<td>
{picture=sarbazghermez.jpg}
</td>
</tr>
</table>
    
 منو
 کاربر Online
546 کاربر online
تاریخچه ی: هخامنشیان

تفاوت با نگارش: 5

Lines: 1-93Lines: 1-87
 V{maketoc} V{maketoc}
-هخامنشیان از پارسیان بشمار می روند. پارسیان مردمانی(( آریایی)) نزاد بودند که تاریخ آمدن ایشان به ایران معلوم نیست. در کتیبه های آشوری از سده ی نهم پیش از میلاد آمده است. از همان تاریخ آنان در ناحیه ی انشان که در مشرق(( شوشتر)) و حوالی ((کارون)) واقع بود دولت کوچکی تشکیل دادند که در ابتدا از دولت ماد اطاعت می کردند . جد ایشان هخامنش همه ی ((قبیله)) های پارسی را زیر فرمان خود در آورد. +__هخامنشیان__ از ((پارسی))ان بشمار می روند.
پارسیان مردمانی(( آریایی)) نزاد بودند که تاریخ آمدن ایشان به ((ایران)) معلوم نیست. در کتیبه های ((آشور))ی از سده ی نهم پیش از میلاد آمده است. از همان تاریخ آنان در ناحیه ی ((انشان)) که در مشرق(( شوشتر)) و حوالی ((کارون)) واقع بود دولت کوچکی تشکیل دادند که در ابتدا از دولت ((ماد)) اطاعت می کردند . جد ایشان هخامنش همه ی ((قبیله)) های پارسی را زیر فرمان خود در آورد.
-! تمدن و فرهنگ هخامنشی +




{picture=gard.jpg}

! تمدن و فرهنگ هخامنشی
''شاه :'' این نام که از سه هزار سال پیش در زبانهای ایرانی رواج دارد ، از ((پارسی باستان)) گرفته شده است که پس از تحولات تاریخی بسیار به صورت « شاه » در آمده است .
چون پس از اتحاد ماد و پارس بدست ((کوروش کبیر|کوروش بزرگ))، (550 ق . م ) اصطلاح __شاهنشاه__ بکار رفت . این بدان جهت بود که مردم آریایی و غیر آریایی ((فلات ایران)) و پیرامون آن به کشور هخامنشی پیوستند و خصوصا پادشاهان و شهریاران آنها نیز برتری کوروش را پذیرفتند .
شاهنشاه در پارسی باستان __خشایه ثیه__ یعنی شاه شاهان آمده است.
-''شاه :'' این نام که از سه هزار سال پیش در زبانهی ایرانی رواج دارد ، مأخوذ از پارسی ((باستان)) است ه پ از تحولات تاریخی بسیار به صرت « شاه » در آمده است .
چون پس از اتحاد ماد و پارس بدست کوروش بزرگ، (550 ق . م ) مردم آریایی و غیر آریایی ((فلات ایران)) و پیرامون آن، پادشاهان و شهریاران، خود به کشور هخامنشی پیوستند و فرمان بردار پادشاه آن گشتند، از این رو شاه بزرگ را شاهنشاه خواندند که در پارسی باستان ((خشایه ثیه)) نام یعنی شاه شاهان آمده است. شاهنشاه درهنگام صلح جامعه ای بلند از ((دیبا))ی ((ارغوانی)) که آستینهای فراخ داشت و در زیر آن پیراهن بلندی می پوشید که تا زانو می رسد و مغزی سفید داشت و کمر بندی روی آن می بست . کفش شاه نیز ، زرین و پاشنه دار و نوک تیز بود . یونانیــان تـاج شاهنشاهیان هخــامنشی را((تیار)) و یا ((گیسداریس)) خوانده اند . شاه ، ریش دراز و موهای مجعد داشت و بر تخت زرین می نشست و عصای زرین به دست می گرفت . دیگران مجبور بودند در برابر شاهنشاه به خاک افتاده پای او را ببوسیدند.فر مانها و نامه های سلطنتی به مهر شاه می رسید و نسخه ای از آن در دفاتر شاهی نگهداری می شد .
+__لبا ویه اهشاه__
شاهنشاه درهنگام صلح جامعه ای بلند از ((دیبا))ی ((ارغوانی)) که آستینهای فراخ داشت و در زیر آن پیراهن بلندی می پوشید که تا زانو می رسد و مغزی سفید داشت و کمر بندی روی آن می بست . کفش شاه نیز ، زرین و پاشنه دار و نوک تیز بود . یونانیــان تـاج شاهنشاهیان هخــامنشی را((تیار)) و یا ((گیسداریس)) خوانده اند .
شاه ، ریش دراز و موهای مجعد داشت و بر تخت زرین می نشست و عصای زرین به دست می گرفت . /> />فرمانها و نامه های سلطنتی به مهر شاه می رسید و نسخه ای از آن در دفاتر شاهی نگهداری می شد .
 !کشورداری  !کشورداری
 +((داریوش کبیر|داریوش)) پس از اینکه بر اوضاع کشور ایران مسلط شد، ایران را به سی و سه __خشتره __ یا استان تقسیم کرد و ادارة آنها را به افرادی که مورد اعتماد شاهنشاه بودند واگذار نمود.
 +از زمان جانشینان خشایارشاه که دولت هخامنشی روی به ضعف نهاد استانداران یک نوع خود مختاری پیدا کرده حتی ریاست سپاه محلی را که بر عهدة سرداری به نام __کارانا __بود نیز بدست گرفتند.
-چنانکه گفتیم داریوش پس از اینکه بر اوضاع کشور ایران مسلط شد، ایران را به سی و سه ((خشتره)) یا استان تقسیم کرد و ادارة آنها را به پارسیها که تنها قوم مورد اعتماد شاهنشاه بودند واگذار نمود. از زمان خشایارشاه که دولت هخامنشی روی به ضعف نهاد استانداران یک نوع خود مختاری پیدا کرده حتی ریاست سپاه محلی را که بر عهدة سرداری به نام(( کارانا)) بود نیز بدست گرفتند. اختیارات شاهان یا امیران محلی با قوت یا ضعف حکومت مرکزی تغییر می کرد. ضرب سکه طلا از مختصات شاهنشاه بود . اما استانداران می توانستند گاهی سکه هایی از نقره یا مس بزنند . در اوایل دورة هخامنشی سالی دوبار بازرسان شاهنشاهی که چشم و گوش شاه خوانده می شدند به استانها ((گسیل)) می گشتند . +اختیارات شاهان یا امیران محلی با قوت یا ضعف حکومت مرکزی تغییر می کرد. ضرب سکه طلا از مختصات شاهنشاه بود . اما استانداران می توانستند گاهی سکه هایی از نقره یا مس بزنند .
در اوایل دورة هخامنشی سالی دوبار بازرسان شاهنشاهی که __چشم و گوش شاه__ خوانده می شدند به استانها گسیل می گشت .
-!سپاه ایران r />
پیش از داریوش ایران سپاه منظمی نداشت و ارتش آن بصورت(( چریک)) اداره می شد . داریوش به تشکیل سپاه جاودان پرداخت که شمار ایشان به ده هزار تن می رسید . در هر شهر پادگانی وجود داشت که در ارگ آن شهر جای داشتند و فرماندة آن ((دژ))ها را ((ارگبد)) می گفتند .
لشکر ایران به دو دستة پیاده و سواره تقسیم می شدند و مسلح به تیر و کمان و نیزه و شمشیر و ((زوبین)) و خنجر و(( کمند)) و سپر و ((کلاهخود)) و زره بودند . اسب و فیل و شتر را هر سه در جنگ بکار می بردند . ایرانیان در تیر اندازی مهارت داشتندچنانکه ((هرودت)) می نویسد پارسیان از کودکی به فرزندان خود سه چیز می آموختند که : راست بگویند و راست بر اسب سوار شوند و راست تیر بیندازند . از زمان داریوش دوم سپاه مزدور یونانی نیز در ارتش ایران راه یافت و همین امر باعث تن پروری ایرانیان و انحطاط ارتش ایشان گردید . <br>
در ایران از زمان کوروش(( گردونه)) های جنگی نیز به کار می رفت . چرخهای این گردونه ها غالباً مجهز به داسهای برنده بودند . <br />نیروی دریایی : در زمان هخامنشی ایران به دستیاری رعایای ((فینیقی)) و یونانی خود دارای نیروی دریایی مهمی گردید . ((بحریة)) ایران مرکب از سه گونه کشتی بود :

اول - کشتیهای جنگی که پاروزنان آن در سه ردیف یکی بالای دیگری قرار می گرفتند.<br>
دوم - کشتیهای دراز که برای حمل و نقل اسبها و سواره نظام بکار می رفت .<br>
سوم - کشتیهای کوچکتر که برای حمل و نقل و ((خوار و بار)) استعمال می شد .r>
+<table align=left>
-!بات

در روزگار
هخامنشی مردم ایران بر پنج طبقه به شرح زیر تقسیم می شدند :

1 - زرگا . 2 -(( مغا)) . 3 - کاورزان . 4 - بازرگانان و پیه وران . 5 - بردان .
از طبقة بزرگان هفت خانوادة پارسی ر جة اول بودند و((مناصب)) لشکری و کشوری در دست آنان بود . مغان یا روحانیان ز طای ششگانة ((ماد)) بودن که در دورة هخامنشی نی اهمیت و اتاری اشتن و اجر کننة رام مهبی بشمار می رفتد. />دارایی و هین کور : هرودت می نوید که داریوش مالیات ایران را به نقدی و جنسی تیین کرد و ایرا ا به یست منطقة مالیاتی تقسیم نمود و همرا با ر((اتراپ))ی یک فر مین مالیه نیز روان داشت . تما ملیاتها در خزانة شاهی نگاهاری می د . ل و نقره را ب کرده در کزه های فالین می ریختند و ه وق پولی لازم می شد شاه کم می کد که قمی ا شه ا ند و ورد استاده قرار دهند . ز مین یاات کشور پارس از دن ((مالیات)) معاف د .
+!اه ایران
__ا اویدان__
پی داریوش ایران ا منمی ناشت و ات ن صور را یر حرف ای ره می د . داریوش به تکی __پاه اودا__ راخت ک مار ایشا ه ده هار تن می سید . هر هر اگانی وو دا که ((اگ)) شه ای تند و راند ن ((ژ))ا ر ((ارد)) می گفد .
-!دادگستری +لشکر ایران به دو دستة پیاده و سواره تقسیم می شدند و مسلح به تیر و مان و نیزه و شمشیر و ((زوبین)) و خنجر و(( کمن)) و سپر و ((کلاهخود)) و زره بودند .
اسب و فیل و ش
تر را هم زمان در جنگ بکار می بردند .
-قو ای ضایی در اختیار شخص شاهناه ود . ولی شاه غالباً ر به یکی از موبدان یا ریش یدان کشر وار می کد . پس از آن داا الی بود که از هف قضی تشکی می شد . پایین ز آ داداههای محلی ود که در سراس کور جود داشت .
قوانین را موان وع کرده به صحة شاه می رسنیدند . ر اواخر ورة هخامنی قضایی غیر ا مودان و حتی نان نیز به منصب داوری برگزیده می شدند . برای ه نو محاکه مد میی مقر ود ک ایست ر ظرف آن مت حکم صادر شو . غاباً به طرفین عی یناد سازش از طریق داوری می کردن .
چون
رفته فته قوانین کشور وسعه یافت ب تقلید یوایان گروه ای ه نام خنگویان نون » یا « وکلای ادگستری » یدا شدند ک مد کاهای قضایی و ه ایشان مرجعه می کــردند . پاداهان هخامنشی خود را ظهر عدال و ادگستری می دانستد . داریوش در(( یة بیستون)) ی گوید : « ((اورا مزدا)) و ایزا ا آ ت مرا یاری ردند که ن و دودمانم دل و دروغگو و بی اصاف دیم : من از ی عدل و دا ادشاهی کردم و بر ی عیی تم رو نداشتم . »
+یای در تیر انای مهار داشدچنانک ((هرود)) می نوید پارسیان ا کی به فدان و یز می موختند که : />*راس گوید
* را ر اس وار ون />*را تیر یندازند .
ا ما ((دی و)) ، ناوا یونی ی بعنان مزدور د ارت ایران ره یافتد و ین امر اث ن وری ایایان ا ا ایشان گرید .

د ایرا ا مان کروش(( ونه)) ای جنگی یز کا ی ت . چرخهای این ردونه ا لبا ز داای برن وند .
-!آمـوزش و پرورش  
-به قول(( استرابون)) از سن پنج تا بیست و چهار سالگی به پارسیان می آموزند که تیر و(( زوبین)) بیندازند و راست سوار شوند و راست گویند . مربیان ایشان مردمانـی پاکدامن هستنــد و داستــانهای سودمندی را برای کودکان خود حکایت می کنند . جوانان باید پیش از برآمدن آفتاب از خواب برخیزند . سپس آنان در میدانی گرد آمده به دسته های پنجاه نفری تقسیم می شوند و هر دسته را به فرزند یکی از ((امیر))ان می سپارند . این شخص دسته خود را به مسافت بیش از یک فرسنگ می دواند . سپس درسی را که فراگرفته اند از آنان می پرسد .
جــوانان بایــد بلند سخــن بگویند تا ((شش))های ایشان ورزیده شود . به آنان می آموزند که در گرما و سرما و در هنگام سختیها بردبار باشند . جوانان باید(( گله)) ها را بچرا برند و تمام شب را در هوای آزاد ((کشیک)) بکشند . مدت خدمت سربازی ایشان از بیست تا بیست و پنج سالگی است . وظیفة آموزش و پرورش را معمولاً((مغان)) عهده دار بودند . یکی از اصول رایج آن زمان این بود که دبستانها نزدیک بازار نباشد تا دروغ و دشنام و ((تزویر))ی که در آنجا رایج است موجب ((تباه))ی و فساد اخلاق کودکان نشود . <br>
ایرانیان از کودکی آموخته می شدند که از افکندن آب دهان و ((قضای حاجت)) در کوچه ها و حضور دیگران و آلوده کردن آب روان اجتناب نمایند . <br />منظور از تربیت در آن دوره آن بود که جوانان را دلیر و فداکار و خردمند و آراسته به زیور ، اخلاق و مفید به حال کشور و جامعه بارآورند .
زبــان دورة هخامــنشی : دانشمندان ایران شناس زبان پارسی را به سه دورة پارســی باستان و پارسی میانه یا زبان پهلوی اشکانی و ساسانی و پارسی جدید یا ((پارسی دری)) تقسیم کرده اند .
پـارسی باستان همان زبان دورة هخامنشی است که به خط میخی نوشتـه مــی شد . این خط از علاماتی به شکل میخ تشکیل می شود که از چپ به راست نوشته می شده است . <br />ایرانیان خط میخی را از اقوام پیش از خود ، ((آشوریها)) و ((عیلام))یها فراگرفتند و خط آنان را که بسیار دشوار بود و بیش از سیصد علامت داشت اصلاح کرده به چهل و دو علامت رسانیدند و آنرا به صورت الفبایی مرتب نمودند . >
از مجموع سنگ نبشته ها و الواح میخی که بر روی سنگها و خشتهای پخته و فلزات بدست آمده در حدود چهارصد کلمه غیر مکرر باقی است که اگر دویست کلمة دیگر را که در کتابهای یونانی بمناسبتی ذکر شده بر این عدد بیفزاییم ، مجموع لغات پارسی باستان که تا کنون یافت شده به شش صد کلمه می رسد . <Br>
مفصل ترین کتیبه های هخامنشی سنگ نبشتة داریوش بزرگ در بیستون است . این کتیبه در کنار جادة کرمانشاهان و بغداد قرار دارد . نام این محل بیستون می باشد که د راصل ((بغستان)) یعنی جای بغان و خدایان بوده است در این کتیبه گذشــته از تصویر داریـوش و نه تن از امیران نافرمان که دست بسته در نزد او ایستاده اند و ((فروهر اهورامزدا)) از بالا به ایشان می نگرد ، شرح حال داریوش در آغاز سلطنت خویش به زبان و خط میخی پارسی باستان آمده و به دوزبان و خط میخی بابلی و عیلامی نیز ترجمه شده است .<br>
/>کاشف این کتیبه ، ((هانری راولینسون)) Rawlinson دانشمند معروف انگلیسی است که در سال 1836 میلادی به خواندن آن آغاز و در سال 1839 به کشف همه الفبای میخی پارسی باستان نایل آمد .
+ align=left>
<tr>
<td>
{picture=Achaemenid_Battleship.jpg}
td
>
</tr>
table>
-!خط آرای

غ
یر از خط میخی که فقط در نوشتن کتیبه ها بکار می رفت ، خط آسان یری در آن زمان در میان مردم معمول بود که آن را خط آرامی می نامند .
ط آرامی از انواع خطوط سامی است که از خط الفبایی فینیقی اقتباس شده و یست و دو حرف به شرح زیر دارد :

((ابجد)) . ((هوز)) . ((حطی)) . ((کل
من)) . ((سعفص)) . ((قرشت)) .

دار
یوش بزرگ پس از برقراری امنیت در ایران چون مردم غالب ایالات ایران به بانهایی غیر از پارسی باستان سخن می گفتند و بیشتر ایشان ایرانی نژاد نبودند ، بری برقراری ارتباط بین شاهنشاهی عظیم خود به فکر آن افتاد که زبان واسطی را اختیار کند . پس زبان و خط آرامی را که سابقاً در بین النهرین و سوریه رواج داشت و خط آن نسبت به زبانهای یگر آسانتر بود و ر روی پوست و پاپیروس بآسانی نوشته می شد برگزید . این خط و زبان را دانشمندان ، آرامی شاهنشاهی نامیدند .
دا
ریوش به جای آنکه خود و یا درباریاش به زبان آرام آشنا باشد گروهی از دبیران و ((کاتب))ان آرامی را استخدام کرد . این عده علاوه بر زبان مادری ود ، آرامی ، زبان پارسی باستان را نیز بخوبی می دانستند . سپس داریوش این روه دبیران را نا ه احتیاجات محل هر ن تن به یکی از ولایات و ایالات ایرانی رستاد و فرمان داد که ایشان دبیران و مــترجمان دولـــت در سراسر شاهنشاهی هخامنشی باشند . وی ه اه مـی خواست نامه یا بخشنامه ای را به ولایات ابلاغ کن یکی از دبیرا آرامی بان خو را می طلبید و نامه ای را که با بود بنویسد برای او تقریر می کرد و دبیر آرامی نژاد ، حضوراً آن نامه را به خط و زبان آرامی می نوشت ، سپس آن نامه یا بخشنامه به استانداران بلاغ می شد . چون نامه ی بخشنامه ای به استانداری می رسید او فوراً دبیر آرامی زبا خود را می خواست و آن دبیر ون محرم اسرار دولت نیز بد بلافاصله آن نامه را خــوانده و به زبان پارسی ترجمه می ر و ((استاندار)) به مفاد آن فرمان رفتار می نمود .

سیاری از اینونه نامه ها که متعلق به قرن پنجم پیش از میلاد است در جزیرة فیــله یا ((الفانتین)) که ز جزایر ((رود نیل)) ات در هل سال پیش در ((مصر)) پیدا شده است .
دین ایرانیان : در دور
هخامنشی از مذهب ایرانیان اطلاع صحیحی در دست نداریم . همینقدر مسلم است ک در عصر ایشان دی رسی در ایران وجود نداشته است .
هخامنشیا ن ن
سبت به مذاهب بیگاه سختگیر نبودند و مانع از رواج آنها در کشور خود نمی دند . داریوش در ((سنگ نوشته)) های خود می گوید : اهورا مزدا «بغ» یعنی خدای بزری است . او از هم بغان بزرگتر است . او آسمان و زمین و آدمی را آفید و داریوش را شاه کرد .

ز زمان اردشیر دوم از بغان دیگری مانند ((آناهیتا)) و میترا که در ردیف اهورمزدا بشمار می رفتند در سنگ نوشته های او نیز یاد شده است .
مذهب مهر پرست
ی در ایران غربی رواج فراوان داشته ، در مشرق و شمال ایران نیز اغلب مردم آریایی ، زرتشتی مذهب بوده اند . برخلاف هخامنشیان ظاهراً مادها بیش از ایشان طرفدار دین زرتشت بشمار می رفتند و مغان یا روحانیان زرتشتی از طوایف ششان ادها شمرده می شدند . ناکه در پیش گفتیم قیام ((گئوماته مغ)) نیز به خاطر آن بوده که ین زرتشت را در ایران واج دهد . زرتشتیان مردگا خود را در فضای آزاد می گذاشتند تا طعمة مرغان شکاری و درندگان شوند . اما هخامنشیان چنانکه از مقابر ایشا در تخت جمشید پیداست ، مردگان خود را دفن می کردند . اغماض و سهل انگاری هخامنشیان نسبت به ادیان دیگر و حتی درباره بت پرست نشا می دهد که اگر هم زرتشتی بوده اند ، در آن دین تعصب زیادی نداشته اند .
+!!یروی دریایی :
ر زمان هامنشی ایران به ستیاری رایای ((فینیقی)) و یونانی ود ارای نیروی دریایی همی گردید . این نیو ، ایران مرب ا ه گون کشتی بود :
/>اول - کیای نی که اروزنان آن در ه دیف یکی باای دیری رار می گرفتند.

دوم - کشتیهای را که برای حمل ن اسبها سواره نام بکار می رف .

وم - کشتیهای کچکتر که رای م و نق ((خوار و بار)) استا می شد .
-!معماری دورة هخامنشی +! میراث تمدنهای گذشته
دولت هخامنشی وارث تمدنهای قدیم پیش از خود بود و همة
علوم و معارف ملل پیش ، مانند : آشور و ابل و عیلام ، در بین اهل آن ، در آن شور پهناور رواج داشت .

بزرگترین شهر علمی و دانشگاهی آن ، امپراتوری بابل بود . در این شهر تعلیم معارف قدیم ، به دست ((کاهنان بابلی)) و ((مغان)) بود .
آثار و تألیفات قدیم را به زبانهای(( اکدی)) و ((سومری)) و عیلامی و آرامی می
خواندند .
ستاره شناسان و ریاضیدانان بابلی در عصر خود
مــشهور آفاق بودند و علوم خود را همراه با سحر و جادو به شاگردان خود می آموختند .
-عالیترین هنر ایرانی به معی حقیقی در این دوره ، معماری آن ــت . ایـن هنر در بناهــای ظیم پاساراد و تخت جمشید و شوش تجلی کرده است . +!همنین ینید:
-''پاســـارگارد :'' که نخــستین پایتــخت هخامــنشی در ((ایاــت)) پارس در سالهای
559 تا 550 ق . م ، به دست کوروش بنا شده و سپس از 529 تا 521 به دست پسرش ((کمبوجیه)) تکمیل گردیده . بنای معروف آرامگاه کوروش در مغرب دهکده مادرسلیمان واقع است . پوشش این آرامگاه از سنگ و به شکل شیروانی است . برای ساختن ن قطعات بزرگ ((سنگ آهک)) را روی هم گذارده اند . قسمت پایین آن از شش ردیف پلکان تشکیل می شود ، بطوری که شکل ((هرمی)) را پیدا کرده است .
آرامگاه کوروش را سابقاً قبر مادر سلیمان می گفتند . در شمال این آرامگاه کاخ پذیرایی کوروش دیده می شود . وسعت این کاخ 2520 متر مربع است و شامل یک تالار بزرگ مرکزی است . سرستونهای آن مرکب از نیم تنة گاو یا شیر می باشد . نزدیک ((رود پلوار)) ، کاخ دیگری کشف شده که در حدود 584 متر وسعت دارد . روی نقوش برجسته ای که در کنار دری قرار داشته، یک فرشتة بالدار دیده می شود که قبای عیــلامی و تاج مصـری برسردارد و آن را فروهر ، یعنی صورت مثالی کوروش می دانند .

!تخت جمشید

تخت جمشید در محو
طة وسیعی واقع شده که از یک طرف به کوه رحمت و از طرف دیگر به مرودشت محدود است . این کاخهای عظیم سلطنتی در کنار شهر پارسه که یونانیان آن را پرپولیس خوانده اند ساخته شده است .
ساخت
مان تخت جمشید در زمان داریوش اول در حدود 518 ق . م ، آغاز شد. نخست صفه یاتختگاه بلندی را آماده کردند و روی آن تالار آپادانا و پله های اصلی و کاخ تچرا را ساختند . پس از داریوش ، پسرش خشایارشا تالار هدیش را بنا نمود و طرح بنای تلار صد ستون را ریخت . اردشیر اول تالار صد ستون را تمام کرد . اردشیر سوم ساختمان را آغاز کرد که ناتمام ماند . این ساختمانها بر روی پایه هایی ساخته شــده که قسمتـی از آنها صخره های عظیم و یکپارچه بوده و یا آنها را در کوه تراشیده اند .

معماری هخامنشی ، هنری است(( امتزاجی)) که از سبک معماریهای بابل و آشور و مصر و شهرهای یوننی آسیای صغیر و ((قوم اوارتو)) اقتباس شده و با هنر نمایی و ابتکار روح ایرانی نوع مستقلی را از معماری پدید آورده است . هخامنشیان با ساختن این ابنیة عظیم می خواستند عظمت شاهنشاهی بزرگ خود را به جهانیان نشان دهند.
در اواخر سال 1312 شمسی براثر خاکبرداری در گوشة شمال غربی صفه تخت جمشید قریب چهل هزار لوحه های گلی به شکل و قطع مهرهای نماز بدست آمد . بر روی این الواح کلماتی به خط عیلامی نوشته شده بود . پس از خواندن معلوم شد که این الواح عیلامی اسناد خرج ساختمان قصرهای تخت جمشید می باشد . از میان الواح بعضی به زبان پارسی و خط عیلامی است . ز کشف این الواح شهرت نابجایی را که می فتند قصرهای تخت جمشید مانند اهرام مصر با ظلم و جور و بیگار گرفتن رعایا ساخته شده باطل گشت ، زیرا این اسناد عیلامی حکایت از آن دارد که به تمام کارگران این قصور عالیه اعم از عمله و بنا و نجار و سنگتراش و معمار و مهندس مزد می دادند و هر کدام از این الواح سند هزینة یک یا چند نفر است . کارگرانی که در بنای تخت جمشید دست اندرکار بودند ، از متهای مختلف ون ایرانی و بابلی و مصری و یونانی و عیلامی و آشوری تشکیل می شدند که همة آنان ((رعیت)) دولت شاهنشاهی ایران بشمار می رفتند . گذشته از مردان ، زنان و دختران نیز به کار گل مشغول بودند . مزدی که به این کارگران می دادند غالباً جنسی بود نه نقدی ، که آنرا با یک واحــد پـول بابلی به نام « شکــل » سنجیده و برابر آن را به جنس پرداخت می کردند . اجناسی را که بیشتر به کارگران می دادند و مزد آن محسوب می شدعبارت از : ((گندم)) و ((گوشت)) .

در
(( وش)) در کاخ داریوش اول یک کتیبه ای که جنبه ساختمانی دارد کشف شده که دربارة مصالح ساختمانی و صنعتگرانی که در ساختمان آن کاخ کار می کردند شرح مفصلی داده است . در نقش رستم که در حدود پنج کیلومتری تخت جمشید واقع شده ، مقبرة داریوش بزرگ و دیگر شاهنشاهان هخامنشی مانند : خشایارشا و اردشیر اول و دوم دیده می شود . این مقبره ها حفره هایی است که در صخره های عمودی بوجود آمده و مدخل آنها به صورت دالان سرپوشیده ای است که چهار ستون دارد . در شوش نیز از داریوش اول و خشایار شا و اردشیر دوم آثار بدست آمده که قسمت عمدة آنها در ((موزة لوور پاریس)) نگاهداری می شود . در شوش معماری کاخها بیشتر تحت تأثیر هنر بین النهرین قرار گرفته است . از جملة آثار هنری آن دوره ، مهره های استوانه ای شکل است که به جای امضا بر روی اسناد و نامه های اداری قرار می دادند . این مهره ها از نظر هنر کنده کاری نظیر مهره های بین النهرین هستند .

اوضاع اجتماعی : پایه و اساس زندگانی اجتماعی آن روز ، کشاورزی بود . دراین دوره مأموران دولتی مخصوصی وجود داشت که ناظر در امور کشاورزی و ((متصدی)) وصول مالیاتها بودند . پادشاهان هخامنشی به کسانی که زمینهای بایر را تبدیل را اراضی زراعتــی یا پرداخت می کردند و به احداث قنوات می پداختنــد ، پاداش خوبـی مـی دادند .
دامد
اری رواج فراوان داشت و اسبهای نسا که در ماد پرورش می یافتند ، شهرت بسزایی داشتند . هر ایالت و شهری به صنعت دستی خود مشهور بود . در بابل و بین النهرین بازرگانی رواج فراوان داشت . بانکهایی که برای توسعة تجارت و کشاورزی به مردم وام می دادند ، تشکیل شده بود که معروفترین آنها دو بانک برادران اگیبی و پسران موراشو در بابل بوده است .

میــران و زران و دستگاههای اداری و مهبی ، کاررانی داشتند که آنان را « مانیا » می خواندند . بر اینان که بردگانی بیش نبودند داغ می نهادند و در امور ساختمانی و کشاورزی و صنعت از وجودشان استفاده می کردند . اینان از اسیران جنگی بشمار می رفتند و آنان را غالباً در روستاها نشیمن می دادند .
قسمت اصلی اراضی کشور باستثنای املاک برده نشین ، به وسیله کشاورزان اداره می شدند . این کشاورزان حق نداشتند آن اراضی را ترک کنند و با همان زمینها به مالک دیگر منتقل می گشتند . قسمتی از اراضی کشور به معابد اختصاص داشت . در این نقاط کانونهای انبوه بردگان بوجود آمده بود . دولت هخامنشی وارث تمدنهای قدیم پیش از خود بود و همة علوم و معارف ملل پیش ، مانند : آشور و بابل و عیلام ، در بین اهل آن ، در آن کشور پهناور رواج داشت .

بزرگترین شهر علمی و دانشگاهی آن ، امپراتوری بابل بود . در این شهر تعلیم معارف قدیم ، به دست کاهنان بابلی و مغان بود . آثار و تألیفات قدیم را به زبانهای ای و سومری و عیلامی و آرامی می خواندند . ستاره شناسان و ریاضیدانان بابلی در عصر خود مــشهور آفاق بودند و علوم خود را همراه با سحر و جادو به شاگردان خود می آموختند .

!جانشینان اسکندر

مرگ ناگهانی اسکندر در 322 ق . م ، وضع شاهنشاهی او را آشفته کرد . هنو
ز جسد او سرد نشده بود که سرداران وی ه نزاع با یکدیر برخاستند . در آسیا پردیکاس که نایب السلطنة او بود به سردارن گفت که باید در انتظار وضع حمل رخسانه ( روشنک ) زن اسکندر باشیم ، ((رخسانه)) پسری زایید که او را به نام پدرش اسکندر خواندن . دیری نگذشت که سرداران یکباره با یکدیگر به رقابت رخاستند و در این میان ((پردیکاس)) شکست خورده کشته شد (321 ق . م ) و ((آنتیپاتر)) Antipater به جای او به نیابت سلطنت نشست . پس از چندی قدرت به دست سردار دیگر به نام ((آنتیگون)) Antigon یک چم افتاد . ولی در سال 312 ق . م ، وی به دست سرداری به نام سلوکوس شکست یافت . سلطنت بر فلات ایران نصیب ((سلوکوس)) شد و مصر به دست سرداری دیگر که ((بطلمیوس)) خوانده می شد افتاد.

!همچن
ین ببینید:
*((پ
ایخت هخامنشیان))
*((خط میخی
هخامنشی))
+*__((پایتخت هخامنشیا))__
*__((تخت مشید))__
*__((خط میخی هخامنشی))__
*__((نام اتماعی هخامنشی))__
*__((آموزش و قضاوت در دوره هخامنشی))__
*__((بان در دوره هخامنشی))__
*__((هنر و مماری هخامنشی))__
*__((ین در دوره هخامنشی ))__
*__((سازمان قضایی هخامنشی))__
*__((قانونگزاری در اسطوره های ایرانی ))__r />* __((ویت داریوش به خشایاشاه))__
-{picture file=img/daneshnameh_up/Achaemenid_Battleship.jpg} 
-{picture file=img/daneshnameh_up/Achaemenid_Cavalry.jpg} 

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 شنبه 03 تیر 1385 [14:17 ]   27   محمد رضا قدوسی      جاری 
 شنبه 03 تیر 1385 [14:00 ]   26   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 شنبه 03 تیر 1385 [13:56 ]   25   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 جمعه 14 بهمن 1384 [03:50 ]   24   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 پنج شنبه 13 بهمن 1384 [15:29 ]   23   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 پنج شنبه 13 بهمن 1384 [15:16 ]   22   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 پنج شنبه 13 بهمن 1384 [15:15 ]   21   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 پنج شنبه 13 بهمن 1384 [14:49 ]   20   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 پنج شنبه 13 بهمن 1384 [14:43 ]   19   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 پنج شنبه 13 بهمن 1384 [13:53 ]   18   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 پنج شنبه 13 بهمن 1384 [13:23 ]   17   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 پنج شنبه 13 بهمن 1384 [13:14 ]   16   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 دوشنبه 07 شهریور 1384 [12:03 ]   15   بابک خسروشاهی      v  c  d  s 
 سه شنبه 15 دی 1383 [08:29 ]   14   بابک خسروشاهی      v  c  d  s 
 سه شنبه 15 دی 1383 [08:26 ]   13   بابک خسروشاهی      v  c  d  s 
 سه شنبه 15 دی 1383 [08:21 ]   12   بابک خسروشاهی      v  c  d  s 
 سه شنبه 15 دی 1383 [07:24 ]   11   فاطمه عیوضی      v  c  d  s 
 سه شنبه 15 دی 1383 [07:21 ]   10   بابک خسروشاهی      v  c  d  s 
 سه شنبه 15 دی 1383 [07:04 ]   9   بابک خسروشاهی      v  c  d  s 
 سه شنبه 15 دی 1383 [06:50 ]   8   فاطمه عیوضی      v  c  d  s 
 سه شنبه 15 دی 1383 [06:35 ]   7   فاطمه عیوضی      v  c  d  s 
 سه شنبه 15 دی 1383 [06:18 ]   6   فاطمه عیوضی      v  c  d  s 
 سه شنبه 15 دی 1383 [06:01 ]   5   فاطمه عیوضی      v  c  d  s 
 سه شنبه 15 دی 1383 [05:35 ]   4   فاطمه عیوضی      v  c  d  s 
 سه شنبه 15 دی 1383 [04:12 ]   3   بابک خسروشاهی      v  c  d  s 
 سه شنبه 17 آذر 1383 [06:10 ]   2   نفیسه ناجی      v  c  d  s 
 سه شنبه 27 مرداد 1383 [07:12 ]   1   حامد احمدی      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..