منو
 صفحه های تصادفی
واژگان شیمی صنعتی
مقایسه احتمال شعاعی الکترونهای مرتبط به سطوح فرعی یک تراز اصلی
ازدواج
تیره کاسنی
دارابگرد
ماهیت غارشناسی
لوکوربوزیه
عملیات بیمه بحری و غیر بحری
خون دماغ
شگفتی هایی در رابطه با فشار هوا
 کاربر Online
299 کاربر online
تاریخچه ی: محمد بن زید

تفاوت با نگارش: 3

Lines: 1-56Lines: 1-56
 V{maketoc} V{maketoc}
 !محمد بن زید !محمد بن زید
  «287 - 271 ق / 900- 884 م»   «287 - 271 ق / 900- 884 م»
-محمد بن زید ((لافت)) واقعی و بی منازع خود را پس از غلبه بر(( ابو الحسن احمد بن محمد))، مدعی خانوادگی آغاز کرد و در رفع آثار دوران فرمانروایی القائم تا آن جا پیش رفت که فرمان داد، آن چه را که او از مردم مصادره کرده بود، محاسبه و اخذ نمایند و این که خواهرش، سکینه، که همسر ((حسن بن زید)) بود، تمامی جواهرات او را که ظاهراً القائم، خلیفه بغداد به او داده بود، باز ستاند و آن را خرج استرداد قسمتی از این اموال به مردمان کرد. +محمد بن زید یاست واقعی و بی منازع خود را پس از غلبه بر(( ابو الحسن احمد بن محمد))، مدعی خانوادگی آغاز کرد و در رفع آثار دوران فرمانروایی القائم تا آن جا پیش رفت که فرمان داد، آن چه را که او از مردم مصادره کرده بود، محاسبه و اخذ نمایند و این که خواهرش، سکینه، که همسر ((حسن بن زید)) بود، تمامی جواهرات او را که ظاهراً القائم، خلیفه بغداد به او داده بود، باز ستاند و آن را خرج استرداد قسمتی از این اموال به مردمان کرد.
 داعی جدید، اسپهبد جبال،(( رستم بن قارن ))را از ((طبرستان)) بیرون کرد و وقتی به شفاعت و اصرار عمرو لیث صفاری که مقارن این ایام بر خلاف رضای باطنی خلیفه، گرچه با فرمان او، حکومت خراسان را داشت؛ به وی اجازه بازگشت داد و او را وا داشت تا تأدیه خراج های گذشته را تعهد نماید و سپاه جنگی هم نداشته باشد.  داعی جدید، اسپهبد جبال،(( رستم بن قارن ))را از ((طبرستان)) بیرون کرد و وقتی به شفاعت و اصرار عمرو لیث صفاری که مقارن این ایام بر خلاف رضای باطنی خلیفه، گرچه با فرمان او، حکومت خراسان را داشت؛ به وی اجازه بازگشت داد و او را وا داشت تا تأدیه خراج های گذشته را تعهد نماید و سپاه جنگی هم نداشته باشد.
 !منازعات داعی کبیر !منازعات داعی کبیر
 محمد بن زید، ((گرگان)) را که از زمان برادر در آن جا حکومت داشت، تختگاه خویش ساخت.  محمد بن زید، ((گرگان)) را که از زمان برادر در آن جا حکومت داشت، تختگاه خویش ساخت.
 *در طبرستان مشکل عمده او قدرت __~~green:اسپهبدان~~__ جبال بود که گه گاه در مقابل ((علویان)) یا با عمال خراسان و ((ری)) بر ضد داعی همدست می‏شدند.  *در طبرستان مشکل عمده او قدرت __~~green:اسپهبدان~~__ جبال بود که گه گاه در مقابل ((علویان)) یا با عمال خراسان و ((ری)) بر ضد داعی همدست می‏شدند.
 از این جمله، اسپهبد __رستم بن قارن __بود که در اواخر عهد حسن بن زید بر ضد داعی تحریکاتی انجام می‏داد و چنان که گفته شد او را از طبرستان بیرون راند و تنها با شفاعت عمرولیث اجازه بازگشت به او داد.  از این جمله، اسپهبد __رستم بن قارن __بود که در اواخر عهد حسن بن زید بر ضد داعی تحریکاتی انجام می‏داد و چنان که گفته شد او را از طبرستان بیرون راند و تنها با شفاعت عمرولیث اجازه بازگشت به او داد.
 محمد بن زید در همان اوایل استقرار قدرت خویش، ظاهراً به دعوت و درخواست اهل ری که از عامل ترک، ((اساتکین)) و تعدی ها و ناروایی های پسر او، اذکوتکین، ناخرسند بودند، لشکری برای تسخیر آن ولایت به راه انداخت،  محمد بن زید در همان اوایل استقرار قدرت خویش، ظاهراً به دعوت و درخواست اهل ری که از عامل ترک، ((اساتکین)) و تعدی ها و ناروایی های پسر او، اذکوتکین، ناخرسند بودند، لشکری برای تسخیر آن ولایت به راه انداخت،
 اما در جنگی که روی داد شکست سختی خورد و تلفات بسیار داد «272 ق / 845 م».  اما در جنگی که روی داد شکست سختی خورد و تلفات بسیار داد «272 ق / 845 م».
 مردم ری که موجب و محرک این جنگ و شورش بودند، ناچار شدند با ((اذکوتکین)) که غنایم بسیاری از سپاه داعی به چنگ آورده بود، سازش کنند و جریمه هنگفتی از مال خود را بپردازند.  مردم ری که موجب و محرک این جنگ و شورش بودند، ناچار شدند با ((اذکوتکین)) که غنایم بسیاری از سپاه داعی به چنگ آورده بود، سازش کنند و جریمه هنگفتی از مال خود را بپردازند.
 چندی بعد مقارن غلبه __رافع بن هرثمه__ بر نیشابور، محمد بن زید از گرگان به آمل آمد و در همان ایام پسر خود محمد را که کودک خردسالی بود به ولایت عهدی خود برگزید.  چندی بعد مقارن غلبه __رافع بن هرثمه__ بر نیشابور، محمد بن زید از گرگان به آمل آمد و در همان ایام پسر خود محمد را که کودک خردسالی بود به ولایت عهدی خود برگزید.
 *مع هذا __~~green:تحریکات اسپهبد رستم بن قارن ~~__که به اجازت محمد بن زید به طبرستان باز گشته بود، ادامه پیدا کرد، از این رو، محمد بن زید را واداشت تا دست رستم را از ولایات جبال به کلی کوتاه سازد.  *مع هذا __~~green:تحریکات اسپهبد رستم بن قارن ~~__که به اجازت محمد بن زید به طبرستان باز گشته بود، ادامه پیدا کرد، از این رو، محمد بن زید را واداشت تا دست رستم را از ولایات جبال به کلی کوتاه سازد.
 اسپهبد رستم گریخت و نزد ((رافع بن هرثمه ))که در خراسان نایب عمرو لیث بود رفت.  اسپهبد رستم گریخت و نزد ((رافع بن هرثمه ))که در خراسان نایب عمرو لیث بود رفت.
 رستم، رافع را به تسخیر جرجان ترغیب کرد و محمد بن زید نیز نتوانست در برابر سپاه رافع از جرجان دفاع کند در نتیجه به استرآباد عقب نشینی کرد و از آن جا به آمل رفت.  رستم، رافع را به تسخیر جرجان ترغیب کرد و محمد بن زید نیز نتوانست در برابر سپاه رافع از جرجان دفاع کند در نتیجه به استرآباد عقب نشینی کرد و از آن جا به آمل رفت.
 رافع هم او را تعقیب و تا ولایات ((دیلم)) سپاهش را پیش برد. البته کمک اسپهبد رستم و همدستی اسپهبد شهریار بن بادوسپان هم که از داعی ناخرسند بودند، از اسباب غلبه رافع شد که داعی از این اتحاد اسپهبدان، لطمات بسیار دید.  رافع هم او را تعقیب و تا ولایات ((دیلم)) سپاهش را پیش برد. البته کمک اسپهبد رستم و همدستی اسپهبد شهریار بن بادوسپان هم که از داعی ناخرسند بودند، از اسباب غلبه رافع شد که داعی از این اتحاد اسپهبدان، لطمات بسیار دید.
 رافع که در آغاز، عامل خلیفه در خراسان بود، بعدها علیه ((عباسیان)) سر به شورش برداشت و برای تحکیم مواضع خود با محمد بن زید دست دوستی و اتحاد داد و به نام محمد، خطبه خواند.  رافع که در آغاز، عامل خلیفه در خراسان بود، بعدها علیه ((عباسیان)) سر به شورش برداشت و برای تحکیم مواضع خود با محمد بن زید دست دوستی و اتحاد داد و به نام محمد، خطبه خواند.
 اسپهبد رستم را نیز به حیله فریب داد و او را دستگیر و نزد داعی فرستاد تا این که در زندان درگذشت.  اسپهبد رستم را نیز به حیله فریب داد و او را دستگیر و نزد داعی فرستاد تا این که در زندان درگذشت.
 !!تسخیر خراسان  !!تسخیر خراسان
 وقتی عمرو لیث جریمه زیادت طلبی خود را با اسارت به دست امیر سامانی پرداخت، داعی طبرستان که متملقان اطرافش، او را زیاده از حد به قدرتش مغرور و از شهرت و محبوبیتش مطمئن کرده بودند،  وقتی عمرو لیث جریمه زیادت طلبی خود را با اسارت به دست امیر سامانی پرداخت، داعی طبرستان که متملقان اطرافش، او را زیاده از حد به قدرتش مغرور و از شهرت و محبوبیتش مطمئن کرده بودند،
 از ساده دلی یا از جاه طلبی زیاد، چنان پنداشت که امیر ماوراء النهر به خراسان نظری ندارد و به ولایت خویش قانع خواهد ماند که در نتیجه خراسان بی دفاع مانده است.  از ساده دلی یا از جاه طلبی زیاد، چنان پنداشت که امیر ماوراء النهر به خراسان نظری ندارد و به ولایت خویش قانع خواهد ماند که در نتیجه خراسان بی دفاع مانده است.
-از این رو به جرجان رفت و از آن جا با جمع کثیری از سواره و پیاده، عازم تسخیر خراسان شد و هر چه امیر سامانی از او خواست تا به جرجان باز گردد، نپذیرفت «287 ق / 900 م». ((امیر اسماعیل))، که امارت خراسان از جانب خلیفه به وی واگذار شده بود، +از این رو به جرجان رفت و از آن جا با جمع کثیری از سواره و پیاده، عازم تسخیر خراسان شد و هر چه امیر سامانی از او خواست تا به جرجان باز گردد، نپذیرفت «287 ق / 900 م». ((اسماعیل سامانی))، که امارت خراسان از جانب خلیفه به وی واگذار شده بود،
 محمد بن هارون سرخسی را که با راه ها و گذرگاه های طبرستان آشنایی داشت به همراه سپاهی گران برای دفع محمد بن زید فرستاد.  محمد بن هارون سرخسی را که با راه ها و گذرگاه های طبرستان آشنایی داشت به همراه سپاهی گران برای دفع محمد بن زید فرستاد.
 در نزدیک دروازه جرجان جنگ سختی روی داد که محمد بن زید در طی آن تهور و شجاعت بسیاری نشان داد، چنان که در آغاز، محمد بن هارون پای به فرار نهاد و چون اصحاب داعی در طلب گریختگان به هر سو پراکنده شدند، محمد بن هارون بازگشت و سپاه داعی را شکست سختی داد.  در نزدیک دروازه جرجان جنگ سختی روی داد که محمد بن زید در طی آن تهور و شجاعت بسیاری نشان داد، چنان که در آغاز، محمد بن هارون پای به فرار نهاد و چون اصحاب داعی در طلب گریختگان به هر سو پراکنده شدند، محمد بن هارون بازگشت و سپاه داعی را شکست سختی داد.
 پسر و ولیعهد داعی، زید بن محمد، به اسارت افتاد و او را به ((بخارا)) فرستادند. خود محمد بن زید نیز در این میان جراحات زیادی برداشت که چند روز بعد منجر به مرگ او شد.  پسر و ولیعهد داعی، زید بن محمد، به اسارت افتاد و او را به ((بخارا)) فرستادند. خود محمد بن زید نیز در این میان جراحات زیادی برداشت که چند روز بعد منجر به مرگ او شد.
 !پایان کار داعی کبیر !پایان کار داعی کبیر
 محمد بن زید داعی مطلق و به قول اسفندیار، داعی کبیر خوانده می‏شد.  محمد بن زید داعی مطلق و به قول اسفندیار، داعی کبیر خوانده می‏شد.
 بنا به روایات، شاعر، فاضل، عارف و نیکو سیرت بود.  بنا به روایات، شاعر، فاضل، عارف و نیکو سیرت بود.
 مرگ او در نزد سادات و علماء، غالباً با تأثر و تأسف تلقی شد.  مرگ او در نزد سادات و علماء، غالباً با تأثر و تأسف تلقی شد.
 سرش به بخارا فرستاده شد و تن بی سرش در نزدیک دروازه جرجان دفن شد.  سرش به بخارا فرستاده شد و تن بی سرش در نزدیک دروازه جرجان دفن شد.
 با شکست و مرگ او، اهل طبرستان استقلال خود را و زیدیان ولایت، رهبری را که نزد آن ها، نمونه‏ای از سجایای عالی محسوب می‏شد از دست دادند.  با شکست و مرگ او، اهل طبرستان استقلال خود را و زیدیان ولایت، رهبری را که نزد آن ها، نمونه‏ای از سجایای عالی محسوب می‏شد از دست دادند.
 !همچنین ببینید !همچنین ببینید
 ((داعی کبیر چگونه آدمی بود ؟)) ((داعی کبیر چگونه آدمی بود ؟))

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 شنبه 13 آبان 1385 [10:15 ]   5   آآوا رسا      جاری 
 شنبه 13 آبان 1385 [10:09 ]   4   آآوا رسا      v  c  d  s 
 شنبه 13 آبان 1385 [10:06 ]   3   آآوا رسا      v  c  d  s 
 شنبه 13 آبان 1385 [09:59 ]   2   آآوا رسا      v  c  d  s 
 چهارشنبه 17 فروردین 1384 [10:13 ]   1   نغمه آذربویه      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..