منو
 کاربر Online
572 کاربر online
تاریخچه ی: نیما یوشیج

در حال مقایسه نگارشها

نگارش واقعی نگارش:8



تصویر
نام اصلی نیما یوشیج، علی اسفندیاری است. او در آبان 1276 شمسی در " یوش" در استان مازندران به دنیا آمد.

نیما نخستین شاعر نوپرداز در ایران نبود، پیش از او نیز افراد دیگر، چون ابوالقاسم لاهوتی، تقی رفعت و ... بیرون از قالب های رسمی اشعاری سروده و منتشر کرده بودند.

ولی نیما کسی بود که با دقت زیاد و صرف وقت بسیار (حدود 38 سال) توانست قالبهای کهن را در هم بریزد و راهی نو پیش پای شعر فارسی باز کند.

کودکی نیما (به قول خویش) در بین شبانان و آرامش کوهستان گذشت.

مقدمات درسی را در مکتب خانه ی ده آموخت و سپس به تهران آمد. در تهران او به مدرسه ی کاتولیک "سن لوئی" که دروسش به زبان فرانسه تدریش می شد رفت و آشنایی او به زبان فرانسه، سرآغاز دگرگونی در وی شد.

نیما خود می نویسد:"تمام خیالات من برای شناسایی چیزهای خوبی بود که می خواستم فقط با آن شناسایی بر همسران خود تفوق یابم... در پانزده سالگی می رفتم مورخ شوم، گاهی نقاش می شدم و ... خوشبختانه هر نوع قوه خلاقه در من وجود داشت، ولی مراقبت و تشویق یک معلم خوش رفتار، که "نظام وفا" شاعر به نام امروز باشد، مرا به خط شعر گفتن انداخت."

نظام وفا غزل سرایی بود که نیما "افسانه" را به او تقدیم کرد.

نیما همزمان با تحصیل در مدرسه ی سن لویی به آموزش زبان عربی پرداخت.

در سال 1298 شمسی در سن 22 سالگی به استخدام دولت درآمد، ولی کار اداری را دوست نداشت.

در سال 1300 شمسی نخستین کتاب شعرش را یک مثنوی بود به نام "قصه ی رنگ پریده خون سرد"، با سرمایه ی شخصی در 30 صفحه منتشر کرد.

تاریخ سرایش این شعر 1299 شمسی و امضای سراینده ی آن "نیما نوری" بود.

"نیما" نام قهرمانی طبری، به معنای قوس و کمان بزرگ است.



تصویر
در پاییز 1301 شمسی نیما شعر "ای شب" را می سراید.

"ای شب"، انحرافی جدی و بنیادی از شعر سنتی نبود ولی شور و سوزی که در شعر بود نام شاعر را بر سر زبان ها انداخت، به ویژه آنکه در نشریه ی ادبی معتبر "نوبهار" نیز چاپ شده بود که نشریه ی ادبای شناخته شده آن زمان بود.

در دی ماه همین سال نیما شعر "افسانه" را می سراید و آن را در چند شماره ی پیاپی در مجله ی "قرن بیستم"، (به مدیریت میرزاده ی عشقی) به چاپ می رساند.

"قرن بیستم" تندروترین و بی پرواترین نشریه ی ادبی- سیاسی آن سال ها بود و اثر افسانه در جامعه چنان بود که نیما به عنوان شاعر "افسانه" شناخته می شود.

ولی افسانه با همه ی نوآوری ها و ارزش و اعتبارش، چهره ی انقلابی نیما را مشخص نمی کند.

انقلاب نیما با دو شعر "ققنوس" (بهمن 1316 ش) و "غراب" (مهر 1317 ش) آغاز می شود و او این دو شعر را در مجله "موسیقی" که یک مجله دولتی بود منتشر کرد.

نکته ی قابل توجه این است که در فاصله ی افسانه تا ققنوس (1300 تا 1316) نیما فقط اشعاری در قالب سنتی می سرود.

نیما یوشیج علاقه ای به انتشار اشعارش، به ویژه در مجلات نداشت. او جز همین چند شعر که در فاصله ای حدود بیست سال در" قرن بیستم" و مجله ی "موسیقی" چاپ کرد، تا پایان عمرش دو سه شعر دیگر منتشر کرد.

نیما یوشیج از سال های بیست به بعد، هر روز منزوی تر شد و پس از کودتای 1332 اعتمادش را از همه، جز یکی دو تن که در نامه ها از آنها یاد کرده است، از دست داد ولی بهترین اشعارش را نیز در همین سال ها سروده است.

در مطالعه شعر نیما آنچه توجه را بیشتر جلب می کند، نگاه تازه او به طبیعت و جهان است.

توجه او به درختان، گیاهان، حیوانات و حتی حشرات یادآور نوعی دقت نظر است که در دیگران کمتر دیده می شود.

اما مهم ترین ویژگی شعر نیما که سرآغازی برای حرکت دیگران نیز شد، کوتاه و بلند کردن مصراع های شعر است.

نیما "وزن" را برای شعر ضروری می دانست ولی معتقد بود یکسان بودن طول مصراع ها در یک شعر مهم نیست.

(در شعر کهن علاوه بر رعایت وزن طول مصراع ها نیز با هم برابر است)



تصویر
در واقع نیما از وزن و قافیه که مربوط به شعر کهن است، سود می برد ولی با بلند و کوتاه کردن مصراع ها، جان تازه ای به شعر می بخشد.

نیما در شب 13 دی ماه 1338 ش در گذشت.

نمونه هایی از اشعار نیما:

ای آدمها!

ای آدمها که بر ساحل نشسته، شاد و خندانید!
یک نفر در آب دارد می سپارد جان
یک نفر دارد که دست و پای دائم می زند
روی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانید
آن زمان که مست هستید
از خیال دست یا بیدن به دشمن
آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید
که گرفتستید دست ناتوانی را
تا توانایی بهتر را پدید آرید
آن زمان که تنگ می بندید
بر کمرهاتان کمربند
در چه هنگامی بگویم من؟
یک نفر در آب دارد می کند بیهوده جان، قربان


***


آی آدمها! که بر ساحل بساط دلگشا دارید
نان به سفره، جامه تان برتن
یک نفر در آب می خواند شما را
موج سنگین را به دست خسته می کوبد
باز می دارد دهان با چشم از وحشت دریده
سایه هاتان را ز راه دور دیده
آب را بلعیده در گود کبود و هر زمان، بی تابیش افزون
می کند زین آبها بیرون
گاه سر، گه پا
آی آدمها!
او ز راه مرگ، این کهنه جهان را باز می پاید
میزند فریاد و امید کمک دارد
آی آدمها که روی ساحل آدرام، در کار تماشایید!


***

موج می کوبد به روی ساحل خاموش
پخش می گردد چنان مستی به جای افتاده، بس مدهوش
می رود نعره زنان؛ وین بانگ باز از دور می آید:
"آی آدمها!"
و صدای باد هر دم دلگزاتر
در صدای باد بانگ او رهاتر
از میان آبهای دور و نزدیک
باز در گوش این نداها:
"آی آدمها!"...


می تراود مهتاب


می تراود مهتاب
می درخشد شب تاب
نیست یک دم شکند خواب به چشم کس ولیک
غم این خفته ی چند
خواب در چشم ترم می شکند
نگران با من استاده سحر
صبح می خواهد از من
کز مبارک دم او آورم این قوم به جان باخته را
در جگر لیکن خاری
از ره این سفرم می شکند
نازک آرای تن ساق گلی
که به جانش کشتم
و به جان دادمش آب
ای دریغا به برم می شکند
دست ها می سایم
تا دری بگشایم
بر عبث می پایم
که به در کس آید
در و دیوار به هم ریخته شان
بر سرم می شکند


***

می تراود مهتاب
می درخشد شب تاب
مانده پای آبله از راه دراز
بر دم دهکده مردی تنها
کوله بارش بر دوش
دست او بر در، می گوید با خود:
غم این خفته چند
خواب در چشم ترم می شکند

فیش ناتمام است





تصویر
نام اصلی اسفندیاری (متولد 21 آبان ماه 1276 ش، یوش از توابع نور مازندران- متوفی 13 دی ماه 1338 ش تهران) شاعر، داستان نویس،نظریه پرداز، منتقد.

نیما نخستین شاعر نوپرداز در ایران نبود، پیش از او کسانی دیگر چون ابوالقاسم لاهوتی، تقی رفعت، خانم شمس کسمایی و ... بیرون از قالب های رسمی اشعاری سروده و منتشر کرده بودند.

ولی نیما بود که با دقت کافی (به مدت 38 سال) مطالعه ی عمیق، دقت نظر لازم، حوصله ی فوق تصور، اعتماد به نفس کامل و آگاهی به ضرورت تغییر، یافتن راه آینده ی شعر، معاثیر زیبایی شناسی کهن را از بنیاد رو ریخت و معاثیری دیگر پیشنهاد کرد و موفق شد که نمونه های قابل توجهی نیز ارائه دهد.

کودکی نیما در بین شبانان و آرامش کوهستانی (به قول خود) در زد و خوردهای وحشیانه و تفریحات بدوی گذشت.

مقدمات درسی را نزد ملای ده آموخت. به تهران آمد. نامش را در مدرسه ی کاتولیک "سن لوئی" که دروسش به زبان فرانسه بود نوشتند و آشنایی او به زبان فرانسه، سرآغاز دگرگونی در وی شد.

نیما می نویسد:"تمام خیالات من برای شناسایی چیزهای خوبی بود که می خواستم فقط با آن شناسایی بر همسران خود تفوق یابم... در پانزده سالگی می رفتم مورخ شوم. گاهی نقاش می شدم و گاهی روحی. گاهی طبیعی... خوشبختانه هر نوع قوه خلاقه در من وجود داشت" ولی مراقبت و تشویق یک معلم خوش رفتار، که نظام وفا شاعر بنام امروز باشد، مرا به خط شعر گفتن انداخت." و نظام وفا غزلسرایی بود که نیما "افسانه" را به او تقدیم کرد.

نیما همزمان با تحصیل در مدرسه ی سن لویی به آموزش زبان عربی پرداخت.

در سال 1298 ش در سن 22 سالگی به استخدام وزارت عالیه درآمد. ولی از کار اداری نفرت داشت. در سال 1300 ش نخستین کتاب شعرش را که مثنوی سستی به نام قصه ی رنگ پریده، خون سرد بود، با سرمایه ی شخصی، درسی صفحه منتشر کرد تاریخ سرایش شعر 1299 ش و امضاء گوینده، نیما نوری بود.

نیما نام قهرمانی طبری به معنای قوس و کمان بزرگ است.



تصویر
در پاییز 1301 ش نیما شعرای شب را می سراید. ای شب، انحرافی جدی و بنیادی از شعر سنتی نبود ولی شور و سوزی که در شعر بود نام شاعر را بر سر زبان ها انداخت، به ویژه آنکه در نشریه ی ادبی معتبر نوبهار نیز چاپ شده بود که نشریه ی ادبای تثبیت شده بود. در دی ماه همین سال نیما شعر افسانه را می سراید در چند شماره ی پاپی قرن بیستم، به مدیریت میرزاده ی عشقی به چاپ می رساند. قرن بیستم تندروترین و بی پرواترین نشریه ی ادبی- سیاسی آن سال ها بود و اثر افسانه در جامعه چنان بود که محمد ضیاء هشترودی در منتخبات آثاری که دو سال بعد منتشر می کند او را با بعضی از شعرای صاحب نفوذ غربی مقایسه می کند و نیما به عنوان شاعر افسانه شناخته می شود.

ولی افسانه با همه ی نوآوری ها و ارزش و اعتبارش چهره ی انقلابی نیما را مشخص نمی کند. انقلاب نیما با دو شعر ققنوس (بهمن 1316 ش) و غراب (مهر 1317 ش) آغاز می شود که با مقاله تئوریک طولانی ارزش احساسات در زندگی هنرپیشگان در چند شماره ی مجله موسیقی به چاپ می رسد. مجله ی موسیقی، نشریه ی اداره ی موسیقی کشور (زیر نظر وزارت فرهنگ) بود که مسئولیت سروسامان دادن به موسیقی کشور را به عهده داشت.

اما نکته ی قابل توجه این است که در فاصله ی افسانه تا ققنوس (1300 تا 1316) نیما فقط اشعاری در قالب سنتی می سرود.

در سال 1305 مجموعه شعر خانواده ی سرباز را باز به سرمایه ی خود منتشر کرده بود که همچنان چون مجموعه ی پیشین، مجموعه ی چشمگیری نبود.

نیما یوشیج علاقه ای به انتشار اشعارش، به ویژه در مجلات نداشت. او جز همین چند شعر که در فاصله ای بیست سال در قرن بیستم و مجله ی موسیقی چاپ کرد، تا پایان عمرش دو سه شعر دیگر منتشر کرد که نتیجه ی چاپ یکی از آنها در مردم (نشریه ی ادبی حزب توده ی ایران) به جنگ لفظی دراز دامنی بین نیما و گردانندگان آن (جلال آل احمد و احسان طبری) منتهی شد.

نیما یوشیج از سال های بیست به بعد، مدام منزوی تر و یکه تر شد و پس از کودتای سی و دو اعتمادش را از همه جز یکی دو تن که در نامه ها از آنها یاد کرده است از دست داد. اما بهترین اشعارش را نیز در هیمن سال نوشت.

نیما در شب 13 دی ماه 1338 ش در گذشت.


تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 جمعه 03 شهریور 1385 [08:56 ]   20   حمیده کاشیان      جاری 
 دوشنبه 30 مرداد 1385 [12:21 ]   19   حمیده کاشیان      v  c  d  s 
 دوشنبه 30 مرداد 1385 [12:20 ]   18   حمیده کاشیان      v  c  d  s 
 یکشنبه 29 مرداد 1385 [08:55 ]   17   معصومه قاسمی      v  c  d  s 
 یکشنبه 29 مرداد 1385 [08:54 ]   16   حمیده کاشیان      v  c  d  s 
 یکشنبه 29 مرداد 1385 [08:47 ]   15   حمیده کاشیان      v  c  d  s 
 یکشنبه 29 مرداد 1385 [08:43 ]   14   حمیده کاشیان      v  c  d  s 
 جمعه 27 مرداد 1385 [09:16 ]   13   حمیده کاشیان      v  c  d  s 
 جمعه 27 مرداد 1385 [09:09 ]   12   حمیده کاشیان      v  c  d  s 
 جمعه 27 مرداد 1385 [08:30 ]   11   حمیده کاشیان      v  c  d  s 
 جمعه 27 مرداد 1385 [08:25 ]   10   حمیده کاشیان      v  c  d  s 
 جمعه 27 مرداد 1385 [08:12 ]   9   حمیده کاشیان      v  c  d  s 
 پنج شنبه 26 مرداد 1385 [13:50 ]   8   حمیده کاشیان      v  c  d  s 
 دوشنبه 23 مرداد 1385 [10:56 ]   7   حمیده کاشیان      v  c  d  s 
 دوشنبه 23 مرداد 1385 [10:49 ]   6   حمیده کاشیان      v  c  d  s 
 دوشنبه 23 مرداد 1385 [10:46 ]   5   حمیده کاشیان      v  c  d  s 
 جمعه 13 مرداد 1385 [09:23 ]   4   حمیده کاشیان      v  c  d  s 
 جمعه 13 مرداد 1385 [09:21 ]   3   حمیده کاشیان      v  c  d  s 
 جمعه 13 مرداد 1385 [09:14 ]   2   حمیده کاشیان      v  c  d  s 
 جمعه 13 مرداد 1385 [09:13 ]   1   حمیده کاشیان      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..