منو
 صفحه های تصادفی
سوانح عضلانی
خطبه امام حسین علیه السلام و اتمام حجت با سپاهیان دشمن
عترت پیامبر
برج با سازه لوله با مهار بندی داخلی
رشته زبان ایتالیایی
سوالات جالب ریاضی
فیزیک الکترونیک
ریاضیات
تابش ترمزی
برونشیت‌ مزمن‌
 کاربر Online
461 کاربر online
تاریخچه ی: فصل سوم :راهکارهاى شیوا نویسى

نگارش: 7




روانى و زلالى


تفکّر نوعى گفتگوى پنهانى است که به یارى کلمات در ذهن صورت مى پذیرد. از این رو، هر چه دامنه دانش واژگانى نویسنده اى گسترده تر باشد، تسلّط او بر بیان افکار خویش بیشتر است. حتّى دو کلمه را نمى توان یافت که مفهومى کاملا یکسان داشته باشند. همواره اختلافى ناچیز میان دو واژه مترادف وجود دارد که در گزینش واژه مطلوب تر دخیل است. نویسنده باید در این اختلاف ها دقّت ورزد و واژه اى را برگزیند که قالبِ منظورش باشد.

روانى و زلالى یک نوشته بستگی به نکات زیر دارد:
1. به کار گرفتن واژه هاى مأنوس و روان.
2. استفاده از جمله هاى کوتاه و ساده
3. پرهیز از پیچیدگى کلام.
4. به کار نبردن جمله هاى معترضه جز به هنگام ضرورت.
5. به کار نگرفتن اصطلاح ها و تعبیرهاى گنگ و ابهام آور.
6. پرهیز از «ناهنجارى» (= ضعف تألیف).
7. دورى جستن از «دراز نویسى خسته کننده» (= اِطنابِ مملّ).
8. کناره گرفتن از «کوتاه نویسى آسیب زننده» (= ایجازِ مُخلّ).

«اِطناب مُمِلّ» هنگامى پدید مى آید که نویسنده با استفاده از کلمه هاى مترادف در کنار یکدیگر و نیز آوردن توضیح هاى مکرّر و زائد، خاطر خواننده را آزرده سازد.
«ایجاز مُخِلّ» یعنى نویسنده براى رساندن پیام خود، آن اندازه که لازم است واژه به کار نگیرد و خواننده را در انتظار توضیح کافى بگذارد، بى آن که این انتظارْ مصلحتى سَبْکى یا موضوعى را در بر داشته باشد.

پیوند لفظ و معنى


لفظ و معنى دو روى یک سکّه اند و نمى توان آن ها را از هم جدا کرد.

لفظ و معنى را به تیغ از یکدگر نتوان برید ***** کیست «صائب» تا کند جانان و جان از هم جدا؟

کسى که جهان را تیره و تار مى بیند، با زبانى آن را وصف مى کند که رنگ بدبینى و غبار اندوه دارد.

برای مثال:
از میان همه تعابیر ممکن در بیان «باز گذاشتن در اتاق»، «صادق هدایت» این را برگزیده است: «دیدم عمویم رفته و لاى در اتاق را مثل دهن مُرده باز گذاشته بود.» این زبان مِه گرفته و تاریک با موضوع کتاب «بوف کور» و نیز نگرش «هدایت» کاملا سازگار است.

درست نویسى املایى


از گرفتارى هاى رایج میان دانش آموزان تسلّط نداشتن بر دانش اِملا است. همان قدر که «درست نویسى املایى» به یک نوشته آبرو مى بخشد، «غلط نویسى املایى» نشان دهنده ی بى دقّتى و سهل انگارى نویسنده است.
روشن است که آوردن فهرستى کامل از املاى صحیح واژه ها، در حوصله ی این مطلب نیست.

در این جا نمونه ای کوتاه از املاى برخى واژه هاى مشابه را مى آوریم:

آجل: آینده
عاجل: شتابنده
آمِر: امر کننده
عامِر: آباد کننده
اِثم: گناه
اِسم: نام
اَرض:زمین
عَرض:پهنا
اَسیر:گرفتار
عَصیر:شیره
اَثیر: گلوله آتش، هواو فلک
عَسیر: دشوار
اَلَم: درد
عَلَم: پرچم
اَلیم: دردناک
عَلیم: دانا
اَمل:آرزو
عَمل:کار
اِنتساب:نسبت داشتن
اِنتصاب:گماشتن
اِنتفاء:نابود شدن
اِنتفاع:نفع بردن
بِحار:دریاها
بَهار:اولین فصل سال
بَحر:دریا
بَهر:حرف اضافه (براى)
تألّم:دردناکى
تعلّم:یاد گرفتن



تنظیم پاراگراف

بَندیا پاراگراف کوچک ترین واحد ساختمان یک نوشته است. بند، تنها مجموعه اى از جمله ها نیست، بلکه در حقیقت، مجموعه اى است از افکار و مطالبى که نویسنده در ذهن دارد. بند، انشاى مختصرى است که نویسنده اندک اندک آن را گسترش مى دهد تا به صورت انشاى واحد کلّى درآید. کوتاهى یا بلندى هر بند، تابع اندیشه ها و روش نویسنده در گسترش آن هاست. معمولا هر قدر موضوع نگارش پیچیده باشد، بندها طولانى تر مى شوند.

اصولا باید هر بند را با عبارتى آغاز کرد که به انتقال اندیشه از بند قبلى به بند بعدى یارى برساند. در تنظیم بندها، دو عامل بسیار مؤثّرند: یکى داشتن فکرى منطقى و رعایت نظم و ترتیب در تفکّر و استدلال; و دیگرى مراعات صورت ظاهرى مجموعه نوشته. هنگامى که خواننده به انبوهى از جمله هاى پیاپى مى نگرد، سر در گم مى شود. امّا اگر همین انبوه را به بندهایى تقسیم کنیم، هم بر رغبت او مى افزاییم و هم فهم مطلب را برایش آسان تر مى کنیم.

پاراگراف ها همانند حلقه هاى یک رشته زنجیرند که پیایى مى آیند تا کلام را انسجام بخشند. هر یک از پاراگراف ها با یک یا چند جمله مرتبط، جنبه اى از مطلب اصلى را مى پروراند. در هر پاراگراف، مطلب اصلى از جهتى و به نوعى توضیح یا تفسیر یا تأیید مى یابد.

در هر پاراگراف، عبارت ها و اندیشه هاى طرح شده در آن عبارت ها باید داراى نظم و آراستگى خاص باشند، به گونه اى که از نظم آن ها بتوان به اهمّیّت و جایگاه هر کدام پى برد. این نظم و آراستگى، خود، داراى شیوه ها و گونه هایى است; ولى به هر حال، باید به خواننده امکان دهد که با قدرى تلاش منطقِ نوشته را در خلال آن ها بیابد. همین نظم و آراستگى است که

قابلیّت جذب مطلب را افزایش مى دهد و سبب مى گردد که پیام به روشنى و آسانى در دسترس خواننده قرار گیرد.

هر پاراگراف باید تمام و کامل باشد، یعنى اندیشه اصلى پاراگراف در آن به خوبى پرورده شود. هر پاراگراف یک «هسته» دارد که با جمله اى بنیادین بیان مى شود. این «جمله بنیادین» معمولا در آغاز و گاه در میان یا پایان پاراگراف مى آید. بقیّه پاراگراف، در حقیقت، گسترش و تکمیل همین «جمله بنیادین» است. بدین ترتیب، جمله هاى پاراگراف باید همگى بر محور «هسته» بچرخند و وسیله بیان و اثبات آن باشند.

تعداد پاراگراف هاى یک نوشته به حجم مطالب بستگى دارد. در این پاراگراف ها تنها موادّى جاى مى گیرند که به گونه اى با درونمایه اصلى نوشته پیوند داشته باشند. اندیشه و مضمون واحدى که در یک پاراگراف مى آید، نباید در پاراگراف دیگر جاى گیرد. هر نکته باید در حلقه خود قرار گیرد تا زنجیره کلام بى نظم و گسسته و آشفته جلوه نکند.

میان پاراگراف ها نیز باید پیوستگى کامل باشد تا خواننده همگام با نویسنده پیش رود و رشته کار را از دست ندهد. هرگاه نویسنده از اندیشه اى به اندیشه دیگر منتقل مى شود، باید خواننده را نیز با خود همراه ببرد، به گونه اى که میان آن دو جاى خالى احساس نشود.

البتّه گاه نویسنده با انتقال از یک پاراگراف به پاراگراف دیگر مضمون را عوض نمى کند، بلکه جنبه اى دیگر از مضمون را پى مى گیرد یا آن را به شیوه و سیاقى دیگر بازگو مى کند. این، خود، به تنوّع و چشمنوازى نوشته کمک مى کند.

معمولا در آغاز هر پاراگراف، کلمه یا عبارتى مى آید که انتقال از مضمون یا جنبه یا سیاق را به خواننده بفهماند و او را آماده این انتقال سازد. امّا بهترین شیوه، «گذارِ بازتابى» است یعنى طنین و پژواک اندیشه پاراگراف پیشین در پاراگراف بعد آورده شود. این طنین افکنى گاه به صورت تکرار واژگان و عبارات یا جمله آخر پاراگراف پیش، وگاه به شکل آوردن چکیده آن یا اشاره به آن است. یادآورى مى کنیم که همه این شیوه هاى گذار و انتقال مى توانند به تنوّع و تناوب در یک نوشته مورد استفاده قرار گیرند.

اکنون، به نمونه اى از انتقال به پاراگراف بعد بنگرید که از نوعِ «ربطِ واژگانى با آوردن قید تأکید» است:

«اگر چه خداوند دنیا را زندان مؤمنان خواسته است، این محبس و تنگنا را نه براى تعذیب آنان، که براى تربیتشان، ساخته است تا در رهگذار طوفان ها و کوران ها چون درختى ستبر، قامت راست کنند و آن گاه که بهار مى رسد، بار و بر دهند و رهگذران را از سایه خویش آرامش بخشند. از این نظر گاه، همین سختى ها و رنج ها هدیه خداوندند، آن هم هدیه اى که براى روشنىِ چشم و دل به دوستى مى بخشند; هدیه اى که هم، خود، گرانبهاست و هم از صمیمیّت دو محبوب راستین حکایت مى کند.

و البتّه ارج و بهاى هدیه دو دوست، به میزان دوستى آنان وپایدارى آن بستگى دارد. هر چه دو دوست صمیمى تر باشند، هدیه دهنده تحفه اى ارزنده تر فراهم مى آورد ... .»






تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 یکشنبه 22 مرداد 1385 [12:59 ]   12   لیلا مهرمحمدی      جاری 
 یکشنبه 22 مرداد 1385 [12:58 ]   11   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 یکشنبه 22 مرداد 1385 [12:49 ]   10   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 چهارشنبه 04 مرداد 1385 [14:22 ]   9   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 چهارشنبه 04 مرداد 1385 [14:21 ]   8   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 چهارشنبه 28 تیر 1385 [11:51 ]   7   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 چهارشنبه 28 تیر 1385 [11:23 ]   6   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 دوشنبه 26 تیر 1385 [13:11 ]   5   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 چهارشنبه 21 تیر 1385 [10:24 ]   4   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 چهارشنبه 14 تیر 1385 [13:01 ]   3   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 چهارشنبه 14 تیر 1385 [12:59 ]   2   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 13 تیر 1385 [13:43 ]   1   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..