منو
 صفحه های تصادفی
html
مجهولات فیزیک در آزمایشگاه شتابدهنده
چگونه فوتبال بازی کنیم
کنیه و القاب امام هادی علیه السلام
بخش آبیاری
رشته زبان و ادبیات فارسی
پلئوناست
دقت امام علی علیه السلام درباره بیت المال
سیّد جعفر شهیدى
مدیریت از نقطه صفر
 کاربر Online
356 کاربر online
تاریخچه ی: سلجوقیان

در حال مقایسه نگارشها

نگارش واقعی نگارش:6


سلجوقیان

« 590- 429 ق / 1194 -1038 م»

دولت سلجوقی که توسط دو برادر، چغری بیگ و طغرل بیگ ترکمان به دنبال غلبه نهایی ایشان بر مسعود غزنوی به وجود آمد، هر چند از لحاظ نظامی بر عناصر ترک و ترکمان متکی بود، اما از نظر اداری و سیاسی به همان اندازه دولت غزنوی، صبغه ایرانی داشت که بر بستری و آل سلاجقه نیز همچون غزنویان خود را وارث آیین و رسوم سامانیان می‏دانستند.

نیم قرن پس از آن که حکومت طغرل در خراسان پا گرفت، قلمرو جانشینان او از جیحون تا فرات و از فارس تا شام و آناطولی را در بر گرفت و بدین گونه یک خاندان غیر ایرانی پس از گذشت چهار سده که از سقوط ساسانیان می‏گذشت، حدود ایران را که به دست وی افتاده بود به وسعه عهد ساسانیان رساند و حتی فرهنگ ایرانی و میراث ساسانی را در سراسر آن نشر کرد. گرچه شیوه فرمانروایی آنها، با نظام ملوک الطوایفی، مرکز گریز و جنگهای بی وقفه و بیابانگردی، بیشتر یادآور دوران اشکانیان بود.



قدرت گیری سلجوقیان

آغاز کار سلجوق

پس از مرگ دُقاق، فرزند وی، سلجوق مورد توجه بیغو قرار گرفت و با لقب سباشی «= جلو دار لشکر» مفتخر شد. سلجوق چون خود را به بیغو بسیار نزدیک می‏دید، به خود اجازه داد، روزی در حرمخانه پادشاه رفته، بالاتر از زنان و فرزندان وی بنشیند. زنان بیغو این رفتار «ناپسند» را به پادشاه بردند و از وی تنبیه او خواستار شدند. چون سلجوق از عزم پادشاه در سیاست کردن خود، مطلع شد، با صد تن از خویشان و دلاوران و جنگجویان خود به همراه بار و بنه، ترکستان را ترک گفت و رهسپار ماوراءالنهر شد و راه سمرقند در پیش گرفت. چندی در جند اقامت کرد و در همانجا بود که اسلام آورد.

اعتبار نظامی سلجوق

در همین ایام و اقامت وی در جُند بود که برخی از طوایف ترک، از امیر جُند، درخواست باج و خراج کردند. سلجوق وی را از پرداخت باج بر حذر داشت و با دلاوران خود، با سپاهیان ایلک خان به جنگ پرداخت و آن‏ها را متفرق کرد. از آن پس، سلجوق اعتبار و قدرت زیادی کسب کرد و اغلب امیران و پادشاهان در دفع «کفار» از وی استفاده می‏کردند، چنان که، ابراهیم سامانی نز در نبرد با ایلک خان از سلجوق یاری طلبید.

پسران سلجوق

سلجوق چهار پسر داشت به نامهای؛ اسرافیل، میکائیل، موسی بیغو و یونس. میکائیل و موسی بیغو در روزگار جوانی در یکی از جنگها، زخم سختی برداشته و کشته شدند. میکائیل خود دارای دو پسر به نامهای؛ طغرل بیگ و چغری بیگ بود. همین دو برادر بودند که توانستند در عهد مسعود غزنوی، پایه‏های دولت سلجوقیان را مستحکم سازند.


رابطه سلاطین سلجوقی با خلفای بغداد

رابطه سلجوقیان با رهبر اسمی عالم اسلام؛ یعنی خلیفه بغداد نیز مبتنی بر یک سیاست روشن و پیروی از یک سلسله اصول دیپلماسی نبود. از همان عهد طغرل تا پایان فرمانروایی قوم، پادشاهان سلجوق، وقتی محتاج به تأیید خلیفه بودند، نسبت به وی اظهار فروتنی و خاکساری می‏کردند و هنگامی که از حمایت او بی نیاز، با وی دعوی رقابت و همسری داشتند و احیاناً برخوردهایی خشونت آمیز نشان می‏دادند.

خلیفه عباسی در دوران اقتدار این قوم، اگر چه مثل دوران آل بویه در شرایط ضعف نبود، اما با تعظیم و تکریم ظاهری هم که از سوی سامانیان و غزنویان در حق وی اظهار می‏شد، مواجه نبود.

در اغلب مواقع در این دوران، خلیفه بغداد قدرتش محدود به قلمرو کوچک خویش و نظارت بر امور شرعی بود، و حتی اتابکان و خوارزمشاهیان نیز، خلیفه را تنها در همین محدوده مورد تأیید قرار می‏دادند.


انتظام ملوک الطوایفی از طریق قدرت سلطان

ملوک الطوایفی رایج در این عصر هم از طریق قدرت فائقه سلطان تحت نظارت بود. چیزی که این نظارت را تا پایان عهد سلجوقیان تأمین کرد، ترتیبات دیوانی و نظام اداری بود که هر چند شاهزادگان و حکام - ملوک الطوایف - به آسانی به آن گردن نمی‏نهادند، اما به هر صورت نوعی انتظام قابل قبول را در سراسر قلمرو آل سلجوق برقرار می‏داشت.

از سوی دیگر، خوی بیابانی امیران ترک آل سلجوق و قدرت مطلقه و عشق به غارت و استبداد این امیران، نظام دیوانی و صاحبان دیوان را که به هر تقدیر نظم و نسق و حساب و کتاب از لوازم و ضرورتهای شغل آنان بود، این وزیران و دیوانیان را در مقابل سلطان قرار می‏داد زیرا استبداد و اِعمال قدرت بدون حسابرسی و حساب دهی پادشاهان، نظام دیوانی را بر نمی‏تافت.

به همین جهت بارها سلاطین سلجوقی، وزیران خود را کشتند و یا به کشتن دادند و یا به دست دشمنان سپردند و اموالشان را مصادره کردند.


زمینداری سلجوقی اقطاع و سستی بنیان های حکومت

با توسعه و رایج شدن نظام اقطاع، بزرگان و امیران خود را در مجرای قانونی انداخته و به نام قانون و حکومت، اقدامات مستبدانه را مشروع و مقبول ساختند. در عین حالی که، بنیانهای حکومت را نیز سست و بی دوام نمودند.

به هر حال این شبانان بیابانگرد، بعد از غلبه بر مسعود، در مرو و همچنین نیشابور، خطبه سلطنت به نام خود خواندند و آغاز فرمانروایی آل سلجوق را اعلام داشتند.

این جابجایی سلطنت از غزنویان به سلجوقیان دست کم برای مردم ایران با وجود استمرار برخی از معایب و مصیبتهای گذشته که ناشی از طبیعت این قوم و استبداد مطلقه حاکم بر ایران بود محاسن و منفعتهایی نیز به همراه داشت.

چه امیران اولیه قوم که تربیت شدگان وزیرانی با کفایت و مدبر و توانا همچون خواجه عمید الملک کندری، و خواجه نظام الملک طوسی بودند، این میزان درک و آگاهی منافع دراز مدت دولت خود را داشتند که بخشی از اموال ستانده شده را صرف رعایا، تعمیر جاده‏ها، امنیت راهها، ساختن پلها و رباطها کنند.

بدون نظارت آنها بر احوال رعایایی که می‏باید بر وفق آیین حکومت، منافع مادی و نیروی نظامی آن را تأمین کنند، ممکن نبود.


وزارت وزیران با کفایت

به هر حال این نکته نیز از شگفتیهای تاریخ این مرز و بوم است که پر بارترین، پر آوازه‏ترین و طلایی‏ترین ادوار آن در پایان سده‏های نخستنی اسلامی، مقارن فرمانروایی قومی بیگانه، بیابانگرد بود که در عهد سامانیان و غزنویان بیشتر به حال بیابانگردی و راهزنی در اطراف بخارا و مرزهای شمالی خراسان سر می‏کردند و هیچ گونه پیوند قابل ملاحظه‏ای با تمدن و فرهنگ شهر نشینی نداشتند.

عامل عمده توفیق آنها در نیل به این موفقیت غیر منتظره، اتکاء آنها بر ایمان مذهبی و اعتمادشان بر دستگاه وزارت بود که هر چند در اواخر چندان استوار نماند، در همان آغاز کار به استقرار دولت و قدرت و شوکت آنها کمک بسیار کرد.

این که خواجه نظام الملک وزیر در اواخر عمر که از جانب سلطان تهدید به عزل شد، گفته بود

«دولت آن تاج به این دوات وابسته است»

نقش وزارت را درتوسعه و تنظیم دولت آنها خاطر نشان می‏کرد و حوادث بعدی نیز نشان داد که خواجه گزاف نمی‏گفت.

در مدتی که سلطنت سلاجقه به حمایت دستگاه وزارت و سازمان دیوان، مجال توسعه یافت، دوران فرمانروایی سلجوقیان دوران شکل گیری سنتهای اداری، و عصر ترقی و توسعه صنایع و معارف شد، که مساعی خواجه نظام الملک طوسی در این توفیق، نقش غیر قابل انکار داشت.

نتیجه آن شد که حکومت سلجوقیان در مقایسه با غزنویان که تنها متکی بر یک ماشین جنگی و مخرب و تهاجمی بود و علاقه‏ای به سازندگی و اهمیتی به حضور طولانی مدت خود، در مناطق تحت نفوذ نمی‏داد، بسیار موفقتر عمل کرد.

حکومت این فرمانروایان غیر ایرانی نمونه‏ای شد که در رعایت آداب عدالت و در حمایت از ارکان شریعت، خیلی بیش از آن چه حکومت غزنویان، در آغاز فرمانروایی خویش، داعیه آن را داشتند توفیق حاصل کرد و نتایجی نیکو و سنتهایی تمدن ساز در همین دوره برای آیندگان به یادگار گذاشتند.

فرمانروایان سلجوقی


مطالب مرتبط با موضوع:




همچنین ببینید



سلجوقیان

« 590- 429 ق / 1194 -1038 م»

دولت سلجوقی که توسط دو برادر، چغری بیگ و طغرل بیگ ترکمان به دنبال غلبه نهایی ایشان بر مسعود غزنوی به وجود آمد، هر چند از لحاظ نظامی بر عناصر ترک و ترکمان متکی بود، اما از نظر اداری و سیاسی به همان اندازه دولت غزنوی، صبغه ایرانی داشت که بر بستری و آل سلاجقه نیز همچون غزنویان خود را وارث آیین و رسوم سامانیان می‏دانستند.

در باب خاستگاه پیدایش این قوم و دگرگونیهایی که طی کوچها و مهاجرتهای متوالی در مراتع و صحراهای آسیای میانه برای آنها پیش آمد، اطلاعات موثق و قابل اعتمادی در دست نیست. بررسی اقوال مورخان و روایات ارمنی و بیزانسی قدیم هم در این باره کمک زیادی به پژوهشگر نمی‏کند. با این همه از مجموعه روایات می‏توان نتیجه گرفت که این قوم پیش از عهد طغرل و چغری، مسلمان بوده‏اند. شاید پیش از مسلمانی هم مدتی مذهب نسطوری مسیحی داشته‏اند و در زمان ارتباط با خانان خزر، که در روایات مربوط به سابقه احوال سلجوقیان اشارت رفته، یک چند هم تحت تأثیر آیین و فرهنگ یهود بوده باشند. البته در این باره حکم قطعی نمی‏توان داد، اما قراین نشان می‏دهد که هیچ یک از این گرایشهای مذهبی، هرگز موجب آن نشد که این طوایف از راهزنی و قتل و غارت دست بردارند. با آن که ارتباط با پادشاهان و سرکردگان ترک و تازیک در عهد سامانیان و غزنویان، موجبات آشنایی آنها را با شیوه معیشتی برتر از شبانکاری و بیابانگردی نشان داد، اما طوایف سلجوقی همچنان خوی بیابانگردی خود را پاس داشتند.

صاحب (سلجوقنامه)، تیره سلجوقیان را از فرزندان و بازماندگان توقشور میش پسر گوگجو خواجه می‏داند. برخی مورخان، سلجوقی را پسر دُقاق یا تُقاق «= کمان» دانسته‏اند. دُقاق جزو امیران دست نشانده بیغو، فرمانده دشت ترکستان و مردی محتشم و با احترام بود. چون دلاوری و بی باکی زیادی از خود نشان داد، او را تَمَرمالیغ «= سخت کمان» می‏خواندند.

توجه بیغو به سلجوق پسر دُقاق

پس از مرگ دُقاق، فرزند وی، سلجوق مورد توجه بیغو قرار گرفت و با لقب سباشی «= جلو دار لشکر» مفتخر شد. سلجوق چون خود را به بیغو بسیار نزدیک می‏دید، به خود اجازه داد، روزی در حرمخانه پادشاه رفته، بالاتر از زنان و فرزندان وی بنشیند. زنان بیغو این رفتار «ناپسند» را به پادشاه بردند و از وی تنبیه او خواستار شدند. چون سلجوق از عزم پادشاه در سیاست کردن خود، مطلع شد، با صد تن از خویشان و دلاوران و جنگجویان خود به همراه بار و بنه، ترکستان را ترک گفت و رهسپار ماوراءالنهر شد و راه سمرقند در پیش گرفت. به گفته (میر خواند) چندی در جند اقامت کرد و در همانجا بود که اسلام آورد.

نبرد سلجوق با ایلک خان

در همین ایام و اقامت وی در جُند بود که برخی از طوایف ترک، از امیر جُند، درخواست باج و خراج کردند. سلجوق وی را از پرداخت باج بر حذر داشت و با دلاوران خود، با سپاهیان ایلک خان به جنگ پرداخت و آن‏ها را متفرق کرد. از آن پس، سلجوق اعتبار و قدرت زیادی کسب کرد و اغلب امیران و پادشاهان در دفع «کفار» از وی استفاده می‏کردند، چنان که، ابراهیم سامانی نز در نبرد با ایلک خان از سلجوق یاری طلبید.

پسران سلجوق

سلجوق چهار پسر داشت به نامهای؛ اسرافیل، میکائیل، موسی بیغو و یونس. میکائیل و موسی بیغو در روزگار جوانی در یکی از جنگها، زخم سختی برداشته و کشته شدند. میکائیل خود دارای دو پسر به نامهای؛ طغرل بیگ و چغری بیگ بود. همین دو برادر بودند که توانستند در عهد مسعود غزنوی، پایه‏های دولت سلجوقیان را مستحکم سازند.
به هر حال نیم قرن پس از آن که حکومت طغرل در خراسان پا گرفت، قلمرو جانشینان او از جیحون تا فرات و از فارس تا شام و آناطولی را در بر گرفت و بدین گونه یک سلاله غیر ایرانی پس از گذشت چهار سده که از سقوط ساسانیان می‏گذشت، حدود ایران را که به دست وی افتاده بود به وسعه عهد ساسانیان رساند و حتی فرهنگ ایرانی و میراث ساسانی را در سراسر آن نشر کرد. گرچه شیوه فرمانروایی آنها، با نظام ملوک الطوایفی، مرکز گریز و جنگهای بی وقفه و بیابانگردی، بیشتر یادآور دوران اشکانیان بود.

رابطه فرمانروایان سلجوقی با خلفای بغداد

رابطه سلجوقیان با رهبر اسمی عالم اسلام؛ یعنی خلیفه بغداد نیز مبتنی بر یک سیاست روشن و پیروی از یک سلسله اصول دیپلماسی نبود. از همان عهد طغرل تا پایان فرمانروایی قوم، پادشاهان سلجوق، وقتی محتاج به تأیید خلیفه بودند، نسبت به وی اظهار فروتنی و خاکساری می‏کردند و هنگامی که از حمایت او بی نیاز، با وی دعوی رقابت و همسری داشتند و احیاناً برخوردهایی خشونت آمیز نشان می‏دادند. خلیفه عباسی در دوران اقتدار این قوم، اگر چه مثل دوران آل بویه مورد تحقیر و اهانت دایم نبود، اما با تعظیم و تکریم ظاهری هم که از سوی سامانیان و غزنویان در حق وی اظهار می‏شد، مواجه نبود. در اغلب مواقع در این دوران، خلیفه بغداد همچون «فرمانروای واتیکان» قدرتش محدود به قلمرو کوچک خویش و نظارت بر امور شرعی بود، و حتی اتابکان و خوارزمشاهیان نیز، خلیفه را تنها در همین محدوده مورد تأیید قرار می‏دادند.

تداوم احوال عهد سلجوقیان به سلسله های بعدی

در واقع وقتی تاریخ از دوران سلجوقیان یاد می‏کند، اتابکان، خوارزمشاهیان و حتی غزنویان لاهور و غوریان را هم به این دوران منسوب می‏دارد، چرا که امتداد ایام آنها در این عصر و حتی بعد از این دوران، چیزی به جز ادامه اوضاع و احوال عهد سلجوقیان نیست و اکثر عوامل سیاسی و اجتماعی عهد سلجوقیان تا مدتها بعد هم در احوال این سلاله‏ها باقی ماند؛ همان گونه که سلاطین سلجوقی، خلفای بغداد چون مسترشد و راشد را از فکر مداخله در امور خارج از حوزه امور شرع مانع شدند، اتابک آذربایجان - شمس الدین ایلدگز - سیاست را کار پادشاهان می‏دانست و خلیفه را تنها در امور مربوط به شرع محق می‏شناخت. محمد خوارزمشاه هم در برابر ناصرِ خلیفه با خشونت و اهانت رفتار می‏کرد و حتی در عزل او و در خاتمه دادن به خلافت عباسیان نیز اراده خود را آزاد می‏یافت.

انتظام ملوک الطوایفی از طریق قدرت فائقه سلطان

ملوک الطوایفی رایج در این عصر هم از طریق قدرت فائقه سلطان تحت نظارت بود. چیزی که این نظارت را تا پایان عهد سلجوقیان تأمین کرد، ترتیبات دیوانی و نظام اداری بود که هر چند شاهزادگان و حکام - ملوک الطوایف - به آسانی به آن گردن نمی‏نهادند، اما به هر صورت نوعی انتظام قابل قبول را در سراسر قلمرو آل سلجوق برقرار می‏داشت. از سوی دیگر، خوی بیابانی امیران ترکی آل سلجوق و قدرت مطلقه و عشق به غارت و استبداد این امیران، نظام دیوانی و صاحبان دیوان را که به هر تقدیر نظم و نسق و حساب و کتاب از لوازم و ضرورتهای شغل آنان بود، این وزیران و دیوانیان را در مقابل سلطان قرار می‏داد زیرا استبداد و اِعمال قدرت بدون حسابرسی و حساب دهی پادشاهان، نظام دیوانی را بر نمی‏تافت. به همین جهت بارها پادشاهان سلجوق وزیران خود را کشتند و یا به کشتن دادند و یا به دست دشمنان سپردند و اموالشان را مصادره کردند.

ناسازگاری سلجوقیان زندگی شهری

زندگی شهری و پذیرش نظم و قانون با طبیعت بدوی و خوی بیابانی و ایلاتی آنها سازگار نبود و قید و بند و لوازم و طبعات آن را حرمت نمی‏نهادند. جالب این که برخی از سلاطین سلجوقی، در رفع این تناقض از خود ذوق و قریحه‏ای نشان دادند، چنان که طغرل بیک برای ایجاد یک دولت ترکمانی لازم دید تا برادرش چغری را از فکر غارت خراسان بر حذر دارد. اما حضور یک دولت مرکزی و اقتدار مطلقه شاهانه با نظام دیوانی به ارث رسیده نیز نتوانست بر این طبع مال اندوزی و غارتگری خوی ترکمانان فائق آید.

نظام اقطاع و سستی ، بنیان های حکومت

با توسعه و رایج شدن نظام اقطاع، بزرگان و امیران خود را در مجرای قانونی انداخته و به نام قانون و حکومت، اقدامهای مستبدانه را مشروع و مقبول سازند. در عین حالی که، بنیانهای حکومت را نیز سست و بی دوام نمودند. به هر حال این شبانان راهزن و بیابانگرد، بعد از غلبه بر مسعود، در مرو و همچنین نیشابور، خطبه سلطنت به نام خود خواندند و آغاز فرمانروایی آل سلجوق را اعلام داشتند. این جابجایی سلطنت از غزنویان به سلجوقیان دست کم برای مردم ایران با وجود استمرار برخی از معایب و مصیبتهای گذشته که ناشی از طبیعت این قوم و استبداد مطلقه، حاکم بر ایران بود محاسن و منفعتهایی نیز به همراه داشت. چه امیران اولیه قوم که تربیت شدگان وزیرانی با کفایت و مدبر و توانا همچون خواجه عمید الملک کندری، و خواجه نظام الملک طوسی بودند، این میزان درک و آگاهی منافع دراز مدت دولت خود را داشتند که بخشی از اموال بستانده شده را صرف رعایا، تعمیر جاده‏ها، امنیت راهها، ساختن پلها و رباطها کنند، از آن که بدون نظارت آنها بر احوال رعایایی که می‏باید بر وفق آیین حکومت، منافع مادی و نیروی نظامی آن را تأمین کنند، ممکن نبود.

حکومت سلجوقیان، دورانی از عظمت و ثبات نسبی

در فاصله زمانی بین روی کار آمدن سلجوقیان «حدود 430 ق / 1038 م» تا برچیده شدن دولت خوارزمشاهیان «616 ق / 1219 م» تمدن و فرهنگ ایران یک دوران عظمت و ثبات بالنسبه پر رونق را تجربه کرد، گرچه ضعف و فتور نظام اجتماعی و عدم همپایی آن با چنین شکوفایی، ادامه و رشد آن را عقیم گذاشت، اما این دوره را می‏توان عهد کلاسیک فرهنگ در تاریخ ایران اسلامی تلقی کرد. دوران درخشندگی علوم و فرهنگ اسلامی، اما خالی از اعتلاء و عظمت و شکوه، اما عاری از امید به ارتقاء. ایجاد مدارس و کتابخانه‏ها و خانقاهها و رباطها و مساجد، اکثر شهرهای خراسان و عراق - ولایات جبال - را به صورت مراکز فعال علمی و مذهبی درآورد و در بسط و توسعه فرهنگ عصر تأثیر فراوان گذاشت. ادبیات و شعر هم مورد توجه پادشاهان واقع شد و رواج فوق العاده آن حتی علماء و صوفیان را هم به شعر و شاعری جلب کرد و تأثیر معارف اهل مدرسه و اهل خانقاه را در سبک بیان شعر و حتی در محتوای آن ظاهر داشت. تعداد زیادی کتابهای علمی در زمینه‏های گوناگون دانش و معارف رایج عصر هم به فارسی و نیز به عربی تصنیف و شامع شد. ثروت و سخاوت تعدادی رجال دولت و پادشاهان موجب حفظ هنرهای موروثی گردید و به برخی از آنان مجال نیل به توسعه و کمال داد.

البته در ایجاد و تنظیم سازمان‏ها و نهادهایی که در این عصر بالنسبه شکل کامل یافت و تا مدتها بعد از عصر سلجوقیان هم به همان الگو باقی ماند، پادشاهان این سلسله و امیران ترک و ترکمان نقشی نداشتند، اما تأثیر آنها در ایجاد امنیت نسبی که دوام و توسعه این نهادها بدان وابسته بود، قابل ملاحظه بود.

وزارت وزیران با کفایت و رقم خوردن دورانی زرین

به هر حال این نکته نیز از شگفتیهای تاریخ این مرز و بوم است که پر بارترین، پر آوازه‏ترین و طلایی‏ترین ادوار آن در پایان سده‏های نخستنی اسلامی، مقارن فرمانروایی قومی بیگانه، خشن و ناشناخته و بیابانگرد بود که در عهد سامانیان و غزنویان بیشتر به حال بیابانگردی و راهزنی در اطراف بخارا و مرزهای شمالی خراسان سر می‏کردند و هیچ گونه پیوند قابل ملاحظه‏ای با تمدن و فرهنگ شهر نشینی نداشتند. عامل عمده توفیق آنها در نیل به این موفقیت غیر منتظره، اتکاء آنها بر ایمان مذهبی و اعتمادشان بر دستگاه وزارت بود که هر چند در اواخر چندان استوار نماند، در همان آغاز کار به استقرار دولت و قدرت و شوکت آنها کمک بسیار کرد. این که خواجه نظام الملک وزیر در اواخر عمر که از جانب سلطان تهدید به عزل شد، گفته بود «دولت آن تاج به این دوات وابسته است» نقش وزارت را درتوسعه و تنظیم دولت آنها خاطر نشان می‏کرد و حوادث بعدی نیز نشان داد که خواجه گزاف نمی‏گفت.

شکل گیری دیوان سالاری دولتی

در مدتی که سلطنت سلاجقه به حمایت دستگاه وزارت و سازمان دیوان، مجال توسعه یافت، دوران فرمانروایی سلجوقیان دوران شکل گیری سنتهای اداری، و عصر ترقی و توسعه صنایع و معارف شد، که مساعی خواجه نظام الملک طوسی در این توفیق، نقش غیر قابل انکار داشت.

نتیجه آن شد که حکومت سلجوقیان در مقایسه با غزنویان که تنها متکی بر یک ماشین جنگی و مخرب و تهاجمی بود و علاقه‏ای به سازندگی و اهمیتی به حضور طولانی مدت خود، در مناطق تحت نفوذ و سیطره‏اش نمی‏داد، بسیار موفقتر عمل کرد. حکومت این فرمانروایان غیر ایرانی نمونه‏ای شد که در رعایت آداب عدالت و در حمایت از ارکان شریعت، خیلی بیش از آن چه حکومت غزنویان، در آغاز فرمانروایی خویش، داعیه آن را داشتند و بر طبل تبلیغات می‏کوفتند، توفیق حاصل کرد و نتایجی نیکو و سنتهایی تمدن ساز در همین دوره برای آیندگان به یادگار گذاشتند.

فرمانروایان سلجوقیان:




مطالب مرتبط با موضوع:






تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 دوشنبه 30 مرداد 1385 [12:26 ]   27   آآوا رسا      جاری 
 دوشنبه 30 مرداد 1385 [12:15 ]   26   آآوا رسا      v  c  d  s 
 دوشنبه 30 مرداد 1385 [12:13 ]   25   آآوا رسا      v  c  d  s 
 دوشنبه 30 مرداد 1385 [12:12 ]   24   آآوا رسا      v  c  d  s 
 دوشنبه 30 مرداد 1385 [12:02 ]   23   آآوا رسا      v  c  d  s 
 سه شنبه 20 تیر 1385 [21:31 ]   22   آآوا رسا      v  c  d  s 
 سه شنبه 30 خرداد 1385 [06:38 ]   21   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 سه شنبه 30 خرداد 1385 [06:16 ]   20   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 سه شنبه 30 خرداد 1385 [06:08 ]   19   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 سه شنبه 30 خرداد 1385 [05:49 ]   18   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 سه شنبه 30 خرداد 1385 [05:44 ]   17   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 سه شنبه 30 خرداد 1385 [05:42 ]   16   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 شنبه 13 خرداد 1385 [10:05 ]   15   نفیسه احمدی      v  c  d  s 
 یکشنبه 10 اردیبهشت 1385 [10:01 ]   14   نفیسه احمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 05 اردیبهشت 1385 [12:52 ]   13   نفیسه احمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 05 اردیبهشت 1385 [12:48 ]   12   نفیسه احمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 05 اردیبهشت 1385 [12:46 ]   11   نفیسه احمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 05 اردیبهشت 1385 [12:32 ]   10   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 سه شنبه 05 اردیبهشت 1385 [11:27 ]   9   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 سه شنبه 05 اردیبهشت 1385 [11:21 ]   8   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 سه شنبه 05 اردیبهشت 1385 [11:16 ]   7   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 سه شنبه 05 اردیبهشت 1385 [11:08 ]   6   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 سه شنبه 05 اردیبهشت 1385 [11:00 ]   5   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 سه شنبه 05 اردیبهشت 1385 [10:56 ]   4   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 
 سه شنبه 23 فروردین 1384 [07:42 ]   3   نغمه آذربویه      v  c  d  s 
 سه شنبه 20 بهمن 1383 [07:21 ]   2   نفیسه ناجی      v  c  d  s 
 شنبه 11 مهر 1383 [10:00 ]   1   محمد رضا قدوسی      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..