منو
 کاربر Online
557 کاربر online
Lines: 1-24Lines: 1-24
 ((علامه طباطبائی)) ‏رحمه الله یکی از بارزترین عالمانی است که به مساله عقل و وحی و ارتباط و نسبت آن‏هاتوجه‏ای ویژه داشته و در جهت تطبیق آن دو تلاش گسترده‏ای کرده است. ((سیره علمی)) و عملی این‏ ((فیلسوف)) بزرگ بهترین گواه همت او در هماهنگ‏سازی عقل و وحی و کشف است. البته وی به رغم‏تلاش‏های بی‏دریغش در این مساله معتقد است که نزاع عقل و وحی را پایانی نیست و تلاش ((فیلسوفان)) و((متکلمان)) در هماهنگ‏سازی آن‏ها، تلاشی جاودانه و پایان‏ناپذیر خواهد بود.  ((علامه طباطبائی)) ‏رحمه الله یکی از بارزترین عالمانی است که به مساله عقل و وحی و ارتباط و نسبت آن‏هاتوجه‏ای ویژه داشته و در جهت تطبیق آن دو تلاش گسترده‏ای کرده است. ((سیره علمی)) و عملی این‏ ((فیلسوف)) بزرگ بهترین گواه همت او در هماهنگ‏سازی عقل و وحی و کشف است. البته وی به رغم‏تلاش‏های بی‏دریغش در این مساله معتقد است که نزاع عقل و وحی را پایانی نیست و تلاش ((فیلسوفان)) و((متکلمان)) در هماهنگ‏سازی آن‏ها، تلاشی جاودانه و پایان‏ناپذیر خواهد بود.
 !مفهوم عقل در نظر علامه طباطبایی  !مفهوم عقل در نظر علامه طباطبایی
 منظور از عقلی که این همه اسلام آن را سفارش و ستایش کرده ((فطرت‏)) است، گوهری که در همه‏آدمیان، به یکسان، وجود دارد. همه انسان‏ها امور فطری و مطابق با سرشت‏خود را خواه ناخواه می‏پذیرند و اختلاف و نزاعی در آن‏ندارند و اگر نزاعی باشد، از قبیل مشاجره در بدیهیات است که ناشی از عدم دقت در اطراف موضوع‏است. طریق صحیح تفکر و ادراک عقلی مقبول ((تعالیم اسلامی)) ، به‏کارگیری و استفاده از استدلال و ((برهان))‏است. برهانی که مبتنی بر مقدمات بدیهی و یا منجر به بدیهی باشد. بنابراین اگر بر هر امری ((برهان ‏فلسفی)) اقامه شود. اسلام آن مساله راپذیرفته و تایید می‏کند. وهیچ واهمه‏ای از پذیرش پیامدهای برهان، به عنوان امری دینی و حکمی الهی وجود ندارد. و از مصادیق‏ روشن قاعده اصولی مشهور «~~green:کل ما حکم به العقل حکم به الشرع‏~~» است.  منظور از عقلی که این همه اسلام آن را سفارش و ستایش کرده ((فطرت‏)) است، گوهری که در همه‏آدمیان، به یکسان، وجود دارد. همه انسان‏ها امور فطری و مطابق با سرشت‏خود را خواه ناخواه می‏پذیرند و اختلاف و نزاعی در آن‏ندارند و اگر نزاعی باشد، از قبیل مشاجره در بدیهیات است که ناشی از عدم دقت در اطراف موضوع‏است. طریق صحیح تفکر و ادراک عقلی مقبول ((تعالیم اسلامی)) ، به‏کارگیری و استفاده از استدلال و ((برهان))‏است. برهانی که مبتنی بر مقدمات بدیهی و یا منجر به بدیهی باشد. بنابراین اگر بر هر امری ((برهان ‏فلسفی)) اقامه شود. اسلام آن مساله راپذیرفته و تایید می‏کند. وهیچ واهمه‏ای از پذیرش پیامدهای برهان، به عنوان امری دینی و حکمی الهی وجود ندارد. و از مصادیق‏ روشن قاعده اصولی مشهور «~~green:کل ما حکم به العقل حکم به الشرع‏~~» است.
 !دلیل حجیت ‏برهان عقلی  !دلیل حجیت ‏برهان عقلی
 ((حجیت)) ((‏برهان عقلی)) ، امری ذاتی و قطعی و بی‏نیاز از اثبات است. به عبارت بهتر، حجیت ‏برهان،اثبات‏پذیر نیست. زیرا از امور بدیهی است و بهترین دلیل حجیت و حقانیت امور بدیهی، بداهتشان‏است . نه با دلیل عقلی می‏توان حجیت ‏برهان را اثبات‏ کرد، چرا که «~~green:تقدم شی بر نفس‏~~» خواهد بود و مفسده‏ ((دور)) است و نه با ((دلیل نقلی)) و شرعی، زیرا در آن صورت ~~green:«دور»~~ خواهد بود، برای آن که حجیت ظواهردینی، خود، متوقف بر برهان عقلی است. ابطال برهان نیز همین گونه است، حجیت‏ برهان عقلی، ابطال‏پذیر هم نیست. نه با دلیل عقلی‏ می‏توان حجیت عقل را انکار کرد و نه با دلیل شرعی. علامه طباطبائی در پاسخ کسانی که معتقدند آیات و روایات، عقل را ((حجت)) نمی‏دانند دلیل بودن آن‏را ابطال کرده‏اند، می‏فرماید: این سخن به منزله تیشه‏ای است‏ که ابتدا به ریشه آیات و روایات زده می‏شودو حقانیت آن‏ها را ابطال می‏کند، زیرا اثبات حقانیت و معصومیت ((وحی)) ، راهی جز طریق عقل ندارد.  ((حجیت)) ((‏برهان عقلی)) ، امری ذاتی و قطعی و بی‏نیاز از اثبات است. به عبارت بهتر، حجیت ‏برهان،اثبات‏پذیر نیست. زیرا از امور بدیهی است و بهترین دلیل حجیت و حقانیت امور بدیهی، بداهتشان‏است . نه با دلیل عقلی می‏توان حجیت ‏برهان را اثبات‏ کرد، چرا که «~~green:تقدم شی بر نفس‏~~» خواهد بود و مفسده‏ ((دور)) است و نه با ((دلیل نقلی)) و شرعی، زیرا در آن صورت ~~green:«دور»~~ خواهد بود، برای آن که حجیت ظواهردینی، خود، متوقف بر برهان عقلی است. ابطال برهان نیز همین گونه است، حجیت‏ برهان عقلی، ابطال‏پذیر هم نیست. نه با دلیل عقلی‏ می‏توان حجیت عقل را انکار کرد و نه با دلیل شرعی. علامه طباطبائی در پاسخ کسانی که معتقدند آیات و روایات، عقل را ((حجت)) نمی‏دانند دلیل بودن آن‏را ابطال کرده‏اند، می‏فرماید: این سخن به منزله تیشه‏ای است‏ که ابتدا به ریشه آیات و روایات زده می‏شودو حقانیت آن‏ها را ابطال می‏کند، زیرا اثبات حقانیت و معصومیت ((وحی)) ، راهی جز طریق عقل ندارد.
 !ضرورت پذیرش برهان  !ضرورت پذیرش برهان
 هر سخنی که در تایید حجیت و حقانیت‏ برهان عقلی گفته می‏شود، جنبه تنبیهی و تعلیلی داشته وهیچ‏گاه به هدف اثبات آن نیست. و چون حجیت آن ذاتی و قطعی است، کسی نمی‏تواند از تمسک به آن‏جلوگیری کند. مگر نه اینکه مطلوب همه آدمیان، رسیدن به حقیقت و واقعیت است. پس چیزی که‏حق‏نمایی، ذاتی آن است، چگونه می‏توان به آن بی‏مهری کرد. از همین‏جا است که علامه طباطبائی بر این‏سخن ((اخباریان))که «~~green:ائمه‏اطهارعلیهما السلام بعد از شناخت امام، در عقل را مسدود کرده و از تکیه بر آن بر حذرداشته‏اند~~» به شدت می‏تازد و می‏فرماید: این سخن از عجیب ‏ترین اشتباهات است. اگر پس از ((معرفت امام)) ، حکم عقل راباطل بپنداریم، به معنای ابطال ((توحید)) و ((نبوت)) و ((امامت)) و دیگر معارف دینی است.چگونه ممکن است از عقل نتیجه‏ای گرفت و سپس با آن حکم عقل را ابطال کرد و درهمان حال نتیجه را تصدیق نمود.  هر سخنی که در تایید حجیت و حقانیت‏ برهان عقلی گفته می‏شود، جنبه تنبیهی و تعلیلی داشته وهیچ‏گاه به هدف اثبات آن نیست. و چون حجیت آن ذاتی و قطعی است، کسی نمی‏تواند از تمسک به آن‏جلوگیری کند. مگر نه اینکه مطلوب همه آدمیان، رسیدن به حقیقت و واقعیت است. پس چیزی که‏حق‏نمایی، ذاتی آن است، چگونه می‏توان به آن بی‏مهری کرد. از همین‏جا است که علامه طباطبائی بر این‏سخن ((اخباریان))که «~~green:ائمه‏اطهارعلیهما السلام بعد از شناخت امام، در عقل را مسدود کرده و از تکیه بر آن بر حذرداشته‏اند~~» به شدت می‏تازد و می‏فرماید: این سخن از عجیب ‏ترین اشتباهات است. اگر پس از ((معرفت امام)) ، حکم عقل راباطل بپنداریم، به معنای ابطال ((توحید)) و ((نبوت)) و ((امامت)) و دیگر معارف دینی است.چگونه ممکن است از عقل نتیجه‏ای گرفت و سپس با آن حکم عقل را ابطال کرد و درهمان حال نتیجه را تصدیق نمود.
 !منابع !منابع
 *المیزان فی ‏تفسیرالقرآن، ج‏5، ص 283- 266  *المیزان فی ‏تفسیرالقرآن، ج‏5، ص 283- 266
 *بحارالانوار، پاورقی علامه طباطبائی، ج‏1، ص 104  *بحارالانوار، پاورقی علامه طباطبائی، ج‏1، ص 104
 *علامه طباطبایی ، شیعه در اسلام، ص 219  *علامه طباطبایی ، شیعه در اسلام، ص 219
 *بحارالانوار، ج‏2، ص 314 *بحارالانوار، ج‏2، ص 314
 !برای مطالعه بیشتر بخوانید !برای مطالعه بیشتر بخوانید
 *((علامه طباطبایی و جایگاه تقوا در خردورزی))  *((علامه طباطبایی و جایگاه تقوا در خردورزی))
 *((تعارض عقل و شرع در اندیشه علامه طباطبایی))  *((تعارض عقل و شرع در اندیشه علامه طباطبایی))
 *((رابطه عقل و نبوت از دیدگاه علامه طباطبایی))  *((رابطه عقل و نبوت از دیدگاه علامه طباطبایی))
-*((ند دیدگاه علامه طباطبایی)) +*((نیازندی انسانها به دین با بهره‌مندی از عقل از دیدگاه علامه طباطبایی))

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 سه شنبه 20 اردیبهشت 1384 [11:13 ]   3   اسماعیل جلمبادانی      جاری 
 سه شنبه 20 اردیبهشت 1384 [11:10 ]   2   اسماعیل جلمبادانی      v  c  d  s 
 دوشنبه 19 اردیبهشت 1384 [10:49 ]   1   اسماعیل جلمبادانی      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..