/>r />r>
    
 منو
 کاربر Online
572 کاربر online
تاریخچه ی: هخامنشیان

تفاوت با نگارش: 2

Lines: 1-69Lines: 1-87
 V{maketoc} V{maketoc}
-هخامنشیان از پارسیان بشمار می روند. پارسیان مردمانی(( آریایی)) نزاد بودند که تاریخ آمدن ایشان به ایران معلوم نیست. در کتیبه های آشوری از سده ی نهم پیش از میلاد آمده است. از همان تاریخ آنان در ناحیه ی انشان که در مشرق(( شوشتر)) و حوالی ((کارون)) واقع بود دولت کوچکی تشکیل دادند که در ابتدا از دولت ماد اطاعت می کردند . جد ایشان هخامنش همه ی ((قبیله)) های پارسی را زیر فرمان خود در آورد. +__هخامنشیان__ از ((پارسی))ان بشمار می روند.
پارسیان مردمانی(( آریایی)) نزاد بودند که تاریخ آمدن ایشان به ((ایران)) معلوم نیست. در کتیبه های ((آشور))ی از سده ی نهم پیش از میلاد آمده است. از همان تاریخ آنان در ناحیه ی ((انشان)) که در مشرق(( شوشتر)) و حوالی ((کارون)) واقع بود دولت کوچکی تشکیل دادند که در ابتدا از دولت ((ماد)) اطاعت می کردند . جد ایشان هخامنش همه ی ((قبیله)) های پارسی را زیر فرمان خود در آورد.
-! تمدن و فرهنگ هخامنشی +




{picture=gard.jpg}

! تمدن و فرهنگ هخامنشی
''شاه :'' این نام که از سه هزار سال پیش در زبانهای ایرانی رواج دارد ، از ((پارسی باستان)) گرفته شده است که پس از تحولات تاریخی بسیار به صورت « شاه » در آمده است .
چون پس از اتحاد ماد و پارس بدست ((کوروش کبیر|کوروش بزرگ))، (550 ق . م ) اصطلاح __شاهنشاه__ بکار رفت . این بدان جهت بود که مردم آریایی و غیر آریایی ((فلات ایران)) و پیرامون آن به کشور هخامنشی پیوستند و خصوصا پادشاهان و شهریاران آنها نیز برتری کوروش را پذیرفتند .
شاهنشاه در پارسی باستان __خشایه ثیه__ یعنی شاه شاهان آمده است.
-''شاه :'' این نام که از سه هزار سال پیش در زبانهی ایرانی رواج دارد ، مأخوذ از پارسی ((باستان)) است ه پ از تحولات تاریخی بسیار به صرت « شاه » در آمده است .
چون پس از اتحاد ماد و پارس بدست کوروش بزرگ، (550 ق . م ) مردم آریایی و غیر آریایی ((فلات ایران)) و پیرامون آن، پادشاهان و شهریاران، خود به کشور هخامنشی پیوستند و فرمان بردار پادشاه آن گشتند، از این رو شاه بزرگ را شاهنشاه خواندند که در پارسی باستان ((خشایه ثیه)) نام یعنی شاه شاهان آمده است. شاهنشاه درهنگام صلح جامعه ای بلند از ((دیبا))ی ((ارغوانی)) که آستینهای فراخ داشت و در زیر آن پیراهن بلندی می پوشید که تا زانو می رسد و مغزی سفید داشت و کمر بندی روی آن می بست . کفش شاه نیز ، زرین و پاشنه دار و نوک تیز بود . یونانیــان تـاج شاهنشاهیان هخــامنشی را((تیار)) و یا ((گیسداریس)) خوانده اند . شاه ، ریش دراز و موهای مجعد داشت و بر تخت زرین می نشست و عصای زرین به دست می گرفت . دیگران مجبور بودند در برابر شاهنشاه به خاک افتاده پای او را ببوسیدند.فر مانها و نامه های سلطنتی به مهر شاه می رسید و نسخه ای از آن در دفاتر شاهی نگهداری می شد .
+__لبا ویه اهشاه__
شاهنشاه درهنگام صلح جامعه ای بلند از ((دیبا))ی ((ارغوانی)) که آستینهای فراخ داشت و در زیر آن پیراهن بلندی می پوشید که تا زانو می رسد و مغزی سفید داشت و کمر بندی روی آن می بست . کفش شاه نیز ، زرین و پاشنه دار و نوک تیز بود . یونانیــان تـاج شاهنشاهیان هخــامنشی را((تیار)) و یا ((گیسداریس)) خوانده اند .
شاه ، ریش دراز و موهای مجعد داشت و بر تخت زرین می نشست و عصای زرین به دست می گرفت .
-''کشورداری:'' چنانکه گفتیم داریوش پس از اینکه بر اوضاع کشور ایران مسلط شد، ایران را به سی و سه ((خشتره)) یا استان تقسیم کرد و ادارة آنها را به پارسیها که تنها قوم مورد اعتماد شاهنشاه بودند واگذار نمود. از زمان خشایارشاه که دولت هخامنشی روی به ضعف نهاد استااران یک نوع خود مختاری پیا کرده حتی ریاست سپاه محلی را که بر عهدة سرداری به نام(( کارانا)) بود نیز بدست گرفتند. اختیارات شاهان یا امیران محلی با قوت یا ضعف حکومت مرکی تغییر می کرد. ضرب سکه طلا از مختصات شاهنشاه بود . اما استانداران می توانسند گاهی سکه هایی از نقه یا مس بزنند . در اوایل درة هخامنی سالی دوبار بازرسان شاهنشاهی ک شم و گوش شاه خوانده می شدند به اتانها ((گسیل)) می گشتند . +فرمانها و نامه های سنتی ه مهر شاه می رید و نسه ای از ن در دار شاهی نگهدای می شد .
-''ه ایران :'' پیش از داریوش یرن سپاه منمی نداشت و ارتش آ صورت(( چریک)) ااره می شد . داریش به تشکی په جاوان پداخت که شار ایان به ده هزار تن می رسید . در شهر پان وجود داشت که در ارگ آن شهر جای داشتند و فرماندة آن ((دژ))ها را ((ارگبد)) می گفتند .
لشکر ایران
به دو دستة پیاده و سواره قسیم می شدند و مسلح به تیر و کمان و نیزه و شمشی و ((وبین)) و خنجر و(( کمند)) و سپ و ((کلاخود)) و ر بودند . اسب و فی و شتر را هر سه در جنگ بکار می بردند . ایرایان در تیر اندازی مهار اشتدانکه ((هرودت)) می نویسد پارسیان از کودکی به فرزندان خود سه چیز می آموختند که : راست بگیند و راست بر اسب سوار شوند و رات تیر بیدازند . ز زمان داریوش دوم سپاه مدو یونانی نیز در ارتش ایران راه یافت و همین ام باعث تن پروری ایرانیا و نحطاط ارتش ایشان ردید .

در ایران از زمان کوو(( گردونه)) هی جنگی نیز به کار ی ف . چرخهای این گرونه ها غالباً مجهز به داسهای برنده بود .
نیروی دریایی : در زمان
هخامنشی یران به ستیاری رعایای ((فینیی)) و یونانی خود داای نیروی دریایی مهمی گردید . ((بحریة)) ایران مرکب از س گونه کتی ود :

ا
ل - کتیهای جگی که پاروزنان آن در سه یف یکی بالای دیگری قرا می گد.
/>دوم - کتیای دراز که برای ل و نقل بها و سواره نام بکار می ت .

وم - کیهای ککر که برای حمل و نقل و ((وار و بر)) است می شد .
+داری />((داریوش کیر|ایوش)) ا ایک اوا کشر ایان مس شد، ایران را به سی و سه __شتره __ ی سا سی کرد ادار نا را به افرادی که ورد اتاد اهنشاه وند واگار نود.
از زمان نینا ایاراه که دو هخامنشی وی به عف ناد اتانداران یک و ود تاری یدا کرده ی ریات می را که بر سراری نم __کان __بود نی بست گد.
-''طبقات :'' در روزگار هخمنشی مردم ایران ر پن بقه شرح زی قسیم می شدند :

1 - بز
رگان . 2 -(( ما)) . 3 - کاورزان . 4 - بازرگاان و پیه و . 5 - ردان .
از طبق
بزرگا فت خاوادة پرسی درجة اول بودند و((مناصب)) لشکری و کشوری در ان . مغان ی رنین ا وای ششگاة ((ماد)) بودند که در دورة هخامنشی نیز اهمیت و اتباری داشتند و اجرا کنندة مراسم مذهبی شار ی فتند. />ارایی و هزین کشور : هرودت می نویسد که داریوش مالیا ایران را به نقدی جنسی یین کرد و ایران ا به بیست منق مایاتی تسیم نمود و همره با ه((ساترا))ی یک نف امین مالیه نی رون دات . مام ملیاتها در زانة شاهی نگاهداری می شد . طلا و نقره را آب کرده در وه های سفالین می ریختند و هر وقت پولی لازم می شد شاه ک ی کرد که قسمتی از شم را ببرد و مورد استفاده قرار هن . از میا ایالات شور ، پارس از دادن ((مالیات)) معاف بود .
+اخیارا ه ی میران می ا وت ی کت ی ییر می کرد. ک ا ا انشا بود . اما اتانداران می اتند اهی که هایی ا نقره یا س نن . /> اای دور هانی سالی وا اران شاهنشاهی که __م و گوش شاه__ اده می ش ب استانها ی می شت .
-''دادگستری :'' قوة عالیة قضایی در اختیار شخص شاهنشاه بود . ولی شاه غالباً را به یکی از موبدان یا ریش سفیدان کشور واگذار می کرد . پس از آن دادگاه عالی بود که از هفت قاضی تشکیل می شد . پایین تر از آن دادگاههای محلی بود که در سراسر کشور وجود داشت .
قوانین را موبدان وضع کرده به صحة شاه می رسانیدند . در اواخر دورة هخامنشی قضایی غیر از موبدان و حتی زنان نیز به منصب داوری برگزیده می شدند . برای هر نوع محاکمه مدت معینی مقرر بود که بایستی در ظرف آن مدت حکم صادر شود . غالباً به طرفین دعوی پیشنهاد سازش از طریق داوری می کردند .
چون
رفته رفته قوانین کشور توسعه یافت به تقلید یونانیان گروه خاصی به نام « سخنگویان قانون » یا « وکلای دادگستری » پیدا شدند که مردم در کارهای قضایی خود به ایشان مراجعه می کــردند . پادشاهان هخامنشی خود را مظهر عدالت و دادگستری می دانستند . داریوش در(( کتیبة بیستون)) می گوید : « ((اهورا مزدا)) و ایزدان از آن جهت مرا یاری کردند که من و دودمانم بددل و دروغگو و بی انصاف نبودیم : من از روی عدل و داد پادشاهی کردم و بر هیچ ضعیفی ستم روا نداشتم . »
+ align=left> />
/>{picture=sarbazghermez.jpg}
-''آمـوزش و پرورش :'' به قول(( استرابون)) از سن پنج تا بیست و چهار سالگی به پارسیان می آموزند که تیر و(( زوبین)) بیندازند و راست سوار شوند و راست گویند . مربیان ایشان مردمانـی پاکدامن هستنــد و داستــانهای سودمندی را برای کودکان خود حکایت می کنند . جوانان باید پیش از برآمدن آفتاب از خواب برخیزند . سپس آنان در میدانی گرد آمده به دسته های پنجاه نفری تقسیم می شوند و هر دسته را به فرزند یکی از ((امیر))ان می سپارند . این شخص دسته خود را به مسافت بیش از یک فرسنگ می دواند . سپس درسی را که فراگرفته اند از آنان می پرسد .
جــوانان بایــد بلند سخــن بگویند تا ((شش))های ایشان ورزیده شود . به آنان می آموزند که در گرما و سرما و در هنگام سختیها بردبار باشند . جوانان باید(( گله)) ها را بچرا برند و تمام شب را در هوای آزاد ((کشیک)) بکشند . مدت خدمت سربازی ایشان از بیست تا بیست و پنج سالگی است . وظیفة آموزش و پرورش را معمولاً((مغان)) عهده دار بودند . یکی از اصول رایج آن زمان این بود که دبستانها نزدیک بازار نباشد تا دروغ و دشنام و ((تزویر))ی که در آنجا رایج است موجب ((تباه))ی و فساد اخلاق کودکان نشود .

ایرایان از کودکی آموخته می شدند که از افکندن آب دهان و ((قضای حاجت)) در کوچه ها و حضور دیگران و آلوده کردن آب روان اجتناب نمایند .
منظور از تربیت در آن دوره آن بود که جوانان را دلیر و فداکار و خردمند و آراسته به زیور ، اخلاق و مفید به حال ک
شور و جامعه بارآورند .
زبــان دورة هخامــنشی : دانشمندان
ایران شناس زبان پارسی را به سه دورة پارســی باستان و پارسی میانه ی زبان پهلوی اشکانی و ساسانی و پارسی جدید یا ((پارسی دری)) تقسیم کرده اند .
پـارس
ی باستان همان زبان دورة هخامنشی است که به خط میخی نوشتـه مــی شد . این خط از علاماتی به شکل میخ تشکیل می شود که از چپ به راست نوشته می شده است .
ایرانیان خط میخی را از اقوام پیش از خود ، ((
آشوریها)) و ((عیلام))یها فراگرفتند و خط آنان را که بسیار دشوار بود و بیش از سیصد علامت داشت اصلاح کرده به چهل و دو علامت رسانیدند و آنرا به صورت الفبایی مرتب نمودند .

ا مجموع سن نشته ها و الواح میخی که بر روی سنگها و خشتهای پخته و فلزات بدست آمده در حدود چهارصد کمه غیر مکرر باقی ات که ار دویست کلمة دیگر را که در کتابهای یونانی بمناسبتی ذکر شده بر این عدد بیفزاییم ، مجموع لغات پارسی باستان که تا کنون یافت شده به شش صد کلمه می رسد .

مفصل ترین کتیبه های هخامنشی سنگ نبشتة
داریوش بزرگ در بیستون است . این کتیبه در کنار جادة کرمانشاهان و بغداد قرار دارد . نام این محل بیستون می باشد که د راصل ((بغستان)) یعنی جای بغان و خدایان بوده است در این کتیبه گذشــته از تصویر داریـوش و نه تن از امیران نافرمان که دست بسته در نزد او ایستاده اند و ((فروهر اهورامزدا)) از بالا به ایشان می نگرد ، شرح حال داریوش در آغاز سلطنت خویش به زبان و خط میخی پارسی باستان آمده و به دوزبان و خط میخی بابلی و عیلامی نیز ترجمه شده است .

کاشف این کتیبه ، ((هانری ر
اولینسون)) Rawlinson دانشمند معروف انگلیسی است که در سال 1836 میلادی به خواندن آن آغاز و در سال 1839 به کشف همه الفبای میخی پارسی باستان نایل آمد .
''خط آر
امی :'' غیر از خط میخی که فقط در نوشتن کتیبه ها بکار می رفت ، خط آسان دیگری در آن زمان در میان مردم معمول بود که آن را خط آرامی می نامند .
خط آرامی از انواع خطوط سامی است که از خط الفبایی فینیقی اقتباس
شده و بیست و دو حرف به شرح زیر دارد :

((ابجد)) . ((هوز)) . ((حطی)) . ((کل
من)) . ((سعفص)) . ((قرشت)) .

د
اریوش بزرگ پس از برقراری امنیت در ایران چون مردم غالب ایالات ایران به زبانهایی غیر از پارسی باستان سخن می گفتند و بیشتر ایشان ایرانی نژاد نبودند ، برای برقراری ارتباط بین شاهنشاهی عظیم خود به فکر آن افتاد که زبان واسطی را اختیار کند . پس زبان و خط آرامی را که سابقاً در بین النهرین و سوریه رواج داشت و خط آن نسبت به زبانهای دیگر آسانتر بود و بر روی پوست و پاپیروس بآسانی نوشته می شد برگزید . این خط و زبان را دانشمندان ، آرامی شاهنشاهی نامیدند .
دا
ریوش به جای آنکه خود و یا درباریانش به زبان آرامی آشنا باشد ، گروهی از دبیران و ((کاتب))ان آرامی را استخدام کرد . این عده علاوه بر زبان مادری خود ، آرامی ، زبان پارسی باستان را نیز بخوبی می دانستند . سپس داریوش این گروه دبیران را بنا به احتیاجات محل هر چند تن به یکی از ولایات و ایالات ایرانی فرستاد و فرمان داد که ایشان دبیران و مــترجمان دولـــت در سراسر شاهنشاهی هخامنشی باشن . وی هر اه مـی خواست نامه یا بخشنامه ای را به ولایات ابلاغ کند ، یکی از دبیران آرامی زبان خود را می طلبید و نامه ای را که بنا بود بنویسد برای او تقریر می ر و دبیر آرامی نژاد ، حضوراً آن نامه را به خط و زبان آرامی می نوشت ، سپس آن نامه یا بخشنامه به استانداران بلاغ می شد . چون نامه یا بخشنامه ای به استانداری می رسید او فوراً دبیر آرامی زبان خود ا می خواست و آن دبیر چون محرم اسرار دولت نیز بود بلافاصله آن نامه را خــوانده و به زبان پارسی ترجمه می رد و ((استاندار)) به مفاد آن فرمان رفتار می نمود .

بسیاری از اینگونه نامه ها که متعلق به قرن پنجم پیش از میلاد است در جزیرة فیــله یا
((الفانتین)) که از جزایر ((رود نیل)) است در هل سال پیش در ((مصر)) پیدا شده است .
دین ای
رانیان : در دورة هخامنشی از مذهب ایرانیان اطلاع صحیحی در دست نداریم . همینقدر مسلم است که در عصر ایشان دین رسمی در ایران وجود نداشته است .
هخامنشیا ن نسبت به مذاهب بیگانه سختگیر نبودند و مانع از رواج آنها در کشور خود نمی شدند . داریوش در
((سنگ نوشته)) های خود می گوید : اهورا مزدا «بغ» یعنی خدای بزرگی است . او از همة بان بزرتر است . او آسمان و زمین و آدمی را آفرید و داریوش را شاه کرد .

از زمان اردشیر دوم از بغان دیگری مانند ((آناهیتا
)) و میترا ه ر ردیف اهورمزدا بشمار می رفتند در سنگ نوشته های او نیز یاد شده است .
مذهب مهر پرستی در ایران غربی رواج فراوان داشته ، در مشرق و شمال ایران نیز اغلب مردم آریایی ، زرتشتی مذهب بوده اند . برخلاف هخامنشیان ظاهراً مادها بیش از ایشان طرفدار دین زرتشت بشمار می رفتند و مغان یا روحانیان زرتشتی از طوایف ششگانة مادها شمرده می شدند . چنانکه در پیش گفتیم قیام ((گئوماته مغ)) نیز به خاطر آن بوده که دین زرتشت را در ایران رواج دهد . زرتشتیان مردگان خود را در فضای آزاد می گذاشتند تا طعمة مرغان شکاری و درندگان شوند . اما هخامنشیان چنانکه از مقابر ایشان در تخت جمشید پیداست ، مردگان خود را دفن می کردند . اغماض و سهل انگاری هخامنشیان نسبت به ادیان دیگر و حتی درباره بت پرستان نشان می دهد که اگر هم زرتشتی بوده اند ، در آن دین تعصب زیادی نداشته اند .
+!سپاه ایران
__سپاه جاویدان__
یش از داریوش ایران سپاه منمی نداشت و ارتش آن بصورت افراد یر حره ای اداره می شد . داریوش به تشکیل __سپاه جاودان__ پرداخت که شمار ایشان به ده هزار تن می رسید . در هر شهر پادگانی وجود داشت که در ((ارگ)) آن شهر ای داشتند و فرماندة آن ((د))ها را ((ارگبد)) می گفتند .
-''اری دورة هخامنی :'' ایرین ر ایرانی به منی یی در این دوره ، معماری ن ات . این ه در بناهای عی ااراد و تت جمشید و و تی که است . +کر ایرا به دو دستة پیاده و سواره تقسیم می شدند و مسلح به تیر و کمن و نیزه و شمشیر و ((زوبین)) و خنجر و(( مند)) و سپر و ((کلاهخود)) و زره بودند .
اسب و فیل و شتر را هم زمان ر جنگ بکار می بردند .

یراین در تیر اندازی ارت داشتندچنانکه ((هرودت)) می نویسد پارسیان از کودکی به فرزندان خود سه چیز می موختند که :
*راست بگو
یند
*
است بر اسب سار شوند
*راست تیر ب
یدازند .
از زمان ((دار
یوش دوم)) ، جنگاوران یونانی نیز بعنوان مزدور در ارتش ایران راه یفتند و همن امر باعث تن پروری ایرانیان و انحطاط ارتش ایشان گردید .

در ایران از ز
مان کوروش(( گردونه)) های نگی نیز به کا ی رت . چرخهای ای گردونه ها غااً مجهز به داسهای برنده بودند .







{picture=Achaemenid_Battleship.jpg}


!!نیروی دری
ایی :
در زمان
هخاشی ایران به دستیاری رعیای ((ینیقی)) یونانی ود دارای نیروی ریایی مهمی گردید . این نیرو ، ایران مرکب از سه گونه کشتی ود :

اول - کش
تیهای جنگی که پاروزنان آن در سه ردیف یکی بالای دیگری قرار می گرفتند.

دوم - ک
شتیهای دراز که برای حمل و نقل سبها و واره نظام بکار می رفت .

م - کشتیهای کوچک که برای حمل و نقل ((خوار و بار)) استعمال می شد .
-''اســـارگاد :'' که نـتین ایتـت هخامــنشی ر ((ایالــت)) ارس در ساهای
559 تا 550
ق . م ه ت کوو با شده و س ز 529 تا 521 ب دست سرش ((کموی)) تکمیل گردیه . نا مر آامگاه کوروش مغرب دکده مدرسلیا وقع ت . پوش این آراگ ز ن و شکل شیرانی ات . برای اتن آن قطعات بزرگ ((نگ هک)) را ی م گذارده اند . قت پایین آن ا ردیف پلکان شکیل می ود ، وی ک شکل ((هری)) ا یا کده ست .
آرام
اه کش ا ساباً بر مدر سلیمان می گفد . در مل این آراگاه ک ذییی کروش دیده می ود . وسعت این کخ 2520 تر مبع است شامل یک تالار بزرگ مرکی است . سرستوهی آ رکب از ی ن گا یا شیر می اشد . نزدیک ((رد پلوار)) ، ک یگری کش شد که دد 584 متر وسعت اد . ی نقوش بست ای که در کنر دری رار داشته، یک رشتة ادار دید می ود ک بای عیلامی و اج مری بسرارد و ا فروه یعنی وت مثالی کوو می انند .
+! یرا نای گذشت
ولت هخامنشی ورث تدهای قدیم پ و بد و م وم مر ملل پی ، مد : آور و بل یا ین ال در کشور هناو رواج ات .
/>بزرگرین هر می دانی آن ، امپوری بال ود . ی شهر تعیم مارف دیم ه ست ((اه ابی)) ((مان)) د . /> ار یف دیم ا باهای(( اکی)) و ((سوی)) عیای ای می واندد . />ر ش و یایدان بی در صر خود ــشهر ا ودد عم خود ا هما ب سحر و ادو اگرن و می موند .
-''تخت جمشید :'' تخت جمشید در محوطة وسیعی واقع شده که از یک طرف به کوه رحمت و از طرف دیر به مرودشت محدود است . ای کاخهای عظیم سلطنتی در کنار شهر پارسه که یونانیان آن را پرپولیس خوانده اند ساخته شده است .
ساختمان تخت جمشید در زمان داریوش اول در حدود 518 ق . م ، آغاز شد. نخست صفه یاتختگاه
بلندی را آماده کردند و روی آن تالار آپادانا و پله های اصلی و کاخ تچرا را ساختند . پس از داریوش ، پسرش خشایارشا تالار هدیش را بنا نمود و طرح بنای تلار صد ستون را ریخت . اردشیر اول تالار صد ستون را تمام کرد . اردشیر سوم ساختمان را آغاز کرد که ناتمام ماند . این ساختمانها بر روی پایه هایی ساخته شــده که قسمتـی از آنها صخره های عظیم و یکپارچه بوده و یا آنها را در کوه تراشیده اند .

معماری هخامنشی ، هنری است(( امتزاجی)) که از سبک معماریهای بابل و آشور و مصر و شهرهای یونانی آسیای صغیر و ((قوم اورارتو)) اقتباس شده و با هنر نمایی و ابتکار روح ایرانی نوع مستقلی را از معماری پدید آورده است . هخامنشیان با ساختن این ابنیة عظیم می خواستند عظمت شاهنشاهی بزرگ خود را به جهانیان نشان دهند.
در اواخر سال 1312 شمسی براثر خاکبرداری در گوشة شمال غربی صفه تخت جمشید قریب چهل هزار لوحه های گلی به شکل و قطع مهرهای نماز بدست آمد . بر روی این الواح کلماتی به خط عیلامی نوشته شده بود . پس از خواندن معلوم شد که این الواح عیلامی اسناد خرج ساختمان قصرهای تخت جمشید می باشد . از میان الواح بعضی به زبان پارسی و خط عیلامی است . از کشف این الواح شهرت نابجایی را که می گفتند قصرهای تخت جمشید مانند اهرام مصر با ظلم و جور و بیگار گرفتن رعایا ساخته شده باطل گشت ، زیرا این اسناد عیلامی حکایت از آن دارد که به تمام کارگران این قصور عالیه اعم از عمله و بنا و نجار و سنگتراش و معمار و مهندس مزد می دادند و هر کدام از این الواح سند هزینة یک یا چند نفر است . کارگرانی که در بنای تخت جمشید دست اندرکار بودند ، از ملتهای مختلف چون ایرانی و بابلی و مصری و یونانی و عیلامی و آشوری تشکیل می شدند که همة آنان ((رعیت)) دولت شاهنشاهی ایران بشمار می رفتند . گذشته از مردان ، زنان و دختران نیز به کار گل مشغول بودند . مزدی که به این کارگران می دادند غالباً جنسی بود نه نقدی ، که آنرا با یک واحــد پـول بابلی به نام « شکــل » سنجیده و برابر آن را به جنس پرداخت می کردند . اجناسی را که بیشتر به کارگران می دادند و مزد آن محسوب می شد عبارت از
:

((گندم)) ، ((گوشت)) و ((شراب)) .
در(( شوش)) در کاخ داریوش اول یک کتیبه ای که جنبه ساختمانی دارد کشف شده که دربارة مصالح ساختمانی و صنعتگرانی که در ساختمان آن کاخ کار می کردند شرح مفصلی داده است . در نقش رستم که در حدود پنج کیلومتری تخت جمشید واقع شده ، مقبرة داریوش بزرگ و دیگر شاهنشاهان هخامنشی مانند : خشایارشا و اردشیر اول و دوم دیده می شود . این مقبره ها حفره هایی است که در صخره های عمودی بوجود آمده و مدخل آنها به صورت دالان سرپوشیده ای است که چهار ستون دارد . در شوش نیز از داریوش اول و خشایار شا و اردشیر دوم آثار بدست آمده که قسمت عمدة آنها در ((موزة لوور پاریس)) نگاهداری می شود . در شوش معماری کاخها بیشتر تحت تأثیر هنر بین النهرین قرار گرفته است . از جملة آثار هنری آن دوره ، مهره های استوانه ای شکل است که به جای امضا بر روی اسناد و نامه های اداری قرار می دادند . این مهره ها از نظر هنر کنده کاری نظیر مهره های بین النهرین هستند .

اوضاع اجتماعی : پایه و اساس زندگانی اجتماعی آن روز ، کشاورزی بود . دراین دوره مأموران دولتی مخصوصی وجود داشت که ناظر در امور کشاورزی و ((متصدی)) وصول مالیاتها بودند . پادشاهان هخامنشی به کسانی که زمینهای بایر را تبدیل را اراضی زراعتــی یا پرداخت می کردند و به احداث قنوات می پرداختنــد ، پاداش خوبـی مـی دادند .
دامداری رواج فراوان داشت و اسبهای نسا که در ماد پرورش می یافتند ، شهرت بسزایی داشتند . هر ایالت و شهری به صنعت دستی خود مشهور بود . در بابل و بین النهرین بازرگانی رواج فراوان داشت . بانکهایی که برای توسعة تجارت و کشاورزی به مردم وام می دادند ، تشکیل شده بود که معروفترین آنها دو بانک برادران اگیبی و پسران موراشو در بابل بوده است .

امیــران و بزرگان و دستگاههای اداری و مذهبی ، کارگرانی داشتند که آنان را « مانیا » می خواندند . بر اینان که بردگانی بیش نبودند داغ می نهادند و در امور ساختمانی و کشاورزی و صنعت از وجودشان استفاده می کردند . اینان از اسیران جنگی بشمار می رفتند و آنان را غالباً در روستاها نشیمن می دادند .
قسمت اصلی اراضی کشور باستثنای املاک برده نشین ، به وسیله کشاورزان اداره می شدند . این کشاورزان حق نداشتند آن اراضی را ترک کنند و با همان زمینها به مالک دیگر منتقل می گشتند . قسمتی از اراضی کشور به معابد اختصاص داشت . در این نقاط کانونهای انبوه بردگان بوجود آمده بود . دولت هخامنشی وارث تمدنهای قدیم پیش از خود بود و همة علوم و معارف ملل پیش ، مانند : آشور و بابل و عیلام ، در بین اهل آن ، در آن کشور پهناور رواج داشت .

بزرگترین شهر علمی و دانشگاهی آن ، امپراتوری بابل بود . در این شهر تعلیم معارف قدیم ، به دست کاهنان بابلی و مغان بود . آثار و تألیفات قدیم را به زبانهای اکدی و سومری و عیلامی و آرامی می خواندند . ستاره شناسان و ریاضیدانان بابلی در عصر خود مــشهور آفاق بودند و علوم خود را همراه با سحر و جادو به شاگردان خود می آموختند .
+!همچنین ببینید:
-''جانشینن ک :''
مرگ نگهانی اسکندر 322 ق . م وع شانشاهی و آشه کرد . هنو جسد ا سرد نشده بود که سرداران وی به ناع با یکیگر برخاست . ر آسیا دیکاس ک نیب سن او ب به سردار گفت که باید در تظار ضع حل رخساه ( روشنک ) زن اسکندر باشیم ، ((سانه)) پری زایید که او را به ام درش اسکندر خواندن . دیری گشت ک سرداران یکباره با یکدیگر به رقابت رخاستن و در این میان ((پردیکاس)) کت ورده کشته (321 ق . م ) و ((آنیپاتر)) Antipater ه جای به نیابت سلطنت ست . پس از چندی قدرت به دست سردار دیگر به نام ((آنیگون)) Antigon یک چش اتاد . وی سال 312 ق . م وی به دست سرداری به نام سلوکوس شکست یافت . سلطت بر لات ایران نصیب ((سلوکوس)) شد و مصر به دست سرداری یگر که ((بطمیوس)) خوانده می شد اتاد
+*__((پای منیان))__ />*__(( شی))__ />*__(( یی هانشی))__ />*__((نام اتی انی))__ />*__(( و ات در ر خانشی))__ />*__((ان ر دوره خامشی))__ />*__((هنر و اری هخامنی))__ />*__((دین وره همنی ))__r />*__((اان ایی هخامنی))__ />*__((اوای در اسطره ای ایرانی ))__ />* __((وصیت داریو ب خشایارشا))__

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 شنبه 03 تیر 1385 [14:17 ]   27   محمد رضا قدوسی      جاری 
 شنبه 03 تیر 1385 [14:00 ]   26   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 شنبه 03 تیر 1385 [13:56 ]   25   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 جمعه 14 بهمن 1384 [03:50 ]   24   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 پنج شنبه 13 بهمن 1384 [15:29 ]   23   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 پنج شنبه 13 بهمن 1384 [15:16 ]   22   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 پنج شنبه 13 بهمن 1384 [15:15 ]   21   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 پنج شنبه 13 بهمن 1384 [14:49 ]   20   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 پنج شنبه 13 بهمن 1384 [14:43 ]   19   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 پنج شنبه 13 بهمن 1384 [13:53 ]   18   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 پنج شنبه 13 بهمن 1384 [13:23 ]   17   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 پنج شنبه 13 بهمن 1384 [13:14 ]   16   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 دوشنبه 07 شهریور 1384 [12:03 ]   15   بابک خسروشاهی      v  c  d  s 
 سه شنبه 15 دی 1383 [08:29 ]   14   بابک خسروشاهی      v  c  d  s 
 سه شنبه 15 دی 1383 [08:26 ]   13   بابک خسروشاهی      v  c  d  s 
 سه شنبه 15 دی 1383 [08:21 ]   12   بابک خسروشاهی      v  c  d  s 
 سه شنبه 15 دی 1383 [07:24 ]   11   فاطمه عیوضی      v  c  d  s 
 سه شنبه 15 دی 1383 [07:21 ]   10   بابک خسروشاهی      v  c  d  s 
 سه شنبه 15 دی 1383 [07:04 ]   9   بابک خسروشاهی      v  c  d  s 
 سه شنبه 15 دی 1383 [06:50 ]   8   فاطمه عیوضی      v  c  d  s 
 سه شنبه 15 دی 1383 [06:35 ]   7   فاطمه عیوضی      v  c  d  s 
 سه شنبه 15 دی 1383 [06:18 ]   6   فاطمه عیوضی      v  c  d  s 
 سه شنبه 15 دی 1383 [06:01 ]   5   فاطمه عیوضی      v  c  d  s 
 سه شنبه 15 دی 1383 [05:35 ]   4   فاطمه عیوضی      v  c  d  s 
 سه شنبه 15 دی 1383 [04:12 ]   3   بابک خسروشاهی      v  c  d  s 
 سه شنبه 17 آذر 1383 [06:10 ]   2   نفیسه ناجی      v  c  d  s 
 سه شنبه 27 مرداد 1383 [07:12 ]   1   حامد احمدی      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..