منو
 صفحه های تصادفی
آمیانت
شورای جنگی پیامبر برای جنگ بدر
وابستگی به اینترنت
اوضاع سیاسی مذهبی ایران در عهد شیخ صفی الدین اردبیلی
اقسام مرکب تام
فارادی
تاریخچه فوتبال
فرهنگ استان گلستان
ویژگی های دینی معاویه
آیات نازل شده بر پیامبران پیشین
 کاربر Online
509 کاربر online
تاریخچه ی: فتنه ابن زبیر

در حال مقایسه نگارشها

نگارش واقعی نگارش:1


نگرانی امام سجاد از ابن زبیر

«ابو حمزه ثمالی » می‌گوید:« با حضرت امام سجاد علیه السلام از شهر مدینه خارج شدیم. امام فرمود: روزی در کنار دروازه‌ی مدینه دو مرد سپیدپوش را دیدم که یکی از آنها از من پرسید:« تو را غمگین می‌بینم. چرا؟ برای دنیا غمگین هستی؟ دنیا روزی‌ای است که نیکوکار و فاجر از آن می‌خورند.»
من گفتم:« نه، غصه‌ی من برای امور دنیوی نیست.»
پرسید:« برای آخرت غصه می‌خوری؟ آخرت، وعده‌ی راستی است که در آن، پادشاهی قدرتمند حکم خواهد راند. راستی حزن تو برای چیست؟»
من گفتم:« از فتنه‌ی « ابن زبیر » می‌ترسم.»
مرد با شنیدن این حرف تبسمی کرد و گفت:« آیا کسی را دیده‌ای که بر خداوند توکّل کند ولی خدا او را کفایت نکند؟»
گفتم:« نه.»
گفت:« آیا هیچ کس را دیده‌ای که از خداوند چیزی بخواهد و خدا به او ندهد؟»
گفتم:« نه.»
گفت:« آیا کسی را دیده‌ای که از خداوند بترسد ولی خدا نجاتش ندهد؟»
گفتم:« نه.»
ناگهان دیدم هیچکس در مقابلم نیست.
آن‌گاه صدایی به من گفت:« ای علی بن الحسین! این خضر بود که با تو سخن می‌گفت.»

بر اساس این روایت حضرت زین العابدین علیه السلام از ابن زبیر و عملکرد او محزون و غمگین بوده است.
برای بررسی و تحلیل این واقعیت، باید ابتدا نگاهی به شخصیت و عملکرد ابن زبیر داشته باشیم.

شخصیت ابن زبیر

عبدالله بن زبیر فرزند زبیر است که پسر صفیه عمه پیامبر صلی الله علیه و آله و از اصحاب برجسته‌ی او بود و مادرش اسماء، دختر ابوبکر. خود ابن زبیر به ابن عباس چنین گفته است:« من چهل سال است که بغض شما اهل این بیت را در دل دارم و آن را پنهان کرده‌ام.»

ابن زبیر پس از مرگ معاویه، از بیعت با یزید امتناع کرد و شبانه از بیراهه به مکه گریخت. با ورود حضرت امام حسین علیه السلام به مکه نزد او می‌رفت و با دورویی کامل با امام سخن می‌‌گفت. گاهی امام را به ماندن و گاهی به رفتن تشویق می‌کرد، چرا که می‌دانست اگر امام در مکه باشد، کسی دور او جمع نخواهد شد.
امام نیز در جوابش می‌گفت: « من هرگز با ماندن در مکه در زمینه‌سازی هتک حرمت این حرم شریف مشارکت نخواهم کرد.»

عاقبت، حضرت امام حسین علیه السلام با افتخار به سمت عراق حرکت کرد و در قیام الهی عاشورا به شهادت رسید اما ابن زبیر در مکه ماند و سپاه جرّار شام به فرماندهی حصین بن نمیر، پس از سرکوب آشوب‌های مدینه به سمت مکه حرکت کرد تا ابن زبیر را نیز سرکوب نماید.
این سپاه در اطراف مکه مستقر شد و با منجنیق، شهر مکه و خانه خدا را به آتش کشید و حرمت حرم امن الهی را شکست. در همین اثنا خبر مرگ یزید به مکه رسید و سپاهیان شام به شهر خود برگشتند.

از آن پس ابن زبیر در بسط حاکمیت خود تلاش کرد و مناطق مختلفی را با نصب نماینده به زیر سلطه خود درآورد؛ از جمله مصر، فلسطین، بصره، کوفه و خراسان. ولی در نهایت در زمان عبدالملک بن مروان با لشگرکشی حجاج بن یوسف ثقفی به مکه، این شهر مقدس بار دیگر مورد تجاوز قرار گرفت و کعبه سنگباران شد و آتش گرفت و ویران شد.

گر چه ابن زبیر علیه نظام طاغوتی بنی امیه شورش کرده بود، ولی انگیزه‌اش چیزی جز جاه‌طلبی و قدرت‌خواهی نبود. از سوی دیگر، او و بنی‌امیه در دشمنی و کینه‌ورزی نسبت به اهل بیت علیهم السلام یکسان بودند.
چیزی که امام سجاد علیه السلام را نسبت به فتنه ابن زبیر نگران کرده بود، سوء استفاده‌ی او از مکان مقدس مکه است.
اهل بیت عصمت و طهارت هر گز حاضر نشدند زمینه‌ای را فراهم آورند که حرمت مکان‌های مقدسی مانند مدینه و مکه شکسته شود ولی انقلابیون مدینه در واقعه حره و ابن زبیر در شورشی علیه نظام اموی، این دو شهر را سنگر و پایگاه خود قرار دادند و موجب شدند حرمت هر دو شهر شکسته شود. در مدت حاکمیت ابن زبیر کعبه شریف دو مرتبه سنگباران گردید و به آتش کشیده شد و در دفعه دوم به کلی ویران گردید که بعداً توسط حضرت زین العابدین علیه السلام بازسازی شد.

منابع :

  • بحارالانوار، ‌ج 46، ص37، به نقل از مناقب،‌ ص 145 حدیث 1، 2، 3، به نقل از کشف الغمه و ارشاد
  • تاریخ یعقوبی، ج 2، ‌ص 261
  • بحارالانوار، ‌ج 45، ص 365

مراجعه شود به:




!حزن حضرت از ابن زبیر
«ابو حمزه ثمالی » می گوید: با حضرت علی بن الحسین به بیرون شهر مدینه خارج شدند پس چونکه به دیوار شهر رسید فرمود: من روزی به این دیوار رسیدم و بر آن تکیه دادم، در این حال مردی را مشاهده کردم که دو لباس سفید پوشیده بود و رو در روی من به صورتم نگاه می کرد.

بعد از مدتی گفت: چرا پیوسته تو را غمگین می بینم؟ آیا بر دنیا غمگین هستی؟ دنیا که رزقی است حاضر که نیکو کار و فاجر از آن می خورند. من گفتم: حزن من بر دنیا و برای امور مادی نیست. و حرف صحیح همان است که تو گفتی او گفت: آیا حزن و غم شما برای آخرت است؟ آخرتی که وعده ای است صادق که در آن پادشاهی قاهر حکم خواهد راند.

راستی حزن تو برای چیست؟ من گفتم: حزن و غمم از «ابن زبیر » است و از فتنه او می ترسم او با شنیدن این سخن تبسم کرد و گفت: آیا هیچکس را دیده ای که بر خداوند توکّل نماید ولی او را کفایت نکند؟ گفتم: نه، گفت: آیا هیچکس را بر او دیده ای که از خداوند سئوالی داشته باشد و از او مسئلت کند و به او اعطا نکند؟ گفتم: نه، گفت: آیا احدی را دیده ای که از خداوند بترسد ولی او را نجات ندهد؟ گفتم: نه

حضرت فرمود: ناگهان دیگر هیچکس را در مقابل خود ندیدم، در آن لحظه به من گفته شد: ای علی بن الحسین این خضر بود که با تو سخن می گفت و نجوا داشت.

بر اساس این روایت حضرت زین العابدین (علیه السلام) از «ابن زبیر » و عملکرد او محزون و غمگین بودند.

برای بررسی و تحلیل این واقعیت باید ابتدا نگاهی به شخصیت و عملکرد «ابن زبیر » داشته باشیم و سپس علت حزن حضرت از او را به بررسی بنشینیم.

شخصیت ابن زبیر

(عبدالله بن زبیر) فرزند (زبیر) است که پسر صفیه) عمه پیامبر (صلی الله علیه و آله) و از اصحاب مبّرز ایشان بود و مادر او (اسماء) دختر (ابی بکر) می باشد. (ابن زبیر) بر اساس آنچه خود برای (ابن عباس) بیان کرده است می گوید: من چهل سال است که بغض شما اهل این بیت را کتمان می کنم.

آری او حقد و عداوت اهل بیت و آل علی (علیه السلام) را از ابتدای حیات خود در سینه می پرورانید و همین بود که پدرش را بر جنگ با علی (علیه السلام) ترغیب و وادار نمود.

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: پیوسته زبیر از ما اهل بیت بود تا اینکه بچه اش را ادراک کرد و او را از رأی خود منصرف نمود) این دشمن همیشه در زندگی او مشهود بود وقتی در زمانیکه در مکه موقعیتی به دست آورده بود همه بنی هاشم را در شعب ابی طالب گرد آورد و با فراهم نمودن هیزم انبوهی، آنها را تهدید به سوزاندن نمود و در همین مدت در خطبه های خود از ذکر صلوات بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) امتناع می ورزید به این دلیل که حضرت دارای خانواده سوء و اهل نا صوابی است که با ذکر صلوات بر پیامبر تکبر کرده و به خود می بالند. (اِنّ له اهیل سوء یشمحون بانوفهم )

فرار به مکه و برخورد منافقانه با امام حسین -ع-

«ابن زبیر » که عنصر جاه طلبی بود پس از مرگ معاویه از بیعت با یزید امتناع کرد و شبانه و به صورت دزدان فراری از بیراهه به مکه پناهنده شد و با ورود حضرت امام حسین (علیه السلام) به مکه منافقانه با حضرت رفت و آمد داشته گاهی حضرت را به ماندن و گاهی به رفتن تشویق می کرد، چرا که می دانست آن بزرگوار در مکه باشد کسی دور او جمع نخواهد شد. و حضرت نیز با بیانات روشنگرانه او را متنبه می نمودند که من هرگز به ماندن در مکه در زمینه سازی هتک حرمت این حرم شریف، مشارکت نخواهم کرد.

حضرت امام حسین (علیه السلام) با افتخار و رشادت به سمت عراق حرکت کردند و در قیام الهی با عزت و سربلندی به مرتبه رفیع شهادت نائل آمدند. اما (ابن زبیر) در مکه ماند و پس از سرکوب آشوبهای مدینه، سپاه جرّار شام به فرماندهی (صفین بن نمیر) که پس از مرگ «مسلم بن عقبه » فرماندهی سپاه را به امر یزید به دست گرفته بود به سمت مکه حرکت کرد تا «ابن زبیر » را نیز سرکوب نماید

در مدتی که این سپاه و شامیان در اطراف مکه مستقر بودند، با منجنیق مکه و خانه خدا، کعبه شریف، را به آتش کشیدند و حرمت حرم امن الهی را شکسته، ولی در این اثناء خبر مرگ یزید به مکه رسید و سپاهیان شام به مرکز خود برگشتند.

سنگباران و آتش زدن کعبه

از آن پس (ابن زبیر) در بسط حاکمیت خود تلاش کرد و مناطق مختلفی را با نصب نماینده به زیر سلطه خود درآورد از آن جمله مصر، فلسطین، بصره، کوفه و خراسان بود ولی در نهایت با لشگر کشی (حجاح بن یوسف ثقفی) به مکه در زمان عبدالملک بن مروان بار دیگر مکه مورد تجاوز همه جانبه قرار گرفت و کعبه شریف سنگباران شد و آتش گرفته و ویران شد.

آنچه گذشت مروری سریع بر شخصیت و تاریخ زندگانی «عبدالله بن زبیر) بود اما علت حزن و خوف حضرت سجاد (علیه السلام) از این شخص و تحریکات او که حضرت برای آن عنوان (فتنه) را استعمال نموده اند، با توجه به آنچه گذشت روشن است.

انگیزه های نفسانی در قیام ابن زبیر

گر چه فعالیت شورشی (ابن زبیر) بر علیه نظام طاغوتی بنی امیه بود ولی این حرکت جز با انگیزه های نفسانی سامان نیافته و جز جاه طلبی و قدرت خواهی انگیزه ای نداشت. از سوی دیگر در عداوت و بغض و حقد نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) ، (ابن زبیر) و (دودمان اموی) یکسان بودند.

اما نکته ای که به خصوص حزن و از آن گذشته خوف حضرت سجاد (علیه السلام) را نسبت به فتنه ابن زبیر موجب شده سوء استفاده او از مکان مقدسی به نام مکه است.

اهل بیت عصمت و طهارت از حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) تا امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) هر گز حاضر نشدند زمینه ای را فراهم آورند که حرمت مکانهای مقدسی: به مانند مدینه و مکه مورد تجاوز و تعدّی بدخواهان و حرمت شکنان قرار گیرد ولی انقلابیون مدینه در «واقعه حره) و (ابن زبیر) در شورشی بر علیه نظام اموی این دو شهر را سنگر و پایگاه خود قرار دادند و موجب شدند حرمت هر دو شهر به شدت متلاشی بود، شکسته شود

آری در مدت حاکمیت (ابن زبیر) دو مرتبه کعبه شریف سنگباران گردید و به آتش کشیده شد و در دفعه دوم به کلی هدم گردید که بعداً توسط حضرت زین العابدین (علیه السلام) و با تدبیر الهی آن امام همام بازسازی گردید.

و این خط مشی برای شخصیتی نظیر حضرت سجاد (علیه السلام) حزن آور و موجب خوف بود. گذشته از اینکه (ابن زبیر) برای حضرت جاسوسهائی را گذاشته بود و مراقبت فراگیری از حضرت به عمل می آورد و سعی وافر در گرفتن بیعت از علویین داشت تا شرعیت خود را به اثبات رساند و در صورت برخورد با مشکل آنان را نیز به نابودی و فنا بکشاند.

درایت امام سجاد -ع-

اما حضرت سجاد (علیه السلام) با اتخاذ موضعی هوشمندانه و کاملاً سیاسی در مقابل فتنه او، صد در صد اهداف پلید او را در اصل شورش و نحوه آن، محکوم به شکست کرده و با اظهار خوف و حزن از او و فتنه ای که او به آن دامن زد و نامیدن عملکرد او به عنوان (فتنه) موجب یأس او را فراهم آوردند، و در ضمن در این میانه کمترین حرکتی که به نفع دستگاه اموی تمام شود نیز از حضرت سر نزد. و این نهایت درایت در گذر از فتنه های عمیق اجتماعی است.

آری حضرت در مورد این حرکات که با ولاء اهل بیت انجام نمی گرفت ،

اولاً مطلقا با آن همکاری و مساعد ت نداشتند ،

ثانیاً در این ارتباط بهانه ای به دست نظام اموی نیز نمی دادند

و ثالثاً حرکتی در تضعیف این قیامها انجام نمی دادند چرا که به هرحال مواجهه آنها با نظام فاسد و باطل اموی بود و به هر مقدار آن نظام دچار مشکل و فتور می شد، در جمع بندی اهداف خط حق، با دیده مثبت تلقی می گردید.

سپردن امور به محمد بن حنفیه

اما به خلاف حرکتهای مسلحانه ای که با ولاء اهل بیت صورت می گرفت مانند حرکت (توّابین) و «قیام مختار) که گر چه حضرت به خاطر مصالح برنامه های بلند مد تشان هرگز در آنها مشارکت مستقیم نداشتند ولی با سپردن امر این امور به دست عمویشان جناب محمد بن حنفیه، عموم محبین و شیعیان خود را به یاری آنها دعوت نموده و تشویق می کردند :

حضرت به عموی خود فرمودند: «یا عم لو ان عبدأ تعصّب لنا اهل البیت لوجب علی الناس موء ازرته و قد ولنتیک هذاالامر فاضع ماشئت » یعنی ای عمو اگر بنده ای برای ما خاندان اهل بیت تعصب به خرج داده و غیرت و جوش و خروش داشته باشد.

هر آینه بر همه مردم واجب است او را همراهی، کمک، یاری و پشتیبانی نمایند و من تو را مسئول و مدیر این امر (قیام مختار) قرار دادم پس بدان گونه که می خواهی و مصلحت می دانی عمل کن.

منابع :

بحارالانوار ،‌ج 46 ، ص37، به نقل از مناقب ،‌ ص 145 حدیث 1، 2 ، 3 ، به نقل از کشف الغمه و ارشاد

تاریخ یعقوبی ، ج 2 ،‌ص 261

بحارالانوار ،‌ج 45، ص 365

مراجعه شود به:

بررسی زندگی سیاسی امام


تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 دوشنبه 09 خرداد 1384 [05:36 ]   6   شکوفه رنجبری      جاری 
 یکشنبه 06 دی 1383 [07:27 ]   5   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 یکشنبه 06 دی 1383 [06:49 ]   4   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 دوشنبه 23 آذر 1383 [07:49 ]   3   امیرمهدی حقیقت      v  c  d  s 
 شنبه 23 آبان 1383 [10:07 ]   2   نفیسه ناجی      v  c  d  s 
 شنبه 11 مهر 1383 [11:34 ]   1   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..