منو
 کاربر Online
833 کاربر online
تاریخچه ی: شیخ حیدر صفوی

در حال مقایسه نگارشها

نگارش واقعی نگارش:5



شیخ حیدر صفوى

«874 - 893 ق / 1469 - 1488 م»

شیخ حیدر که پسر شیخ جنید و خواهر زاده اوزون حسن بود، یک ماه بعد از وفات پدر به دنیا آمد، اما در نزد اوزون حسن تربیت یافت. بعدها به دنبال کشته شدن جهانشاه قراقویونلو به دست اوزون حسن، در حالى که هنوز سن وى به ده سالگى نرسیده بود، در موکب این فاتح جدید آذربایجان و تحت حمایت او وارد اردبیل شد «874 ق / 1469 م» و در همان سنین کودکى، بر وفق سنت معمول پیروان خویش، به تشویق و تأیید آنها به عنوان مرشد کامل و صوفى اعظم، امور بقعه و خانقاه صفوى را از شیخ جعفر تحویل گرفت؛ هرچند جریان امور همچنان در دست جعفر باقى ماند و تا او زنده بود، شیخ زاده خردسال براى توسعه دعوت پدران مجالى نیافت.

مع هذا توسعه دعوت صفوى، که اوزون حسن هم بى آنکه از ماهیت واقعى آن خبر داشته باشد، آن را تأیید و تسهیل مى‏کرد؛ از طریق تبلیغات خلفاى شیخ جنید در بین طوایف ترکمان نواحى شرقى آسیاى صغیر و حدود دیار بکر و آمد رهبرى مى‏شد، دراین ایام به ثمر رسید. مقارن وفات شیخ جعفر که حیدر نیز در همان ایام به سنین رشد رسیده بود، از تمام نواحى اطراف، مثل آمد آناتولى، شام به طالش و گیلان، صوفیان وفادار و جان نثار از تاجیک و ترکمان براى تجدید عهد با مرشد کامل و پیر طریقت خود به اردبیل سرازیر شدند. در همان هنگام نیز اوزون حسن دختر خود مارتا را که علمشاه خاتون یا ملیحه بیگم هم خوانده مى‏شد به عقد ازدواج این خواهر زاده جوان و محبوب خود درآورد «880 ق / 1475 م». این خویشاوندى مضاعف، شیخ جوان خانقاه صفوى را حیثیت و اعتبار سیاسى بیشترى بخشید.

اوزون حسن در بازگشت از غزوه و غارت تفلیس در 881 ق / 1476 م درگذشت. به دنبال مرگ اوزون حسن، شیخ جوان، على رغم از دست دادن حمایت امیران آق قویونلو و حتى مخالفت سلطان یعقوب آق قویونلو، فرمانرواى جدید با نقشه هایش؛ ادامه دعوت پدران و سعى در «خروج دین حق» را بر عهده خود لازم دید و انتقام گیرى از خون پدر را محرک لشکرکشى به ولایت شروان و دنبال کردن فکر غزو و جهاد با طوایف چرکس شمرد.

تشکیل سپاهی قدرتمند در عهد شیخ حیدر


شیخ حیدر، از همان هجده بیست سالگى که مرگ اوزون حسن او را از توقع کمک ترکمانان مأیوس ساخت، براى از سرگیرى غزوه‏اى مقدس خویش به تدارک اسلحه و تنظیم سپاه پرداخت و بقعه شیخ صفى تبدیل به نوعى زرادخانه شد. خود شیخ به ساختن شمشیر و نیزه و زره دست زد و با همان جبه دراز از پیش گشاده درویشى و شبکلاه صوفیانه اش با مریدان به تمرین جنگى و استعمال اسلحه پرداخت. به علاوه لباس متحدالشکل صوفیانه‏اى به رنگ کبود هم براى غازیان خویش طرح کرد که از جمله شامل کلاه دوازده ترکى به شکل تاج و رنگ سرخ مى‏شد؛ دوازده ترک آن اشارت گونه‏اى به تعداد امامان شیعه، صورت تاج گونه آن مظهرى از سلطنت شیعه، و رنگ سرخ آن نشانه‏اى از شعار خونخواهى از اهل سنت بود. از این رو، پیروان وى را مناسبت آن کلاه، که تمام آنها آن را به جاى طاقیه ترکمانى معمول عصر بر سر مى‏گذاشتند؛ سرخ کلاهان یا قزل برک یا قزلباش خواندند.

شیخ حیدر مرشد کامل و مظهر ولایت برای پیروان


این سرخ کلاهان اکثر ترکمان یا ترک زبان بودند و شیخ حیدر جوان براى آنها نه فقط مرشد کامل و پیر طریقت بلکه در عین حال سر کرده جنگى و رهبر واقعى اتحادیه نوپدید قبیله هاى ترکمانى شیعه بود. غیر از صوفیه روملو که از طوایف مختلف ترکمان نواحى آناتولى تشکیل مى‏شد، سایر قبیله هاى این اتحادیه عبارت بودند از طوایف استاجلو، تکلو، موصلو، افشار، قاجار، بیات، بهارلو و شیخاوند. البته طوایف و عشایر کوچک و بزرگ دیگرى هم به آنها پیوسته بودند که تعدادى از طوایف تاجیک از کرد و طالشى و جز آنها در این شمار در مى‏آمد و اتحادیه قزلباش را تقریبا" شامل سى طایفه یا قبیله مى‏ساخت. شیخ حیدر در نظر تمام افراد و سرکردگان این طوایف، مرشد کامل، مظهر ولایت و تجسم الوهیت تلقى مى‏شد و تمام آنها او را مرشد و پیر و حافظ جان خویش مى‏شمردند و براى خروج دین و ظهور دین حق، در موکب او از هیچ گونه جانسپارى و جانبازى و فداکارى دریغ نمى‏کردند.

رشادت های شیخ حیدر و خیانت نزدیکان


شیخ هنگامى‏که بیست و چهار سال یا اندکى کمتر داشت، توانست اسباب خروج دین حق را با اقدام به غزوه کفار چرکس دنبال کند. از این لشکرکشى غنایم بسیار و تعداد زیادى اسیر به اردبیل آورد. چهار سال بعد با تجهیزات کاملتر در همان نواحى دست به یک لشکرکشى دیگر زد که آوازه شجاعت او را در بین مسلمین آن نواحى همه جا نشر کرد و بر تعداد مریدان و سپاهیانش هم افزود. لشکرکشى دیگرش حمله‏اى انتقامجویانه به ولایت شروان بود که از آغاز همواره طالب فرصتى براى دست زدن به آن بود، چرا که از آغاز کار همواره مترصد مجالس بود تا انتقام خون پدر را از فرخ یسار شروانشاه بازستاند. فرخ یسار که پدر زن یعقوب آق قویونلو بود، براى دفع این حمله از او یارى خواست. یعقوب هم که برادر زن شیخ حیدر و پسر دایى او بود، چون فتوحات و غزوات شیخ زاده را با نظر ترس و دلنگرانى مى‏دید، بر خلاف آنچه شیخ زاده انتظار داشت بر ضد او براى کمک به شروانشاه لشکر فرستاد. در کشمکش هایى که بین دو طرف روى داد، شماخى به دست قزلباش عرضه غارت گشت و قلعه گلستان - که بعدها محل انعقاد عهد نامه شوم بین قاجار و سپاه روس گشت - که در این ایام فرخ یسار به آنجا پناه برده بود محاصره شد. اما در یک نبرد سرنوشت ساز که بین سپاه قزلباش با قواى متحد شروانشاه و آق قویونلو رخ داد، شیخ حیدر کشته شد «893 ق / 1488 م» . سر بریده او را، فرمانده قواى یعقوب بیگ به تبریز آورد و به امر شاه در شهر به دار آویخت. فرزندان خردسال او به نام سلطان على، ابراهیم میرزا و اسماعیل میرزا هم، با مادرشان که خواهر یعقوب بیگ بود، به امر او به قلعه اصطخر فارس تبعید شدند که براى مدتى طولانى در آنجا ماندند.



شیخ حیدر صفوى
«874 - 893 ق / 1469 - 1488 م»

شیخ حیدر که پسر شیخ جنید و خواهر زاده اوزون حسن بود، یک ماه بعد از وفات پدر به دنیا آمد، اما در نزد اوزون حسن تربیت یافت. بعدها به دنبال کشته شدن جهانشاه قراقویونلو به دست اوزون حسن، در حالى که هنوز سن وى به ده سالگى نرسیده بود، در موکب این فاتح جدید آذربایجان و تحت حمایت او وارد اردبیل شد «874 ق / 1469 م» و در همان سنین کودکى، بر وفق سنت معمول پیروان خویش، به تشویق و تأیید آنها به عنوان مرشد کامل و صوفى اعظم، امور بقعه و خانقاه صفوى را از شیخ جعفر تحویل گرفت؛ هرچند جریان امور همچنان در دست جعفر باقى ماند و تا او زنده بود، شیخ زاده خردسال براى توسعه دعوت پدران مجالى نیافت.

مع هذا توسعه دعوت صفوى، که اوزون حسن هم بى آنکه از ماهیت واقعى آن خبر داشته باشد، آن را تأیید و تسهیل مى‏کرد؛ از طریق تبلیغات خلفاى شیخ جنید در بین طوایف ترکمان نواحى شرقى آسیاى صغیر و حدود دیار بکر و آمد رهبرى مى‏شد، دراین ایام به ثمر رسید. مقارن وفات شیخ جعفر که حیدر نیز در همان ایام به سنین رشد رسیده بود، از تمام نواحى اطراف، مثل آمد آناتولى، شام به طالش و گیلان، صوفیان وفادار و جان نثار از تاجیک و ترکمان براى تجدید عهد با مرشد کامل و پیر طریقت خود به اردبیل سرازیر شدند. در همان هنگام نیز اوزون حسن دختر خود مارتا را که علمشاه خاتون یا ملیحه بیگم هم خوانده مى‏شد به عقد ازدواج این خواهر زاده جوان و محبوب خود درآورد «880 ق / 1475 م». این خویشاوندى مضاعف، شیخ جوان خانقاه صفوى را حیثیت و اعتبار سیاسى بیشترى بخشید.

اوزون حسن در بازگشت از غزوه و غارت تفلیس در 881 ق / 1476 م درگذشت. به دنبال مرگ اوزون حسن، شیخ جوان، على رغم از دست دادن حمایت امیران آق قویونلو و حتى مخالفت سلطان یعقوب آق قویونلو، فرمانرواى جدید با نقشه هایش؛ ادامه دعوت پدران و سعى در «خروج دین حق» را بر عهده خود لازم دید و انتقام گیرى از خون پدر را محرک لشکرکشى به ولایت شروان و دنبال کردن فکر غزو و جهاد با طوایف چرکس شمرد.

تشکیل سپاهی قدرتمند در عهد شیخ حیدر


شیخ حیدر، از همان هجده بیست سالگى که مرگ اوزون حسن او را از توقع کمک ترکمانان مأیوس ساخت، براى از سرگیرى غزوه‏اى مقدس خویش به تدارک اسلحه و تنظیم سپاه پرداخت و بقعه شیخ صفى تبدیل به نوعى زرادخانه شد. خود شیخ به ساختن شمشیر و نیزه و زره دست زد و با همان جبه دراز از پیش گشاده درویشى و شبکلاه صوفیانه اش با مریدان به تمرین جنگى و استعمال اسلحه پرداخت. به علاوه لباس متحدالشکل صوفیانه‏اى به رنگ کبود هم براى غازیان خویش طرح کرد که از جمله شامل کلاه دوازده ترکى به شکل تاج و رنگ سرخ مى‏شد؛ دوازده ترک آن اشارت گونه‏اى به تعداد امامان شیعه، صورت تاج گونه آن مظهرى از سلطنت شیعه، و رنگ سرخ آن نشانه‏اى از شعار خونخواهى از اهل سنت بود. از این رو، پیروان وى را مناسبت آن کلاه، که تمام آنها آن را به جاى طاقیه ترکمانى معمول عصر بر سر مى‏گذاشتند؛ سرخ کلاهان یا قزل برک یا قزلباش خواندند.

شیخ حیدر مرشد کامل و مظهر ولایت برای پیروان


این سرخ کلاهان اکثر ترکمان یا ترک زبان بودند و شیخ حیدر جوان براى آنها نه فقط مرشد کامل و پیر طریقت بلکه در عین حال سر کرده جنگى و رهبر واقعى اتحادیه نوپدید قبیله هاى ترکمانى شیعه بود. غیر از صوفیه روملو که از طوایف مختلف ترکمان نواحى آناتولى تشکیل مى‏شد، سایر قبیله هاى این اتحادیه عبارت بودند از طوایف استاجلو، تکلو، موصلو، افشار، قاجار، بیات، بهارلو و شیخاوند. البته طوایف و عشایر کوچک و بزرگ دیگرى هم به آنها پیوسته بودند که تعدادى از طوایف تاجیک از کرد و طالشى و جز آنها در این شمار در مى‏آمد و اتحادیه قزلباش را تقریبا" شامل سى طایفه یا قبیله مى‏ساخت. شیخ حیدر در نظر تمام افراد و سرکردگان این طوایف، مرشد کامل، مظهر ولایت و تجسم الوهیت تلقى مى‏شد و تمام آنها او را مرشد و پیر و حافظ جان خویش مى‏شمردند و براى خروج دین و ظهور دین حق، در موکب او از هیچ گونه جانسپارى و جانبازى و فداکارى دریغ نمى‏کردند.

رشادت های شیخ حیدر و خیانت نزدیکان


شیخ هنگامى‏که بیست و چهار سال یا اندکى کمتر داشت، توانست اسباب خروج دین حق را با اقدام به غزوه کفار چرکس دنبال کند. از این لشکرکشى غنایم بسیار و تعداد زیادى اسیر به اردبیل آورد. چهار سال بعد با تجهیزات کاملتر در همان نواحى دست به یک لشکرکشى دیگر زد که آوازه شجاعت او را در بین مسلمین آن نواحى همه جا نشر کرد و بر تعداد مریدان و سپاهیانش هم افزود. لشکرکشى دیگرش حمله‏اى انتقامجویانه به ولایت شروان بود که از آغاز همواره طالب فرصتى براى دست زدن به آن بود، چرا که از آغاز کار همواره مترصد مجالس بود تا انتقام خون پدر را از فرخ یسار شروانشاه بازستاند. فرخ یسار که پدر زن یعقوب آق قویونلو بود، براى دفع این حمله از او یارى خواست. یعقوب هم که برادر زن شیخ حیدر و پسر دایى او بود، چون فتوحات و غزوات شیخ زاده را با نظر ترس و دلنگرانى مى‏دید، بر خلاف آنچه شیخ زاده انتظار داشت بر ضد او براى کمک به شروانشاه لشکر فرستاد. در کشمکش هایى که بین دو طرف روى داد، شماخى به دست قزلباش عرضه غارت گشت و قلعه گلستان - که بعدها محل انعقاد عهد نامه شوم بین قاجار و سپاه روس گشت - که در این ایام فرخ یسار به آنجا پناه برده بود محاصره شد. اما در یک نبرد سرنوشت ساز که بین سپاه قزلباش با قواى متحد شروانشاه و آق قویونلو رخ داد، شیخ حیدر کشته شد «893 ق / 1488 م» . سر بریده او را، فرمانده قواى یعقوب بیگ به تبریز آورد و به امر شاه در شهر به دار آویخت. فرزندان خردسال او به نام سلطان على، ابراهیم میرزا و اسماعیل میرزا هم، با مادرشان که خواهر یعقوب بیگ بود، به امر او به قلعه اصطخر فارس تبعید شدند که براى مدتى طولانى در آنجا ماندند.


تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 دوشنبه 19 بهمن 1383 [08:27 ]   7   نفیسه ناجی      جاری 
 چهارشنبه 14 بهمن 1383 [11:03 ]   6   نغمه آذربویه      v  c  d  s 
 چهارشنبه 14 بهمن 1383 [11:02 ]   5   نغمه آذربویه      v  c  d  s 
 چهارشنبه 14 بهمن 1383 [10:59 ]   4   نغمه آذربویه      v  c  d  s 
 چهارشنبه 14 بهمن 1383 [10:58 ]   3   نغمه آذربویه      v  c  d  s 
 چهارشنبه 14 بهمن 1383 [10:58 ]   2   نغمه آذربویه      v  c  d  s 
 چهارشنبه 08 مهر 1383 [07:31 ]   1   10.1.1.9      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..