منو
 کاربر Online
525 کاربر online
تاریخچه ی: شهریار

نگارش: 11


سید محمد حسین بهجت تبریزی در سال 1285 هجری شمسی در روستای پر منظره « خوشکناب » آذربایجان متولد شده است.
او در خانواده ای متدین ، کریم الطبع واهل فضل پا بر عرصه وجود نهاد. پدرش حاجی میر آقای خوشکنابی از وکلای مبرز و فاضل وعارف روزگار خود بود که بسبب حسن کتابتش به عنوان خوشنویسی توانا مشهور حدود خود گشته بود.
شهریار که دوران کودکی خود را در میان روستائیان صمیمی و خونگرم خوشکناب در چشم کوه افسونگر و حسرتزای « حیدر بابا » گذرانده بود همچون تصویر برداری توانا خاطرات زندگانی لطیف خود را در میان مردم مهربان و پاک طینت روستا و در حریم آن کوه سحرانگیز به ذهن سپرد.
او نخستین شعر خویش را در چهار سالگی به زبان ترکی آذربایجانی سرود . بی شک سرایش این شعر کودکانه ، گواه نبوغ و قریحه شگفت انگیز وی بود.
شهریار شرح حال دوران کودکی خود را در اشعار آذربایجانیش بسیار نیکو ،تاثیر گذار و روان به تصویر کشیده است.
طبع توانای شهریارتوانست در ابتدای دهه سی شمسی و در دوران میانسالی اثر بدیع و عظیم« حید ربابایا سلام» را به زبان مادریش بیافریند .
او در این منظومه بی همتا در خصوص دوران شیرین کودکی و بازیگوشی خود در روستای خشکناب سروده است:
قاری ننه گئجه ناغیل دییه نده ،
( شب هنگام که مادر بزرگ قصه می گفت، )
کولک قالخیب قاپ باجانی دویه نده،
(بوران بر می خاست و در و پنجره خانه را می کوبید،)
قورد کئچی نین شنگیله سین ییه نده،
( هنگامی که گرگ شنگول و منگول ننه بز را می خورد،)
من قاییدیب بیر ده اوشاق اولایدیم!
(ای کاش من می توانستم بر گردم و بار دیگر کودکی شوم !)


شهریار دوران کودکی خود را درمیان روستائیان پاکدل آذربایجانی گذراند. اما هنگامی که او به تبریز آمد مفتون این شهر جذاب و تاریخ ساز و ادیب پرور شد. وی دوران تحصیلات اولیه خود را در مدارس متحده ، فیوضات و متوسطه تبریز گذراند و با قرائت و کتابت السنه ترکی ، فارسی و عربی آشنا شد.
شهریار بعدا به تهران آمد و وارد دارالفنون شد وبه تحصیل در رشته طب پرداخت .
اما در سال آخر تحصیلات، ناگهان گرفتار عشقی جانسوز شد .

سالها شمع دل افروخته و سوخته ام ------------- تا زپروانه کمی عاشقی آموخته ام

عجبا که این عشق مسیر زندگی شهریار را تغییر دادو تاثیری تکان دهنده بر روح و جان شهریار نهاد و جهان روان او را از هم پاشید.

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند----------- درشگفتم من چرا ازهم نمی پاشد جهان

این عشق نافرجام بحدی در روح و روان او ماندگار شد که حتی هنگام بازگشت معشوق، عاشق به وصل تن نداد .

آمدی جانم بقربانت ولی حالا چرا ------------ بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا!؟

این شاعرعاشق، نخستین اشعار خود را با تخلص «بهجت» نوشته است.
اما چنانچه که خود می گوید وقتی دوبار پی در پی به دیوان حافظ رجوع کرد از جانب شاعر بلند آوازه شیراز ، تخلص «شهریار» بدو بخشیده شد و وی به این ترتیب ازلسان الغیب ،مدد جست و شهریار ملک سخن گردید.
اشعار نخستین شهریار عمدتا بزبان فارسی سروده شده است.

شهریار خود می گوید وقتی که اشعارم را برای مادرم می خواندم وی به طعنه می گفت:
"پسرم شعرهای خودت را به زبان مادریت هم بنویس تا مادرت نیز اشعارت را متوجه شود!"
این قبیل سفارشها از جانب مادر گرامیش و نیز اطرافیان همزبانش، باعث شد تا شهریار طبع خود را در زبان مادریش نیزبیازماید و یکی از بدیعترین منظومه های مردمی جهان سروده شود.

حیدر بابا سلام

منظومه «حیدر بابا سلام» در سال 1322 منتشر شد واز لحظه نشر مورد استقبال قرار گرفت.
عمق تعلقات دینی و توجهات مذهبی خانواده و نیز شخص استاد شهریار به حدی است که عشق به ائمه اطهار علیه‌السلام در بسیاری از اشعارش عینا هویداست.

او در نعت حضرت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می فرماید:

ستون عرش خدا قائم ازقیام محمد------- ببین که سر بکجا می کشد مقام محمد
بجز فرشته عرش آسمان وحی الهی------- پرنده پر نتوان زد به بام محمد
به کارنامه منشور آسمانی قرآ ن-------- که نقش مهر نبوت بود بنام محمد...


شهریار در شعر یا علی علیه‌السلام در مورد حضرت امیر المومنین علیه‌السلام می فرماید:

مستمندم بسته زنجیروزندان یاعلی------- دستگیر ای دستگیر مستمندان یا علی
بندی زندان روباهانم ای شیر خدا--------- می جوم زنجیر زندان را به دندان یا علی


اشعار شهریار در ستایش امام اول شیعیان جهان سرآمد سلسله مداحان اهل بیت عصمت و طهارت علیه‌السلام است.

علی ای همای رحمت توچه آیتی خدارا-------- که به ما سوا فکندی همه سایه هما را
دل اگرخداشناسی همه در رخ علی بین------- به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
برو ای گدای مسکین در خانه علی زن-------- که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را ...


شهریار جانسوزترین اشعار خود را تقدیم حضرت سید الشهداء علیه‌السلام و حماسه ابدی او کرده است:

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین --------- روی دل با کاروان کربلا دارد حسین
ازحریم کعبه جدش به اشکی شست دست ------مروه پشت سرنهاداماصفا دارد حسین...


ظرافت طبع و لطافت روح

شهریار روح بسیار حساسی دارد. او سنگ صبور غمهای نوع انسان است.اشعار شهریار تجلی دردهای بشری است.
او همچنین مقوله عشق را در اشعار خویش نابتر از هر شعری عرضه داشته است.
در ایام جوانی و تحصیل گرفتار عشق نا فرجام ، پر شرری می گردد. عشق شهریار به حدی جانگداز است که او در آستانه فارغ التحصیلی از دانشکده پزشکی ،درس و بحث را رها می کند و دل در کام جنون آمیز معشوقی بی وفا می افکند:

دلم شکستی و جانم هنوز چشم براهت
شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت
در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست
اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت

اما این عشق زمینی بال پرواز او بسوی عشق نامحدود آسمانی را تضمین می کند.

قفسم ساخته و بال و پرم سوخته اند
مرغ را بین که هنوزش هوس پرواز است!

مقام مادر، ماتم پدر

اما شهریار ملک سخن همانگونه که به سرزمین مادری و رسوم پدر خود عشق می ورزد اشعار بسیار نغزی به زبانهای ترکی و فارسی در خصوص مقم مادر و ماتم پدر و خود به زبانهای ترکی و فارسی سروده است.
شاید شهریار زیباترین شعر ادب فارسی را در تجلیل از مقام مادر سروده باشد:

گویند من آن جنین که مادر از خون جگر بدو غذا داد
تا زنده ام آورد به دنیا جان کند و به مرگ خود رضا داد
پستان به لبم نهاد وشیرم از شیره جان جانفزا داد
لالایی و گاهوراه با من پر کرد و به پر زدن فضا داد
تا رد کندم ز آب و آتش مردی شد و تن به هر قضا داد
هم با دم گرم خود دم مرگ صبرم به مصیبت و عزا داد
من هرچه بکوشمش به احسان هرگز نتوانمش سزا داد
جز فضل خدا که خواهد اورا با جنت جاودان جزا داد

شهریار در شعر بسیار لطیف «خان ننه» آنچنان از غم فراق مادربزرگ عزیزش می نالد که گویی مادربزرگش نه بلکه مادرش را از دست داده است!
شعر جانخراش خان ننه ، یکی از جانگزا ترین اشعار شهریار در زبان ترکی آذربایجانی است:
شهریار شاعر سه زبانه ملک سخن است. او به همه زبانها و ملتها احترامی کامل دارد. در اشعار او بر خلاف برخی از شعرای قومگرای نه تنها هیچ اسائه ادبی به السنه ملل غیر نمی شود بلکه او در جای جای اشعارش می کوشد تا با هر نحو ممکن سبب قرابت صاحبان لغات متفوت را فراهم کند. طبعا او به سه زبان ترکی آذربایجانی،فارسی و عربی بیش از زبانهای دیگر علاقمند است اما این علاقه سبب نمی شود تا وارد گرایشهای فاشیستی شود و همانند برخی از شعرای متقدم و یا متاخر گوهر ناب ذات انسانیت را فدای تخمه ها و نژادهای دروغین و بی تبختر کند!

غروب درمقبره الشعراء

ماه من در پرده چون خورشید غماز غروب
گشت پنهان و مرا چون دشت رنگ از رخ پرید
چون شفق دریای چشمم موج خون میزد که شد
آفتاب جا و د ا نتابم ز چشمم ناپدید


سرانجام خورشید حیات شهریارملک سخن و افتاب زندگی ملک الشعرای بی بدیل ایران پس از هشتاد وسه سال تابش پر فروغ در قفای کوهستانهای آذربایجان غروب کرد.


اما او هرگز نمرده است زیرا اکنون نام او زیبنده روز ملی شعر و ادب ایران و نیز صدها،میدان،خیابان،مرکز فرهنگی،بوستان و ... در کشورمان ونیز در ممالک حوزه های ترکستان(آسیای مرکزی) و قفقازیه و ترکیه می باشد.

27 شهریور ماه سال 1367 شمسی سالروز وفات آن شاعر و عاشق و عارف بزرگ است.
در آنروز پیکره مطهرش بر دوش دهها هزار تن از دوستدارانش تا مقبره الشعرای تبریز حمل شد و در جوار افاضل ادب و هنر به خاک سپرده شد .
شاید حیات و ممات وی ترجمان این قطعه از اشعار خود شهریار باشد که فرموده اند

27 شهریور ماه سال 1367 شمسی سالروز وفات آن شاعر و عاشق و عارف بزرگ است.
در آنروز پیکره مطهرش بر دوش دهها هزار تن از دوستدارانش تا مقبره الشعرای تبریز حمل شد و در جوار افاضل ادب و هنر به خاک سپرده شد .
شاید حیات و ممات وی ترجمان این قطعه از اشعار خود شهریار باشد که فرموده اند








تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 چهارشنبه 15 شهریور 1385 [12:08 ]   28   لیلا مهرمحمدی      جاری 
 چهارشنبه 15 شهریور 1385 [12:07 ]   27   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 چهارشنبه 15 شهریور 1385 [12:06 ]   26   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 شنبه 14 مرداد 1385 [10:03 ]   25   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 شنبه 14 مرداد 1385 [10:02 ]   24   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 10 مرداد 1385 [09:27 ]   23   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 یکشنبه 08 مرداد 1385 [06:27 ]   22   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 یکشنبه 08 مرداد 1385 [06:25 ]   21   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 03 مرداد 1385 [14:25 ]   20   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 03 مرداد 1385 [14:22 ]   19   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 03 مرداد 1385 [14:06 ]   18   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 03 مرداد 1385 [13:53 ]   17   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 03 مرداد 1385 [13:36 ]   16   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 03 مرداد 1385 [13:35 ]   15   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 03 مرداد 1385 [13:35 ]   14   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 03 مرداد 1385 [13:33 ]   13   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 03 مرداد 1385 [08:22 ]   12   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 03 مرداد 1385 [08:20 ]   11   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 03 مرداد 1385 [08:16 ]   10   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 03 مرداد 1385 [08:15 ]   9   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 03 مرداد 1385 [08:11 ]   8   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 03 مرداد 1385 [06:39 ]   7   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 03 مرداد 1385 [06:38 ]   6   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 03 مرداد 1385 [06:36 ]   5   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 03 مرداد 1385 [06:34 ]   4   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 03 مرداد 1385 [06:30 ]   3   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 03 مرداد 1385 [06:19 ]   2   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 03 مرداد 1385 [06:15 ]   1   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..