منو
 کاربر Online
714 کاربر online
تاریخچه ی: محبت پیامبر به فاطمه علیهاسلام

در حال مقایسه نگارشها

نگارش واقعی نگارش:4
img/daneshnameh_up/c/ce/fatemeh.jpgزنده‌شدن قلب پیامبر:
فاطمه علیهاسلام می‏فرماید:
پس از نزول آیه « لا تحبوا دعاء الرسول بینکم کدعاء بعضکم بعضا »؛ ( رسول خدا را همان طور که دیگران را صدا می‏کنید (مثلا به اسم کوچک یا بدون احترام)، صدا نکنید) من پدرم را « یا رسول الله » صدا زدم.
اما پدرم فرمود:« فاطمه جان به من بگو «یا ابه» ( پدرجان). این کلمه قلب مرا زنده ‏تر و خدای تعالی را راضی‏تر می‏گرداند. »

در آغوش محبت:
رسول خدا گاه فاطمه را می‏بوسید، گاه او را در آغوش می‏گرفت، گاه دست محبت به سر و صورت او می‏کشید و گاه او را از صمیم قلب دعا می‏کرد و اشک از چشمان زهرا پاک می‏فرمود. و تا قبل از ازدواج زهرا علیهاسلام، شب‏ها تا صورت مبارک او را نمی‏بوسید، نمی‏خوابید.
رسول خدا گاهی سر فاطمه علیهاسلام را می‏بوسید و به او می‏فرمود:« پدرم و مادرم فدای تو باد.»
هرگاه فاطمه علیهاسلام نزد رسول خدا می‏رفت، پیامبر به احترام فاطمه بلند می‏شد، سر مبارکش را می‏بوسید و او را در جای خود می نشاند.

کمک:
روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم وارد خانه امیرالمؤمنین علی علیه السلام شد و دید علی و فاطمه علیهماالسلام نشسته و مشغول آسیاب کردن‌اند. رسول خدا پیش رفت و فرمود:« کدام یک از شما خسته‏ترید؟»
امیرالمؤمنین عرض کرد:« فاطمه.»
رسول خدا فرمود:« دخترم برخیز.»
فاطمه علیهاسلام برخاست و رسول خدا به جای او نشست؛ و با امیرالمؤمنین مشغول آسیاب گندم و جو شد.

دلسوزی:
روزی فاطمه علیهاسلام مریض شد. رسول خدا به عیادتش رفت. کنارش نشست و احوالپرسی کرد.
فاطمه عرض کرد:« پدر جان، من یک وعده غذای عالی لذیذ دارم.»
رسول خدا بلند شد و از طاقچه‏ای که در اطاق بود، طبقی آورد که در آن کشمش و نان روغنی و کشک و خوشه‏ای انگور بود. طبق را نزد فاطمه گذاشت و دست مبارکش را به سوی طبق دراز کرد، نام خدای بزرگ را به زبان جاری فرمود و به حاضرین فرمود:« بخورید به نام خدا. »
فاطمه و رسول خدا و امیرالمؤمنین و حسن و حسین همگی از آن غذا خوردند. در این میان فقیری پشت در آمد و غذا خواست.
رسول خدا فرمود:« دور شو.»
فاطمه عرض کرد:« یا رسول الله چرا چنین فرمودی؟»
رسول خدا فرمود:« او شیطان بود و این غذا را جبرئیل از بهشت آورده است. شیطان می‏خواست از نصیب شما بخورد ولی سزاوارش نیست.»

جایگاه فاطمه نزد پیامبر:
زبان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم زبان وحی است. خدا در قرآن درباره پیامبر می‌فرماید:ولا ینطق عن الهوی ( از روی خواهش نفس سخن نمی‏گوید.)
لذا سخنانی که رسول خدا درباره فاطمه بر زبان آورده، همه بر مبنای وحی و به میزان حق است، نه از روی محبت و شیفتگی در غیر راه خدا.
بنابراین باید به آنها دقت کرد:
رسول خدا می‏فرمود:« فاطمه پاره تن من است، هر کس او را خشنود کند مرا خشنود کرده و هر کس به او بدی کند به من بدی کرده است.»
می‏فرمود:« فاطمه روشنی چشم و میوه دل من است.»
می‏فرمود:« فاطمه فرع و شاخه وجود من است. هر چه او را ناراحت کند، مرا ناراحت می‏کند و هر چه باعث شادی او شود، موجب شادی من می‏گردد.»
می‏فرمود:« فاطمه گرامی‏ترین فرد در نزد من است.»
می‏فرمود:« فاطمه قلب من و روح میان دو پهلوی من است.»

از رسول خدا پرسیدند:« محبوبترین زنان نزد شما کیست؟»
فرمود:« فاطمه.»

منابع:
بحارالانوار، ج 43، صفحات 23 و 24 و 26 و 38 و 54.


زنده‌شدن قلب پیامبر
فاطمه علیها سلام می‏گوید:
پس از نزول آیه « لا تحبوا دعاء الرسول بینکم کدعاء بعضکم بعضا»
( رسول خدا را همان طور که دیگران را صدا می‏کنید (مثلا با اسم یا بدون احترام)، صدا نکنید) من پدرم را « یا رسول الله» صدا زدم.
اما پدرم فرمود:« فاطمه جان به من بگو «یا ابه» ( پدرجان). این کلمه قلب مرا زنده ‏تر و خدای تعالی را راضی‏تر می‏گرداند. »

در آغوش محبت:
رسول خدا گاه فاطمه را می‏بوسید، گاه او را در آغوش می‏گرفت، گاه دست محبت به سر و صورت او می‏کشید و گاه او را از صمیم قلب دعا می‏کرد و اشک از چشمان زهرا پاک می‏نمود. و تا قبل از ازدواج زهرا علیهاسلام، شب‏ها تا صورت مبارک او را نمی‏بوسید، نمی‏خوابید.
رسول خدا گاهی سر فاطمه علیهاسلام را می‏بوسید و به او می‏فرمود:« پدرم و مادرم فدای تو باد.»
هرگاه فاطمه علیهاسلام نزد رسول خدا می‏رفت، پیامبر به احترام فاطمه بلند می‏شد، سر مبارکش را می‏بوسید و او را در جای خود می نشاند.

کمک:
روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم وارد خانه امیرالمؤمنین علی علیه السلام شد و دید علی و فاطمه علیهماالسلام نشسته و مشغول آسیاب کردن‌اند. رسول خدا پیش رفت و فرمود:« کدام یک از شما خسته‏ترید؟»
امیرالمومنین عرض کرد:« فاطمه.»
رسول خدا فرمود:«دخترم برخیز.»
فاطمه علیها سلام برخاست و رسول خدا به جای او نشست؛ و با امیرالمومنین مشغول آسیاب گندم و جو شد.

دلسوزی:
روزی فاطمه علیهاسلام مریض شد. رسول خدا به عیادتش رفت. کنارش نشست و احوالپرسی کرد.
فاطمه عرض کرد:« پدر جان، من یک وعده غذای عالی میل دارم.»
رسول خدا بلند شد و از طاقچه‏ای که در اطاق بود، طبقی آورد که در آن کشمش و نان روغنی و کشک و خوشه‏ای انگور بود. طبق را نزد فاطمه گذاشت و دست مبارکش را به سوی طبق دراز کرد، نام خدای بزرگ را به زبان جاری نمود و به حاضرین فرمود:«بخورید به نام خدا.»
فاطمه و رسول خدا و امیرالمومنین و حسن و حسین همگی از آن غذا خوردند. در این میان فقیری به دم در آمد و غذا خواست.
رسول خدا فرمود:« دور شو.»
فاطمه عرض کرد:« یا رسول الله چرا چنین فرمودی؟»
رسول خدا فرمود:«او شیطان بود و این غذا را جبرئیل از بهشت آورده است. شیطان می‏خواست از نصیب شما بخورد ولی سزاوارش نیست.»

مراجعه شود به:
موقعیت فاطمه نزد پیامبر


تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 سه شنبه 03 مرداد 1385 [11:53 ]   8   رضا معرب      جاری 
 یکشنبه 01 آبان 1384 [12:20 ]   7   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 سه شنبه 25 مرداد 1384 [05:25 ]   6   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 سه شنبه 10 خرداد 1384 [12:38 ]   5   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 دوشنبه 15 فروردین 1384 [09:36 ]   4   امیرمهدی حقیقت      v  c  d  s 
 یکشنبه 15 آذر 1383 [09:10 ]   3   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 دوشنبه 02 آذر 1383 [07:16 ]   2   نفیسه ناجی      v  c  d  s 
 یکشنبه 12 مهر 1383 [11:02 ]   1   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..