منو
 کاربر Online
587 کاربر online
تاریخچه ی: لباس امام سجاد علیه السلام

در حال مقایسه نگارشها

نگارش واقعی نگارش:3
چند روایت درباره لباس حضرت امام سجاد علیه السلام:
1- حضرت علی بن الحسین علیه السلام در زمستان لباس خز می پوشید. وقتی تابستان می رسید آن را می فروخت و پولش را در راه خدا صدقه می داد، و می فرمود:« من از خدایم خجالت می کشم که پول لباسی را که خدا را در آن پرستیدم خرج کنم.»

2- حضرت رضا علیه السلام فرمودند: امام سجاد علیه السلام در زمستان ها ردایی از خزّ می پوشید که قیمتش پنجاه دینار بود.

3-و در روایت دیگری فرمود: حضرت علی بن الحسین در زمستان لباس و شب‌کلاه خز می‌پوشید و آن را در تابستان می فروخت و پولش را در راه خدا صدقه می داد و می فرمود:«من حرّم زینه الله اخرج لعباده و الطیبات من الرزق» _آیه 34 سوره اعراف_ (چه کسی زینت الهی و روزیهای پاک و پاکیزه را حرام کرده است؟)

4- ابوخالد کابلی گفت: یحیی ابن ام طویل که فرزند دایه حضرت زین العابدین علیه السلام بود، نزد من آمد. دستم را گرفت و مرا خدمت امام سجاد برد. دیدم امام در خانه‌ای با فرش‌های مجلل نشسته و لباس‌های گرانقیمت به تن دارد.
پس از مدتی برخاستیم. امام به من فرمود:« فردا هم نزد من بیایید»
وقتی بیرون رفتم، سرزنش‌کنان به یحیی گفتم: « مرا نزد کسی بردی که لباس‌های پر زرق و برق می‌پوشد!»
و قصدم این بود که دیگر به نزد ایشان بر نگردم. اما فردا پیش خود فکر کردم که رفتنم نزد او بی‌ضرر است، برای همین دوباره به خانه او رفتم.
دیدم در خانه باز است. هیچکس را ندیدم و تصمیم گرفتم برگردم. در این هنگام امام از داخل خانه، مرا به اسمم صدا زد و گفت «ای کنکر داخل شو.»
این اسمی بود که مادرم من را به آن نامیده بود و هیچ‌کس جز خودم از آن خبر نداشت!

داخل شدم و دیدم دیوارهای خانه گلی است و امام بر روی حصیری از درخت خرما نشسته و لباسی از کرباس پوشیده است.
یحیی هم نزد ایشان بود. امام فرمود:« ای ابا خالد، من در آستانه ازدواج هستم و آنچه که تو دیروز دیدی، خواسته‌ی زنان بود و من نمی‌خواستم با آنها مخالفت کنم.»
آن‌گاه امام رو به ما کرد و فرمود:« سه نفرند که خداوند در روز قیامت به آنها نگاه نخواهد کرد و برای آنها عذاب دردناکی است. اول کسی که به ما چیزی را نسبت دهد که در ما نیست؛ دوم کسی که چیزی از ما را به ما نسبت ندهد، و سوم کسی که معتقد باشد این دو گروه از اسلام بهره ای دارند و مسلمانند.»

5- اصمعی می گوید:« جوانی را دیدم که از مردم کناره گرفته بود و لباسی کهنه و نخ نما به تن داشت ولی سیمای باابهّتی داشت. پیش رفتم و به او گفتم:
اگر مردم را از فقر و تنگدستی خود آگاه کنی، حتماَ به تو کمک و رسیدگی خواهند کرد.
او با شنیدن این سخن، اشعاری سرود که دلالت بر کمالات روحی و عزّت نفس و توکّلش بر خداوند بود. مضمون این اشعار چنین بود:
لباسم در دنیا صبر بر شدائد و مشکلات، و لباس آخرتم بشارت و نوید است. اگر امر سختی به من برسد به «عزیز» (خداوند) و عزت او پناه می برم...»
بعدها دانستم او علی بن الحسین علیه السلام است.

منابع:

  • بحارالانوار، ج 46، ص 105 و 106، حدیث 95 الی 99 به نقل از تهذیب الامکان

مراجعه شود به:


_ کلینّی معصوم علیه روایت کرده است که از ایشان در مورد پوشیدن خزّ (پارچه پشمی و ابریشمی) سئوال نمودم فرمود: مانعی ندارد.
حضرت علی بن الحسین علیه السلام در زمستان لباس و جامه « خزّ » می پوشید و چون تابستان می رسید آن را می فروخت و پولش را در راه خدا صدقه می داد و می فرمود: من از خدایم خجالت می کشم که از پول لباسی که خدا را در آن پرستیدم مصرف کنم .

سلیمان بن راشد از پدرش نقل می کند که می گوید: من علی بن الحسین علیه السلام را دیدم که ذرّاعه ای سیاه (نوعی جامعه پشمی) و طَیلَسان آبی (جامه ای است که همه بدن را پوشانده و از تفصیل و خیاطی خالی است و خواص و علما و مشایخ آن را می پوشیدند) پوشیده بود.

حضرت رضا علیه السلام فرمودند: عادت حضرت علی بن الحسین صلوات الله علیه این بود که روپوش بلند از خزّ که قیمتش پنجاه دینار بود، می پوشیدند.

در همین ارتباط باز از حضرت رضا علیه السلام نقل شده است که فرمود: حضرت علی بن الحسین در زمستان جبّه خزّ و مطرف خز و قلتوه خزّ (شب کلاه) می پوشیدند و زمستان را با آنها می گذرانیدند و « مطرف » (پالتوی بلند مربع مربع) را در تابستان فروخته و پولش را ذر راه خدا صدقه می دادند و می فرمودند: « من حرّم زینه الله اخرج لعباده » و الطیبات من الرزق (34 / اعراف) یعنی چه کسی زینت الهی را که برای بندگانش خارج فرموده و روزیهای پاک و پاکیزه را حرام کرده است.

همچنین در زمینه لباسی که حضرت علی بن الحسین علیه السلام به هنگام زفاف و برای مراسم عروسی خود پوشیده بودند روایتی نقل شده است که بسیار جالب به نظر می رسد:
از «ابی خالد کنکر کابلی » روایت شده است که گفت: « یحیی ابن ام طویل » - که خداوند درجه او را رفعت بخشد و او فرزند دایه حضرت زین العابدین علیه السلام بود - مرا ملاقات کرد پس دستم را گرفت و با او به سوی حضرت رفتم. پس ایشان را دیدم که در منزلی که مفروش به فرشهای رنگ شده و دارای دیوار های سفید (و با آهک مالی شده) بود، نشسته در حالیکه لباسهای رنگ آمیزی شده پوشیده است.

من خیلی نشستن نزد ایشان را طول ندادم و همینکه بلند شدم به من فرمود: فردا به نزد من بیا ان شاء الله تعالی. من خارج شدم و به یحیی گفتم من را بر مردی وارد کردی که لباسهای رنگ آمیزی شده می پوشد!! و قصدم این بود که دیگر به نزد ایشان بر نگردم بعد فکر کردم که برگشتن من نزد ایشان بی ضرر است و لذا فردا به نزدشان رفتم.
دیدم درب منزل باز است و هیچکس را ندیدم و لذا تصمیم گرفتم که برگردم، در این هنگام از داخل خانه من را صدا زد و من گمان کردم غیر من را اراده نموده است، بعد من را ندا داد که ای کنکر داخل شو.
و این اسمی بود که مادرم من را به آن نامیده بود و احدی جز من آنرا نمی دانست!! پس بر ایشان داخل شدم و دیدم از منزلی که از گل ساخته شده است بر روی حصیری از درخت خرما و لباسی از کرباس پوشیده است

و یحیی هم نزد ایشان است بعد به من فرمود: ای ابا خالد من نزدیک به عروسی هستم و آنچه که تو دیروز دیدی خواسته و رای خانمها بود و قصد نداشتم که با آنها مخالفت کنم. بعد هم بلند شده و دست من و یحیی را گرفتند و ما را به کنار بعضی از دیوارها آورده و فرمود: بایستید. ما ایستادیم و به ایشان نگاه می کردیم.
آنگاه فرمود: بسم الله الرحمن الرحیم و بر روی آب راه رفت تا اینکه دیدم کعبه از بالای آب ظاهر گردید، من عرض کردم: الله اکبر، الله اکبر تو «کلمه بزرگ» و حجت عظما می باشی، صلوات خداوند بر تو باد.

حضرت علیه السلام به ما توجه نمود و فرمود: سه نفرند که خداوند در روز قیامت به آنها نگاه نخواهد کرد و آنها را تزکیه نکرد. و برای آنها عذاب درد ناکی است. اول کسیکه در ما چیزی را داخل نماید که از ما نیست، دوم کسیکه از ما چیزی را فارغ کند که از ماست، سوم کسیکه معتقد باشد این دو گروه از اسلام بهره ای دارند. »
از این حدیث به دست میآید در مراسمی مانند عروسی تا آنجا که به حدود شرعی و الهی تعدی صورت نگیرد تبعیت از خواسته خانمها و مراعات آداب و رسوم مرسومه در مراسم عروسی مانعی نداشته گر چه عادت اولیه حضرت سجاد علیه السلام پوشیدن لباس کرباس بوده است ولی برای عروسی لباس رنگ آمیزی شده هم می پوشیدند. (صلوات الله علیه ).

در زمینه نحوه لباس حضرت روایت دیگری نیز وجود دارد که بسیار عجیب و جالب به نظر می رسد. اصمعی می گوید: من در صحرا بودم که ناگهان جوانی را دیدم که از جمعیت و در حالت انعزال ازآنها بود و لباسی که پوشیده بود کهنه و نخ نما شده بود ولی دارای یک سیمای با ابهّت بود. به او نزدیک شدم و گفتم اگر حال و وضعیت خود را نزد این افراد به شکایت ببری حتماَ بعضی از آن را برای تو اصلاح خواهند کرد و به تو رسیدگی می نمایند.

آن جوان با شنیدن این سخن اشعاری را انشاء فرمود که دلالت بر کمالات بلند روحی و عزّت نفس و توکّل آن بزرگوار بر خداوند متعال بود. مضمون این اشعار چنین است که: لباسم در دنیا صبر بر شدائد و مشکلات را بر خود هموار کردن است و لباس آخرتم بشاشت و بشر است.

اگر امر سختی به من برسد به «عزیز » و عزت او پناه می برم به بر آمدن قولی هستم که صاحب افتخارات می با شند. و از اهل دنیا جز اسمی باقی نمانده است. . . . . . . . .) بعد از اسم آن جوان پرس وجو نمودم معلوم شد او علی بن الحسین علیه السلام است آنگاه گفتم: آری نباید این جوان جز از آن لانه جوجه بیرون بیاید!!! (ابی ان یکون هذا الفرخ الا من زمک الفش)

با توجّه به این روایت و آنچه قبلاَ بیان گردید به دست حضرت در پوشیدن لباس حالات مختلفی داشته، هم لباسهای ساده و بعضاَ مندرس می پوشیدند و هم در شرا ئط خاص لباسهای رنگی و مرتب می پوشیدند و در همه این امور وظیفه خود را عمل کرده و هیچ توجه استقلالی به لباس نداشتند. در زمینه نوع پوشش

حضرت سجاد علیه السلام قضیه ای در زمینه نحوه پوشش ایشان برای تشرف به مسجد رسول خدا در دل شب نقل شده است که قابل توجه می باشد. چه اینکه نحوه پوشش و لباس حضرت در موقع نماز خود بحث دیگری است که تحت همین عنوان بررسی گردیده است .

منابع :
بحارالانوار، ج 46، ص 105 و 106، حدیث 95 الی 99 به نقل از تهذیب الامکان

مراجعه شود به:
حالات شخصی امام سجاد علیه السلام


تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 دوشنبه 21 شهریور 1384 [11:41 ]   8   شکوفه رنجبری      جاری 
 دوشنبه 21 شهریور 1384 [09:23 ]   7   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 سه شنبه 03 خرداد 1384 [08:08 ]   6   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 دوشنبه 22 فروردین 1384 [10:21 ]   5   امیرمهدی حقیقت      v  c  d  s 
 دوشنبه 30 آذر 1383 [07:08 ]   4   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 دوشنبه 30 آذر 1383 [06:51 ]   3   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 چهارشنبه 27 آبان 1383 [07:20 ]   2   نفیسه ناجی      v  c  d  s 
 یکشنبه 12 مهر 1383 [06:20 ]   1   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..