منو
 کاربر Online
671 کاربر online
تاریخچه ی: مسلم در قصر ابن زیاد

در حال مقایسه نگارشها

نگارش واقعی نگارش:1
مسلم را پس از دستگیری نزد ابن زیاد بردند. ابن زیاد به او گفت:« علیه امیر خود شورش می‌کنی و اتحاد مسلمانان را بر هم می‌زنی؟»
مسلم گفت:« خلافت معاویه و بدتر از او، فرزندش، یزید، را به رسمیت نمی‌شناسم؛ زیرا او با زورگویی حق وصی پیامبر صلی الله علیه و آله را غصب کرده است. مردم این شهر اعتقادشان این بود که پدر تو نزدیکان آنها را کشته، خون آنها را ریخته و مانند قیصر و کسری رفتار کرده است. ما آمده ایم عدالت را اجرا و مردم را دعوت به حکم خدا و رسول کنیم.»
ابن زیاد برای لکه‌دار کردن حیثیت مسلم، در جمع مردم به او گفت:« تو در مدینه شراب‌خواری می‌کردی!»

مسلم با کمال متانت پاسخ داد:« انسانی چون تو که کشتن افراد بی‌گناه برایش اهمیت ندارد، برای شراب‌خواری از من سزاوارتر است.»
مسلم که می‌دانست ابن زیاد به زودی او را به شهادت خواهد رساند، به عمر سعد که قریشی بود و ادعای خویشی با او داشت، وصیت کرد. نخستین وصیت او این بود که کسی را نزد امام حسین علیه السلام بفرستند و او را از آمدن به کوفه منع کنند. دیگر آن که چون در کوفه کسی را ندارد، جنازه اش را کفن و دفن کنند. سوم آن که بدهی او را با فروختن شمشیر و دیگر وسایلش بپردازند. سرانجام مسلم در روز هشتم ماه ذیحجه سال 60 هجری به شهادت رسید.

منابع:

  • الکامل، ج 5، ص 98.
  • تاریخ طبری، ج 4، ص 283
  • حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ص 186.

مراجعه شود به:



پس از دستگیری مسلم او را نزد ابن زیاد بردند، ابن زیاد به او گفت: آیا بر امام خود خروج کرده و یکپارچگی مسلمانان را بر هم می زنی؟

مسلم گفت: خلافت معاویه و بالاتر از آن فرزندش یزید را به رسمیت نمی شناسم؛ زیرا او با زورگویی خلافت را از وصی پیامبر صلی الله علیه و آله غصب کرده است. (1) همچنین گفت: مردم این شهر اعتقادشان این بود که پدر تو نزدیکان آنها را کشته، خون آنها را ریخته و مانند قیصر و کسری رفتار کرده است ما آمده ایم تا عدالت را اجرا و مردم را دعوت به حکم خدا و رسول کنیم.

ابن زیاد از روی حیله گری و برای لکه دار کردن حیثیت مسلم، در جمع مردم به او گفت: تو در مدینه شرابخواری می کردی!

مسلم با کمال متانت پاسخ داد: انسانی چون تو که کشتن افراد بی گناه برایش بی اهمیت است، از من به شراب خواری سزاوارتر است. (2)

مسلم که همه ناراحتیش برای امام حسین علیه السلام بود از عمر سعد که قریشی بود و به هر روی ادعای خویشی با مسلم داشت، خواست تا بدو وصیت کند، نخستین وصیت مسلم این بود تا کسی را نزد امام حسین علیه السلام بفرستند و او را از آمدن به کوفه منع کنند.

دیگر آن که جنازه او را کفن و پس از آن وی را دفن کنند.

سوم آن که بدهی او را با فروختن شمشیر و دیگر وسایلش بپردازند؛ پس از آن بود که مسلم را به شهادت رساندند.

    • تاریخ شهادت حضرت مسلم روز هشتم ماه ذیحجه سال 60 هجری است

1 - الکامل، ج 5، ص 98.

2 - تاریخ طبری، ج 4، ص 283

حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ص 186.

مراجعه شود به:

فرستادن مسلم بن عقیل به کوفه


تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 چهارشنبه 24 فروردین 1384 [08:23 ]   5   شکوفه رنجبری      جاری 
 چهارشنبه 24 فروردین 1384 [08:22 ]   4   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 یکشنبه 29 آذر 1383 [06:14 ]   3   امیرمهدی حقیقت      v  c  d  s 
 چهارشنبه 04 آذر 1383 [07:37 ]   2   نفیسه ناجی      v  c  d  s 
 چهارشنبه 06 آبان 1383 [10:18 ]   1   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..