منو
 صفحه های تصادفی
ملاقات امام جواد علیه السلام با عبدالملک
قطب جنوب
مقایسه احتمال شعاعی دانیسته الکترونی اوربیتال های s , p , d , f
فلسفه رجعت
هرقل
ابزارهای عمومی سیاست پولی
اولوالعزم
امام حسین علیه السلام و تفسیر آیه 141 اعراف
چگونه ابراز وجود کنیم؟
تقسیمات الفاظ
 کاربر Online
541 کاربر online
Lines: 1-19Lines: 1-21
-پیامبراکرم صلی الله علیه و آله یکی از افان شید خود بنام ((عبدالله بن خدافه سهمی قریشی ))را مأموریت داد که نامه اش را برای ((خسرو پرویز ))پادشاه ایران ببرد، روزی که سفیر پیامبر عازم دربار سلطنتی ایران شد خسروپرویز زمامدار ایران بود که پس از ((انوشیروان ))به سلطنت رسیده بو ی 32 پیش از ((هجرت پیامبر ))بر تخت سلطنت نشسته بود؛ سفیر پیامبر وارد دربار شد خسروپرویز دستور داد تا نامه را ازاو بگیرند ولی او گت: باید امه را ا به او بدهم. +((حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله|پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله)) به یکی از اا خود به نام ((عبدالله بن خدافه سهمی قریشی)) مأموریت داد نامهاش را برای ((خسرو پرویز))، پادشاه ((ایران))، ببرد. خسروپرویز زمامدار ایران بود که پس از ((انوشیروان)) به سلطنت رسیده و 32 پیش از ((هجرت پیامبر)) بر تخت سلطنت نشسته بود. سفیر پیامبر وارد دربار شد و خسروپرویز دستور داد نامه را از او بگیرند، ولی سفیر گفت:«باید نامه را شخصاً به او بدهم.»
متن نامه پیامبر این بود:
«بسم الله الرحمن الرحیم
از محمد، فرستاده خدا، به کسری، بزرگ ایران.
در
ود بر آن سی که حقیقت را بجوی و هدایت را پیرو باشد و به خداوند و رسولش ایمان آورد و گواهی دهد که جز الله معبودی نیست و شری نارد یگانه است، و گواهی دهد که محمّد بنده و فرستاده اوست. من تو را به سوی خدا ی‌خوانم. فرستاده خدا برای همگن هم تا آان را بیم دهم و حجت را بر کافران تمام کنم. اسلام بیاور تا در امان بشی و ار از اسلام روی‌گردان شوی، گناه مردم ((مجوس|مجوس)) بر گردن تو است.»
-متن نامه یامبر ینونه بود: />
ام اون بش مهربان />
از ممد فرده دا ب کری ر ایان

دود بر کی که ی وید و هدایت را پیرو ا و ب دان و رش ایمان ر و گوهی دد ه جز((اا ای رردگار|الله ))مبودی یست و ریک نرد و یگنه ات وای ی هد ک مّد بنده و فراده او، را ه وی دا ی انم ن رستاده خدا بری هم هت ت ن ا بی دهم و ج ا بر کافران ما کم، اام بیاور ا اما باشی اگر ا اسلام وی گردان وی گناه مت ((یا یینه و|مو ))گر ا.
+در دربار خسروپرویز، هنوز مترجم از خواندن نامه ار نشه بود که امدار یان خت ب آش نامه را از مرجم گرفت و پاره کرد و فری کید که ین مرد را ببیید که نم ود را پی از نام من نوشته است!»
و دتور داد فوراً عبدالله را ز صر یرون کنند.
عبدالل
ه ر رکب خ وار شد و راه مدینه را پیش گرفت و مجرا برای پیامبر تعری کد.
پی
ار از بی احتری ادشاه ایران خت ارحت گدید، آثار خش در هره ا دیدا او را این گنه نفری کرداللهم فَِق مُلکه.» (بار خدایا رشت سلطنت او ا پاره کن.)
رو پروی به حاکم ((یمن)) نوت ک و نفر از اسرانش را برای دستگیری یامبر وانه مدینه کد. یمبر در دیدار با آن دو افسر نان را دعوت به اسلام کرد و ف رزی ک ا نها یار داشت ب ان فرمو:«پروردگار جان را اه ساخت که دیشب 7 ساعت پس از غروب، خسرو پویز به ت سرش ((شیرویه)) کت شده و پسرش بر تت نت نسته است.» ب س شنبه دهم جمادی الاولی ال 7 هجی)
ن گاه پیامبر فرمود:«بروید این بر را ب گوش حاک یمن رساند.»
پس
ا تحق پیشگویی پیامبر درباره خسروپرویز، ((ان حاکم یمن)) همرا با کلی کارگزاران حکومتی ا اسلام وردن و طی نام ی اسام آدن خ و کرمنان حکومش ر ب پیبر الغ کرد.
-در دربار خسروپرویز هنوز از مترجم از خواندن نامه فارغ نشده بود که زمامدار ایران سخت بر آشفت و داد زد و نامه را از مترجم گرفت و پاره کرد و فریاد کشید که این مرد را ببینید که نام خود را جلو نام من نوشته است و فوراً دستور داد که عبدالله را از قصر بیرون کنند.

عبدالله بر مرکب خود سوار شد و راه مدینه را پیش گرفت و ماجرا را در مدینه برای پیامبر تعریف کرد.

پیامبر از بی احترامی پادشاه ایران سخت ناراحت گردید و آثار خشم در چهره اش پدیدار شد و درباره اش اینگونه نفرین کرد
: { اللهم فَرِق مُلکه} ؛ (بار خدایا رشته سلطنت او را پاره کن ).

خسرو پرویز به حاکم یمن نوشت که دو نفر از افسرانش را برای دستگیری پیامبر روانه مدینه کند و پیامبر در دیدار با آن دو افسر آنان را دعوت به اسلام کرد و فردای روزی که با آنها دیدار داشت به آنان فرمود: پروردگار هان مرا آگاه ساخت که دشب 7 ساعت از شب گذشته ((خسرو پرویز ))به دست پسرش ((شیرویه ))کشته شد و پسرش بر تخت سلطنت نشسته است . { شبی را که پیامبر فرمود شب سه شنبه دهم جمد لاولی سال 7 هجری بود} .

آنگاه پیامبر
فرمو: این خبر را به اذن حاکم یمن برسانید و به او بگویید که آیین و قدرت من ه آن نقطه ا برسد که مرکب های تندرو به انج م سد خواهد رسید، پس از تحقق پیشگویی پیامبر درباره خسروپرویز، ((باذان حاکم یمن ))همراه کلیه کارگزاران حکومتی اش اسلام آوردند و طی نامه ای اسلام آوردن خود و کارمندان حکومتش را به پیامبر ابلاغ کرد.
+منابع:
بحارالانوار، ج20، 389
فرو ابدیت، ج2، 615تا620
 مراجعه شود به: مراجعه شود به:
-
((سفیران پیامبر ی الله یه و له به سرزمین های مجاور))
+((پیامبر کر و ارسال ی به سرزمین های مجاور))

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 سه شنبه 10 خرداد 1384 [11:23 ]   4   امیرمهدی حقیقت      جاری 
 شنبه 31 اردیبهشت 1384 [04:47 ]   3   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 شنبه 14 آذر 1383 [07:57 ]   2   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 یکشنبه 19 مهر 1383 [12:04 ]   1   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..