منو
 کاربر Online
661 کاربر online
Lines: 1-23Lines: 1-25
-چ ((حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله|رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ))رل فرمود ه اک سرده د، بیتر م از راه واب رگند و برا رمایش رول دا - که ((امیراممین|ایرالومنین)) را برای لا ای خود مین فرمده بود - با ((کر|ابوبکر ))ی کدند. +{picture=fatemeh8.jpg height=401 width=300 align=left}
س از رحت ((حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله|رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم))، بیشتر مدم برخلف فرمایش رسول خدا ک ((ضرت امیرالمؤمنین علی علیه لسلام|علی علیه السام)) را برای خلافت و ((وصایت)) خود معین فرموده ود، با ((ابوبکر|ابوبکر)) بیت کردند.
ع
ی لیه لسلام نیز بعد از فراغت ز غسل و کفن و دفن پیامبر مغول ((جمع آوری قن)) شده بود که تا آن روز به صور راکده وجود بود.
د
ر همان روهای اول ود که ((عمر بن خطاب|عمر)) به اببکر گفت:« همه مدم با ت بیعت کردند جز علی و ال بیت او. کسی را به دنبال ا بفرست تا بیاید و بیعت کند.»
ابوبکر غلا
مش، ((معاف کردن قنفذ از پرداخت جریمه|قنفذ))، را فرستاد، ولی لی علیه الام حاضر شد ب مجد بیای. عمر از جا بلند شد و به ((خالد بن ولید مزومی|خالد بن ولید)) و قنفذ فرما داد که هیزم و آتش بیاورند و با ی که تقریبا سیصد نفر بودند، آمدند و مقابل در انه فاطمه علیهلام مع شدند.
-میرالممنی علیه السلام بد ا فرا از سل و کفن و دن بر موری قرن - که تا ن روز در ستهای فی ش ده ود- مت مش. +مر فریاد زد که:« بیرون بیایید و الا خانه را با اهلش آتش می‏زم
مردم گفت
ند:« ای عر! ((حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام|فاطمه)) - دختر رسول خدا- در خانه است.»
ع
مر گفت:« بشد. حتی اگ فاطمه در خانه اشد، خانه را آتش می‌زنم.»
ف
طمه علیهاسلام پشت در آمد و فرمود:« ای عمر از خدا هراس نداری و می‌خواهی وارد خاه من شوی؟ من بدتر ز شم طایفه و قومی را نمیناسم. جنازه رسول خدا را رها کردید و بدون اینکه حق ما ر در نظر بگیرید، کار خلافت را رای خودتان تمام کردید!»
عمر آتش طلبید
و در خانه را آتش زد و در یم سخته را باز کرد.
در
این نگم فطه علیاسام پیش د و فیاد زد:« آه پر! ای رسول خدا! ببی من از دست ابوبر و عم چه می‏کشم و ینها بر سر من چه آورده‏اند.»
-هو وزهای ا ود که ((عمر ن ا|عمر ))ه ابوبکر : همه م ی کدن ا مرد- ینی ی یه ا - و ا یت او سی ا ب با او بفر ا بیید و بیعت کن. +عده‏ای از ردم وقی دای ناله و فریاد زهرا علیهاسلام را شیدد، مفرق شدند ولی عده‌ای برای کمک به عمر مندند.
این ‏ال عمر مشیر خود را همان طور که در غلاف بود بلند کر ر پهلوی فاطمه عیهلام . فطه فی د و آه و نله داد اا عمر دست به تازینه رد با تازیانه ر بازی فاطمه د؛ نف یز چنا بر بازوی فاط ازیانه زد که اثرش تا زمان فوش همون یک ازوبند بر بازی بای ماند.
سپس عمر
و در روایتی ((مغیره)) با فشار ، پهلوی مارکش را شکست؛ به طوری که نینش سقط شد. />و به این ترتیب فاطمه زهرا سلام الله علیها تا آخر عمر از بستر نقهت برنخاست.
-ابوبکر غلامش ((پاداش تازیانه زدن قنفذ|قنفذ ))را فتاد، ولی امیرالمومنین به مسجد حاضر نشد، در این حال عمر از جای بلند شد و به ((خالد بن ولید مخزومی|خالد بن ولید ))و قنفذ فرمن داد که هزم و عله‏ای ز آتش باورند و با عده‏ای که تقریبا سیصد نف بودند آمدند و مقابل در خانه فاطمه علها لام جمع شدند.

عد
ای ز اصحاب داخل خانه بودند؛عم فریاد زد ه بیرون بیایید و الا خانه را با اهلش آتش می‏زنم، گفتند: ای عمر! فاطمه - دختر رسول خدا- ر خانه است؛ عمر گف: باشد گرچه فاطمه در خانه باشد.
+!منا: />*بحارالانوار، 43، ص 197، 29.
*امة الزهرا رمانی/519.
-فاطمه علیها سلام به پشت در آمد و فرمود: ای عمر از خدا هراس نداری و - بی‏اجازه- وارد خانه من می‏شوی؟ من بدتر از شما طایفه و قومی را نمی‏شناسم؛ جنازه رسول خدا را واگذاشتید و بدون اینکه حق ما را در نظر بگیرید کار خلافت را برای خودتان تمام کردید! اما عمر آتش را طلبید و در خانه را آتش زد و - در نیم سوخته را - باز کرد.

در این هنگام فاطمه علیهاسلام پیش آمد و فریاد زد: آه پدر! ای رسول خدا! ببین من از دست ابوبکر و عمر چه می‏کشم و اینها بر سر من چه آورده‏اند. عده‏ای از مردم وقتی صدای ناله و فریاد زهرا علیهاسلام را شنیدند، متفرق شدند ولی دست‏های
جسور و خدانشناس برای کمک به عمر ماندند.

در این ‏حال عمر شمشیر خود را
همانطور که در غلاف بود بلند کرد و بر پهلوی فاطمه علیها سلام فرود آورد، فاطمه فریاد زد و آه و ناله سرداد، اما عمر دست به تازیانه برد و با تازیانه بر بازوی فاطمه زد؛ در این میان قنفذ آنچنان تازیانه بر بازوی آن مخدره کوبید که اثرش تا زمان فوت همچون بازوبندی بر بازوی نازنین فاطمه سلام الله علیها باقی ماند.

سپس عمر و در روایتی ((مغیره )) با فشار چهار چوب در، پهلوی مبارکش را شکست. به طوری که جنین سقط شد و اینچنین زهرای راضیه سلام الله علیها تا آخر عمر از بستر نقاهت برنخاست.

منابع
:

بحار الانوار، ج 43، ص 197، ح 29.

فاطمة الزهراء رحمانی/519.

مراجعه شود به:

((هجوم به خانه وحی))
+!مراجعه شود به:
*((هجوم به خانه وحی))

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 جمعه 30 تیر 1385 [07:12 ]   8   رضا معرب      جاری 
 دوشنبه 16 خرداد 1384 [08:18 ]   7   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 دوشنبه 16 خرداد 1384 [08:15 ]   6   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 دوشنبه 16 خرداد 1384 [08:14 ]   5   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 چهارشنبه 11 خرداد 1384 [09:51 ]   4   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 دوشنبه 30 آذر 1383 [10:35 ]   3   امیرمهدی حقیقت      v  c  d  s 
 دوشنبه 16 آذر 1383 [04:26 ]   2   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 یکشنبه 05 مهر 1383 [12:11 ]   1   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..