منو
 صفحه های تصادفی
مهر نبوت بر شانه پیامبر اکرم
هافبک تهاجمی
سفارش پیامبر اکرم به امام علی علیه السلام
تربیت اولاد
شهر خوابگاهی
پدیده فتو ولتائیک
اهمیت سیاسی مذهب در دولت صفویه
جنگهای رهایی بخش
تصویر بردار
نقشه‌های سینوپتیکی
 کاربر Online
515 کاربر online
تاریخچه ی: قبول ولایتعهدی با شرایط سنگین

در حال مقایسه نگارشها

نگارش واقعی نگارش:3
چون مأمون، حضرت امام رضا علیه السلام را برای قبول ولایتعهدی ،جدّاً تهدید به قتل نمود، حضرت در پاسخ مأمون فرمود: « خداوند نهی کرده که من خود را به هلاکت بیندازم.

اگر چنین است و من ناچارم از قبول آن، هر چه می خواهی بکن و من ولایتعهدی تو را می پذیرم، به شرط اینکه نه کسی را منصوب کنم و نه کسی را عزل نمایم و در هیچ رسم و آیینی شرکت نکنم و فقط مشاوری باشم که از دور به کارها نظاره کنم.» سپس حضرت دست مبارک خود را به سوی آسمان بلند کرد و عرضه داشت : «خداوندا! تو می دانی که به من اجبار شد و من از قبول این امر ناچارم.

خدایا مرا براین عمل مؤاخذه مفرما، همانگونه که بنده و پیامبرت حضرت یوسف را بر ولایت بر مصر مؤاخذه نفرمودی.» مأمون شروط حضرت را پذیرفت و به همان ولیعهدی صوری راضی شد.

«ریان» می گوید: « خدمت آن حضرت رسیدم و گفتم: « مردم می پرسند چرا شما ولیعهدی را قبول کردید، در حالیکه به دنیا رغبتی نشان نمی دهید؟»
حضرت فرمود: « خداوند می داند که من از این امر کراهت داشتم و آن را هنگامی قبول کردم که بین قبول و کشته شدن مُخَیَّر شدم.
وای بر این مردم! آیا آنها نمی دانند که حضرت یوسف علیه السلام وقتی که مجبور شد، سرپرستی خزائن عزیز مصر را پذیرفت ؟! بعلاوه، من ولیعهدی را به شرط عدم دخالت در هیچ امری قبول کرده ام. پس شکوه و شکایت من به سوی خداست و او را به کمک می طلبم.»

منابع:

  • بحارالانوار، ج 49، ص 130، ح 3 و 4 و 5.

مراجعه شود به:


چون مأمون حضرت امام رضا علیه السلام را برای قبول ولایتعهدی ،جدّاً تهدید به قتل نمود، حضرت در پاسخ مأمون فرمود: « خداوند نهی کرده که من خود را به هلاکت بیندازم.

اگر چنین است و من ناچارم از قبول آن، هر چه می خواهی بکن و من ولایتعهدی تو را می پذیرم، به شرط اینکه نه کسی را منصوب کنم و نه کسی را عزل نمایم و در هیچ رسم و آیینی شرکت نکنم و فقط مشاوری باشم که از دور به کارها نظاره کنم.» سپس حضرت دست مبارک خود را به سوی آسمان بلند کرد و عرضه داشت : «خداوندا! تو می دانی که به من اجبار شد و من از قبول این امر ناچارم.

خدایا مرا بر این عمل مؤاخذه مفرما، همانگونه که بنده و پیامبرت حضرت یوسف را بر ولایت بر مصر مؤاخذه نفرمودی.» مأمون شروط حضرت را پذیرفت و به همان ولیعهدی صوری راضی شد.

«ریان» می گوید: « خدمت آن حضرت رسیدم و گفتم: « مردم می پرسند چرا شما ولیعهدی را قبول کردید، در حالیکه به دنیا رغبتی نشان نمی دهید؟»
حضرت فرمود: « خداوند می داند که من از این امر کراهت داشتم و آن را هنگامی قبول کردم که بین قبول و کشته شدن مُخَیَّر شدم. وای بر این مردم! آیا آنها نمی دانند که حضرت یوسف علیه السلام وقتی که مجبور شد، سرپرستی خزائن عزیز مصر را پذیرفت ؟! بعلاوه، من ولیعهدی را به شرط عدم دخالت در هیچ امری قبول کرده ام. پس شکوه و شکایت من به سوی خداست و او را به کمک می طلبم.»

منابع:
بحارالانوار، ج 49، ص 130، ح 3 و 4 و 5.

مراجعه شود به:
پیشنهاد ولایتعهدی


تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 دوشنبه 19 اردیبهشت 1384 [06:53 ]   6   شکوفه رنجبری      جاری 
 دوشنبه 19 اردیبهشت 1384 [06:50 ]   5   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 دوشنبه 23 آذر 1383 [10:36 ]   4   امیرمهدی حقیقت      v  c  d  s 
 یکشنبه 22 آذر 1383 [12:33 ]   3   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 سه شنبه 26 آبان 1383 [06:32 ]   2   نفیسه ناجی      v  c  d  s 
 سه شنبه 14 مهر 1383 [07:36 ]   1   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..