منو
 صفحه های تصادفی
هورمون جیبرلین
انواع جوش بدن
بافت استخوانی
خبر از نوزاد آینده
خرید شمشیر در کودکی
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران فصل دهم، سیاست خارجی
کاربر:رضا محمودی
جایگاه روز جمعه
مرگ هرون الرشید
کشتن امراء توسط پادشاهان صفوی
 کاربر Online
708 کاربر online
تاریخچه ی: نجمه خاتون

تفاوت با نگارش: 1

Lines: 1-31Lines: 1-37
-هشام بن احمد یکی از اصحاب حضرت ابوالحسن ((حضرت امام موسی کاظم علیه السلام|موسی بن جعفر ))علیه السلام گوید: روزی حضرت به من فرمود: آیا کسی از طرف مغرب زمین آمده که بنده و کنیزی آورده باشد؟ +هشام بن احمد یکی از اصحاب حضرت ابوالحسن ((حضرت امام موسی کاظم علیه السلام|موسی بن جعفر علیه السلام)) گوید: روزی حضرت به من فرمود: آیا کسی از طرف مغرب زمین آمده که بنده و کنیزی آورده باشد؟
 گفتم: نه  گفتم: نه
-
حضرت فرمود: چرا، یک نفر آمده، بیا نزد او برویم، پس سوار شدیم و رفتیم دیدیم مردی از اهل مغرب تعدادی بَرده و کنیز آورده.
>>حضرت به آن مرد فرمود: کنیزان خود را به ما نشان بده و او 9 کنیز نشان داد ولی حضرت هیچ کدام آنها را قبول نکرد و فرمود: به اینها حاجتی نیست، کنیز دیگری به ما عرضه کن.
آن مرد گفت: دیگر ندارم.
>>حضرت فرمود: چرا، کنیز دیگری هم نزد تو هست.
>>آن مرد گفت: به خدا قسم فقط یک کنیز دیگر دارم که او مریض است. ولی هر چه کردند، او را نشان نداد.
+حضرت فرمود: چرا، یک نفر آمده، بیا نزد او برویم، پس سوار شدیم و رفتیم دیدیم مردی از اهل مغرب تعدادی بَرده و کنیز آورده.
حضرت به آن مرد فرمود: کنیزان خود را به ما نشان بده و او 9 کنیز نشان داد ولی حضرت هیچ کدام آنها را قبول نکرد و فرمود: به اینها حاجتی نیست، کنیز دیگری به ما عرضه کن.
آن مرد گفت: دیگر ندارم.
حضرت فرمود: چرا، کنیز دیگری هم نزد تو هست.
آن مرد گفت: به خدا قسم فقط یک کنیز دیگر دارم که او مریض است. ولی هر چه کردند، او را نشان نداد.
 حضرت برگشتند و فردا دوباره مرا نزد او فرستادند و فرمودند: برو و به هر قیمتی که آن کنیز را می فروشد، از او بخر! حضرت برگشتند و فردا دوباره مرا نزد او فرستادند و فرمودند: برو و به هر قیمتی که آن کنیز را می فروشد، از او بخر!
-هشام میگوید: من آمدم و صاحب کنیز، قیمتی برای آن کنیز تعیین کرد و گفت کمتر نمیگیرم.
>>من هم پول را دادم و آن کنیز را خریدم.
>>آن مرد پرسید: شخصی که دیروز همراه شما بود، کیست؟
+هشام میگوید: من آمدم و صاحب کنیز، قیمتی برای آن کنیز تعیین کرد و گفت کمتر نمیگیرم.
من هم پول را دادم و آن کنیز را خریدم.
آن مرد پرسید: شخصی که دیروز همراه شما بود، کیست؟
-گفتم: مردی از بنی هاشم. گفت از کدام دسته؟ گفتم: از بزرگان بنی هاشم.
>>گفت: بیشتر بگو. گفتم: بیشتر نمیدانم
+گفتم: مردی از ((بنی هاشم)). گفت از کدام دسته؟ گفتم: از بزرگان بنی هاشم.
گفت: بیشتر بگو. گفتم: بیشتر نمیدانم
-گفت: پس بشنو تا برایت بگویم، من این جاریه را از سرزمینهای دور مغرب زمین خریدم، زنی از اهل کتاب پرسید: این جاریه کیست که با تو میبینم؟
>>گفتم: او را برای خودم خریده ام
>>آن زن گفت: این کنیز هرگز سزاوار همچون تویی نیست بلکه او باید در نزد بهترین فرد روی زمین باشد و به زودی از او پسری متولّد خواهد شد که شرق و غرب عالم به او میگروند.
>>هشام میگوید: من آن جاریه را نزد حضرت موسی بن جعفر علیه السلام آوردم و چندی نگذشت که از آن جاریه حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام متولد شد.
>>توضیح: از بعضی از روایات ظاهر میشود که این جاریه را مادر حضرت موسی بن جعفر، حمیده خاتون خریداری فرمود و بعد به آن حضرت بخشیده است.
+گفت: پس بشنو تا برایت بگویم، من این جاریه را از سرزمینهای دور مغرب زمین خریدم، زنی از اهل کتاب پرسید: این جاریه کیست که با تو میبینم؟
گفتم: او را برای خودم خریده ام
آن زن گفت: این کنیز هرگز سزاوار همچون تویی نیست بلکه او باید در نزد بهترین فرد روی زمین باشد و به زودی از او پسری متولّد خواهد شد که شرق و غرب عالم به او میگروند.
هشام میگوید: من آن جاریه را نزد حضرت موسی بن جعفر علیه السلام آوردم و چندی نگذشت که از آن جاریه ((حضرت امام رضا علیه السلام|حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام)) متولد شد.
توضیح: از بعضی از روایات ظاهر میشود که این جاریه را مادر حضرت موسی بن جعفر، ((حمیده مادر امام کاظم علیه السلام|حمیده خاتون)) خریداری فرمود و بعد به آن حضرت بخشیده است.
-همچنی را مادر حضرت ا علیه السلام چن نام ذکر شه ست ک اتد از: ه - کت - سک - خیزران - قرا - اوی - سکیه -ام این - ما - ص قی ضرت ضا علیه الس مولد د ن را اه ایدد. +حمید اتون مادر حضرت مم موسی کاظم علیه السلام شی سل ا ی اله یه و ه و سم را ر خوا ید ک به او فرمود:« ای حی، این نم عق ه پرت موی است ودی ین ف زی را ه یا خاد آرد.»
-منابع: ج 49، ص 3 و 7 و 10، ح 11. از عیون الاخبار رضا، ج 1، ص 17. +روایت شده است که حمیده خاتون به فرزند گرامی خود، حضرت موسی بن جعفر، عرض کرد:« فرزندم! تکتم ( نجمه ) زنی است که من بهتر از او ندیده ام و شک ندارم که نسل او پاک و طاهر خواهد بود. توصیه می‌کنم با او خوبی کنی.»
تکتم مادر حضرت رضا علیه السلام بود و بهترین زن روزگار خود به شمار می‌رفت؛ او زنی عابد و پرهیزگار بود و همواره نسبت به خانم خود، یعنی حمیده خاتون، احترام کامل را رعایت می‌کرد.

همچنین برای مادر حضرت رضا علیه السلام چند نام ذکر شده است که عبارتند از: نجمه - تکتم - سکن - خیزران - شقراء - اروی - سکینه -ام البنین - سمان - صقر وقتی حضرت رضا علیه السلام متولد شدند آن بانو را طاهره نامیدند.

منابع:
بحارالانوار،
ج 49، ص 3 و 7 و 10، ح 11.
عیون الاخبار رضا، ج 1، ص 17.
بحارالانوار، ج 49، ص 4، ح 7
. از عیون الاخبار رضا ص، ج 1، ص 14 و 16.
بحارالانوار، ج 49، ص
7، ح 8. از عیون الاخبار رضا ص، ج 1، ص 16و 17.
-مراجعه شود به: 
-
((نجمه خاتون ))
 
-
((فضائل نجمه خاتون ))
 

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 سه شنبه 25 مرداد 1384 [06:08 ]   5   شکوفه رنجبری      جاری 
 سه شنبه 25 مرداد 1384 [06:07 ]   4   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 شنبه 21 آذر 1383 [07:28 ]   3   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 شنبه 21 آذر 1383 [07:21 ]   2   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 سه شنبه 14 مهر 1383 [04:33 ]   1   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..