منو
 کاربر Online
1003 کاربر online
تاریخچه ی: مأمون و پیشنهاد ولایتعهدی امام رضا علیه السلام


وقتی حضرت رضاعلیه السلام به هیچوجه خلافت را نپذیرفتند،((مأمون| مأمون ))پیشنهاد ولایتعهدی را مطرح کرد و اظهار داشت : «اکنون که خلافت را نمی پذیرید ،پس ولیعهد و جانشین من باشید تا بعد از من خلافت به شما برسد.»

حضرت رضا علیه السلام که از نقشه های شوم و پلید مأمون خبر داشت فرمود: « به خدا قسم پدرم از پدرانش از ((امیرالمؤمنین|امیرالمؤمنین ))از ((حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله|رسول خدا ))حدیث کرد که من قبل از تو با حالت مظلومیت به سم کشته می شوم و از دنیا می روم و ملائکه آسمان و زمین بر من گریه میکنند و در سرزمین غربت کنار ((هارون الرشید|هارون ))دفن خواهم شد.»

مأمون دراین جا اشک تمساح ریخت و گفت: « ای فرزند رسول خدا تا من زنده هستم چه کسی جرأت می کند تو را بکشد و اسائه ادبی نماید؟!» حضرت رضا علیه السلام فرمود: « اگر بخواهم بگویم چه کسی مرا می کشد می گویم!»

مأمون که راهها را به روی خودش بسته میدید، به سیاست دیگری دست زد و گفت: « شما با این حرف میخواهید راحت طلبی را پیشه خود سازید و مردم بگویند که شما طالب دنیا نیستید و به دنبال دنیا نمیروید!»

حضرت فرمود: « به خدا قسم! از وقتی که خدای تعالی مرا خلق فرمود، هرگز دروغ نگفته ام و من به خاطر دنیا و حرف مردم از دنیا کناره نگرفته ام، ای مأمون من میدانم تو چه اراده ای کرده ای! مأمون گفت چه اراده ای کرده ام ؟!

حضرت فرمود: « تو میخواهی مرا ولیعهد خود کنی که وقتی که من قبول کردم مردم بگویند این علی بن موسی الرضا از دنیا کناره نمیگرفت بلکه دستش به دنیا نمی رسید. ببینید وقتی به او ولیعهدی را پیشنهاد کردند، چگونه برای طمع در خلافت و ریاست و دنیا طلبی آنرا قبول کرد!» مأمون وقتی دید حضرت رضا علیه السلام تمام نقشه های شیطانی او را به باد داد در غضب شد و گفت: «پیوسته سخنان ناگوار در برابر من می گویی واز سطوت و جلال من خود را در امان میبینی ؟!

به خدا قسم اگر ولیعهدی مرا پذیرفتی که هیچ و الا تو را به آن اجبار میکنم و اگر اجبار و اکراه هم نپذیرفتی گردنت را میزنم!» بله مامون مقصودی از این پیشنهاد نداشت جز اینکه سطوت و جلالت آنحضرت را در نظر مردم بشکند

لذا وقتی حمید بن مهران به مامون اعتراض کرد که چرا این مرد گمنام را معروف کردی و نام این شخص از یاد رفته را دوباره بر سر زبانها جاری کردی و. . .؟ مامون در جوابش گفت این مرد دور از چشمها بود و مردم را به خود دعوت مینمود ما او را ولیعهد خود کردیم تا دعوتش برای ما باشد و شیعیان و دلباختگانش بفهمند که ادعاهای او پوچ است و خلافت مال ماست و ما ترسیدم که اگر او را رها کنیم شورشی برپا کند که دیگر نتوانیم جلوی آنرا بگیریم حالا بر فرض هم خطا کرده باشیم درباره اش سستی را جایز نمیشمریم و او را کم کم از آن مقامی که در نظر شیعیانش دارد میاندازیم تا بدانند که او سزاوار خلافت نیست و سپس فتنه او را با کشتنش از میان بر میداریم.

منابع: بحار الانوار، ج 49، ص 128، ح 3. از عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 139.

بحار الانوار، ج 49، ص 182.

مراجعه شود به:

((پیشنهاد خلافت به حضرت رضا علیه السلام))

((علم امام رضا -ع- به نقشه مأمون))

((قبول ولایتعهدی با شرایط سنگین))

((بیعت بر ولایتعهدی حضرت رضاعلیه السلام))

((نارضایتی بر ولایتعهدی حضرت رضا علیه السلام))

((اقدامات مامون پس از بیعت))

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 دوشنبه 19 اردیبهشت 1384 [06:25 ]   5   شکوفه رنجبری      جاری 
 یکشنبه 22 آذر 1383 [12:16 ]   4   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 یکشنبه 22 آذر 1383 [12:11 ]   3   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 سه شنبه 12 آبان 1383 [13:14 ]   2   امیرمهدی حقیقت      v  c  d  s 
 سه شنبه 14 مهر 1383 [07:17 ]   1   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..