منو
 صفحه های تصادفی
رسانه دانش:CompactTOC
آزادی جنسی
ماورای صوت در صنعت
داستان حضرت داوود علیه‌السلام و شبهه عصمت
موسیقی درمانی
استجابت نفرین امام حسن مجتبی علیه السلام درباره زیاد بن ابیه
حرکت چشمها در عکاسی
مورگانیت
کنترل تولید
انحصار دین به آخرت
 کاربر Online
217 کاربر online
تاریخچه ی: محمود غزنوی

تفاوت با نگارش: 3

Lines: 1-66Lines: 1-135
 V{maketoc} V{maketoc}
 !محمود غزنوی  !محمود غزنوی
 «421 - 389 ق / 1030 - 999 م»  «421 - 389 ق / 1030 - 999 م»
-محمود، پس از خلع برادرش اسماعیل، با اظهار انقیاد نسبت به امیر ابوالحارث منصور، حکومت خود را در غزنه مورد تأیید دربار ((بخارا)) قرار داد. اما چون در طی منازعات مربوط به جانشینی، برای مدتی امارت ((نیشابور ))را خالی گذاشته بود، برای استرداد آن ناچار شد تا با ((بکتوزون)) که در آن ایام از بخارا به امارت ((خراسان ))آمده بود، درگیر شود. از سوی دیگر چون منصور به دست بکتوزون و فایق خلع و به جای وی، امارت رسماً به عبدالملک واگذار شد. بدین ترتیب محمود بهانه‏ای به دست آورد تا خود را از انقیاد دربار بخارا آزاد سازد و خراسان را به کلی از قلمرو ((آل سامان)) جدا نماید. خلیفه(( القادر بالله ))هم که از آل سامان ناراضی بود، در مقابل درخواست و اظهار تبعیت مستقیم محمود؛ منشور امارت خراسان را با لقب «((یمین الدوله))» و «((امین)) المله» و عنوان «ولی امیر المؤمنین» برای وی ارسال داشت. بدین گونه، غلام ترک دربارِ آل سامان، با انقراض آنها، وارث مستقل حکومت خراسان و غزنه شد. +!بنیانگذاری حکومت غزنوی
محمود، پس از خلع برادرش اسماعیل، با اظهار انقیاد نسبت به امیر ابوالحارث منصور، حکومت خود را در غزنه مورد تأیید دربار ((بخارا)) قرار داد. اما چون در طی منازعات مربوط به جانشینی، برای مدتی امارت ((نیشابور ))را خالی گذاشته بود، برای استرداد آن ناچار شد تا با ((بکتوزون)) که در آن ایام از بخارا به امارت ((خراسان ))آمده بود، درگیر شود.
-! پ گفتن سیستان />محمود ه وارث بخشی از قلمرو آل سامان شده بود، از همان غاز کوشید تا امرای ملی اطراف را که راجر دربر ((بخارا ))بوده و غالباً مزاحم و مدعی آن بودد، تحت انقیاد اطاعت خی درآورد. نست سیستان را که ر آن اام خلف بن احمد، پسر ابوجعفر بانویه، در آن جا حکمروایی داشت، پس گرفت. از طرفی حریکات عیارا سیستای نی که بعد از آن گه گاه بر ضد ا روی می‏داد «((ذی الحجه ))393 ق / اکتبر 1003 م» نتوانست به قت و در آن جا خللی وارد ازد. پ جوزجانان را نیز که(( آل فریغون ))ر آن جا حکومت داشتند چند سال بعد ضمیمه قلمو خویش نمود. «401 ق / 1010 م» ما بر این که امی رجستان که نوان شار داشت هانه این که در عزیمت ممود به جنگ «کار» هندی، در رکابش حاضر نشده بود، مورد توبیخ قرار داد و قلموا ا سخیر کرد «403 / 1012 م». بالاخره خوا را هم به بانه قتل امیر آ یا ز دت أمونیان بیرون آورد «408 ق / 1017 م». + سوی دیر چون منور ه د بکوزون و ای خ و ه ای وی، امارت را ه عبداملک واار د. ین رتب ممود انهای ه ست ورد ت د ا از نیاد دربار بخارا زا اد خرا را به کی از قلمرو ((آ امن)) د ماید.
-! سعه و تحکی ک />بی گنه حمود حکمت زنه ا ر خراسان اطراف وسعه و تحکیم بخشید و قدت استبداد خود را بر یک نیروی نظامی، تای و ی ر استوا سات. تعب مستبدا کوکونه ممو ر و سیی ناپیش، جب شد تا وی همار در لرو د مبارزه با شیعیان و باطیا و در خارج ب مارب «جاد» با کار هنی مغول اش. جالب ینجاست ه چون لمو ممود شامل ((ماوراء النهر ))و حدود مرزی ترکان کفر نبو، بر لاف ((سامانیان)) و زو و جهاد را ته هندوان کد و نگهای وقفه و پاین ذیر و ر ارا ند، ریایی از خون به اه انداخت. +یه(( در به ))م ک ز ل امان ارای بود، در ما راست و اها تبعی مستی مو منو ار اسن را ب «((یمی ادل))» و «ین مله» و عنوان «وی ار امی» برای ی ارل اش. بین ون لام ترک ربرِ ل سامان، ا اا نها، واث تل کومت راا زنه د.
-! بی و ار و ونت آیز
در اغ موارد، آن چه که از این جنگه عایدش ی‏شد؛ از حد آن که بت خانه‏ای ا ویان و یا بُت سنگی یا فلزی را بشکند ا ((غنایم))، یلن، اسیران، کنیزکان و جواهرات فراوان به غزنه بازگرد، پیشتر نمی‏رفت. طُرفه آن که فتح نامه‏ای برای آن فتوحات «درخشان» خویش به اطراف می‏فرستاد و از ای ر میز گویان و مملقان ا ب نای ود وا می‏داشت. جالب این که به غیر از سپاه منظم محمود بسیار از مطوعه هم ه قصد نیل ه وا و تبلیغ دین در این لشکرکشیایش شرکت می‏کردند و در برخی ولایات هم معابد «کفار» را به ماجد مسلمین تبدیل می‏کدند. ولی با وجود چنین سعی و همّتی، این طر تبیغ خون بار و خشونت آمیز و این همه میه تهدید و ارعا مرمن، موجبا توجه هندوان را به آیین اسلام فراهم نک و از طرفی از آن چه سپاه جبار و بی اخلاق محمود به هندوان هیه کرد، حاصل مده‏ای جز فرت عامه هندوان از مهاجمان فاتح به دست نیامد. بدین گونه تممی مساعی این سلطان غزوات و جهاد تا آن جا که ناظر به نشر و ترویج آیین توحید بود، در بین هندون با ب اعتنیی رو به رو شد به طوری که تا ساای متمادی س ا مرگ محمود، جز کینه‏ای عمیق و دیرپا که تا ه امروز تداوم دارد، نتیه ه بار نیورد.
+! کو نی
!! گتن یتان />م که وار بخشی از مو ل ان ده بود، از همن ا کشید تا امای ملی اطر را که راا دربار ((ارا ))بوده و الا مزاحم و معی آن بودند، تت ایاد ااعت وی رورد.
-! جلب عنایت خلیفه ((داد)) />ما حاصل دیگ این غزوان، جلب عنایت و پشتیبانی لیفه بغداد بود که ه امیر زنه در میان دیگر امیران عصر، تیاز فوق عاده‏ای می‏داد. در یک مورد نیز، حمله به ((هند))، ته برای تنبیه ((ابولفتح داود بن خضر))، حاکم مولتان بود «396 ق / 1005 - 6 م» که از بقایای مطوعه غازیان به شمار می‏رفت. وی به حکم سلطان محمود، پس از فتح مولتان، در آن جا مند. چون به سلطان خبر رسید که ابوالفتح در مولتان به نشر و ترویج مذهب باطنی م‏پردازد محمود دفع او هم نو جاد مقدس تلقی کرد. او با سپاه گرا ه قلمرو اننپال مله برد تعقیب ابوالفتح را تا د کشمیر ااه و به این ترتیب س از تخری و غارت شهرها، آبادیها و معابد بین راه مولان را بار دیگر تح ر و اهالی ن جا را ه بب عصیا بر عیه خد یست هزار هزار (میلیون) هم جریه کرد. اهتمم خستگی ناپذیر محمود در «جهاد» با هنوان باعث شده بد که از طرف میران هم صر ود مورد سارت قرار یرد صوص که از سوی خلیه عباس القاب و احترامات بسیار به علت غنایم و هدایای ارسالی‏ش و به دستگاه ((خلافت))، دریافت می‏داشت. +نخ یتان ا که ر ن ایام، ف احمد، ر ابوعفر بانویه، در آن جا کمروایی دا، س گر. ا ری تحریکات یاا یانی ی که بعد ا ن گ گاه ر ا ری ی‏دد «((ی اله ))393 / اکتر 1003 م» نوانت به در رد و در ا خلی وارد ساد.
-! سک و ضایت خلیفه و بزگان ین />در عین حال این القاب، تأییی بر دامات جایتکارانه امیر غز در نگ و ل ا کفار و ملمین ه شما می‏رفت. جا ن عادت سلطا به اده گاری پرداختن به هیات مم ین ک هم قراین و از جم شعار ستایشگرانش آ را مسجل می ز جانب خلیفه، فقیهن و بزرگان ین و صدقات خراسان مورد اتاض واقع نم‏شد و نگهای او با ایران خراسا و ماوراءالنهر که ه هر ل مای اتلاف نفوس ملمین بود، به اطر ایا امولی که ب ین مولان دده می‏، ب کو و رضیت مه بود. ا ان وود ی لطان ((غازی)) القای نی ظام الدی ار الق، کهف لدلة الال ا دریت می‏اشت که همین القاب بعدها به پر بی هنرش مسعود داده شد. از سی دیگر، تبلیغات دامنه دار و پ سر صدایش و قصه‏هایی که اکی از دین پوی دات جویی ی د، به وسیله ستایشگران و بلنگوهیش، همه جا در افواه عاه، انتشار می‏یافت. +س وزانن را نی که(( ریغ ))در ن کوم ات، د سا بد میه م وی مد. «401 ق / 1010 م» ضا ر این ک امی ان که نوان ار دات، ه بان این که ر یت ممود به «کا» هی، د کب ض ه بود، مود ی قرا قلا را خر کد «403 / 1012 ». بالا وار ا هم به بهنه تل امیر دیا از د وی بیرون ود «408 / 1017 م».
-! تیگی دگی خصوی ان
بدین گونه مایب سطا، که دربار و را کانو عشرت، و ستبداد می‏کرد ر تملقات چاپلوسانه و در قصه‏های ایعه پردازا گفه گویش، چنن انعکاس بارزی پیدا نمی‏کرد بلکه نل ورونه زده می‏شد. سلطان غازی با وجود آ همه دعوی دین پروی که دات چنن که ز احوال ندیمانش ر می‏آید و در روایات بیهقی نظام الملک و دیران نیز آمده؛ گه گاه به شرابخواری اده مستی می‏پداخته است به طور این وضع دو تا سه روز به طول می‏انجامید. عشق او به غلام بچه‏ای ه نم ای - ابوالنم یا ویماق «وفات 449 ق / 1105 م» - که موضوع قصه‏هی ان نیز شده است و حکایت نوتکین نوی، که تنها ب ین دلیل مورد ترب لطان قرر گرت ا به رخ ایاز کیده شود، هیچ گونه تردیدی در اسناد غام بارگی این سلطان باقی نمی‏گذارد. از حکایت زلف ایاز در چهار مقاله که اشرت فرخ غضایری صحت وقو ن و نی ن را شان می‏دهد نیز، این نکته اثبات می‏شود. از طری حدی رزد نامشروع ان، به نام حمد نیالتگین نیز از تیرگی زندگی خصوصی سلطان و همچنین فاد ی دش حکایت دارد و در باب دین پروری سلطان، هیچ نکته درخشانی ا نشان نم‏دهد.
ای
طرز زندگی که تا حدی در یات نظامی امیرن رک و همچنین سایر امیان عصر عادی بود، نه فقط محمود ا از ایبندی به اخلاق و شریعت جز در مواردی که فایده‏ای سیاسی از آن حاصل می‏شد، منع می‏کرد، بلکه مناسبات او را با دیگر امین و حتی با خلیفه و محدانش را تابع سیاست ماکیاولی محمود می‏ساخت.
+!!تو و حکیم کم
بدین گونه مد کوت ز ا در راسان و ارا وعه و کیم بید و در اتادی ود را ب ی نیروی امی، تهاجمی و بی م اوا ا. تعص مانه و کوکونه مود ر ز یری ناذیرش، و ا ی هموار د مرو به مارزه ا ییان و باطنیان، در ار ه ماربه و «اد» با کفار هندی مول اشد.
-! زوات مود
از طرفی نه تنها جها ا کار هد، برای محمود وسیله‏ای برای تحصیل غنیمت بد بلکه مایه کسب حیثیت و شهرت نیز بود. جنگ محمود ا (جیا راه یهنه)، در حم 392 ق / نومبر 1001 م، لکرکشی به مولتان در 394 ق / 1004 م، نبرد با ایلک خا در 394 و 398 ق / 1004 و 1007 م، تنبی انندپل فرزند یا در 399 ق / 1008 م، ((ه تانسی ))در 405 ق / 1014 م، جنگ محمود در کشمر در 407 ق / 1016 م، لشکرکشی به قنوج در 409 ق / 1018 م غزوه سومنات 416 ق / 1025 م غزوه ناراین در 400 ق / 1009 - 10 م و الاخره آخرین اقدام جنگی و تجاز کارانه محمود، لشکرکشی به ولایت جبا و فتح ((ری ))ر 420 ق / 1029 م نمونهای از ماشین جنگی مخرب و ویرانگر محمود بود که سراسر قرو خود یگران را عرص تاخت از و غارت می‏ساخت. بدین گونه در اکثر بلاد جبال و راق، از ((طبرستا)) تا ((ارمنستان)) خطبه به نام محمود وانده م‏شد و محمود کومت تمامی این نواحی را ه معود اگذاشت و خود به بب بیماری به خراسان اگشت.
+ا اینجا ک ون لمرو محمود امل ((ارا انهر )) حو مر رکان کار نبد بر ا ((انین))، وی غزوه و هاد را متوه هندوا کرد و جهای بی وق و یان ایر او ر اطرا هند، دیایی ا و به اه انات.
-! سلطنتی که قدرت آن متکی بر ششی ود
در طی دورا
ن فمانروایی محمود ع ستبدانه و تملق پریش، قدرت امرت را ک ناشی از بیعت ا با خلیفه بود به سلطنت تبدیل کرد. سلطنتی که قدرت آن را بر شمشیر متکی می‏دنست. وضعت دربار او بر خلاف آن چه در نزد ((آل طاهر)) و آل سامان سابقه داشت، یادآور دربار پادشاهان پیش از اسلام ایران ود.
شاعرا
ن این عصر نیز با عبارات و اشعار گزافه، تو خالی و مملقانه‏ای که د حق وی می‏افتند قدرت و جلال و ا در کناف مملکت ذهان عامه، وسیله‏ای برای تحمیق، تحمیل هیبت و تکریم فوق العاده خلق در حق او قرار می‏دادند. این شاعران که گه گاه در غزوه‏های محمود، با موکب خونین او همراه بند، در مواقع رسمی نیز جزو زینتهای جادار دربارش حسوب می‏شدند. زینتهای دیگری که به دربار محمود ابهت و شکوه فراوان می‏داد، حضور چهر هزار غام ترک بود که در روزهای بار عام، د هزار تن از آنها با کلا هر پر و گرزها زرین، در سمت راست تخت وی می‏یستادن و دو هزار تن دیگ، با کلاهای دو پ و گزهای سیمین در جان چ وی قرار ی‏گرفتند. از آن گشته و هزار و پانصد پیل هم که گه گاه ب راه داشت، ربار او را به دته پادشهن افسانه‏ای هند شبیه می‏کر.
+!! تبی ون ار و نت ی />در اب وارد، آن چه که از این نگها اید می‏د ا د ن ک انه‏ای را ویران و یا ب سنگی یا زی را بشکند و ا ((غایم))، یلان، اسیان کنیکا و وهرا راان ه زنه بگردد پیش نمی‏رف.
-! سلطت استبدادی مورد تأیید دستگاه خلافت بغداد
ط
رفه آن که سطنت ستبدادی به ور کلی به دور از اخلاق و پارسایی ممود، نه تنها از سوی خلیفه باسی مود اعتراض قار نرفت بلکه تأیید دستگاه خلافت بغداد را نیز همچنان به همراه داشت. با آن که ملقان سعی فاوانی به عمل آوردند تا از طریق انتساب او به فیروز ب یزدجرد، خادانش را به ((سسانین)) منسوب داند، اما این جعل تبار باعث نشد تا انتساب او ب ترکان قرلق جای ش و تردید واع شود. ممد، ردی خوش سیما چهار شانه بود که چهای یز و نفذش با موهای قرمز، سیمایی از ترکان را عرضه می‏داشت. لای ا در جنهای بی وقفه و پیان ناپذیرش همچنان مشهود بود، اما از سیی دیگر، خست، ما رستی و گدا صفتی این اور، ی جز خصویت غر قابل غییر او بود. افراط در توقیف و مصاره امول ویرا مردمان صاحب کنت، در د عاه از او هره‏ای ظالم و غیر قاب عتاد ترسیم می‏کرد. باجهایی ک ه از گاهی به مردم تحمیل می‏کد و از آنان به اقساط می‏ستاند، نوی ایی شاهانه تلقی می‏ش که ین همه پستی، دنائت و مال اندوزی ر مانی رخ می‏داد که خزانه وی مالامال از اموال غارت شدة ((هندوان)) بود. محمود بسیاری را به جرم اشتن عقیده و به اتهام قرمطی توقیف و اعدام کرد که اغلب این اتهامات بی اساس بود و فقط چشم طمع به مال نان را داشت. او برای تصاحب اموال روتمندان، از هی گونه رذالتی فروگذاری نمی‏کر. جالب آن که، ممو ه ز اهی، برای مقاصد سیاسی، تغییر ذهب نیز می‏داد، ر ند جزییات روایات مربو به این مطلب کاملاً تأیید نشده و در پارهای از اقوال جای شک و تردیدی جدی نیز وجود دارد، اما این مطلب حکایت از میزان علاقه و پایبندی محمود به مذهب را دارد.
+طرفه آن که ت ناهی برای ن فوات «درخشان» ی به اطراف یرسا و ا این رو جیز ویا و مما را به ای و وا می‏داشت. ا ای ه به یر از سا ن و، بیاری ا مو م ب د نیل ب اب بلی دین د لشککیهای رک می‏کردند و در بری ولایات هم معاد فار» ر به مد مسمین تبیل می‏کردند.
-! عدم پذیرش حکومت محمود از سوی مردم
به هر حا
ل استبداد خشن و ب رحمانه محمود با وجودی رعایت ((ظار)) یعت گ گاه آ را تعدیل می‏کرد، اا ه رستی برای رعایای غیر ممان باری گرا مو می‏شد. از طری سمی که در مصادره اموا ل و حکام وی امال می‏کرد أثیر ک از خو به جای می‏گذاشت ن بو که به نو و، ست همین امل مجریان حکومت را در غات مو رعایا باز ی‏ذاشت یق می‏ک. ا سوی یگ آگای محمود به عد یرش حکومتش از وی ردم، و را تی اراطی راقبت ایم ر تای امو و همه ارایان ا می‏داشت ا ایی که سم فیه نویسی را تی بای فرزنان خیش نی ازم می‏شم. نیجه آن که دایاً نسبت ب همه اطرافیانش و داشت. جنگهای وقفه نذیر او د ا و ارج محدوده الم، غالباً قطحی های ی ر پی، ویرانیهای گسترده و خسارتهای جنی و مالی فاونی ب لق ه بار می‏آرد. تعصب کوته نرانه‏اش که تهامات مذهبی را گه گه هانه‏ای برای اخذ و مصادره اموال صاحبا مکنت می‏کرد، در اغلب مواقع منجر به تعدیهای وحشیانه می‏شد.
+ولی با وجود ی ی هّتی، ای ر تبلیغ ن بار ون آمیز ین همه مای دی و اا مردمن، وبات وه هندو ه آیین سام راهم نکرد و ا ی از آ پ ا و ی لا محمود به وان هی کرد، ا ای فرت امه هنا ا مهاان ات ه س نیام.
بین ون امی می ای سطان ات و اد ا ا که نا به ر و ترویج یین وید بو، بی هنوان ا بی انایی رو ب رو شد.
-! دستاوردهای سی و یک سال حکومت مستبدانه
چنین بود دستاوردهای سی و یک سال حکومت مستبدانه ((محمود غزنوی))، ایجاد کینه‏های قومی و مذهبی، ویرانی و محنت عامه مردم، رخت بر بستن هر گونه اخلاق و پارسایی، لطمه زدن به حیثیت دین، آیین و باور مردمان و وجه المصالحه قرار دادن آن برای باج ستانی و دروغپردازی. اگرچه خود محمود از عواقب نافرجام این بی رسمیها، به علت بیماری جان ستانی که او را در شصت سالگی طعمه مرگ قرار داد، در امان ماند؛ اما طولی نکشید که کفاره این مظالم و تعدیها، دامنگیر جانشینانش شد و در اندک زمانی، طومار این سلاله بی اخلا و ی قانون را دست کم در ایران برچید. محمود که به بیماری سل و اسهال دچار بود، در ظرف مدت دو سال دوران نقاهت، رفته رفته ضعیفتر و نحیفتر شد، اما هیچگاه خود را تسلیم بستر بیماری نکرد و تن به نالانی و رنجوری نداد و به قول گردیزی «همچنان نشسته همی بود و اندر آن حال جان بداد». مرگ محمود در ماه صفر یا ربیع الاول 421 ق / فوریه یا مارس 1030 م اتفاق افتاد. گفته می‏شود که محمود، پسرش محمود را به جانشینی خود انتخاب کرده بود. اگچه در نزاع دو برادر مسعود و محمد، تاریخ بار دیگر، همان خاطره دوران به حکومت رسیدن محمود و رابطه‏اش با برادرش اسماعیل را تکرار کرد.
+!!جلب حمایت خلیفه بغداد
اما حاصل دیگر این غزوان، جلب عنایت و پشتیبانی خلیفه بغداد بود که به امیر غزنه در میان دیگر امیران عصر، امتیاز فوق العاده‏ای می‏داد. در یک مورد نیز، حمله به ((هند))، تنها برای تنبیه ((ابوالفتح داود بن خضر))، حاکم مولتان بود «396 ق / 1005 - 6 م» که از بقایای مطوعه غازیان به شمار می‏رفت.

وی به حکم
سلطان محمود، پس از فتح مولتان، در آن جا ماند. چون به سلطان خبر رسید که ابوالفتح در مولتان به نشر و ترویج مذهب باطنی می‏پردازد، محمود دفع او را هم نوعی جهاد مقدس تلقی کرد.

ا
و با سپاه گران به قلمرو انندپال حمله برد و تعقیب ابوالفتح را تا حد کشمیر ادامه داد و به این ترتیب پس از تخریب و غارت شهرها، آبادیها و معابد بین راه، مولتان را بار دیگر فتح کرد و اهالی آن جا را به سبب عصیان بر علیه خود، بیست هزار هزار (میلیون) درهم جریمه کرد.

اه
تمام خستگی ناپذیر محمود در «جهاد» با هندوان، باعث شده بود که از طرف امیران هم عصر خود مورد خسادت قرار گیرد به خصوص که از سوی خلیفه عباسی، القاب و احترامات بسیار به علت غنایم و هایای ارسالی‏اش و به دستگاه ((خلافت))، دریافت می‏داشت.

!!سکوت و رضایت خلیفه و بزر
ان دین
در عین حال این القاب، تأییدی بر اقدامات جنایتکار
انه امیر غزنه در جنگ و صلح با کفار و مسلمین به شمار می‏رفت. جالب این که عادت سلطان به باده گساری و پرداختن به منهیات مسلم دین، که همه قراین و از جمله اشعار ستایشگرانش آن را مسجل می‏سازد، از جانب خلیفه، فقیهان و بزرگان دین و صدقات خراسان مورد اعتراض واقع نمی‏شد و جنگهای او با امیران خراسان و ماوراءالنهر که به هر حال مایه اتلاف نفوس مسلمین بود، به خاطر هدایا و اموالی که به این متولیان داده می‏شد، با سکوت و رضایت همراه بود.

با این وجود این سلطان ((غازی))، القابی نظیر؛
نظام الدین،
ناصر الحق،
کهف الدولة و الاسلام

را دریافت می‏داشت که همین القاب بعدها به پسرش مسعود داده شد. از سوی دیگر، تبلیغات دامنه دار و پر سر و صدایش و قصه‏هایی که حاکی از دین پروری و عدالت جویی وی بود، به وسیله ستایشگرانش ، همه جا در افواه عامه، انتشار می‏یافت.


!!غزوات محمود
جهاد با کفار هند، برای محمود وسیله‏ای برای تحصیل غنیمت بود بلکه مایه کسب حیثیت و شهرت نیز بود.
جنگ محمود با (جیپال راجه ویهنه)، در محرم 392 ق / نوامبر 1001 م،
لشکرکشی به مولتان در 394 ق / 1004 م،
نبرد با ایلک خان در 394 و 398 ق / 1004 و 1007 م،
تنبیه انندپال فرزند جیپال در 399 ق / 1008 م،
((غزوه تانسیر ))در 405 ق / 1014 م،
جنگ محمود در کشمیر در 407 ق / 1016 م،
لشکرکشی به قنوج در 409 ق / 1018 م،
غزوه سومنات 416 ق / 1025 م،
غزوه ناراین در 400 ق / 1009 - 10 م و

بالاخره آخرین اقدام جنگی و تجاوز کارانه محمود،

لشکرکشی به ولایت جبال و فتح ((ری ))در 420 ق / 1029 م

نمونه‏ای از ماشین جنگی مخرب و ویرانگر محمود بود که سراسر قلمرو خود و دیگران را عرصه تاخت و تاز و غارت می‏ساخت. بدین گونه در اکثر بلاد جبال و عراق، از ((طبرستان)) تا ((ارمنستان)) خطبه به نام محمود خوانده می‏شد و محمود حکومت تمامی این نواحی را به مسعود واگذاشت و خود به سبب بیماری به خراسان بازگشت.


!آغاز افول حکومت غزنوی
!!نارضایتی مردم از محمود غزنوی
به هر حال استبداد خشن و بی رحمانه محمود، با وجودی که رعایت ظاهر شریعت گه گاه آن را تعدیل می‏کرد، اما به راستی برای رعایای غیر مسلمان باری گران محسوب می‏شد.

از طرفی رسمی که در مصادره اموال عمال و حکام خویش اعمال می‏کرد، تأثیری که از خود به جای می‏گذاشت آن بود که به نوبه خود، دست همین عوامل و مجریان حکومت را در غارت اموال رعایا باز می‏گذاشت و تشویق می‏کرد.

از سوی دیگر، آگاهی محمود به عدم پذیرش حکومتش از سوی مردم، او را به صورتی افراطی در مراقبت دایم بر تمامی امور و همه اطرافیان وا می‏داشت تا جایی که رسم فضیه نویسی را حتی برای فرزندان خویش نیز لازم می‏شمرد. نتیجه آن که دایماً نسبت به همه اطرافیانش سوء ظن داشت.

جنگهای وقفه ناپذیر او در داخل و خارج محدوده اسلام، غالباً قطحی های پی در پی، ویرانیهای گسترده و خسارتهای جانی و مالی فراوانی برای خلق به بار می‏آورد.

تعصب کوته نظرانه‏اش که اتهامات مذهبی را گه گاه بهانه‏ای برای اخذ و مصادره اموال صاحبان مکنت می‏کرد، در اغلب مواقع منجر به تعدیهای وحشیانه می‏شد.

!!دستاوردهای ناخوب حکومت محمود غزنوی

چنین بود دستاوردهای سی و یک سال حکومت مستبدانه ((محمود غزنوی))،

ایجاد کینه‏های قومی و مذهبی،
ویرانی و محنت عامه مردم،
رخت بر بستن هر گونه اخلاق و پارسایی،
لطمه زدن به حیثیت دین، آیین و باور مردمان و
وجه المصالحه قرار دادن آن برای باج ستانی و دروغپردازی.

اگرچه خود محمود از عواقب نافرجام این بی رسمیها، به علت بیماری جانستانی که او را در شصت سالگی طعمه مرگ قرار داد، در امان ماند؛ اما طولی نکشید که کفاره این مظالم و تعدیها، دامنگیر جانشینانش شد و در اندک زمانی، طومار این خاان را دست کم در ایران برچید.

محمود که به بیماری سل و اسهال دچار بود، در ظرف مدت دو سال دوران نقاهت، رفته رفته ضعیفتر شد، اما هیچگاه خود را تسلیم بستر بیماری نکرد و تن به نالانی و رنجوری نداد و به قول گردیزی
«همچنان نشسته همی بود و اندر آن حال جان بداد».

مرگ محمود در ماه صفر یا ربیع الاول 421 ق / فوریه یا مارس 1030 م اتفاق افتاد. گفته می‏شود که محمود، پسرش محمد را به جانشینی خود انتخاب کرده بود.

ام در نزاع دو برادر مسعود و محمد، تاریخ بار دیگر، همان خاطره دوران به حکومت رسیدن محمود و رابطه‏اش با برادرش اسماعیل را تکرار کرد.
 !القاب محمود غزنوی: !القاب محمود غزنوی:
-((یمین الدوله))
((سلطان ))
+*((یمین الدوله))
*((سلطان، لقبی برای محمود غزنوی ))
 !مطالب مرتبط با موضوع: !مطالب مرتبط با موضوع:
 +*لشکرکشی های متفرقه محمود
 *((نبرد محمود غزنوی با ایلک خان ترک )) *((نبرد محمود غزنوی با ایلک خان ترک ))
 +*((نبرد سلطان غزنه با فرمانروایان محلی ))
 +*((لشکرکشی محمود به ماوراء النهر ))
 +*(( لشکرکشی محمود به ولایات جبال ))
 +*لشکر کشی های محمود به هند:
 *((لشکرکشی محمود به هند- نبرد بهاطیه )) *((لشکرکشی محمود به هند- نبرد بهاطیه ))
 *((لشکرکشی محمود به هند – نبرد با جیپال)) *((لشکرکشی محمود به هند – نبرد با جیپال))
-*((لشکرکشی محمود به هند- فتح دژ نفر )) 
 *((لشکرکشی محمود به هند- فتح دژ ناراین )) *((لشکرکشی محمود به هند- فتح دژ ناراین ))
 *((لشکرکشی محمود به هند- نبرد تانیسر)) *((لشکرکشی محمود به هند- نبرد تانیسر))
 *((لشکرکشی محمود به هند- فتح کشمیر )) *((لشکرکشی محمود به هند- فتح کشمیر ))
 *((لشکرکشی محمود به هند- فتح دژ برنه )) *((لشکرکشی محمود به هند- فتح دژ برنه ))
 *((لشکرکشی محمود به هند- نبرد مهاون )) *((لشکرکشی محمود به هند- نبرد مهاون ))
 *((لشکرکشی محمود به هند- فتح ماتوره )) *((لشکرکشی محمود به هند- فتح ماتوره ))
 *((لشکرکشی محمود به هند- فتح قنوج )) *((لشکرکشی محمود به هند- فتح قنوج ))
 *((لشکرکشی محمود به هند-نبرد با نندا راجه بزرگ هند)) *((لشکرکشی محمود به هند-نبرد با نندا راجه بزرگ هند))
 *((لشکرکشی محمود به هند- فتح قیرات و نور )) *((لشکرکشی محمود به هند- فتح قیرات و نور ))
 *((لشکرکشی محمود به هند- فتح سومنات)) *((لشکرکشی محمود به هند- فتح سومنات))
-*((نبرد سطان غزن ب فرمانروایان محلی ))
*((کی محمود ه موراء النر ))
*(( لکرکی محمود ولایات جبال ))
*((گ محمود غزنوی))
+ />
!
نی بینید:
*((زی صوی محمود نی))
*((رار محمود زوی))
*((خق و وی محمود غزنوی))

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 شنبه 11 شهریور 1385 [04:31 ]   8   آآوا رسا      جاری 
 یکشنبه 29 مرداد 1385 [11:53 ]   7   آآوا رسا      v  c  d  s 
 پنج شنبه 18 فروردین 1384 [08:02 ]   6   نغمه آذربویه      v  c  d  s 
 پنج شنبه 18 فروردین 1384 [07:19 ]   5   نغمه آذربویه      v  c  d  s 
 پنج شنبه 18 فروردین 1384 [06:51 ]   4   نغمه آذربویه      v  c  d  s 
 پنج شنبه 18 فروردین 1384 [06:48 ]   3   نغمه آذربویه      v  c  d  s 
 پنج شنبه 18 فروردین 1384 [06:44 ]   2   نغمه آذربویه      v  c  d  s 
 پنج شنبه 18 فروردین 1384 [06:38 ]   1   نغمه آذربویه      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..