منو
 صفحه های تصادفی
لقمان حکیم
تخلیه خرمنی
با سر برو تو کالیدوسکوپ
امام علی علیه السلام و توبیخ شریح قاضی
برگزیده ای از اشعار سعدی
پرتال
روح اجتماعی مؤمن
خانواده زبان های آفریقاسیایی
واحد اقتصادی
سرعت واکنش
 کاربر Online
578 کاربر online
تاریخچه ی: نامه پیامبر اکرم به خسرو پرویز، پادشاه ایران

پیامبراکرم صلی الله علیه و آله یکی از افسران رشید خود بنام ((عبدالله بن خدافه سهمی قریشی ))را مأموریت داد که نامه اش را برای ((خسرو پرویز ))پادشاه ایران ببرد، روزی که سفیر پیامبر عازم دربار سلطنتی ایران شد خسروپرویز زمامدار ایران بود که پس از ((انوشیروان ))به سلطنت رسیده بود، وی 32 پیش از ((هجرت پیامبر ))بر تخت سلطنت نشسته بود؛ سفیر پیامبر وارد دربار شد خسروپرویز دستور داد تا نامه را ازاو بگیرند ولی او گفت: باید نامه را شخصاً به او بدهم.

متن نامه پیامبر اینگونه بود:
بنام خداوند بخشنده مهربان
از محمد فرستاده خدا به کسری بزرگ ایران
درود بر آن کسی که حقیقت جوید و هدایت را پیرو باشد و به خداوند و رسولش ایمان آورد و گواهی دهد که جز((اسماء حسنای پروردگار|الله ))معبودی نیست و شریک ندارد و یگانه است و گواهی می دهد که محمّد بنده و فرستاده اوست، من ترا به سوی خدا می خوانم، من فرستاده خدا برای همگان هستم تا آنان را بیم دهم و حجت را بر کافران تمام کنم، اسلام بیاور تا درامان باشی و اگر از اسلام روی گردان شوی گناه ملت ((مجوس|مجوس ))گردن تو است.

در دربار خسروپرویز هنوز از مترجم از خواندن نامه فارغ نشده بود که زمامدار ایران سخت بر آشفت و داد زد و نامه را از مترجم گرفت و پاره کرد و فریاد کشید که این مرد را ببینید که نام خود را جلو نام من نوشته است و فوراً دستور داد که عبدالله را از قصر بیرون کنند.
عبدالله بر مرکب خود سوار شد و راه مدینه را پیش گرفت و ماجرا را در مدینه برای پیامبر تعریف کرد.

پیامبر از بی احترامی پادشاه ایران سخت ناراحت گردید و آثار خشم در چهره اش پدیدار شد و درباره اش اینگونه نفرین کرد : { اللهم فَرِق مُلکه} ؛ (بار خدایا رشته سلطنت او را پاره کن ).

خسرو پرویز به حاکم یمن نوشت که دو نفر از افسرانش را برای دستگیری پیامبر روانه مدینه کند و پیامبر در دیدار با آن دو افسر آنان را دعوت به اسلام کرد و فردای روزی که با آنها دیدار داشت به آنان فرمود: پروردگار جهان مرا آگاه ساخت که دیشب 7 ساعت از شب گذشته ((خسرو پرویز ))به دست پسرش ((شیرویه ))کشته شد و پسرش بر تخت سلطنت نشسته است . { شبی را که پیامبر فرمود شب سه شنبه دهم جمادی الاولی سال 7 هجری بود} .

آنگاه پیامبر فرمود: این خبر را به اذن حاکم یمن برسانید و به او بگویید که آیین و قدرت من به آن نقطه ای برسد که مرکب های تندرو به انجا می رسد خواهد رسید، پس از تحقق پیشگویی پیامبر درباره خسروپرویز، ((باذان حاکم یمن ))همراه کلیه کارگزاران حکومتی اش اسلام آوردند و طی نامه ای اسلام آوردن خود و کارمندان حکومتش را به پیامبر ابلاغ کرد.

مراجعه شود به:
((سفیران پیامبر صلی الله علیه و آله به سرزمین های مجاور))

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 سه شنبه 10 خرداد 1384 [11:23 ]   4   امیرمهدی حقیقت      جاری 
 شنبه 31 اردیبهشت 1384 [04:47 ]   3   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 شنبه 14 آذر 1383 [07:57 ]   2   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 یکشنبه 19 مهر 1383 [12:04 ]   1   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..