منو
 صفحه های تصادفی
سوره قدر در شأن امام علی علیه السلام و فرزندانش
يادگيري مفاهيم
راههای کسب عفو و ترک انتقام جویی
هویج «داروئی»
ترنجبین
مناطق آتشفشانی در ایران
تاویل آیه 105 سوره انبیا به امام مهدی علیه السلام و یارانش
اسامی مهاجران حبشه در هجرت دوم
جوهر نامر‌‌یی
اولین سفالگری ها در تاریخ
 کاربر Online
522 کاربر online
تاریخچه ی: رودکی

تفاوت با نگارش: 6

Lines: 1-80Lines: 1-113
-رودکی، ‌ابوعبدالله جعفر فرزند محمد فرزند حکیم فرزند عبدالرحمان فرزند آدم.از کودکی و چگونگی تحصیل او آگاهی چندانی به دست نیست. در 8 سالگی قرآن آموخت و آن را از بر کرد و از همان هنگام به شاعری پرداخت. +V{maketoc}







{img src=img/daneshnameh_up/9/92/rrodakibo.JPG}
~~green:غز
ردکی ار، نیکو بود
غزلهای من رودکی وار نیست
اگر چه بپیچم به باریک و هم
بدین پرده اندر مرا راه نیست~~
"عنصری"

!زندگینامه
رودکی، ‌ابوعبدالله جعفر فرزند محمد فرزند حکیم فرزند عبدالرحمان فرزند آدم.
از کودکی و چگونگی تحصیل او آگاهی چندانی به دست نیست. در 8 سالگی قرآن آموخت و آن را از بر کرد و از همان هنگام به شاعری پرداخت.
 َ َ
 برخی می گویند در مدرسه های سمرقند درس خوانده است. آنچه آشکار است، وی شاعری دانش آموخته بود و تسلط او بر واژگان فارسی چندان است که هر فرهنگ نامه ای از شعر او گواه می آورد.  برخی می گویند در مدرسه های سمرقند درس خوانده است. آنچه آشکار است، وی شاعری دانش آموخته بود و تسلط او بر واژگان فارسی چندان است که هر فرهنگ نامه ای از شعر او گواه می آورد.
-رودکی از روزگار جوانی آوازی خوش داشت، در موسیقی و نوازندگی چیره دست و پر آوازه بود. وی نزد ابوالعنک بختیاری موسیقی آموخت و همواره مورد ستایش او بود، آن چنان که استاد در روزگار کهنسالی چنگ خود را به رودکی چنگ نواز بخشید. رودکی در همان دوره شعر نیز می سرود. شعر و موسیقی در سده های چهارم و پنجم همچون روزگار پیش از اسلام به هم پیوسته بودند و شعر به همراه موسیقی خوانده می شد. شاعران بزرگ آنانی بودند که موسیقی نیز می دانستند. 
-از هم عصران رودکی مانند منجیک ترمذی (نیمه دوم سده چهارم) و یا پس از او مانند فرخی (429 ق) استاد موسیقی زمانه خویش بودند. شاعران، معمولاً ((قصیده)) هایشان را با ساز و در یکی از پرده های موسیقی می خواندند. هرکس که صدایی خوش نداشت یا موسیقی نمی دانست، از راوی می خواست تا شعرش را در حضور ممدوح بخواند. رودکی، شعرش را با ساز می خواند و در آن روزگار به خنیاگری برجسته آوازه داشت. 
-رفته رفته آوازه رودکی به دربار ((سامانیان ))رسید و نصربن احمد سامانی (301 ـ 331 ق) او را به دربار خواند. برخی بر این گمانند که او پیش از نصربن احمد به دربار سامانیان رفته بود، در آنجا برآمد و بزرگترین شاعر دربار سامانی شد. در آن روزگار در محیط ادبی، علمی، اقتصادی و اجتماعی فرارود، آن چنان تحولی شگرف روی داده بود که دانش پژوهان، آن دوره را دوران نوزایی (رسانس) ایرانی می نامند. +رودکی از روزگار جوانی آوازی خوش داشت، در موسیقی و نوازندگی چیره دست و پر آوازه بود. وی نزد ابوالعنک بختیاری موسیقی آموخت و همواره مورد ستایش او بود، آن چنان که استاد در روزگار کهنسالی چنگ خود را به رودکی بخشید. رودکی در همان دوره شعر نیز می سرود. شعر و موسیقی در سده های چهارم و پنجم همچون روزگار پیش از اسلام به هم پیوسته بودند و شعر به همراه موسیقی خوانده می شد. شاعران بزرگ آنانی بودند که موسیقی نیز می دانستند.

از هم عصران رودکی ،منجیک ترمذی (نیمه دوم سده چهارم) و پس از او فرخی (429 ق) استاد موسیقی زمانه خویش بودند. شاعران، معمولاً ((قصیده)) هایشان را با ساز و در یکی از پرده های موسیقی می خواندند. هرکس که صدایی خوش نداشت یا موسیقی نمی دانست، از راوی می خواست تا شعرش را در حضور ممدوح بخواند. رودکی، شعرش را با ساز می خواند .

رفته رفته آوازه رودکی به دربار ((سامانیان))رسید و نصربن احمد سامانی (301 ـ 331 ق) او را به دربارفرا خواند. برخی بر این گمانند که او پیش از نصربن احمد به دربار سامانیان رفته بود، در آنجا بزرگترین شاعر دربار سامانی شد. در آن روزگار در محیط ادبی، علمی، اقتصادی و اجتماعی فرارود، آن چنان تحولی شگرف روی داده بود که دانش پژوهان، آن دوره را دوران نوزایی (رسانس) ایرانی می نامند.
  بر بستر چنین زمینه مناسب اقتصادی، اجتماعی و برپایه دانش دوستی برخی از پادشاهان سامانی، همچنین با تلاش و خردمندی وزیرانی دانشمند و کاردان چون ((ابوالفضل بلعمی)) (330 ق) و ابوعلی محمد جیهانی (333 ق)، بخارا به صورت مرکز بزرگ علمی، ادبی و فرهنگی درآمد.  بر بستر چنین زمینه مناسب اقتصادی، اجتماعی و برپایه دانش دوستی برخی از پادشاهان سامانی، همچنین با تلاش و خردمندی وزیرانی دانشمند و کاردان چون ((ابوالفضل بلعمی)) (330 ق) و ابوعلی محمد جیهانی (333 ق)، بخارا به صورت مرکز بزرگ علمی، ادبی و فرهنگی درآمد.
-دربار سامانیان، محیط گرم بحث و برخورد اندیشه شد و شاعران و فرهنگمداران از راههای دور و نزدیک به آنجا روی می آوردند. بهترین آثار علمی، ادبی و تاریخی مانند ((شاهنامه منصوری))، شاهنامه ابوالمؤید بلخی (سده چهارم هجری)، عجایب البلدان، حدود العالم من المشرق الی المغرب در جغرافیا، ((ترجمه تفسیر طبری)) که چند تن از دانشمندان فرارود فراهم کرده اند، ترجمه تاریخ طبری از ابوعلی بلعمی، آثار ابوریحان بیرونی (440 ق) و(( ابوعلی سینا)) (428 ق) در روزگار سامانیان پدید آمدند. دانشمندان برجسته ای مانند ((محمد زکریای رازی)) (313 ق) ((ابونصر فارابی)) (339)، ((ابوریحان بیرونی))، ابوعلی سینا و بسیاری از شاعران بزرگ مانند فردوسی (410/416 ق) در این روزگار یا متأثر از آن برآمده اند. 
-زرگرین کاخانه در آ و ر بخار د که وعلی ینا ن را دید و گف که نیر ن را هرگز نیه است. تأثیر ی تحو، نه نها در آ ور که در ران پ ا ی پدا ا. روکی زند چین وزگاری ات. وی در دربر سای فوی فوان یات و ب فون د یات. نذ شعر مویی ا در را نر ح چندن و که داان از اده ا هرا ب با به خوی بینگر آ ات. نگی ک ربن حد سامانی ت دیای ر یار مانده د، هیچ کس را یارای آ نبو تا ا پاا بوا ک بارا بازگردد؛ رباریان ز روکی خاستند او این ویه ور را یرد. +رار امنیان، میط ر رخور دیشه و اران و فهنگمارن از ههای ر و دک به نجا روی ی وردد. />ترین ثا ی، ای و اریخی نند ((شانامه منور)) شاهنمه ابوالمؤید بلی (س چهار ر) ایب اب، ود لام من اشر ی امغرب در غرفیا ((ره یر طبری)) که چند ن دانمنان فاهم اند رجمه تایخ طبری ا ابعلی بلمی ثا ابویحان بیونی (440 ) و((ای سیا)) (428 ) ر ار سامانی ی . دنشمنا رست ی مانند ((مد زکریای رازی)) (313 ) ((ابونر فارای)) (339)، ((اویحا بیونی))، ابلی سیا و بیاری از اعران زر انند فوسی (410/416 ق) در این روگار یا ر از رآمده اند.
-رودکی شعر پر آوازه ~~green:« بوی جوی مولیان آید همی ـ یاد یار مهربان آید همی »~~ را سروده است. درباریان و شاعران، همه او را گرامی می داشتند و بزرگانی چون ابوالفضل بلعمی و ابوطیب مصعبی صاحب دیوان رسالت، شاعر و فیلسوف. شهید بلخی (325 ق) و ابوالحسن مرادی شاعر با او دوستی و نزدیکی داشتند.
گویند که وی از آغاز نابینا بود، اما با بررسی پروفسور گراسیموف (1970 م) بر جمجمه و استخوانهای وی آشکار گردید که در دوران پیری با فلز گداخته ای چشم او را کور کرده اند، برخی استخوانهایش شکسته بود و در بیش از 80 سالگی درگذشت.
رودکی گذشته از نصربن احمد سامانی کسانی دیگر مانند امیر جعفر بانویه از امیران سیستان، ابوطیب مصعبی، خاندان بلعمی، عدنانی، مرادی، ابوالحسن کسایی، عماره مروزی و ماکان کاکی را نیز مدح کرده است. از آثار او بر می آید که به مذهب اسماعیلی گرایش داشته است؛ شاید یکی از علتهای کور شدن او در روزگار پیری، همین باشد.
+بزرگترین کتابخانه در آن دوران در بخارا بود که ابوعلی سینا آن را دید و گفت که نظیر آن را هرگز ندیده است. تأثیر این تحول، نه تنها در آن دوره که در دوران پس از آن نیز پیدا است. رودکی فرزند چنین روزگاری است. وی در دربار سامانی نفوذی فراوان یافت و به ثروتی افزون دست یافت. نفوذ شعر و موسیقی او در دربار نصربن احمد چندان بود که داستان بازگشت پادشاه از هرات به بخارا، به خوبی بیانگر آن است.
هنگامی که نصربن احمد سامانی به هرات رفته، دیرگاهی در آن دیار مانده بود، هیچ کس را یارای آن نبود تا از پادشاه بخواهد که بخارا بازگردد؛ درباریان از رودکی خواستند تا او این وظیفه دشوار را بپذیرد.
رودکی شعر پر آوازه ~~green:« بوی جوی مولیان آید همی ـ یاد یار مهربان آید همی »~~ را سروده است. />درباریان و شاعران، همه او را گرامی می داشتند و بزرگانی چون ابوالفضل بلعمی و ابوطیب مصعبی صاحب دیوان رسالت، شاعر و فیلسوف. شهید بلخی (325 ق) و ابوالحسن مرادی شاعر با او دوستی و نزدیکی داشتند.
/>گویند که وی از آغاز نابینا بود، اما با بررسی پروفسور گراسیموف (1970 م) بر جمجمه و استخوانهای وی آشکار گردید که در دوران پیری با فلز گداخته ای چشم او را کور کرده اند، برخی استخوانهایش شکسته بود و در بیش از 80 سالگی درگذشت.

رودکی گذشته از نصربن احمد سامانی کسان دیگری مانند امیر جعفر بانویه از امیران سیستان، ابوطیب مصعبی، خاندان بلعمی، عدنانی، مرادی، ابوالحسن کسایی، عماره مروزی و ماکان کاکی را نیز مدح کرده است.
از آثار او بر می آید که به مذهب اسماعیلی گرایش داشته است؛ شاید یکی از علتهای کور شدن او در روزگار پیری، همین باشد.

با توجه به مقاله کریمسکی، هیچ بعید به نظر نمی رسد که پس از خلع امیر قرمطی، رودکی را نیز به سبب هواداری از قرمطیان و بی اعتنایی به مذهب رایج زمان کور کرده باشند.

آنچه مسلم است زندگی صاحبقران ملک سخن ابوعبدالله جعفر بن محمد رودکی سمرقندی در هاله ای از رمز و راز پوشیده شده است و با اینکه بیش از هزار و صد سال از مرگ او می گذرد، هنوز معماهای زندگی او حل نشده و پرده ای ابهام بر روی زندگی پدر شعر فارسی سایه گسترده است
.
 رودکی در پیری با بی اعتنایی دربار روبرو شد و به زادگاهش بازگشت؛ شعرهای دوران پیری او، سرشار از شکوه روزگار، حسرت از گذشته و بیان ناداری است. رودکی از شاعران بزرگ ((سبک خراسانی)) است. شعرهای اندکی از او به یادگار مانده، که بیشتر به صورت بیتهایی پراکنده از قطعه های گوناگون است. رودکی در پیری با بی اعتنایی دربار روبرو شد و به زادگاهش بازگشت؛ شعرهای دوران پیری او، سرشار از شکوه روزگار، حسرت از گذشته و بیان ناداری است. رودکی از شاعران بزرگ ((سبک خراسانی)) است. شعرهای اندکی از او به یادگار مانده، که بیشتر به صورت بیتهایی پراکنده از قطعه های گوناگون است.
-!سیری در آثار رودکی
کامل ترین مجموعه عروض فارسی، نخستین بار در شعرهای رودکی پیدا شد و در همین شعرهای باقی مانده، 35 وزن گوناگون دیده می شود. این شعرها دارای گشادگی زبان و توانایی بیان است. زبان او، گاه از سادگی و روانی به زبان گفتار می ماند. جمله های کوتاه، فعلهای ساده، تکرار فعلها و برخی از اجزای جمله مانند زبان محاوره در شعر او پیداست. وجه غالب صور خیال در شعر او، تشبیه است. تشبیهات از امری حسی به حسی یا انتزاعی به حسی است. تخیل او نیرومند است. پیچیدگی در شعر او راه ندارد و شادی گرایی و روح افزایی، خردگرایی، دانش دوستی، بی اعتبار دانستن جهان، لذت جویی و به خوشبختی اندیشیدن در شعرهای او موج می زند. وی نماینده کامل شعر دوره سامانی و اسلوب شاعری سده چهارم است. تصویرهایش زنده و طبیعت در شعر او جاندار و تپنده است. پیدایی و مطرح کردن رباعی را به او نسبت می دهند. رباعی در بنیاد، همان ترانه هایی بود که خنیاگران می خوانده اند و به پهلویات مشهور بوده است؛ رودکی به اقتضای آوازه خوانی به این نوع شعر بیشتر گرایش داشته، شاید نخستین شاعری باشد که بیش از سایر گویندگان روزگارش در ساختن آهنگها از آن سود برده باشد. از بیتها، قطعه ها، قصیده ها و غزلهای اندکی که از رودکی به یادگار مانده، می توان به نیکی دریافت که او در همه فنون شعر استاد بوده است. تعداد شعرهای رودکی را از صدهزار تا یک میلیون بیت دانسته اند؛ آنچه اکنون مانده، بیش از 1000 بیت نیست که مجموعه ای از قصیده، مثنوی، قطعه و رباعی را در بر می گیرد. از دیگر آثارش منظومه کلیله و دمنه است که محمد بلعمی آن را از عربی به فارسی برگرداند و رودکی به خواسته امیرنصر و ابوالفضل بلعمی آن را به نظم فارسی در آورده است (به باور فردوسی در شاهنامه، رودکی به هنگام نظم کلیله و دمنه کور بوده است.) این منظومه مجموعه ای از افسانه ها و حکایتهای هندی از زبان حیوانات است که تنها 129 بیت آن باقی مانده است و در بحر رمل مسدس مقصور سرود شده است؛ مثنویهای دیگری در بحرهای متقارب، خفیف، هزج مسدس و سریع به رودکی نسبت می دهند که بیتهایی پراکنده از آنها به یادگار مانده است. گذشته از آن شعرهایی دیگر از وی در موضوعهای گوناگون مدحی، غنایی، هجو، وعظ، هزل و رثاء و چکامه مادر می که بزرگترین چکامه او است و به خواست نصربن احمد برای ابوجعفر بانویه سروده شده، در دست است.
+!سیری در آثار
کامل ترین مجموعه عروض فارسی، نخستین بار در شعرهای رودکی پیدا شد و در همین شعرهای باقی مانده، 35 وزن گوناگون دیده می شود. این شعرها دارای گشادگی زبان و توانایی بیان است. زبان او، گاه از سادگی و روانی به زبان گفتار می ماند.
جمله های کوتاه، فعلهای ساده، تکرار فعلها و برخی از اجزای جمله مانند زبان محاوره در شعر او پیداست. وجه غالب صور خیال در شعر او، تشبیه است.
 +تخیل او نیرومند است. پیچیدگی در شعر او راه ندارد و شادی گرایی و روح افزایی، خردگرایی، دانش دوستی، بی اعتبار دانستن جهان، لذت جویی و به خوشبختی اندیشیدن در شعرهای او موج می زند.
-اعدال عربن محمدبن رودکی مندی که او را اتاد شاعران و قد رای ع وانده اد ا مه معرو ترین اعرا اری وی است. از تای واد از یا و و کیی یات اا یی در دست نیست. + وی نماین کامل شع دوره ساانی و اسلب اعری سد چهارم است. تصویرهایش زنده و طبیعت در شعر او جاندار است. پیدایش و مطرح کردن ((رباعی)) را به او نسبت می دهند. رباعی در بنیاد، همان ترانه هایی بود که خنیگران می انده اند و به پهلویات مشهور بوده است؛ رودکی به اقتضای آوازه خوانی به این نوع شعر بیشتر گرایش داته، شاید نخستین شاعری باشد که بیش از سایر گویندگان روزگارش در ساخت هنا آن سود برده باشد. از بیتها،(( قطعه)) ه، ((صیده)) ه و غزلهای اندکی که از ردکی به یاگار منده، می تان به نیکی دریافت که او در همه فنون شعر استاد بود است.
مع
رفی ثار
تعداد ش
عرهای ردکی را از صدزار ا ی میلیون بیت دانسته اند؛ آنچه اکنون مانده، بیش از 1000 بیت نیست که مجموعه ای ز قصیه، مثنوی،طعه و رباعی را د بر ی گی. از یگر آثاش منومه ((کلیله و دمنه)) است که محمد بلعمی آ را از عربی ه فی برگرداد و رودکی به خواسته میرنصر و االفل عمی آ را به نظم فارسی در آورده است (به باور فردوسی در شاهنامه، رودکی به هنگام نظم کلیله و دمنه کور بوده است.)
-عوفی درباره او می گوید: " که چنان ذکی و تیز فهم بود که در هشت سالگی قرآن تمامت حفظ کرد و قرائت بیاموخت و شعر گرفت و معنای دقیق می گفت، چنانکه خلق بر وی اقبل نمودند و رغبت او زیادت شد و او را آفریدگار تعالی آوازی خوش و صوتی دلکش داده بود. از ابوالعبک بختیار بر بط بیاموخت و در آن ماهر شد و آوازه او به اطراف واکناف عالم برسید و امیر نصر بن احمد سامانی که امیر خراسان بود، او را به قربت حضرت خود مخصوص گردانید و کارش بالا گرفت و ثروت و نعمت او به حد کمال رسید. زادگاه او قریه بنج از قراء رودک سمرقند است. یعضی او را کور مادر زاد دانسته اند و عقیده برخی بر آن است که در اواخر عمر نابینا شده است. وفات وی به سال 320 هـجری در زادگاهش قریه بنج اتفاق افتاده و در همان جا به خام سپرده شده است. + این منظومه مجموعه ای از ((افسانه)) ها و حکایتهای هندی از زبان حیوانات ((فابل)) است که تنها 129 بیت آن باقی مانده است و در بحر رمل مسدس مقصور سرود شده است؛ مثنویهای دیگری در بحرهای متقارب، خفیف، هزج مسدس و سریع به رودکی نسبت می دهند ه بیتهایی پراکنه از آنها به یادگار مانده است. گذشته از آن شعرهایی دیگر از وی در موضوعهای گوناگون مدحی، غنایی، ((هجو))، وعظ، هزل ، رثاء و ((چکامه))، در دست است.

~~br
own:عوفی درباره او می گوید: " که چنان ذکی و تیز فهم بود که در هشت سالگی قرآن تمامت حفظ کرد و قرائت بیاموخت و شعر گرفت و معنای دقیق می گفت، چنانکه خلق بر وی اقبال نمودند و رغبت او زیادت شد و او را آفریدگار تعالی آوازی خوش و صوتی دلکش داده بود. از ابوالعبک بختیار بر بط بیاموخت و در آن ماهر شد و آوازه او به اطراف واکناف عالم برسید و امیر نصر بن احمد سامانی که امیر خراسان بود، او را به قربت حضرت خود مخصوص گردانید و کارش بالا گرفت و ثروت و نعمت او به حد کمال رسید.~~








{img src=img/daneshnameh_up/0/0d/roodakimazar.JPG}
زادگاه او قریه بنج از قراء رودک سمرقند است. یعضی او را کور مادر زاد دانسته اند و عقیده برخی بر آن است که در اواخر عمر نابینا شده است. وفات وی به سال 320 هـجری در زادگاهش قریه بنج اتفاق افتاده و در همان جا به خاک سپرده شده است.

رودکی در سرودن انواع شعر
مخصوصاً قصیده، ((مثنوی)) ، ((غزل)) و ((قطعه)) مهارت داشته است و از نظر خوشی بیان در تاریخ ادبیات ایران پیش از او شاعری وجود ندارد که بتواند با وی برابری کند.

به واسطه تقرب به امیر نصر بن احمد سامانی (301-331) رودکی به دریافت جوائز و صله فراوانی از پاد
شاه سامانی و وزیران و رجال در بارش نائل گردید و ثروت و مکنتی زیاد به دست آورده است چنانکه به گفته نظامی عروضی هنگامی مه به همراهی نصر بن احمد از هرات به بخارا می رفته، چهار صد شتر بنه او بوده است.
-کی ر رودن ااع ر مصً ((یده)) ((منوی)) ، ((زل)) و ((قعه)) مهارت داته است از ر وای ان خوی بیا در تای ادبیا ایان پی از او اعری وجد نارد ک ون ی رابری کند. +وه ر ارا بودن ام هری یه نوری و اعر ودکی ه انداه ای است ک از اصران و شعرای عروفی ن شید بلخی و مروفی بلخی ا را وده اند و ا گوینگان عد از او کانی چو ((دقیقی))، ((نای وی))، عنی رخی و ((نصرخسرو)) از او به بزرگی یاد کرده اند.
-ب واس ب میر نر ب اح منی (301-331) رودکی به یفت جوا وصلات اوانی پادا ای و یرا و را د اش نا گردید و ت و کنی زیاد به ست وده است چانکه گفته نامی وی هگامی ب همرای بن مد ا هر به خار می ، ها د ش یر بنه او وه است. +!یژگی س />سن کی ر یه و نزدیکی معانی به یت و وصف ،کم نظیر ا و لطافت مانت و انسجام خاصی ادیات ی ما می شود ک میه تأثیر کلا او در وانده و شنونده ست. ز غال اشعار او ح طرب و شادی و توجه ب آنچه میه اندوه و ستی شد مشهود است این ات گذشته ز اثر محیط نگی و صر حیات شاعر نتیجه راخی عیش راغت با ا نیز ی شد. با وجود آنکه یک میلیون و سیصد هزا شعر ن به گفه ریدی سمرقندی ک سبت داده ان عداد اشی که از او مروه در دست است به هزار بیت نمی رسد.
-علاوه ر اا بن مقم اهری رع ایه خنوری و ر دکی به ااز ای است که ا مارا او ای مفی چون شهی لی روفی بلی او را ستوه اند و ز گویندگان بع ز ا کسانی چون ((دقیقی))، ((نمی روضی))، ((نصری))، ((فرخی )) و ((اصرخسرو)) از او ه گی یا که ند. +از نر نای ادبی گرانبترین قمت ثار رکی دایح و نی، که ازات اوست که کاملً ما اسات ی است، شعر دی س بیار جالب توه و اع زسرای نشاط نیز، یر ریف و ر از اا .
-"سخنان رودی قو تشبیه و نزدیکی مانی ه طبیعت و ک یر ات لا و ان و انسجام خاصی در بیا وی مشاده ی ود که مایه أثی کل د خاننده و شنون است. ا غالب اشعار ا وح طرب ادی و عدم توجه به آنچه مایه اندوه سستی باشد مشهود ات و این حا ذشته از ثر حیط زندی عصر حیات شاعر نیجه رای یش و فراغت بل نی می باشد. با جود آنکه ا ک میلیون ید هزار عر با ه فه رشیدی مرقندی به رودکی نسبت داده د عدد اشاری ک و اموه ر دست اس ه هزار بیت نمی رسد. "همرین اثر کی که اکنون جزابیات پرکنده ای از آ بای نماه ات منظومه کلیله و دمنه است که ترجمه عربی آن در عهد امیر نصر بن امد و به فمان وی ه دست ابوالفضل محمد بعی رت گرفته اس. +گته از مای و ن ی شای و ا انگیز در ا رودک ادیشه و پندهایی می بدینی انند تا شی بی دیده ی شود. شای این ادیشه ها ر زدیی یری و هنگمی که تانگی و بل تنگستی شده مو کرده اشد می توان کرد که این اد در نی رودک بسته ش وم وه ست. پس ز نکه امیر رمی را کرند قا اخا که رودکی در دربا به ن اد بود ب ای رسی.
-!اار رودکی +با ف رسیدن روزهای فقر و تلخ پیری، دیگر چیزی برای رودکی نمانده بود، جز آنکه بیاد روزهای خوش گذشته و جوانی سپری شده بنالد و مویه کند.
 +!نمونه اشعار
 ~~green:زمانه پندی آزاد وار داد مرا ----- زمانه را چو نکو بنگری همه پند است  ~~green:زمانه پندی آزاد وار داد مرا ----- زمانه را چو نکو بنگری همه پند است
 به روز ِ نیک ِ کسان گفت تا تو غم نخوری ----- بسا کسا که به روز ِ تو آرزو مند است به روز ِ نیک ِ کسان گفت تا تو غم نخوری ----- بسا کسا که به روز ِ تو آرزو مند است
-زمانه گفت مرا خشم خویش دار نگاه ----- کرا زبان نه به بند است پای درند است~~ +زمانه گفت مرا خشم خویش دار نگاه ----- کرا زبان نه به بند است پای دربند است~~
 ~~red:***~~ ~~red:***~~
 __اندر بلای سخت__ __اندر بلای سخت__
 ~~green:ای آنکه غمگنی و سزاواری ----- وندر نهان سرشک همی‌باری ~~green:ای آنکه غمگنی و سزاواری ----- وندر نهان سرشک همی‌باری
 رفت آنکه رفت و آمد آنکه آمد----- بود آنچه بود، خیره چه غم داری؟ رفت آنکه رفت و آمد آنکه آمد----- بود آنچه بود، خیره چه غم داری؟
 هموار کرد خواهی گیتی را؟----- گیتی‌ست، کی پذیرد همواری؟ هموار کرد خواهی گیتی را؟----- گیتی‌ست، کی پذیرد همواری؟
 مستی نکن که او نشنود مستی ----- رازی مکن که نشنود او زاری مستی نکن که او نشنود مستی ----- رازی مکن که نشنود او زاری
 شو، تا قیـامت آیـد زاری کن! ----- کی رفته را به زاری باز آری؟ شو، تا قیـامت آیـد زاری کن! ----- کی رفته را به زاری باز آری؟
 آزار بیـش بیـنی زیـن گردون ----- گر تو به هر بهانه بیـازاری آزار بیـش بیـنی زیـن گردون ----- گر تو به هر بهانه بیـازاری
 گوئی گماشته است بلائی او ----- بر هر که تو بر او دل بگماری گوئی گماشته است بلائی او ----- بر هر که تو بر او دل بگماری
 ابری پدیدنی و کسوفی نی ----- بگرفت ماه و گشت جهان تاری ابری پدیدنی و کسوفی نی ----- بگرفت ماه و گشت جهان تاری
 فرمان کنی و یا نکنی ترسم ----- بر خویشتن ظفر ندهی باری فرمان کنی و یا نکنی ترسم ----- بر خویشتن ظفر ندهی باری
 اندر بلای سخت پدیـد آید ----- فضل و بزرگمردی و سالاری~~ اندر بلای سخت پدیـد آید ----- فضل و بزرگمردی و سالاری~~
-~~red:***~~

~~green:آن کس که شعر داند اد که در جها احبقران شاعری استاد رودکی ست~~ />
(
نظامی روضی) />
~~red:***~~

~~green:
ز رودکی وا نیک ود
های من ردکی وار نی
اگر ه یم ه بایک و م />بین پرده اندر م اه نیست~~ /> />(نی)

~~red:***~~

~~green:گ
سری یابد ه عام کس به نیکو اعری />رودکی ا س ن اران یبد سری />شعر او رم ید هار />هم ون ید ر چنان مه باید شری~~ />
(
ریدی رقندی)
+~~red:***~~


>>

/>

{img src=img/daneshnameh_up/f/fc/roodaki.bmp657.JPG} />

لیله و دمنه دکی />مهرین کار رودکی ه نظم ر ردن کلیله و دمنه ات، متاسفانه ای ر بها ماند سایر ار و مثویهای دکی م ده ات و از آ جز ابیتی پراکنده در نیست. از یت پراکنده ی که از نظومه کلیله و دمنه و ایر مثنویهای رودکی اقی منه اس می وان فهمین که صابقران ملک خن لقبی برازنده او بوده است. در شعر او قوه یل در ی، ستحکا و نجام کلام همه ا هم ج است و بهمین لیل در دربار ساانیان، قدر و مرتبه ای دشت ک شاعران بعد از او همیشه آروی وزار را داشتند.
 +

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 چهارشنبه 15 شهریور 1385 [10:59 ]   23   لیلا مهرمحمدی      جاری 
 یکشنبه 22 مرداد 1385 [09:53 ]   22   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 یکشنبه 22 مرداد 1385 [09:51 ]   21   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 یکشنبه 22 مرداد 1385 [09:44 ]   20   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 یکشنبه 22 مرداد 1385 [09:38 ]   19   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 یکشنبه 22 مرداد 1385 [09:02 ]   18   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 یکشنبه 22 مرداد 1385 [08:56 ]   17   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 یکشنبه 22 مرداد 1385 [08:56 ]   16   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 شنبه 14 مرداد 1385 [12:21 ]   15   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 شنبه 14 مرداد 1385 [11:20 ]   14   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 شنبه 14 مرداد 1385 [11:03 ]   13   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 شنبه 14 مرداد 1385 [10:59 ]   12   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 چهارشنبه 11 مرداد 1385 [16:15 ]   11   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 10 مرداد 1385 [09:12 ]   10   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 10 مرداد 1385 [09:11 ]   9   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 10 مرداد 1385 [09:03 ]   8   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 10 مرداد 1385 [08:57 ]   7   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 10 مرداد 1385 [08:41 ]   6   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 10 مرداد 1385 [08:33 ]   5   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 10 مرداد 1385 [08:15 ]   4   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 یکشنبه 01 مرداد 1385 [14:48 ]   3   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 یکشنبه 01 مرداد 1385 [14:45 ]   2   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 یکشنبه 01 مرداد 1385 [14:42 ]   1   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..