منو
 کاربر Online
328 کاربر online
Lines: 1-44Lines: 1-40
 V{maketoc} V{maketoc}
 !نقشه نافع علیه امام باقر -ع-  !نقشه نافع علیه امام باقر -ع-
-سالی که ((هشام بن عبدالملک|هشام ))به ((اهمیت حج درفرهنگ دین|حج ))آمده بود، ((نافع بن ازرق)) غلام ((عمر بن خطاب|عمربن خطاب ))همراه هشام بود که چشمش به حضرت امام محمد باقر علیه السلام افتاد. ضرت در کنار کعبه نشسته بود و عدّه ای گرداگرد ایشان بودند.
<BR>نافع از هشام پرسید: « این شخص کیست؟»
<BR>هشام گفت: « یمبر اهل ((کوفه|کوفه ))، «محمد بن علی بن الحسن بن علی بن ابیطالب» است.»
<BR>نافع گفت: « اکنون از او سؤالاتی می پرسم که جز ((حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله|پیامبر ))و وصیّ او نمی توانند جواب دهند. »
<BR>هشام گفت: « برو و بپرس! شاید بتوانی او را خجالت زده کنی. »
+سالی که ((هشام بن عبدالملک|هشام)) به ((اهمیت حج|حج)) آمده بود، ((نافع بن ازرق)) غلام ((عمر بن خطاب|عمربن خطاب)) همراه هشام بود که چشمش به حضرت امام محمد باقر علیه السلام افتاد. م در کنار کعبه نشسته بود و عدّه ای گرداگرد ایشان بودند.
نافع از هشام پرسید: « این شخص کیست؟»
هشام گفت: « ام اهل ((کوفه|کوفه))، «محمد بن علی بن الحسن بن علی بن ابیطالب» است.»
نافع گفت: « اکنون از او سؤالاتی می پرسم که جز ((حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله|پیامبر)) و وصیّ او نمی توانند جواب دهند. »
هشام گفت: « برو و بپرس! شاید بتوانی او را خجالت زده کنی. »
 !پرسش نافع از امام !پرسش نافع از امام
-نافع پیش آمد و گفت: « ای محمد بن علی! من ((تورات|تورات ))و ((انجیل|انجیل ))و ((زبور ))و ((آداب قرائت قرآن|قرآن)) را خوانده ام، آمده ام سؤالاتی کنم که جز پیامبر و یا وصی او آنها را جواب نمی دهند. »
<BR>حضرت باقر علیه السلام فرمود: « بپرس!»
<BR>نافع پرسید: « بین ((حضرت عیسی علیه السلام|حضرت عیسی)) و رسول اکرم چند سال فاصله بوده است؟»
<BR>حضرت فرمود : «عقیده خودم را بگویم، یا عقیده تو را؟»
<BR>گفت: « هر دو را بگو!»
+نافع پیش آمد و گفت: « ای محمد بن علی! من ((تورات|تورات)) و ((انجیل|انجیل)) و ((زبور)) و ((آداب قرائت قرآن|قرآن)) را خوانده ام، آمده ام سؤالاتی کنم که جز پیامبر و یا وصی او آنها را جواب نمی دهند. »
حضرت باقر علیه السلام فرمود: « بپرس!»
نافع پرسید: « بین ((حضرت عیسی علیه السلام|حضرت عیسی)) و رسول اکرم چند سال فاصله بوده است؟»
حضرت فرمود : «عقیده خودم را بگویم، یا عقیده تو را؟»
گفت: « هر دو را بگو!»
 !پاسخ روشن امام !پاسخ روشن امام
-رت فرمود: « به قول من پانصد سال و به قول تو ششصد سال.»
<BR>گفت: « پس این قول خداوند چه معنا دارد که می فرماید: « ای پیامبر! از آنان که قبل از تو فرستاده ایم بپرس که آیا ما غیر از خدای رحمان برای آنها، خدایانی قرار داده بودیم تا آنها را عبادت کنند؟»

بین رسول اکرم و حضرت عیسی که پانصد فاصله بود؟! حضرت باقر علیه السلام این آیه را خواندند: « پاک و منزه است خدایی که بنده اش محمد صلی والله علیه و اله و سلم را شبانه از ((بیت الله الحرام - کعبه، خانه خدا|مسجد الحرام)) به ((مسجد الاقصی|مسجد الاقصی ))برد؛ آنجا که ما اطرافش را مبارک گردانده بودیم تا آیاتش را به او نشان دهد. » (سوره اسراء آیه. 1) و سپس فرمود: « یکی از آیات و نشانه هایی که خداوند در ((شب معراج ))به پیامبر گرامیش نشان داد،این بود که جمیع پیامبران و مرسلین را محشور کرد و به ((جبرئیل|جبرئیل ))امر فرمود ((اذان ))و ((اقامه ))بگوید.
+مم فرمود: « به قول من پانصد سال و به قول تو ششصد سال.»
گفت: « پس این قول خداوند چه معنا دارد که می فرماید: « ای پیامبر! از آنان که قبل از تو فرستاده ایم بپرس که آیا ما غیر از خدای رحمان برای آنها خدایانی قرار داده بودیم تا آنها را عبادت کنند؟»
 +بین رسول اکرم و حضرت عیسی که پانصد سال فاصله بود! « حضرت باقر علیه السلام این آیه را خواند: « پاک و منزه است خدایی که بنده اش محمد صلی والله علیه و اله و سلم را شبانه از ((بیت الله الحرام - کعبه، خانه خدا|مسجد الحرام)) به ((مسجد الاقصی|مسجد الاقصی)) برد؛ آنجا که ما اطرافش را مبارک گردانده بودیم تا آیاتش را به او نشان دهیم. » (سوره اسراء آیه. 1) و سپس فرمود: « یکی از آیات و نشانه هایی که خداوند در ((شب معراج)) به پیامبر گرامیش نشان داد،این بود که جمیع پیامبران و مرسلین را محشور کرد و به ((جبرئیل|جبرئیل)) امر فرمود ((اذان)) و ((اقامه)) بگوید.
 جبرئیل در اقامه خود گفت : «حی علی خیرالعمل» پس حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم جلو ایستاد و همه پیامبران پشت سر او نماز گزاردند و سپس این آیه نازل شد که: « از پیامبران بپرس. . .» رسول خدا هم از آنها پرسش کرد.  جبرئیل در اقامه خود گفت : «حی علی خیرالعمل» پس حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم جلو ایستاد و همه پیامبران پشت سر او نماز گزاردند و سپس این آیه نازل شد که: « از پیامبران بپرس. . .» رسول خدا هم از آنها پرسش کرد.
-<BR>همگی انبیاء الهی گفتند: « شهادت میدهیم که معبودی جز الله نیست و او شریکی ندارد و شهادت می دهیم که تو رسول خدایی و ما بر این شهادت پیمان بسته ایم.»

!اعتراف نافع به ولایت حضرت
نافع گفت: « ای ابوجعفر و ای فرزند رسول خدا! راست گفتی! به خدا قسم شما وارثان رسول خدایید و شمایید خلفاء تورات و اسامی شما در انجیل و زبور و قرآن هست و شما به امر خلافت و ولایت از دیگران اولی و سزاواترید.»
<BR>نافع سؤالات دیگری در همین مجلس یا مجلس دیگر پرسیده است.
+همگی انبیاء الهی گفتند: « شهادت میدهیم که معبودی جز الله نیست و او شریکی ندارد و شهادت می دهیم که تو رسول خدایی و ما بر این شهادت پیمان بسته ایم.»
-!ک ا اد ر ین خدا />اام ار لی الا همی روه ا در ستی ا این مکلم، ه ای ایش ر هستیم: «ای نافع! به این ((پیدایش خوارج|خوارج ))بگو چگونه جدا شدن از ((امیرالمؤمنین|امیرالمؤمنین ))را جایز دانستید؟»
<BR>خواهند گفت : «چون علی علیه السلام در دین خدا، حَکَم قرار داد. »
<BR>پس به آنها بگو اوّلاً خداوند خودش حَکَم قرار داده و فرموده است: « در موقع اختلاف مرد با زن، حَکَمی از طرف مرد و حَکَمی از طرف زن بیایند و اگر اراده سازش و اصلاح داشته باشند، خداوند بین آنها را توفیق و موافقت می دهد. » (سوره اعراف آیه 35)
+!عترا فع به اممت مام
ن
فع ت: « ی ابوجعفر و ی فرزند رسول خدا! راست گتی! به خدا قسم ما ارثان سول خدایید شمایید خلفء ترات سای شما ر انجیل و قرآ هست و ما به ا لافت و ولایت از یرا سزاارترید.»
ن
اف سؤالات دیگری در همین ملس یا مل گر پیده و مام باقر علی اام به همگی پخ فرموه است. سپس امام به نافع فرمود: « ای نافع! به این ((پیدایش خوارج|خوارج)) بگو چگونه جدا شدن از ((امیرالمؤمنین|امیرالمؤمنین)) را جایز دانستید؟»
خواهند گفت : «چون علی علیه السلام در دین خدا، حَکَم قرار داد. »
پس به آنها بگو اوّلاً خداوند خودش حَکَم قرار داده و فرموده است: « در موقع اختلاف مرد با زن، حَکَمی از طرف مرد و حَکَمی از طرف زن بیایند و اگر اراده سازش و اصلاح داشته باشند، خداوند بین آنها را توفیق و موافقت می دهد. » (سوره اعراف آیه 35)
-ثانیاً رسول خدا ((سعد بن معاذ انصاری|سعد بن معاذ ))را در جنگ با یهودیان ((بنی قریظه|بنی قریظه ))حَکَم قرار داد و خداوند هم حکمیت او را امضاء فرمود، مگر اینان نمی دانند که امیرالمؤمنین که حکم قرار داد، به معنای آن بود که به حُکم قرآن، حُکم کنند و شرط کرد که اگر بر خلاف قرآن حُکم کردند، حُکمشان مردود است؟ پس این خوارج به امیرالمؤمنین بُهتان و افترا می زنند. »
<BR>نافع گفت: « به خدا قسم این سخنی است که هرگز نشنیده بودم و به ذهنم خطور نکرده بود و این حرف حق است.»
+ثانیاً رسول خدا ((سعد بن معاذ انصاری|سعد بن معاذ)) را در جنگ با یهودیان ((بنی قریظه|بنی قریظه)) حَکَم قرار داد و خداوند هم حکمیت او را امضاء فرمود. مگر اینان نمی دانند که امیرالمؤمنین که حکم قرار داد، به معنای آن بود که به حُکم قرآن، حُکم کنند و شرط کرد که اگر بر خلاف قرآن حُکم کردند، حُکمشان مردود است؟ پس این خوارج به امیرالمؤمنین بُهتان و افترا می زنند. »
نافع گفت: « به خدا قسم این سخنی است که هرگز نشنیده بودم و به ذهنم خطور نکرده بود و این حرف حق است.»
 منابع:  منابع:
-<BR>بحار الانوار، ج 10، ص 161، ح 13.
<BR>ارشاد شیخ مفید، ج 2، ص 162، ح 6.
+بحار الانوار، ج 10، ص 161، ح 13.
ارشاد شیخ مفید، ج 2، ص 162، ح 6.
 مراجعه شود به: مراجعه شود به:
-<BR>((مناظرات امام باقر علیه السلام)) +((مناظرات امام باقر علیه السلام))

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 شنبه 16 مهر 1384 [05:20 ]   3   شکوفه رنجبری      جاری 
 سه شنبه 04 اسفند 1383 [10:58 ]   2   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 یکشنبه 27 دی 1383 [08:02 ]   1   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..