منو
 صفحه های تصادفی
بیماری سرخرگهای کرونر قلب «CAD»
مددیار معلولین
ابن خلدون(عصبیت و...
نسب فرزندان رسول خدا
انس بن حارث و شهادت در کربلا
زندگی ستاره
مولد جریان الکتریکی مستقیم
سال نوری
تاریخچه روانکاوی
دو دستی که به هم چسبیده بود
 کاربر Online
549 کاربر online
تاریخچه ی: غزل

در حال مقایسه نگارشها

نگارش واقعی نگارش:7



تصویر
"غزل" در لغت به معنی "حدیث عاشقی" است. در قرن ششم که قصیده در حال زوال بود "غزل" پا گرفت و در قرن هفتم رسما قصیده را عقب راند و به اوج رسید.

در قصیده موضوع اصلی آن است که در آخر شعر "مدح" کسی گفته شود و در واقع منظور اصلی "ممدوح" است اما در غزل "معشوق" مهم است و در آخر شعر شاعر اسم خود را می آورد و با معشوق سخن می گوید و راز و نیاز می کند.
این "معشوق" گاهی زمینی است اما پست و بازاری نیست و گاهی آسمانی است و عرفانی.

ابیات غزل بین 5 تا 10 ییت دارد و دو مصراع اولین بیت و مصراع دوم بقیه ابیات هم قافیه اند.

غزل را می توان به شکل زیر تصویر کرد:

......................الف///////// ...................... الف
...................... ب ////////// ...................... الف
...................... ج ////////// ...................... الف


موضوعات اصلی غزل بیان احساسات و ذکر معشوق و شکایت از بخت و روزگار است. البته موضوع غزل به این موضوعات محدود نمی شود و در ادب فارسی به غزل هایی بر می خوریم که شامل مطالب اخلاقی و حکیمانه هستند.

هر چند غزل فارسی تحت تأثیر ادبیات عرب بوجود آمد بدین معنی که در ادبیات عرب قصاید غنائی رواج یافت (در این زمان قصیده در ایران مدحی بود و غزل فقط در قسمت اول آن دیده می شود) و در قرن پنجم به تقلید از این قصاید غنایی غزل فارسی به عنوان نوع مستقلی از قصیده جدا شد، اما موضوعات غزل فارسی اصالت دارد و مثلاً غزل عرفانی به سبک شاعران ما در ادبیات عرب نادر است.




تصویر
نمونه ای از غزل سعدی:

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم
حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد
دگر نصیحت مردم حکایتست به گوشم
مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی
که من قرار ندارم که دیده از تو بپوش
من رمیده دل آن به که در سماع نیایم
که گر به پای درآیم به دربرند به دوشم
بیا به صلح من امروز در کنار من امشب
که دیده خواب نکردست از انتظار تو دوشم
مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
به زخم خورده حکایت کنم ز دست جراحت
که تندرست ملامت کند چو من بخروشم
مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن
سخن چه فایده گفتن چو پند میننیوشم
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم


نمونه ای از غزل حافظ:

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی
دایم گل این بستان شاداب نمیماند
دریاب ضعیفان را در وقت توانایی
دیشب گله زلفش با باد همیکردم
گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی
صد باد صبا این جا با سلسله میرقصند
این است حریف ای دل تا باد نپیمایی
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی
یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم
رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی
ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست
شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی
ای درد توام درمان در بستر ناکامی
و ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی
فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست
کفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی
زین دایره مینا خونین جگرم می ده
تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی
حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد
شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی


نمونه ای از غزل عراقی:

نخستین باده کاندر جام کردند
ز چشم مست ساقی وام کردند
چو با خود یافتند اهل طرب را
شراب بیخودی در جام کردند
ز بهر صید دلهای جهانی
کمند زلف خوبان دام کردند
به گیتی هرکجا درد دلی بود
بهم کردند و عشقش نام کردند
جمال خویشتن را جلوه دادند
به یک جلوه دو عالم رام کردند
دلی را تا به دست آرند، هر دم
سر زلفین خود را دام کردند
چو خود کردند راز خویشتن فاش
عراقی را چرا بدنام کردند؟


فیش ناتمام است.





تصویر

غنا در ادبیات فارسی عمدتا در سه قالب غزل و مثنوی و رباعی مطرح است. اما تعزل قصیده همان است که در اواخر قرن پنجم مستقل شد و نوع ادبی غزل را به وجود آورد. غزل در قرن ششم که قصیده در حال زوال بود پا گرفت و در قرن هفتم رسما قصیده را عقب راند و به اوج رسید. ممدوح رفته بود و معشوق آمده بود. این معشوق گاهی زمینی است اما مانند معشوق تغزل پست نیست و در غزل لفظی عاشقانه مطرح است (سعدی) و گاهی آسمانی است و در غزل معنوی عارفانه (مولوی) مطرح است. قبلا گفتیم آنجا که تغزل قصیده پایان می یافت اسم ممدوح (پادشاه) می آمد و به آن بیت بیت تخلص می گفتند. در غزل در بیت پایانی (یا نزدیک به پایان) شاعر اسم خود را می آورد و بدان تخلص گویند. ادبیات غزل معمولاً بین 5 تا 10 بیت است. مطلع آن مصرع و طرح قافیه یی آن مانند قصیده است:
الف----الف
ب----الف
ج----الف

موضوعات اصلی غزل بیان احساسات و ذکر معشوق و شکایت از بخت روزگار است. هر چند غزلیات قدیم فارسی شباهت تامی به تغزل دارد اما فرق بین آنها یکی در معشوق مطرح در شعر است و دیگری در لحن شعر. لحن تغزلات شاد و لحن غزل غمگینانه است. تغزل بیرون گرایانه است و غزل درون گرایانه و معمولاً زبان تغزل حاوی مختصات سبک خراسانی و زبان غزل مشتمل بر خصوصیات سبک عراقی است. این است که ما در صفحات قبل دید مطرح در تغزل را حماسی دانستیم نه غنائی.

هر چند غزل فارسی تحت تأثیر ادبیات عرب بوجود آمد بدین معنی که در ادبیات عرب قصاید غنائی رواج یافت (در این زمان قصیده در ایران مدحی بود و غزل فقط در قسمت اول آن دیده می شود) و در قرن پنجم به تقلید از این قصاید غنایی غزل فارسی به عنوان نوع مستقلی از قصیده جدا شد، اما موضوعات غزل فارسی اصالت دارد و مثلاً غزل عرفانی به سبک شاعران ما در ادبیات عرب نادر است.




تصویر
نمونه ای از غزل سعدی:

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم
حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد
دگر نصیحت مردم حکایتست به گوشم
مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی
که من قرار ندارم که دیده از تو بپوش
من رمیده دل آن به که در سماع نیایم
که گر به پای درآیم به دربرند به دوشم
بیا به صلح من امروز در کنار من امشب
که دیده خواب نکردست از انتظار تو دوشم
مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
به زخم خورده حکایت کنم ز دست جراحت
که تندرست ملامت کند چو من بخروشم
مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن
سخن چه فایده گفتن چو پند میننیوشم
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم


نمونه ای از غزل حافظ:

در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی
دایم گل این بستان شاداب نمیماند
دریاب ضعیفان را در وقت توانایی
دیشب گله زلفش با باد همیکردم
گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی
صد باد صبا این جا با سلسله میرقصند
این است حریف ای دل تا باد نپیمایی
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی
یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم
رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی
ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست
شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی
ای درد توام درمان در بستر ناکامی
و ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی
فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست
کفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی
زین دایره مینا خونین جگرم می ده
تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی
حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد
شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی


تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 جمعه 27 مرداد 1385 [08:40 ]   11   حمیده کاشیان      جاری 
 پنج شنبه 26 مرداد 1385 [13:18 ]   10   حمیده کاشیان      v  c  d  s 
 پنج شنبه 26 مرداد 1385 [13:10 ]   9   حمیده کاشیان      v  c  d  s 
 پنج شنبه 26 مرداد 1385 [12:48 ]   8   حمیده کاشیان      v  c  d  s 
 دوشنبه 09 مرداد 1385 [12:40 ]   7   حمیده کاشیان      v  c  d  s 
 دوشنبه 09 مرداد 1385 [12:39 ]   6   حمیده کاشیان      v  c  d  s 
 دوشنبه 09 مرداد 1385 [12:38 ]   5   حمیده کاشیان      v  c  d  s 
 دوشنبه 09 مرداد 1385 [12:38 ]   4   حمیده کاشیان      v  c  d  s 
 شنبه 24 تیر 1385 [13:02 ]   3   حمیده کاشیان      v  c  d  s 
 شنبه 24 تیر 1385 [11:28 ]   2   حمیده کاشیان      v  c  d  s 
 شنبه 24 تیر 1385 [07:37 ]   1   حمیده کاشیان      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..