منو
 صفحه های تصادفی
فرهنگسرای بهمن
ارزش واقعی انسان
استانداردهای کیفیت هوا و شبکه ایستگاههای پایش
درس هواشناسی
تهنیت جبرئیل به حضرت زهرا علیهاسلام
اسپانگولیت
هند ابن ابی هاله
مسائل فرعی فلسفه
اعتراض
فسفوسیدریت
 کاربر Online
304 کاربر online
Lines: 1-54Lines: 1-58
 ((حضرت امام جعفر صادق علیه السلام|امام صادق علیه السلام)) فرمود:  ((حضرت امام جعفر صادق علیه السلام|امام صادق علیه السلام)) فرمود:
 بعد از آنکه ((ابوبکر|ابوبکر)) ((حضرت زهرا و فدک|فدک)) را گرفت ((حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام|امیرالمؤمنین علیه السلام)) به او فرمود: بعد از آنکه ((ابوبکر|ابوبکر)) ((حضرت زهرا و فدک|فدک)) را گرفت ((حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام|امیرالمؤمنین علیه السلام)) به او فرمود:
 ===چرا فاطمه را از میراث رسول الله محروم کردی و حال آنکه فدک در زمان خود رسول خدا جزو املاک فاطمه بود؟ === ===چرا فاطمه را از میراث رسول الله محروم کردی و حال آنکه فدک در زمان خود رسول خدا جزو املاک فاطمه بود؟ ===
 __ابوبکر گفت:__ __ابوبکر گفت:__
 ===«فدک غنیمت اسلام و متعلق به همه مسلمین است. اگر فاطمه شاهد بیاورد که رسول الله آن را به او داده قبول است و الا حقی ندارد.» === ===«فدک غنیمت اسلام و متعلق به همه مسلمین است. اگر فاطمه شاهد بیاورد که رسول الله آن را به او داده قبول است و الا حقی ندارد.» ===
 امیرالمؤمنین فرمود:«ای ابوبکر، آیا بر خلاف حکم خدا حکم می‏کنی؟» امیرالمؤمنین فرمود:«ای ابوبکر، آیا بر خلاف حکم خدا حکم می‏کنی؟»
 ~~green:گفت:«نه.» ~~ ~~green:گفت:«نه.» ~~
 فرمود:«اگر یکی از مسلمان‌ها چیزی داشته باشد مانند لباسی یا خانه‏ای و من ادعا کنم که متعلق به من است، از چه کسی دلیل و شاهد می‏خواهی؟»  فرمود:«اگر یکی از مسلمان‌ها چیزی داشته باشد مانند لباسی یا خانه‏ای و من ادعا کنم که متعلق به من است، از چه کسی دلیل و شاهد می‏خواهی؟»
 ~~green:ابوبکر گفت:«از تو.»~~  ~~green:ابوبکر گفت:«از تو.»~~
 امام فرمود:«پس چرا از فاطمه دلیل و شاهد خواسته‏ای در صورتی که فدک متعلق به فاطمه بوده است؟ اگر مسلمان‌ها حقی در آن دارند، آنها باید دلیل و شاهد بیاورند.»  امام فرمود:«پس چرا از فاطمه دلیل و شاهد خواسته‏ای در صورتی که فدک متعلق به فاطمه بوده است؟ اگر مسلمان‌ها حقی در آن دارند، آنها باید دلیل و شاهد بیاورند.»
 ''===ابوبکر که با جوابی منطقی روبرو شده بود، ساکت و متحیر ماند. ==='' ''===ابوبکر که با جوابی منطقی روبرو شده بود، ساکت و متحیر ماند. ===''
-عمر گفت:«ای علی! ما را رها کن! ما از پس دلائل تو برنمی‏آئیم. اگر شهود عادلی می‏آوری بیاور و الا فدک مال مسلمین است. نه تو در آن حق داری و نه فاطمه.» +__عمر گفت:__
«ای علی! ما را رها کن! ما از پس دلائل تو برنمی‏آئیم. اگر شهود عادلی می‏آوری بیاور و الا فدک مال مسلمین است. نه تو در آن حق داری و نه فاطمه.»
 امیرالمومنین به ابوبکر فرمود:«ای ابوبکر آیا کتاب خدا را خوانده‏ای؟» امیرالمومنین به ابوبکر فرمود:«ای ابوبکر آیا کتاب خدا را خوانده‏ای؟»
-گفت:«بله.»
فرمود:«بگو این آیه درباره ما نازل شده یا کسانی غیر از ما: انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا. (خداوند اراده کرده است که هرگونه رجس و پلیدی را از شما اهل بیت بزداید و شما را پاک گرداند.)»
ابوبکر گفت:«درباره شما.»
+~~green:گفت:«بله.» ~~
فرمود:بگو این آیه درباره ما نازل شده یا کسانی غیر از ما: انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا. (خداوند اراده کرده است که هرگونه رجس و پلیدی را از شما اهل بیت بزداید و شما را پاک گرداند.)
~~green:ابوبکر گفت:«درباره شما.»~~
 امام فرمود:«اگر کسانی بیایند و شهادت بدهند که فاطمه، دختر رسول خدا، عمل زشتی انجام داده چه می‏کنی؟» امام فرمود:«اگر کسانی بیایند و شهادت بدهند که فاطمه، دختر رسول خدا، عمل زشتی انجام داده چه می‏کنی؟»
-ابوبکر گفت:«بر او حد جاری می‏کنم همان طور که بر سایر زن‏های مسلمین حد می زنم.» +~~green:ابوبکر گفت:«بر او حد جاری می‏کنم همان طور که بر سایر زن‏های مسلمین حد می زنم.» ~~
 امیرالمؤمنین فرمود:«تو در این صورت کافر می‏شوی!» امیرالمؤمنین فرمود:«تو در این صورت کافر می‏شوی!»
-گفت:«چرا؟» +~~green:گفت:«چرا؟»~~
 فرمود:«چون تو شهادت خدای تعالی را در پاکی و عصمت فاطمه زهرا رد کرده‏ای و شهادت مردم را پذیرفته‏ای؛ همان طور که الان هم حکم خدا و رسولش را رد کرده‏ای و شهادت یک شخص بیابان‏نشین را قبول کرده‌ای، فدک را از او گرفته‏ای و گمان می‏کنی که غنیمت مسلمین است.  فرمود:«چون تو شهادت خدای تعالی را در پاکی و عصمت فاطمه زهرا رد کرده‏ای و شهادت مردم را پذیرفته‏ای؛ همان طور که الان هم حکم خدا و رسولش را رد کرده‏ای و شهادت یک شخص بیابان‏نشین را قبول کرده‌ای، فدک را از او گرفته‏ای و گمان می‏کنی که غنیمت مسلمین است.
-رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:« مدعی باید دلیل بیاورد و تو سخن رسول خدا را رد کرده‏ای!!» +===رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:« مدعی باید دلیل بیاورد و تو سخن رسول خدا را رد کرده‏ای!!»===
 با این استدلال کوبنده دیگر کسی را یارای جواب نبود و مردم به همهمه افتادند و به یکدیگر نگاه تعجب می‏کردند.  با این استدلال کوبنده دیگر کسی را یارای جواب نبود و مردم به همهمه افتادند و به یکدیگر نگاه تعجب می‏کردند.
 بعضی گفتند:«به خدا قسم علی علیه السلام راست می‏گوید.»  بعضی گفتند:«به خدا قسم علی علیه السلام راست می‏گوید.»
 مجلس به هم خورد و امیرالمؤمنین به خانه برگشتند.  مجلس به هم خورد و امیرالمؤمنین به خانه برگشتند.
-ابوبکر به عمر گفت:«دیدی امروز علی علیه السلام با ما چه کرد! به خدا اگر بخواهد چنین کند، خلافت ما را تباه می‏کند؛ چه کنیم؟!» +__ابوبکر به عمر گفت__:
~~green
:دیدی امروز علی علیه السلام با ما چه کرد! به خدا اگر بخواهد چنین کند، خلافت ما را تباه می‏کند؛ چه کنیم؟! ~~
 عمر گفت:«نظر من این است که فرمان بدهی تا او را بکشند.»  عمر گفت:«نظر من این است که فرمان بدهی تا او را بکشند.»
 ابوبکر گفت:« چه کسی می‏تواند او را بکشد؟» ابوبکر گفت:« چه کسی می‏تواند او را بکشد؟»
 عمر گفت:«((خالد بن ولید مخزومی|خالدبن ولید)).» عمر گفت:«((خالد بن ولید مخزومی|خالدبن ولید)).»
 رفتند و جریان را به خالد گفتند، او هم قبول کرد.  رفتند و جریان را به خالد گفتند، او هم قبول کرد.
-ابوبکر گفت:«علی که به مسجد می‏آید، در موقع نماز در کنارش بنشین. وقتی سلام نماز را دادم، گردن علی علیه السلام را بزن.» +__ابوبکر گفت:__
===
علی که به مسجد می‏آید، در موقع نماز در کنارش بنشین. وقتی سلام نماز را دادم، گردن علی علیه السلام را بزن===.
-((اسماء بنت عمیس|اسماء بنت عمیس ))- که در آن زمان همسر ابوبکر بود- جریان را به امیرالمؤمنین خبر داد. امام پیغام داد که خداوند مرا حفظ می‏کند. +((اسماء بنت عمیس|اسماء بنت عمیس )) که در آن زمان همسر ابوبکر بود جریان را به امیرالمؤمنین خبر داد. امام پیغام داد که خداوند مرا حفظ می‏کند.
 سپس به مسجد رفت. خالد کنار امام آمد و نماز شروع شد.  سپس به مسجد رفت. خالد کنار امام آمد و نماز شروع شد.
 همه به نماز ایستادند. همین که ابوبکر برای تشهد آخر نشست، از گفته خودش پشیمان شد و ترس او را گرفت. بنابراین همینطور نشسته بود و فکر می‏کرد و جرات نداشت سلام نماز را بگوید.  همه به نماز ایستادند. همین که ابوبکر برای تشهد آخر نشست، از گفته خودش پشیمان شد و ترس او را گرفت. بنابراین همینطور نشسته بود و فکر می‏کرد و جرات نداشت سلام نماز را بگوید.
-مردم خیال کردند ابوبکر به اشتباه افتاده. ناگهان ابوبکر با صدای بلند گفت:«ای خالد آنچه را که گفتم انجام نده، السلام علیکم و رحمه الله و برکاته!» +مردم خیال کردند ابوبکر به اشتباه افتاده. ناگهان ابوبکر با صدای بلند گفت:
''===
ای خالد آنچه را که گفتم انجام نده، السلام علیکم و رحمه الله و برکاته!=== '' />
 امیرالمؤمنین رو کرد به خالد و فرمود:« ابوبکر تو را به چه کاری امر کرده بود؟» امیرالمؤمنین رو کرد به خالد و فرمود:« ابوبکر تو را به چه کاری امر کرده بود؟»
-خالد گفت:«فرمان داده بود گردنت را بزنم.» +~~green:خالد گفت:«فرمان داده بود گردنت را بزنم.»~~
 امام فرمود:«این کار را می‏کردی؟» امام فرمود:«این کار را می‏کردی؟»
-خالد گفت:«به خدا قسم اگر نگفته بود « انجام نده » تو را کشته بودم.»
امام فرمود:«دروغ می‏گویی. به خدا اگر حکم الهی نبود، می فهمیدی که کدام دسته - من و شیعیانم ـ یا ابوبکر و پیروانش ـ ضعیف‏تریم.»
بعد با دو انگشت مبارک، گلوی خالد را گرفت و فشار داد.
خالد نعره بلندی کشید؛ به طوری که مردم ترسیدند. خالد قدرت حرف زدن نداشت.
بالاخره ابوبکر دست به دامان ((عباس بن عبدالمطلب|عباس))، عموی امیرالمؤمنین، شد.
عباس جلو آمد و شفاعت کرد. امیرالمومنین هم خالد را رها کرد.
+~~green:خالد گفت:به خدا قسم اگر نگفته بود « انجام نده » تو را کشته بودم. ~~
امام فرمود:«دروغ می‏گویی. به خدا اگر حکم الهی نبود، می فهمیدی که کدام دسته- من و شیعیانمـ یا ابوبکر و پیروانش ضعیف‏تریم.»
===بعد با دو انگشت مبارک، گلوی خالد را گرفت و فشار داد.
خالد نعره بلندی کشید؛ به طوری که مردم ترسیدند. خالد قدرت حرف زدن نداشت. بالاخره ابوبکر دست به دامان ((عباس بن عبدالمطلب|عباس))، عموی امیرالمؤمنین، شد.
عباس جلو آمد و شفاعت کرد. امیرالمومنین هم خالد را رها کرد. ===
 منابع:  منابع:
 بحارالانوار، ج 29، ص 128 و 127 و 199. بحارالانوار، ج 29، ص 128 و 127 و 199.
 مراجعه شود به: مراجعه شود به:
 ((حضرت زهرا و فدک)) ((حضرت زهرا و فدک))

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 یکشنبه 15 مرداد 1385 [14:50 ]   5   محمد ورهرام      جاری 
 یکشنبه 15 مرداد 1385 [14:45 ]   4   محمد ورهرام      v  c  d  s 
 سه شنبه 05 مهر 1384 [08:32 ]   3   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 یکشنبه 03 مهر 1384 [13:28 ]   2   امیرمهدی حقیقت      v  c  d  s 
 دوشنبه 07 شهریور 1384 [07:59 ]   1   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..