام
در همان روزگار جوانی در ((منا)) وارد مجلس حضرت صادق علیه السلام شد و با این
که سن او از همه حاضران کم‌تر بود، امام او را در بالای مجلس نشاند. این کار باعث شگفتی حاضران شد؛ چرا که بسیاری از شیعیان و شاگردان برجسته و صاحب‌نام امام صادق علیه السلام در آن مجلس حضور داشتند.
ا
مام علیه السلام با مشاهده‌ی شگفتی حاضران فرمود: « این شخص با قلبش و زبانش و دستش ما را یاری خواهد کرد. » به فن جدل تسلط داشت و بسیار حاضرجواب و سخنور بود. به برکت دعای امام صادق علیه السلام هیچ کس نمی‌توانست در مباحث توحید بر او چیره شود. مناظرات (گفت‌وگوهای علمی) او با برخی از دانشمندان هم‌عصر خویش بسیار معروف است.
روایات بسیاری از ((حضرت امام جعفر صادق علیه السلام|امام صادق)) و ((حضرت امام موسی
کاظم علیه السلام|امام کاظم)) (علیهما السلام) نقل کرده و یکی از منابع اصلی روایات شیعه متعلق به وی بوده است. او را از خواص امام کاظم علیه السلام به شمار آورده‌اند و سفارش‌های آن حضرت به وی معروف است. در مجالس بحث و گفت‌وگویی که یحیی برمکی ترتیب می‌داد، بسیار حاضر می‌شد.
!چند روایت و سخن
*حضرت امام جعفرصادق علیه السلام هشام رادرعین حالی
که بسیارجوان وکم سن وسال بود بربسیاری ازاصحاب ویاران وکهنسال وپیش کسوت خویش مقدم می داشت ودرباره اش می فرمود: هشام بادل،زبان ودستش مارانصرت ویاری می کند.
*وبازفرمود:هشام خواهان وجوینده حق ماپیش برنده حرف ماوتأییدوتصدیق کننده ماوبه خاک مالنده دماغ دشمن ماست هرکس ازاوپیروی کندوپاجای پای اوگذارد ازمااطاعت وپیروی کرده وهرکس منکراوشودوباوی مخالفت ورزد، البته بامادشمنی کرده ومنکر ماشده است....
دیگرامامان
((اهل بی)) علیهم السلام نیزهمانندحضرت امام جعفرصادق علیه السلام ازهشام تجلیل کرده اند.
*((امام رضا
)) علیه السلام فرموده است: اوبنده ای صالح بود. />*((امام جواد)) علیه السلام فرموده است: خداوندهشام رارحمت کند،اوچقدرازمادفاع می کرد...
!شرح یک مناظره
همانگونه که ذکر شد ، از سرآمدان شاگردان مکت
ب امام ششم ، هشام ب حکم است که با وجود آن که جوان بود ، بسیار مورد احترام ((امام صادق)) (علیه السلام ) قرار داشت . هشام در طول سالیان مختلف عقائد واگون و مذاهب مختلف را آزموده و مورد مطالعه قرار داده بود ، اما هیچکدام او را قانع ننموده بودند و سرانجام گمشده خویش را در مذهب اهل بیت رسل خدا و در مکتب امام صادق (علیه السلام ) یافت و لذا زانوی شاگردی در این محضر بر زمین گذارده و از گوشه ای از افق بیکران معارف اهل بیت بهره مند گردید تا جائی که از لحاظ منطق و استدلال روشی تازه را برگزید ، و در مناظره و بحث آزاد بی نظیر بود . دانشمندان گوناگون نیز او را استادی مسلم می دانستند و از مناظره با او بیمناک بودند . او مباحثات و مناظراتی گوناگونی در زمینه های مختلف اعتقادی با افراد گوناگون داشت که می توان به مناظره او با جاثلیق نصرانی ( بزرگ نصاری در آن عصر ) در خصوص عقائد مسیحیت ، مباحثه او با نظام در خصوص جاودانگی در آخرت ، و . . . اشاره نمود . ما به عنوان نمونه ، تنها به ذکر مناظره او با ضِـرار بن عمر در خصوص ((امامت)) بسنده می نمائیم . ( ضرار از علمای ((اهل سنت)) بود .)
*هشام : ای ضرار ، آیا ملاک و م
یزان ثابت شدن ولایت درباره شخصی ، ظاهر اوست یا باطن او؟
*ضرار :
ملاک ظاهر اوست ؛ زیرا علم به باطن اشخاص ممکن نیست ؛ مگر از طریق وحی .
*هشام : راست گفتی ، پس اینک بگو آیا ع
لی بیشتر از پیامبر دفاع و حمایت کرده است یا خلیفه اول ؟ آیا علی در جبهه های جنگ علیه دشمنان خدا بیشتر شمشیر زده است یا خلیفه اول ؟
*ضرار : البته علی بن ابیطالب بیشتر خدمت
ره است اما درجه یقین و معرفت ابوبکر از علی بیشتر بوده است .
*هشام : یقین امری است درونی و قلبی و به اعتراف
خودت امور باطنی ملاک تشخیص نیست ، و از نظر ظاهر تصدیق کردی که علی بن ابیطالب شایسته مقام ولایت است .
*ضرار : بلی ، از نظر ظاهر چنین است .
*هشام : آیا می دانی که پی
غمبر به علی چنین فرمود : " تو نسبت به من به منزله ((هاون)) نسبت به ((موسی)) هستی مر آنکه پس از من پیامبری نیست " . ؟
*ضرار : بله
*هشام : آیا رواست که پیامبر درباره کسی این سخن را بگوید که در باطن دارای ایمان (ح
قیقی ) نیست ؟
رار : خیر
*هشام : پس ثابت ش
د آنچه که ملاک امامت است چه از لحاظ ظاهری و چه از نظر باطنی در علی بن ابیطالب بوده است ولی هنوز برای پیشوای تو هنوز حتی از نظر ظاهرهم چیزی ثابت نشده است والحمدلله .
-در آغاز از پیروان سرسخت فرقه ((جهمیه - جبریه|جهمیه)) بود، اما در همان سال های آغازین جوانی در پی دو سه جلسه گفت و گو با امام صادق علیه السلام از اعتقادات باطل خود دست برداشت و از شیعیان استوار امام صادق علیه السلام گشت .

در همان روزگار جوانی در منی وارد مجلس حضرت صادق علیه السلام شد و با این
که سن او از همه حاضران کم تر بود، آن حضرت او را در بالای مجلس نشاند. این کار باعث شگفتی حاضران شد؛ چرا که بسیاری از شیعیان و شاگردان برجسته و صاحب نام امام صادق علیه السلام در آن مجلس حضور داشتند.

امام علیه السلام با مشاهده شگفتی حاضران فرمود: « این شخص با قلبش و زبانش و دستش ما را یاری خواهد ر. » به فن جدل تسلط داشت و بسیار حاضر جواب و سخنور بود. به برکت دعا اام صادق علیه السلام هیکس نمی توانست در مباحث توحید بر او چره شود. مناظرات (گفت و گوهای علمی) او با برخی از دانشمندان هم عصر خویش بسیار معروف است.

روایات بسیاری از ((
حضرت امام جعفر صادق علیه السلام|امام صادق)) و ((حضرت امام موسی کاظم علیه السلام|امام اظم)) (علیهما السلام) نقل کره و یک از منابع اصلی روایات شیعه متعلق به وی بوده است. او را از خواص امام کاظم علیه السلام به شمار آورده اند و سفارش های آن حضرت به وی معروف ست. در مجالس بحث و گفتگویی که یحیی برمکی ترتیب می داد، بسیار حاضر می شد.
برخی گفته ا
ند بی ملاحظه گ های هشام زمینه ساز شهادت امام کاظم علیه السلام بوده است ولی با توجه به مدایح بسیاری که از ائمه هدی (علیهم السلام) درباره او رسیده است و قرائن تاریخی بسیار، شهادت امام کاظم علیه السلام هیچ ربطی به او نداشته و تنها به سبب حسادت، گروهی این ننگ را به او نسبت داده اند.

وی در سال 179 هجری به خاطر اعتقادش به ولایت اهل بیت علیه السلام مورد تعقیب ((هارون الرشید)) قرار گرفت و به کوفه گریخت. در کوفه د ی یک بیماری لاعلاج دار فانی را وداع گفت. امام رضا علیه السلام برای او طلب رحمت فرموده است و ((شیخ مفید)) درباره او گفته است که هیچ ذمی درباره او نرسیده است.
+!یک تهمت
برخی گفتهاند بیملاحظگیهای هشام مینهساز شهادت امام کاظم علیه السلام بوده است ولی با توجه به مدایح بسیاری که از ائمه‌ی هدی (علیهم السلام) درباره‌ی او رسیده است و قرائن تاریخی بسیار، شهادت امام کاظم علیه السلام هیچ ربطی به او نداشته و تنها به سبب حسادت، گروهی این ننگ را به او نسبت دادهاند.
!وفات هشام
در سال 179 هجری به خاطر اعتقادش به ولایت اهل بیت علیه السلام مورد تعقیب ((هارون الرشید)) قرار گرفت و به کوفه گریخت. در کوفه به دنا یک بیماری لاعلاج دار فانی را وداع گفت. امام رضا علیه السلام برای او طلب رحمت فرموده است و ((شیخ مفید)) درباره‌ی او گفته است که هیچ ذمی درباره‌ی او نرسیده است.
 منابع: منابع:
 سفینه البحار،‌ ماده هشتم؛ معجم الرجال الحدیث، ‌ج 9،‌ ص 271 سفینه البحار،‌ ماده هشتم؛ معجم الرجال الحدیث، ‌ج 9،‌ ص 271
   

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 جمعه 23 تیر 1385 [07:13 ]   5   یاسر ناظم نیا      جاری 
 یکشنبه 06 شهریور 1384 [14:55 ]   4   امیرحسین محمدیان      v  c  d  s 
 سه شنبه 04 مرداد 1384 [12:53 ]   3   امیرمهدی حقیقت      v  c  d  s 
 چهارشنبه 30 دی 1383 [10:48 ]   2   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 یکشنبه 25 مرداد 1383 [08:02 ]   1   عبدالله حقیقت      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..