منو
 کاربر Online
597 کاربر online
تاریخچه ی: سبک هندی

تفاوت با نگارش: 2

Lines: 1-68Lines: 1-103
- سبک هندی یا اصفهانی که مقدمات آن از دوره مفعول فراهم ی ود با ظهور دولت "((صفویه))" در ایران و "بابریه" در هند و نیز اثر بعضی عوامل اجتماعی و سیاسی و دینی به وجود می آید. +سبک هندی یا اصفهانی که مقدمات آن از دوره مفعول فراهم شد ود با ظهور دولت "((صفویه))" در ایران و "بابریه" در هند و نیز بر اثر بعضی عوامل اجتماعی و سیاسی و دینی به وجود آمد.
-پادشاهان صفوی برای حفظ استقلال ایران و تشکیل حکومت ملی، مذهب شیعه را به عنوان یک مذهب ملی و رسمی در سراسر ایران رواج می دهند و برای اشاعه آن تبلیغات دامنه داری را آغاز می کنند، همین امر روال مذهبی و سنتی گذشته را تغییر می دهد. توجه شدید پادشاهان صفوی به تشیع و علاقه فراوان آنان به خاندان نبوت و اهل بیت باعث می شود که شعر در خدمت مذهب و تبلیغ مذهبی قرار گیرد. +پادشاهان صفوی برای حفظ استقلال ایران و تشکیل حکومت ملی، مذهب شیعه را به عنوان یک مذهب ملی و رسمی در سراسر ایران رواج می دادند و برای اشاعه آن تبلیغات دامنه داری را آغاز کردند و همین امر روال مذهبی و سنتی گذشته را تغییر داد.
-پادشاهان صفوی به مدح و اغراقات آن چندان علاقه ای نشان نمی دهند. غالباً شعر در نظر آنان جزو مناقب و مراثی امامان و اهل بیت چیزی نیست و شاعران مدیحه سرا که جز اغراق و تملق چیزی نداند مورد بی اعتنایی قرار می گیرند. برخی از شاعران به دربار بابریه می رند و بسیاری به شعر مذهبی خاص مرثیه روی می آورند. +توجه شدید پادشاهان صفوی به تشیع و علاقه فراوان آنان به خاندان نبوت و اهل بیت باعث شد که شعر در خدمت مذهب و تبلیغ مذهبی قرار گیرد.

پادشاهان صفوی به مدح و اغراقات آن چندان علاقه ای نشان نمی دهند. غالباً شعر در نظر آنان جز مناقب و مراثی امامان و اهل بیت چیزی نیست و شاعران مدیحه سرا که جز اغراق و تملق چیزی برای ارائه کردن نداتند مورد بی اعتنایی قرار می گرفتند.
/>برخی از شاعران به دربار بابریه رتند و بسیاری به شعر مذهبی خاص مرثیه روی آورند.
 

 

 
 
 
 
  
-{img src=http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/show_image.php?id=20468} +{img src=img/daneshnameh_up/8/83/sabke-hendi.jpg}
  
 
 
 
 
-از آنجا که دربار ایران به شاعران روی خوش نشان نمی دهد، ((قصیده )) سرایی خاصه مدیحه ضعیف می شود و از رونق می افتد. همین امر باعث می گدد که شعر از دربار خارج شود و در میان مردم و طبقات مختلف اهل رفه و کسب بیفتد. مدرسه ها که در دره سلجوقیان ونقی گرفته بدند، به تدریج از میان می روند. در نتیجه علوم مختلف اسلامی، اعتبار و اهمیت خد را از دست می دهد. شاعران که غالباً اهل حرفه و کسب و کارند از مدرسه و علوم مدرسه فاصله می گیرند. +از آنجا که دربار ایران به شاعران روی خوش نشان نمی داد، ((قصیده )) سرایی و سرودن خاصه مدیحه از رونق افتاد و همین موضوع امر باعث می د که شعر از دربار خارج شود و به ست مرد و بات مختلف بیتد.
- ی ر، از یک رف های باری و از طر دیگر لو مده ی در شعر فارسی فرامو می د و ه جای این هر و سهای مهبی صه تشیع و حکم امیانه وارد عر ی گردد. معانی و افت کلام در عر به تدریج غییر می کد و سبک هدی یا اصهی متلد می شود. +م ایی که ر ه لوقیان رنقی گرفته ودد ه دریج ا میان تند و اعران که اً هل فه و ک و کار دند ا مدره و لوم درسه اصه گتد.
-از انی ری در این ک مود توه است یکی میه ا منبت دیر ((غ )) اانه ا مضاین مت ن. ر ا مرثیه شاعران غالباً به مناسبت خوشایند پادشاهان و یا بنا به اعتقاد خودشان گرایشی بین معنی پیدا می کنند، در کتاب عالم آرای عباسی در شرح حال شاه طهماسب صفوی آمده است که چون شاعری وی را مدح می کند در جواب او می گی: +از ای و، از یک طرف سنتهای باری و از طرف دیر عوم مدرسه ای شعر فارسی فرامو شد و ه جای این دو، سنتهای مذهبی خاصه تشیع و حکم امیانه وا شعر شد.

ب
این ترتیب معانی بافت کام در شعر به تریج تغیی کرد سبک هنی یا صهانی غاز گردید.

از
موضوعات شعری ک در این سبک مود تج ست می توان ه مرثیه شاه کرد در مرثیه ها شاعران غالباً به مناسبت خوشایند پادشاهان و یا بنا به اعتقاد خودشان گرایشی به ین معنی پیدا کردند.
/>در کتاب عالم آرای عباسی در شرح حال ((شاه طهماسب صفوی)) آمده است که چون شاعری وی را مدح کرد او در جواب او گ:
 "من راضی نیستم که شعرا زبان به مدح و ثنای من آلایند بلکه باید قصاید در شأن شاه ولایت و ائمه معصومین علیهم السلام بگویند وصله، اول از ارواح مقدسه حضرات و بعد از آن، از ما توقع نمایند."  "من راضی نیستم که شعرا زبان به مدح و ثنای من آلایند بلکه باید قصاید در شأن شاه ولایت و ائمه معصومین علیهم السلام بگویند وصله، اول از ارواح مقدسه حضرات و بعد از آن، از ما توقع نمایند."
-این طرز فکر البته منحصر به شاه طهماسب نی، غالب پادشاهان خاندان صفوی نیز همین اندیشه را دارند. از همین روست که اکثر شاعران این عصر به مرثیه روی می آورند و محتشم کاشانی (متوفی به سال 996 هـ.ق) آن را به اوج کمال می رساند. +این طرز فکر البته منحصر به شاه طهماسب نو و غالب پادشاهان خاندان صفوی نیز همین اندیشه را داشتند.
-غزل از مهم ترین مای ری بک هندی ات. جوهر اصلی معانی غزل در این دوره عق ست.عشق با وعی بالیگری ردی و فاد و ی ند و باری همه ا مبالغات مربوط به سوز و داز عاشقانه و مالات اشق و مشق و ضو وق العاده اظهار واضع بیش از حد نبت به معشوق. +از همین کر اران این ع ب ی ری وند و ((مم اشانی )) ا و کال ی ران.
- این ه، نوعی اق گویی ک قو سبک هنی اه در غز وجد ی ید ک اکی ا ا معاا واقعی اح عشق و اشی ب مبنای ا زندگی رره. مثلاً در این ادبیات ت کنید که چگونه شاعر از تجارب واقعی زندگی عاشقانه خود سخن می گوید: +((ل )) از مهم ترین اب ه شعری سبک ندی ات. جوهر اصلی ای دوه ق است.عشق با نوی لالیری دی و ساد ی بند اری همراه مبالات مربوط به سوز و گداز عاشاه اهار تواضع بیش از حد بت ب معشوق یا می شوند.

ب این همه نوعی واقع گویی و ین واقیت زندگی نیز در شعر ای ره به چشم می خورد. مثلاً با وقت در ادبیات یر ی توان فهمید که چگونه شاعر از تجارب واقعی زندگی عاشقانه خود سخن می گوید:
 ~~green:به هر مجلس که جا سازم حدیث نیکوان پرسم ----- که حرف آن مه نامهربان را در میان پرسم ~~green:به هر مجلس که جا سازم حدیث نیکوان پرسم ----- که حرف آن مه نامهربان را در میان پرسم
 مرهم ناز مکن بر دل ریشم ضایع ----- که جگر سوخته داغ نهان دگرم مرهم ناز مکن بر دل ریشم ضایع ----- که جگر سوخته داغ نهان دگرم
 جلوه ی قد توام زود ز پا می افکند----- گر نمی برد ز جا سرو روان دگرم~~ جلوه ی قد توام زود ز پا می افکند----- گر نمی برد ز جا سرو روان دگرم~~
-اما این واقع گرایی در عشق به تدریج در پرده ای از خیال پردازی فرو می ر و نوعی پیچیدگی و ابهام در آن به وجود می آِد ک نه تنها شور و هیجان را از غزل می گیر بلکه درک آن را محتاج ل فراوان می ازد. مثلاً در این بیت که آن را عبدالقادر در بیدل راجع به تبسم معشوق گفته است: +اما این واقع گرایی در عشق به تدریج در پرده ای از خیال پردازی فرو ر و نوعی پیچیدگی و ابهام در آن به وجود آیِد نه تنها شور و هیجان را از غزل گرف بلکه درک آن را محتاج فک و ت فراوان کد.

مثلاً در این بیت که آن را ((بیدل ))راجع به تبسم معشوق گفته است، این ابهام به چشم می خورد.
 ~~green:تبسم که به خون بهار تیغ کشید؟------ که خنده بر لب گل نیم بسمل افتاده است~~ ~~green:تبسم که به خون بهار تیغ کشید؟------ که خنده بر لب گل نیم بسمل افتاده است~~
-این ابهام به چشم می خورد، در صورتی که شاعر می خواهد بگوید تبسم معشوق چنان زیباست که خنده گل در مقابل آن هیچ جلوه ای ندارد. یا در این بیت از ملاجمال ((لاهوری)): +شاعر می خواهد بگوید تبسم معشوق چنان زیباست که خنده گل در مقابل آن هیچ جلوه ای ندارد.
-~~green:دهن تنگش از من چشمه حیون نهان می داشت ----- خطش ر زد ز ل کی تشنه ان من ضر ی هم~~ +د بیت زی ییدگی شر لف ن ا از میان ر ت.
-که ییدگی ن لطف شعر را از میان رده است. اما در غزل به یر از ضامین عاشقانه، عرفان فلسفه و اخلاق نیز وجود دا و ملً در شعر اعری منند ((ائب )) فلفه با فان به هم می میزد و شاعر ک مث ((وفی )) استدلال می گریزد، مثل واعظ به تمثیل می پردازد. +~~green:دهان نگش از من چمه یان نهان ی دا --- ش ر د ل کای نه ا م این را هم~~
-ر سبک ندی البته قل غزل بیش از قالب های یگر اهمی می یابد شعرای زرگ این کب من صائب تبرزی ظیری نیشابوری، کلیم کاشانی، فیض دکنی، عرفی شیرازی و ((بیدل )) هندی و امال آنا بدان وجه فراون دان. قالب قصیده و مثوی نیز تا حدی رواج رد و کانی مانند متشم کاانی، طالب آلی، قدسی شهدی به رن قیده کسای منند عرفی، کیم زلالی وساری ه سات ((مثنوی )) گرای و علاقه درند. با ان هم ین قالب ها ز در مرثی چیز تاز ی راه نمی دهند. +ا غزل به یر از مامی عاقان مواتی ون عرفان و فلسفه و الا نی وجو دا و مثاً در ر اعری مانند ((اب )) لسه با رن ه م ی آمید و شاعر ک مل وی ز اتدال می گرید، مث و به مثی می اد.
-به کلی ای اصی بک ندی ار ا از: +در سبک هندی ق ((غزل )) بیش قالب های یگر امیت یفت و شعرای بزرگ این مکتب انند ((صائب ))تبرزی نیی نیشابوری ((کلیم ))کانی، ((عرفی ))شیرازی و ((بیدل )) آن توجه فراوان کردند.
-اتناب از سادی بیا، سعی در رقت فکر و خیال رعایت یجاز ر اظ ست جوی در ضامین پیچیده تعبیات ی ساقه، آورن تریبات غریب و کلمت نمنوس و نازک کاری و ممون فریی و نیز ابت در تشبیهات و استعارات و فرین خیال و توجه ه تمثیلات و ارسال المثل ها بر مبای استفاده از تجار وزمره اشخاص و اشیاء تا حدی که نان دهنده تاثیر محیط زندگی در شعر باشد. +اگ در قالب ای یر ما وی و ضیده ی ارن ون متم کلیم ری و ... ر می سرون ولی ج مرثیه یزی اره کدند.
-گذشته از این ها عدم توجه به حت و متانت استعمال زبان و توجه به لغات محاوره ای و الفاظ بازاری و واقع ترجی جان عنی ر جانب ظ و در نتیجه وجود اشعار سست و بی ارش از خصایص عمده سبک هندی ات. +به ور کلی ای ای بک دی عبارند ا:
-توجه به اوهام و خرافات و رواج حکمت عایانه، بیان اوال خصی و عواطف مربوط به زن و فرزند و خویش و پیون نیز ز خصوصیات این سبک به شمار می رود. +- اجتاب ا ادی یان
-مضمون آفرینی و به جست و جوی مضامین بکر و ناگفته و نشناخته رفن چنان که قبلاً هم اشاره شد چندان در سبک هندی رواج می یابد که کار به ابتذال می کشد. مثلاً محمد طاهر غنی کشمیری از این که ساقه نرگس مانند قلم تهی است و از زمین آب می گیرد و کسی که درد دندان دارد باید با قلم نی آب بخورد، در تشبیه معشوق و رقابت نرگس با آن، و سیلی خوردن وی از دست صبا، چنین مضمون عجیبی می سازد: +- سعی در رقت فکر و خیال

- رعایت ایجاز و کوتاهی در کلام و جست و جوی در مضامین پیچیده و تعبیرات بی سابقه

- آوردن ترکیبات و کلمات نامأنوس و دور از ذهن و مضمون آفرینی

- آفرینش خیال و توجه به تمثیلات و ارسال المثل ها بر مبنای استفاده از تجارب روزمره تا حدی که نشان دهنده تاثیر محیط زندگی در شعر باشد

علاوه بر این ها توجه به اوهام و خرافات و رواج حکمت عامیانه، بیان احوال شخصی و عواطف مربوط به زن و فرزند و خویشان نیز از خصوصیات این سبک به شمار می رود.

مضمون آفرینی و به جست و جوی مضامین بکر و ناگفته و نشناخته رفتن چنان که قبلاً هم اشاره شد چندان در سبک هندی رواج می یابد که کار به ابتذال می کشد.

مثلاً محمد طاهر غنی کشمیری از این که ساقه نرگس مانند قلم تهی است و از زمین آب می گیرد و کسی که درد دندان دارد باید با قلم نی آب بخورد، در تشبیه معشوق و رقابت نرگس با آن، و سیلی خوردن وی از دست صبا، چنین مضمون عجیبی می سازد:
 ~~green:نرگس از چشم تو دم زد، بر دهانش زد صبا----- درد دندان دارد اکنون می خورد آب از قلم~~ ~~green:نرگس از چشم تو دم زد، بر دهانش زد صبا----- درد دندان دارد اکنون می خورد آب از قلم~~
-یا شوکت بخاری از سایه مژه چشم مور، قلم مو می سازد و به دست ص می دهد تا دهان تنگ یار را بدان تصویر کند: +یا شوکت بخاری از سایه مژه چشم مور، قلمو می سازد و به دست ش می دهد تا دهان تنگ یار را به آن تصویر کند:

~~green:ز س
ای ی مژه ی شم مور بست قلم----- چو می کشید مصور دهان تنگ تو را~~

پرگ
ویی نیز از خصایص شعر سبک هندی است.

شاعران این عصر غالباً در تمام مدت عمر به شعر گویی یا به عبارت دیگر شعر بافی سرگرم بودند.
-~~green: ایه مژه م مو ----- و می کشی مصور تن را~~ +ملاً اعری به م عوصی یی رزی انصد بیت شر می است و نو ا عمر کرده است.
-پرگویی نیز از خصایص شعر سبک هندی است. شاعران این عصر غالباً در تمام مدت عمر به شعر گویی یا به عبارت دیگر شعر بافی سرگرمند. مثلاً گویند شاعری به نام عواصی یزدی، روزی پانصد بیت شعر می گفته است و نود سال عمر کرده. وی در چهل سال پیش از مرگش گفته است: +وی در چهل سال پیش از مرگش گفته است:
 ~~green:ز شعرم آنچه اکنون در حساب است ----- هزار و نهصد و پنجه کتاب است~~ ~~green:ز شعرم آنچه اکنون در حساب است ----- هزار و نهصد و پنجه کتاب است~~
-حتی شاعری بزرگ مثل ((صائب )) تبریزی ظاهراً تا دویست هزار بیت شعر گفته است ک میان اعران بگ این مکتب وود داشته بب ی ده است که شعار سست بی می ه فروانی ره و. +حتی شاعری بزرگ مثل ((صائب )) تبریزی ظاهراً تا دویست هزار بیت شعر گفته است. ای موضوع اما در میان ین اشعار سست و ناهنجار بی ابیات زیبا و لیف و هنرمندانه نی به جود مده است که اب هر یه س.
-اما در میان این اشعار سست و ناهنجار بعضی ادبیات زیبا و لطیف و هنرمندانه به وجود می آمده که غالباً شهرت می یافته است. از این روست که گاه تک بیتهای ممتازی می توان در شعر شاعران این سبک یافت که مایه شت آنهاست. این مفردات غالباً دارای کات و لایف هنری است و مند امل زبان زد عموم می گردد. +از این روست که گاه تک بیت های در شعر شاعران این سبک یافت می ش که مای هرت نا.
 +این ((مفرد))ات غالباً دارای نکات و لطایف هنری است و مانند امثال زبان زد است.

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 چهارشنبه 10 آبان 1385 [08:10 ]   3   حمیده کاشیان      جاری 
 یکشنبه 15 مرداد 1385 [09:59 ]   2   حمیده کاشیان      v  c  d  s 
 یکشنبه 15 مرداد 1385 [04:19 ]   1   حمیده کاشیان      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..