منو
 کاربر Online
408 کاربر online
Lines: 1-29Lines: 1-42
-__زنده‌شدن قلب پیامبر__
فاطمه علیها سلام می‏گید:
پس از نزول آیه « لا تحبوا دعاء الرسول بینکم کدعاء بعضکم بعضا»
( ((حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله|رسول خدا )) را همان طور که دیگران را صدا می‏کنید (مثلا با اسم یا بدون احترام)، صدا نکنید) من پدرم را « یا رسول الله» صدا زدم.
+{picture=fatemeh.jpg height=324 width=460 align=left}__زنده‌شدن قلب پیامبر:__
((حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام|فاطمه علیهاسلام)) می‏رماید:
پس از نزول آیه « لا تحبوا دعاء الرسول بینکم کدعاء بعضکم بعضا »؛ ( ((حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله|رسول خدا)) را همان طور که دیگران را صدا می‏کنید (مثلا به اسم کوچک یا بدون احترام)، صدا نکنید) من پدرم را « یا رسول الله » صدا زدم.
 اما پدرم فرمود:« فاطمه جان به من بگو «یا ابه» ( پدرجان). این کلمه قلب مرا زنده ‏تر و خدای تعالی را راضی‏تر می‏گرداند. » اما پدرم فرمود:« فاطمه جان به من بگو «یا ابه» ( پدرجان). این کلمه قلب مرا زنده ‏تر و خدای تعالی را راضی‏تر می‏گرداند. »
 __در آغوش محبت:__  __در آغوش محبت:__
-رسول خدا گاه فاطمه را می‏بوسید، گاه او را در آغوش می‏گرفت، گاه دست محبت به سر و صورت او می‏کشید و گاه او را از صمیم قلب دعا می‏کرد و اشک از چشمان زهرا پاک می‏مود. و تا قبل از ازدواج زهرا علیهاسلام، شب‏ها تا صورت مبارک او را نمی‏بوسید، نمی‏خوابید. +رسول خدا گاه فاطمه را می‏بوسید، گاه او را در آغوش می‏گرفت، گاه دست محبت به سر و صورت او می‏کشید و گاه او را از صمیم قلب دعا می‏کرد و اشک از چشمان زهرا پاک می‏رمود. و تا قبل از ازدواج زهرا علیهاسلام، شب‏ها تا صورت مبارک او را نمی‏بوسید، نمی‏خوابید.
 رسول خدا گاهی سر فاطمه علیهاسلام را می‏بوسید و به او می‏فرمود:« پدرم و مادرم فدای تو باد.»  رسول خدا گاهی سر فاطمه علیهاسلام را می‏بوسید و به او می‏فرمود:« پدرم و مادرم فدای تو باد.»
 هرگاه فاطمه علیهاسلام نزد رسول خدا می‏رفت، پیامبر به احترام فاطمه بلند می‏شد، سر مبارکش را می‏بوسید و او را در جای خود می نشاند.  هرگاه فاطمه علیهاسلام نزد رسول خدا می‏رفت، پیامبر به احترام فاطمه بلند می‏شد، سر مبارکش را می‏بوسید و او را در جای خود می نشاند.
 __کمک:__  __کمک:__
-روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم وارد خانه ((امیرالمؤمنین|امیرالمؤمنین علی علیه السلام)) شد و دید علی و فاطمه علیهماالسلام نشسته و مشغول آسیاب کردن‌اند. رسول خدا پیش رفت و فرمود:« کدام یک از شما خسته‏ترید؟»
امیرالمومنین عرض کرد:« فاطمه.»
رسول خدا فرمود:«دخترم برخیز.»
فاطمه علیها سلام برخاست و رسول خدا به جای او نشست؛ و با امیرالمومنین مشغول آسیاب گندم و جو شد.
+روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم وارد خانه ((حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام|امیرالمؤمنین علی علیه السلام)) شد و دید علی و فاطمه علیهماالسلام نشسته و مشغول آسیاب کردن‌اند. رسول خدا پیش رفت و فرمود:« کدام یک از شما خسته‏ترید؟»
امیرالمؤمنین عرض کرد:« فاطمه.»
رسول خدا فرمود:« دخترم برخیز.»
فاطمه علیهاسلام برخاست و رسول خدا به جای او نشست؛ و با امیرالمؤمنین مشغول آسیاب گندم و جو شد.
 __دلسوزی:__  __دلسوزی:__
 روزی فاطمه علیهاسلام مریض شد. رسول خدا به عیادتش رفت. کنارش نشست و احوالپرسی کرد.  روزی فاطمه علیهاسلام مریض شد. رسول خدا به عیادتش رفت. کنارش نشست و احوالپرسی کرد.
-فاطمه عرض کرد:« پدر جان، من یک وعده غذای عالی یل دارم.»
رسول خدا بلند شد و از طاقچه‏ای که در اطاق بود، طبقی آورد که در آن کشمش و نان روغنی و کشک و خوشه‏ای انگور بود. طبق را نزد فاطمه گذاشت و دست مبارکش را به سوی طبق دراز کرد، نام خدای بزرگ را به زبان جاری مود و به حاضرین فرمود:«بخورید به نام خدا.»
فاطمه و رسول خدا و امیرالمومنین و ((حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام|حسن)) و ((حضرت امام حسین علیه السلام|حسین )) همگی از آن غذا خوردند. در این میان فقیری ب م در آمد و غذا خواست.
+فاطمه عرض کرد:« پدر جان، من یک وعده غذای عالی ذیذ دارم.»
رسول خدا بلند شد و از طاقچه‏ای که در اطاق بود، طبقی آورد که در آن کشمش و نان روغنی و کشک و خوشه‏ای انگور بود. طبق را نزد فاطمه گذاشت و دست مبارکش را به سوی طبق دراز کرد، نام خدای بزرگ را به زبان جاری رمود و به حاضرین فرمود:« بخورید به نام خدا. »
فاطمه و رسول خدا و امیرالمؤمنین و ((حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام|حسن)) و ((حضرت امام حسین علیه السلام|حسین)) همگی از آن غذا خوردند. در این میان فقیری ت در آمد و غذا خواست.
 رسول خدا فرمود:« دور شو.»  رسول خدا فرمود:« دور شو.»
 فاطمه عرض کرد:« یا رسول الله چرا چنین فرمودی؟»  فاطمه عرض کرد:« یا رسول الله چرا چنین فرمودی؟»
-رسول خدا فرمود:«او ((ابلیس|شیطان)) بود و این غذا را ((جبرئیل|جبرئیل)) از ((بهشت|بهشت)) آورده است. شیطان می‏خواست از نصیب شما بخورد ولی سزاوارش نیست.» +رسول خدا فرمود:« او ((ابلیس|شیطان)) بود و این غذا را ((جبرئیل|جبرئیل)) از ((بهشت|بهشت)) آورده است. شیطان می‏خواست از نصیب شما بخورد ولی سزاوارش نیست.»

__جایگاه فاطمه نزد پیامبر:__
زبان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم زبان وحی است. خدا در قرآن درباره پیامبر می‌فرماید:ولا ینطق عن الهوی ( از روی خواهش نفس سخن نمی‏گوید.)
لذا سخنانی که رسول خدا درباره فاطمه بر زبان آورده، همه بر مبنای وحی و به میزان حق است، نه از روی محبت و شیفتگی در غیر راه خدا.
بنابراین باید به آنها دقت کرد:
رسول خدا می‏فرمود:« فاطمه پاره تن من است، هر کس او را خشنود کند مرا خشنود کرده و هر کس به او بدی کند به من بدی کرده است.»
می‏فرمود:« فاطمه روشنی چشم و میوه دل من است.»
می‏فرمود:« فاطمه فرع و شاخه وجود من است. هر چه او را ناراحت کند، مرا ناراحت می‏کند و هر چه باعث شادی او شود، موجب شادی من می‏گردد.»
می‏فرمود:« فاطمه گرامی‏ترین فرد در نزد من است.»
می‏فرمود:« فاطمه قلب من و روح میان دو پهلوی من است.»

از رسول خدا پرسیدند:« محبوبترین زنان نزد شما کیست؟»
فرمود:« فاطمه.»

منابع:
بحارالانوار، ج 43، صفحات 23 و 24 و 26 و 38 و 54.
-مراجعه شود به: 
-((موقعیت فاطمه نزد پیامبر)) 

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 سه شنبه 03 مرداد 1385 [11:53 ]   8   رضا معرب      جاری 
 یکشنبه 01 آبان 1384 [12:20 ]   7   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 سه شنبه 25 مرداد 1384 [05:25 ]   6   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 سه شنبه 10 خرداد 1384 [12:38 ]   5   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 دوشنبه 15 فروردین 1384 [09:36 ]   4   امیرمهدی حقیقت      v  c  d  s 
 یکشنبه 15 آذر 1383 [09:10 ]   3   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 دوشنبه 02 آذر 1383 [07:16 ]   2   نفیسه ناجی      v  c  d  s 
 یکشنبه 12 مهر 1383 [11:02 ]   1   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..