منو
 صفحه های تصادفی
ماجرای ورود کاروان اسرا به کوفه از زبان مسلم گچکار
نقاط ضعف امنیتی شبکه های وب
دعای امام حسین علیه السلام در صبح عاشورا
فاطمه دختر امام حسین علیه السلام در مجلس یزید
رشته نساجی
اثر دوپلر
شنیدنیهایی از کشاورزی در آمریکای باستان
امام حسین علیه السلام و تفسیر آیه 141 اعراف و آیه 73 سوره نساء
زمین فلکنوریزه
پل باتیرهای حمال
 کاربر Online
442 کاربر online
تاریخچه ی: عفو و گذشت

تفاوت با نگارش: 2

Lines: 1-39Lines: 1-64
-قرآن مجید در یکی از توصیفات خود از «متقین » می فرماید: «الذین ینفقون فی السراء والضراء و الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس والله یحب المحسنین » (134/ آل عمران) یعنی: آنان کسانی هستند که در فراخی و تنگی انفاق می کنند و خشم خود را فرو می برند و از مردم در می گذرند و خداوند نکوکاران را دوست دارد. +قرآن مجید در یکی از توصیفات خود از « متقین » می فرماید: /> __الذین ینفقون فی السراء والضراء و الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس والله یحب المحسنین __ (134/ آل عمران) />~~green: آنان کسانی هستند که در فراخی و تنگی انفاق می کنند و خشم خود را فرو می برند و از مردم در می گذرند و خداوند نیکوکاران را دوست دارد. ~~
-((حضرت امام سجاد علیه السلامحضرت علی بن الحسین زین العابدین علیه السلام ))از برجسته ترین نمونه های غیبی این آیه در عملکرد اجتماعی خود بوده و همه بخش های آن را به بهترین وجه در زندگی خود پیاده کرده اند.
اینک راجع به بخش «عفو و گذشت » در روابط شخصی با افراد مختلف جامعه، نمونه هایی از تاریخ حضرت سجاد علیه السلام ذکر می کنیم.
لازم به ذکر است نمونه های دیگری نیز در قسمت ((صبر بی پایان|صبر بی پایان حضرت ))و ((حلم و تواضع|حلم و تواضع ))ایشان ذکر گردیده است.
+((حضرت امام سجاد علیه السلام|حضرت علی بن الحسین زین العابدین علیه السلام ))از برجسته ترین نمونه های غیبی این آیه در عملکرد اجتماعی خود بوده و همه بخش های آن را به بهترین وجه در زندگی خود پیاده کرده اند.
اینک راجع به بخش « عفو و گذشت » در روابط شخصی با افراد مختلف جامعه، نمونه هایی از تاریخ حضرت سجاد علیه السلام ذکر می کنیم.
لازم به ذکر است نمونه های دیگری نیز در قسمت ((حلم و تواضع|حلم و تواضع)) ایشان ذکر گردیده است.
-1- یکی از اقوام حضرت (که به نام حسن بن الحسن مشهور است) که از اهل بیت ایشان بود حضرت را ملاقات کرده شروع به گفتن بد و بیراه و ناسزا به حضرت کرد (و درروایتی آمده که این واقعه در ((مسجد رسول خدا|مسجد پیامبر ))صلی الله علیه و آله وسلم بوده است )؛ ولی حضرت سجاد ابداً با او سخن نگفتند. پس چون که اومنصرف شد و رفت.
حضرت به کسانیکه در محضرش نشسته بودند فرمود: شما آنچه را این مرد گفت شنیدید و من دوست دارم با من به سوی او بیایید آنچه را که من به او جواب می دهم را نیز بشنوید.
+1- یکی از اقوام حضرت (که به نام حسن بن الحسن مشهور است) که از اهل بیت ایشان بود حضرت را ملاقات کرده شروع به گفتن ''===بد و بیراه و ناسزا ==='' به حضرت کرد (و درروایتی آمده که این واقعه در ((مسجد رسول خدا|مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم)) بوده است )؛ ولی حضرت سجاد ابداً با او سخن نگفتند. پس چون که او منصرف شد و رفت.
حضرت به کسانیکه در محضرش نشسته بودند فرمود:
شما آنچه را این مرد گفت شنیدید و من دوست دارم با من به سوی او بیایید آنچه را که من به او جواب می دهم را نیز بشنوید.
-آنها گفتند: در خدمت شما هستیم و ما دوست داشتیم که حضرت به او چنین و چنان بگوید. حضرت کفش خود را گرفته و پوشیدند و به راه افتادند و زیر لب زمزمه می کردند: «والکاظمین الغیظ و العافین عن الناس والله یحب المحسنین » (134 / آل عمران »
در این حال ما همگی متوجه شدیم حضرت به او هیچ چیز نخواهد گفت. بهر حال حضرت خارج شدند تا به منزل او رسیدند و او را صدا زدند و فرمودند به او بگویید: علی بن الحسین است. آن مرد در حالی از منزل آمد که منتظر حادثه بدی بود و شک نداشت که حضرت علی بن الحسین برای پاسخ گویی شبیه به آنچه او انجام داده بود آمده اند.
+آنها گفتند: در خدمت شما هستیم و ما دوست داشتیم که حضرت به او چنین و چنان بگوید. حضرت کفش خود را گرفته و پوشیدند و به راه افتادند و زیر لب زمزمه می کردند: /> __والکاظمین الغیظ و العافین عن الناس والله یحب المحسنین__ (134 / آل عمران »
-در این حال حضرت ب او رمو: ای برادر من، تو چند حه قب و در ری م ایادی و گفتی نچه را که گفتی، حال گر نچه ا و گفی در من هست س من از خداوند استغار و ل ی کم و نچه ک گتی د من یست س داوند و ا بیامرزد. اینا د که آن مرد بین دو چش حضرت ا بسی گ: نه، آنچه ک من گفم د ا وود نارد و من ه ن زاوارترم. +در این حال ا می متوجه شدی حرت ب و یچ ی نواهد گفت. هر حال ضر ا شدند تا ب منزل یدند او ا دن رمودن ه ا بگیید:
لی بن احسین است. آ مد د الی از منل د که منتظر حادثه بدی بود و ش داشت ک حضرت لی ب الحسین رای اسخ گیی بیه به آنچه ا انام د ود مه ن.
-2- فیا ی گوید: ردی ن رت لی ب ین ی السلام آمده و گفت: ا آا ا ا د گیی کرد ما ا ی نموده است رت و: بی هم ب زد او رویم آن ر فک می کرد ک ضرت ه ودی از خود واد کرد. ون که د رسیدن حضرت فرمو: ای فلن !! اگر آنچه ت در مورد من گفتی «ح » ت، داود ا بیامرزد و اگر «باط » اس خداون تو را بیامرزد. +در ین حا حضرت ب او رمود:
===ا
ی ر من، تو چن لحظه قب ی ن ایستادی و گفتی آچ را ک گتی، حال اگ چه را و گتی در ن ست پ من از ن از وند استفر ب می ک و گر آنچه ک فی در ن نیت پ داوند یارزد. ایجا بود که د ی د م حضرت را بوید و گف:
نه آنچه ک من گفت ما وجد ارد و من ب آن ساورترم. ===
-از ین و رویت علا ر استاد «کم یظ » حضرت و «گذشت » از اساه ادب دیر ب ایان و «ن خ » گور ی که نی بست می ید که ونه ب ما آردن افردیکه ه بی دبی ه ام معصوم ود، ملً چگونه کات نف ود ّف ه فضل د اخلای را ه آنه ن ی ند ت نا نی تربی ده و ب رت اتا کند. +2- فیان می وید:
م
ری نزد حضرت علی بن احسی لیه السا مه و گفت: /> فلان آقا ا شما بدگویی ر شما ا یت ن ضر ف: بی ب هم ه ز او بیم رد فکر می کد که ت به ودی ز د اع ود ک. چون که ند و یدد ض فد:
ای فلای !! اگ آه و در و من گتی « » است دان مرا بیمزد و اگر « باط » ت خداند تو ا بیارزد.
-3- «__و لق انی ات یم الی قو یفتاونه فوقف یهم فقل هم: ان کن صادقین فغفراله لی و ن کن کاذبی ف ل لک__ » زی رت به گروهی ررد کد که از او بد گیی نموده غیب ا را ی کردند ضر در قابلشا یستاد و به آنا مود: استگو هتی خد ا بیار گ غ می یی ان ش ر بیاد. +ز این وایت عاو بر استفاه ~~brown:« ک غیظ »~~ ضرت ~~brown:« گذشت »~~ از سائ ادب دیگرا به ایان و « ((سن ق ل|حس خل)) » رگور ای نکه نیز بدست ی آید ک گونه ب مرا آوردن فردیک شاد ی ادبی به آن اام صوم بودند ملاً چگونه کامت نف خود خف ه ائل بلند اخاقی ر ه نه ن می ند آنا نی تربیت شد و ه حضر اا کنند.
-4- رت عی ن السی لیه اسام کنیی داتند که آب روی دست حضرت ی یخت تا ایشا برای ماز ض گیرد. یک بار هگای ک روی دست حضرت آب می یخت، ظرف آب از دست ا روی صرت حضرت افاد و آن را جرح کرد، حضرت سرشان را به سی او لند کردن. به او نگیتند، در این حا و گف: خداند عزوجل ی فرماید: «__و الکاظمین یظ __» حضرت به و رموند ی م ود فرو خورد، و گفت: «__و لعاین من لنس __» حضرت ه و فرم خداوند تو را عفو کند او گف: «__والله یب المحسنی __» ضرت فرمودند: رو که و آزاد هستی !! این داتان هم زواری ضرت و هم ربیت اسلامی این یز و آشنائی و آیات رآنی و فهن سامی قابل افاده است. » +3- «__و لق نتی ا یم لی م یفاونه فوف یم له: ا کتم ادی فراه و ن کن کاین ف ال لکم__ »
~~green:
ی حضرت به گوی برخود ک ک و گویی نمود ت او ا ی کدن حضرت مبان ایستاد و ه ن فرمود: />گر اتو هستید اوند مرا یامزد اگر رو می یی اند ا را بیامد. ~~
-5- عده ای نزد حضرت میهمی عت ن یکی ز خادی رت در آد شت برینی که د تنور بود عجله کد پس با سرعت آ را به دست گرفته و جلو آمد که در یک لظه سیخ هی کاب ا دست ا بر وی زمین اتا و ر یی از فرزندان حضرت علی بن السین علیه اسلام که در زیر پله (شومینه) ستت می کر ت موده و باث شد و کشته ود. در این ا ن لام ه ت اساس تحیر نموده و ضطر ه بو که نه حضرت لی ن الحسین به و فموند: آزاد ستی!! چا که و تعد در این کا داشتی و بعد مول تجیز سر شد او را دفن نمودند. +4- حضرت ی ین ی ل یی دشتند که ب ری دست حضرت می یخ ا ایا بری نا و یرند. یک با هگامی که روی ست ت آب می ری آب ا دت و روی ت افاده و آ ر مو ک حضرت شان را به وی و لند کدد. ه و نگریستد در این حال و گت: خداوند وجل ی راید:
-از ای قضیه نیز ست می آید حضرت جاد علیه اسم چگونه د مو خای یر مدی خاین خد نها ر و ی نمودند در حایک د چین مواری واافاد ک العمل سیار خشن و ا ی دهند و لوه ر آن ا کامتی مثال زنی آنها ا راه داوند آزا هم می کن تا به رت ار اراحتی شدی روحی آنا ا تکی دا خالا نماین. +===«__و اکظین یظ __» حضرت ه ا مودند یظ و م خو را و ورم.===
===
و فت: «__و الاین ن لناس __» حضر او رمودند خداد ر عو کن. ===
===
ا گف: «__والله ی المسنین __» دند: />و که و آاد هتی !! از ین اان هم روای ت و هم ریت اامی این کنی و آشنائی ا ا آیات قآنی فهن اای ل ستفاد ات. ===
- فدی ب حضرت اسزا ت. ب او فمودن: ی جوان در بل ا ر ر به سوی آرت گرنه های بیا سختی ا، پ اگ ا آ عبر کرد یچ باکی نس ه ه تو می گوی دا و ر آنا متحیر من ن ا آچه تو می ی بدتر وام ود. +5- ده ای زد حضرت یهمانی عت بدند یکی از ادمین حضرت در آوردن وشت ریانی که در ت بود عجله کرد س با رعت را به دست گرفته و جلو آم ه ر یک لظه سیخ های کبب ا دست او و مین افا ب سر یکی از فرزندا حضرت عی بن الحسین علیه السلم که ر یر پله (ومینه) استراحت می ر اصابت نموه باعث شد او کت شود. در ین ال آن لام به شدت احساس تحیر نموه و مطرب شده بود که ناگا حضرت عی ن احسین به او فمودند:
''===تو
آزاد ستی!! چرا که تو تعمدی ر ای کر نداشتی و بعد مشغول تجهیز پسر د و ا ا دفن نمودند. ===''
-7ـ م یگری حضرت را نسزا ت ه ایان هنت کد ولی حضرت سکو کدند هیچ ب دادن. به ضرت گفت: منظورم ما بید ضرت عیه الا وب ادن: و من از و چشم می و (فقال: ایاک نی، ال لیه اام: و عنک اضی) ی ضرت اد یه س با ی خدای کیمانه لاوه ر گت نه قد ستی و ریت کار را تحیک نمی کرد که ا را متو رت نموده و ته ا می شدند. + ین د یه نی ه ست می ید : />===حضرت سد عیه ا ونه ر مورد طای یر عدی خای و نه را فو می مود در حالیکه چنین ادی نوعا راد عکس المل یر ن از خود نا می .===
===
با راتی دی نها ا ر ه دا زاد م ی کرد تا ه عت اثر ناراحی شدید ری ا را تکی ده و وا نمایند===.
-ناب :
ارالاوا 46 54، ی 1 ه قل ا لا 96
ه نقل از منقب و 98 دی 86 />به نل ز ش المه و 67 ی 36
ب ن از ی یخ دو
+6 فردی به حضرت ناسزا گفت. به و فرمودند:
ی وان در مقابل ا ف ه و ت گدنه ای بسیا ی ات، گر از آن بو کدم هیچ اکی نسبت به آ و می ئی ندام و گر در نا متحی بان س من از چه می گوی دتر خوام بود.
-مراجعه شود به:
((فضائل اخلاقی و کمالات امام سجاد علیه السلام))
+7ـ مرد دیگری حضرت را ناسزا گفت و به ایشان اهانت کرد ولی حضرت سکوت کردند و هیچ جواب ندادند. به حضرت گفت:
منظورم شما بودید حضرت علیه السلام جواب دادند: و من از تو چشم می پوشم
فقال: __ایاک اعنی، فقال علیه السلام: و عنک اغضی__
__::^آری حضرت سجاد علیه السلام با چنین برخوردهای کریمانه علاوه بر گذشت نه تنها حقد و پستی و رذیلت خطا کار را تحریک نمی کردند بلکه او را متوجه آخرت نموده و باعث تنبه او می شدند. ^::__

!منابع:
*بحارالانوار، ج 46، ص 54، حدیث 1 به نقل از الاشاد و ص 96
*به نقل از مناقب و ص 98 حدیث 86
*به نقل از کشف الغمه و ص 67 حدیث 36
*به نقل از امالی شیخ صدوق

!
مراجعه شود به:
*((فضائل اخلاقی و کمالات امام سجاد علیه السلام))

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 شنبه 07 مرداد 1385 [10:46 ]   7   محمد ورهرام      جاری 
 سه شنبه 25 مرداد 1384 [08:23 ]   6   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 سه شنبه 18 مرداد 1384 [10:19 ]   5   بابک خسروشاهی      v  c  d  s 
 چهارشنبه 04 خرداد 1384 [10:27 ]   4   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 سه شنبه 01 دی 1383 [13:04 ]   3   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 سه شنبه 01 دی 1383 [13:04 ]   2   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 شنبه 11 مهر 1383 [10:19 ]   1   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..