منو
 کاربر Online
931 کاربر online
تاریخچه ی: رودکی

تفاوت با نگارش: 12

Lines: 1-86Lines: 1-113
 V{maketoc} V{maketoc}
-
~~green:غزل رودکی وار نیکو بود
+


>


>~~green:غزل رودکی وار، نیکو بود

{img src=img/daneshnameh_up/9/92/rrodakibo.JPG}
 غزلهای من رودکی وار نیست غزلهای من رودکی وار نیست
 اگر چه بپیچم به باریک و هم اگر چه بپیچم به باریک و هم
 بدین پرده اندر مرا راه نیست~~ بدین پرده اندر مرا راه نیست~~
-"عنصری" +"عنصری"
 !زندگینامه !زندگینامه
-رودکی، ‌ابوعبدالله جعفر فرزند محمد فرزند حکیم فرزند عبدالرحمان فرزند آدم.از کودکی و چگونگی تحصیل او آگاهی چندانی به دست نیست. در 8 سالگی قرآن آموخت و آن را از بر کرد و از همان هنگام به شاعری پرداخت. +رودکی، ‌ابوعبدالله جعفر فرزند محمد فرزند حکیم فرزند عبدالرحمان فرزند آدم.
از کودکی و چگونگی تحصیل او آگاهی چندانی به دست نیست. در 8 سالگی قرآن آموخت و آن را از بر کرد و از همان هنگام به شاعری پرداخت.
 َ َ
 برخی می گویند در مدرسه های سمرقند درس خوانده است. آنچه آشکار است، وی شاعری دانش آموخته بود و تسلط او بر واژگان فارسی چندان است که هر فرهنگ نامه ای از شعر او گواه می آورد.  برخی می گویند در مدرسه های سمرقند درس خوانده است. آنچه آشکار است، وی شاعری دانش آموخته بود و تسلط او بر واژگان فارسی چندان است که هر فرهنگ نامه ای از شعر او گواه می آورد.
-رودکی از روزگار جوانی آوازی خوش داشت، در موسیقی و نوازندگی چیره دست و پر آوازه بود. وی نزد ابوالعنک بختیاری موسیقی آموخت و همواره مورد ستایش او بود، آن چنان که استاد در روزگار کهنسالی چنگ خود را به رودکی چنگ نواز بخشید. رودکی در همان دوره شعر نیز می سرود. شعر و موسیقی در سده های چهارم و پنجم همچون روزگار پیش از اسلام به هم پیوسته بودند و شعر به همراه موسیقی خوانده می شد. شاعران بزرگ آنانی بودند که موسیقی نیز می دانستند.
از هم عصران رودکی منند منجیک ترمذی (نیمه دوم سده چهارم) و یا پس از او مانند فرخی (429 ق) استاد موسیقی زمانه خویش بودند. شاعران، معمولاً ((قصیده)) هایشان را با ساز و در یکی از پرده های موسیقی می خواندند. هرکس که صدایی خوش نداشت یا موسیقی نمی دانست، از راوی می خواست تا شعرش را در حضور ممدوح بخواند. رودکی، شعرش را با ساز می خواند و در ن روار به خنیاگری برجست آواه داش.
+رودکی از روزگار جوانی آوازی خوش داشت، در موسیقی و نوازندگی چیره دست و پر آوازه بود. وی نزد ابوالعنک بختیاری موسیقی آموخت و همواره مورد ستایش او بود، آن چنان که استاد در روزگار کهنسالی چنگ خود را به رودکی بخشید. رودکی در همان دوره شعر نیز می سرود. شعر و موسیقی در سده های چهارم و پنجم همچون روزگار پیش از اسلام به هم پیوسته بودند و شعر به همراه موسیقی خوانده می شد. شاعران بزرگ آنانی بودند که موسیقی نیز می دانستند.

از هم عصران رودکی منجیک ترمذی (نیمه دوم سده چهارم) و پس از او فرخی (429 ق) استاد موسیقی زمانه خویش بودند. شاعران، معمولاً ((قصیده)) هایشان را با ساز و در یکی از پرده های موسیقی می خواندند. هرکس که صدایی خوش نداشت یا موسیقی نمی دانست، از راوی می خواست تا شعرش را در حضور ممدوح بخواند. رودکی، شعرش را با ساز می خواند .

رفته رفته آ
وازه رودکی به دربار ((امانیان))رسید و نصربن احمد سامانی (301 ـ 331 ق) او را به دربارفرا خواند. برخی بر این گمانند که او پیش از نصربن احمد به دربار سامانیان رفته بود، در آنجا بزرگترین شاعر دربار سامانی شد. در آن روزگار در محیط ادبی، علمی، اقتصادی اجتماعی فرارود، آن چنان تحولی شگرف روی داه بود که دانش پژوهن، آن دوره را دوران نوزایی (رسانس) ایرانی می نامند.
-رفته رفته آوازه رودکی به دربار ((سامانیان))رسید و نصربن احمد سامانی (301 ـ 331 ق) او را به دربار خواند. برخی بر این گمانند که او پیش از نصربن احمد به دربار سامانیان رفته بود، در آنجا برآمد و بزرگترین شاعر دربار سامانی شد. در آن روزگار در محیط ادبی، علمی، اقتصادی و اجتماعی فرارود، آن چنان تحولی شگرف روی داده بود که دانش پژوهان، آن دوره را دوران نوزایی (رسانس) ایرانی می نامند.  
  بر بستر چنین زمینه مناسب اقتصادی، اجتماعی و برپایه دانش دوستی برخی از پادشاهان سامانی، همچنین با تلاش و خردمندی وزیرانی دانشمند و کاردان چون ((ابوالفضل بلعمی)) (330 ق) و ابوعلی محمد جیهانی (333 ق)، بخارا به صورت مرکز بزرگ علمی، ادبی و فرهنگی درآمد.  بر بستر چنین زمینه مناسب اقتصادی، اجتماعی و برپایه دانش دوستی برخی از پادشاهان سامانی، همچنین با تلاش و خردمندی وزیرانی دانشمند و کاردان چون ((ابوالفضل بلعمی)) (330 ق) و ابوعلی محمد جیهانی (333 ق)، بخارا به صورت مرکز بزرگ علمی، ادبی و فرهنگی درآمد.
-دربار سامانیان، محیط گرم بحث و برخورد اندیشه شد و شاعران و فرهنگمداران از راههای دور و نزدیک به آنجا روی می آوردند. بهترین آثار علمی، ادبی و تاریخی مانند ((شاهنامه منصوری))، شاهنامه ابوالمؤید بلخی (سده چهارم هجری)، عجایب البلدان، حدود العالم من المشرق الی المغرب در جغرافیا، ((ترجمه تفسیر طبری)) که چند تن از دانشمندان فرارود فراهم کرده اند، ترجمه تاریخ طبری از ابوعلی بلعمی، آثار ابوریحان بیرونی (440 ق) و((ابوعلی سینا)) (428 ق) در روزگار سامانیان پدید آمدند. دانشمندان برجسته ای مانند ((محمد زکریای رازی)) (313 ق) ((ابونصر فارابی)) (339)، ((ابوریحان بیرونی))، ابوعلی سینا و بسیاری از شاعران بزرگ مانند فردوسی (410/416 ق) در این روزگار یا متأثر از آن برآمده اند. 
-زرگرین کاخانه در آ و ر بخار د که وعلی ینا ن را دید و گف که نیر ن را هرگز نیه است. تأثیر ی تحو، نه نها در آ ور که در ران پ ا ی پدا ا. روکی زند چین وزگاری ات. وی در دربر سای فوی فوان یات و ب فون د یات. نذ شعر مویی ا در را نر ح چندن و که داان از اده ا هرا ب با به خوی بینگر آ ات. نگی ک ربن حد سامانی ت دیای ر یار مانده د، هیچ کس را یارای آ نبو تا ا پاا بوا ک بارا بازگردد؛ رباریان ز روکی خاستند او این ویه ور را یرد. +رار امنیان، میط ر رخور دیشه و اران و فهنگمارن از ههای ر و دک به نجا روی ی وردد. />ترین ثا ی، ای و اریخی نند ((شانامه منور)) شاهنمه ابوالمؤید بلی (س چهار ر) ایب اب، ود لام من اشر ی امغرب در غرفیا ((ره یر طبری)) که چند ن دانمنان فاهم اند رجمه تایخ طبری ا ابعلی بلمی ثا ابویحان بیونی (440 ) و((ای سیا)) (428 ) ر ار سامانی ی . دنشمنا رست ی مانند ((مد زکریای رازی)) (313 ) ((ابونر فارای)) (339)، ((اویحا بیونی))، ابلی سیا و بیاری از اعران زر انند فوسی (410/416 ق) در این روگار یا ر از رآمده اند.
-وی ر آواز ~~green:« بوی وی ولیان ی می ـ یاد یر ربن ی می »~~ را سرده است. اریان و ارن، همه و را گای ی داتد زانی ون اولفل بلمی ابویب ی صاب یوان سات شاعر و یوف. شهید بلی (325 ) ابوسن مادی شا ا و دیکی دتن.
گیند که وی از آغاز نبینا د، اما با بری پروف راسیموف (1970 ) ر جمه و ستخونه ی آشکر گری که وران یی ا فلز گداخه ی ش او را کو رده اند ری اتخوانهای کست و و ر یش ا 80 الگی رگذ.
رودکی گذشه ز صر اد ای کسانی یگ مانند امیر جعر بانویه ز امیران سیان بوی عی، خاان لمی عدنانی دی، ابوالس کی عاه مروی و مکن ککی ا نی دح کره است. ز ثار او بر ی ید که ب ذب اایی گرایش داشته ا؛ اید یکی از تهای کور شدن و در روزگار پیری، همین اشد.
+رترین کخاه در آن دورا در بخارا ود ک ابوعلی ین آ را دی گ که نی آ را هرگز دیده است. یر این تحول، نه نها ر ن دوره که ر دوران پ از آ نیز یدا ست. ردکی زند چنی روزگاری ات. وی دربر سامانی فوی ون یاف و به روتی افزون ست یات. نفو شعر و وسیی و در دربر صربن احد چندان بو ک استان اشت پادشاه هات ارا، ب خی بین ن ست.
هنگای که نربن اد سامانی به هر رف یرگاهی در آ یار مده و، یچ ک ر یی ن ود ا از پادشاه بخوه بخارا ازردد رایان ا ودکی خواستد او ین ویفه دشوا ا پذی.رودکی ش ر ا ~~green:« ی ی مولیان ی همی ـ یاد یار هربان آی همی »~~ را سوه ات. />ربرین اعان، همه ا ا گمی م داشتن انی چون ابوالف لمی اویب می احب دیو رالت اعر و یلسوف. هید بخی (325 ) االس مرادی شا ا او ستی و ندیکی اشتند.
-آنه سلم ات نگی صابران ملک خن ابوعبدلله ع بن مم روکی سری ر هاله ی از رمز و راز ویه ه است و با اینکه یش ا ه صد ال ز رگ ا ی گذر وز مماهای زگی او ل نده و پرده ای اا ی دگی در شعر فاسی سایه ستره ت. +گویند ه ی ا ا اینا بود با ری رور رایموف (1970 ) ممه و استخوانهی وی آشکا گی ک د را یری ز گاخته ای م او کور کرده اند، برخی اتخاهی کست د در بیش ا 80 سالگی رت.
-هر کا کی نم در رن کیله و منه ست، مفان ین ار انبا نند سای ثار منویای روکی گم ده است و از آن ابیتی پراکه س یت. ا ادبیا اکد ای که ا مه کیله و دن سایر منویه رودکی ای مه ا می وان فهمین که ابن ملک سن قی برازنده ا و ا. د عر ه ی قد بیا، احکام و نسجام کلم ه هم جمع است و بهمین لیل ربار ساایا، ر و مبه ای داشت ک شعرا عد از او همی روی گر و را اتند +ردکی گذشته از ربن امد انی کسان دیگری من امیر عر انیه از میران یستان، ابوطیب می، خاندا لعمی، عدنانی مرای اباسن کسایی مار موزی ماکان کاکی ر نیز مدح کده است. /> از آر او بر می ید ک ه مه سمعیی گایش داشته ات؛ شاید یکی ا عهای کر شد او در روزگار پری همین باد. />
با ت
ج ه مقاله کریسکی، هیچ بعید ب نظر می رسد ک پس از خلع امیر قرمی، رودکی ا یز بب هواری از قرمطین و بی اعتنایی به مذهب رایج زمان کو کرده ا.

نچه مسلم اس زگی صاحبقران لک اوبدلله عفر حد وکی سقندی هاه ا مز و ا شیده ه است و با اینکه یش هار و صد سا از رگ ا ی ذرد، هنوز ممهای زندگی او ح نش و پده ای ابه ر وی گی پر عر فارسی ایه گترده است.
 رودکی در پیری با بی اعتنایی دربار روبرو شد و به زادگاهش بازگشت؛ شعرهای دوران پیری او، سرشار از شکوه روزگار، حسرت از گذشته و بیان ناداری است. رودکی از شاعران بزرگ ((سبک خراسانی)) است. شعرهای اندکی از او به یادگار مانده، که بیشتر به صورت بیتهایی پراکنده از قطعه های گوناگون است. رودکی در پیری با بی اعتنایی دربار روبرو شد و به زادگاهش بازگشت؛ شعرهای دوران پیری او، سرشار از شکوه روزگار، حسرت از گذشته و بیان ناداری است. رودکی از شاعران بزرگ ((سبک خراسانی)) است. شعرهای اندکی از او به یادگار مانده، که بیشتر به صورت بیتهایی پراکنده از قطعه های گوناگون است.
-!سیری در آثار رودکی +!سیری در آثار
 کامل ترین مجموعه عروض فارسی، نخستین بار در شعرهای رودکی پیدا شد و در همین شعرهای باقی مانده، 35 وزن گوناگون دیده می شود. این شعرها دارای گشادگی زبان و توانایی بیان است. زبان او، گاه از سادگی و روانی به زبان گفتار می ماند.  کامل ترین مجموعه عروض فارسی، نخستین بار در شعرهای رودکی پیدا شد و در همین شعرهای باقی مانده، 35 وزن گوناگون دیده می شود. این شعرها دارای گشادگی زبان و توانایی بیان است. زبان او، گاه از سادگی و روانی به زبان گفتار می ماند.
-جمله های کوتاه، فعلهای ساده، تکرار فعلها و برخی از اجزای جمله مانند زبان محاوره در شعر او پیداست. وجه غالب صور خیال در شعر او، تشبیه است. تشبیهات از امری حسی به حسی یا انتزاعی به حسی است. +جمله های کوتاه، فعلهای ساده، تکرار فعلها و برخی از اجزای جمله مانند زبان محاوره در شعر او پیداست. وجه غالب صور خیال در شعر او، تشبیه است. />
 تخیل او نیرومند است. پیچیدگی در شعر او راه ندارد و شادی گرایی و روح افزایی، خردگرایی، دانش دوستی، بی اعتبار دانستن جهان، لذت جویی و به خوشبختی اندیشیدن در شعرهای او موج می زند. تخیل او نیرومند است. پیچیدگی در شعر او راه ندارد و شادی گرایی و روح افزایی، خردگرایی، دانش دوستی، بی اعتبار دانستن جهان، لذت جویی و به خوشبختی اندیشیدن در شعرهای او موج می زند.
- وی نماینده کامل شعر دوره سامانی و اسلوب شاعری سده چهارم است. تصویرهایش زنده و طبیعت در شعر او جاندار و تپنده است. پیدایی و مطرح کردن ((رباعی))را به او نسبت می دهند. رباعی در بنیاد، همان ترانه هایی بود که خنیاگران می خوانده اند و به پهلویات مشهور بوده است؛ رودکی به اقتضای آوازه خوانی به این نوع شعر بیشتر گرایش داشته، شاید نخستین شاعری باشد که بیش از سایر گویندگان روزگارش در ساختن آهنگها از آن سود برده باشد. از بیتها،(( قطعه)) ها، ((قصیده)) ها و غزلهای اندکی که از رودکی به یادگار مانده، می توان به نیکی دریافت که او در همه فنون شعر استاد بوده است.  
 + وی نماینده کامل شعر دوره سامانی و اسلوب شاعری سده چهارم است. تصویرهایش زنده و طبیعت در شعر او جاندار است. پیدایش و مطرح کردن ((رباعی)) را به او نسبت می دهند. رباعی در بنیاد، همان ترانه هایی بود که خنیاگران می خوانده اند و به پهلویات مشهور بوده است؛ رودکی به اقتضای آوازه خوانی به این نوع شعر بیشتر گرایش داشته، شاید نخستین شاعری باشد که بیش از سایر گویندگان روزگارش در ساختن آهنگها از آن سود برده باشد. از بیتها،(( قطعه)) ها، ((قصیده)) ها و غزلهای اندکی که از رودکی به یادگار مانده، می توان به نیکی دریافت که او در همه فنون شعر استاد بوده است.
 +معرفی آثار
 تعداد شعرهای رودکی را از صدهزار تا یک میلیون بیت دانسته اند؛ آنچه اکنون مانده، بیش از 1000 بیت نیست که مجموعه ای از قصیده، مثنوی،قطعه و رباعی را در بر می گیرد. از دیگر آثارش منظومه ((کلیله و دمنه)) است که محمد بلعمی آن را از عربی به فارسی برگرداند و رودکی به خواسته امیرنصر و ابوالفضل بلعمی آن را به نظم فارسی در آورده است (به باور فردوسی در شاهنامه، رودکی به هنگام نظم کلیله و دمنه کور بوده است.) تعداد شعرهای رودکی را از صدهزار تا یک میلیون بیت دانسته اند؛ آنچه اکنون مانده، بیش از 1000 بیت نیست که مجموعه ای از قصیده، مثنوی،قطعه و رباعی را در بر می گیرد. از دیگر آثارش منظومه ((کلیله و دمنه)) است که محمد بلعمی آن را از عربی به فارسی برگرداند و رودکی به خواسته امیرنصر و ابوالفضل بلعمی آن را به نظم فارسی در آورده است (به باور فردوسی در شاهنامه، رودکی به هنگام نظم کلیله و دمنه کور بوده است.)
- این منظومه مجموعه ای از ((افسانه)) ها و حکایتهای هندی از زبان حیوانات ((فابل))است که تنها 129 بیت آن باقی مانده است و در بحر رمل مسدس مقصور سرود شده است؛ مثنویهای دیگری در بحرهای متقارب، خفیف، هزج مسدس و سریع به رودکی نسبت می دهند که بیتهایی پراکنده از آنها به یادگار مانده است. گذشته از آن شعرهایی دیگر از وی در موضوعهای گوناگون مدحی، غنایی، ((هجو))، وعظ، هزل ، رثاء و ((چکامه)) ‌‌‌‌‌‌‌( "مادرمی" که بزرگترین چکامه او است و به خواست نصربن احمد برای ابوجعفر بانویه سروده شده )، در دست است. 
-  
-~~brown:عوفی درباره او می گوید: " که چنان ذکی و تیز فهم بود که در هشت سالگی قرآن تمامت حفظ کرد و قرائت بیاموخت و شعر گرفت و معنای دقیق می گفت، چنانکه خلق بر وی اقبل نمودند و رغبت او زیادت شد و او را آفریدگار تعالی آوازی خوش و صوتی دلکش داده بود. از ابوالعبک بختیار بر بط بیاموخت و در آن ماهر شد و آوازه او به اطراف واکناف عالم برسید و امیر نصر بن احمد سامانی که امیر خراسان بود، او را به قربت حضرت خود مخصوص گردانید و کارش بالا گرفت و ثروت و نعمت او به حد کمال رسید.~~  
-زادگاه او قریه بنج از قراء رودک سمرقند است. یعضی او را کور مادر زاد دانسته اند و عقیده برخی بر آن است که در اواخر عمر نابینا شده است. وفات وی به سال 320 هـجری در زادگاهش قریه بنج اتفاق افتاده و در همان جا به خاک سپرده شده است. + این منظومه مجموعه ای از ((افسانه)) ها و حکایتهای هندی از زبان حیوانات ((فابل)) است که تنها 129 بیت آن باقی مانده است و در بحر رمل مسدس مقصور سرود شده است؛ مثنویهای دیگری در بحرهای متقارب، خفیف، هزج مسدس و سریع به رودکی نسبت می دهند که بیتهایی پراکنده از آنها به یادگار مانده است. گذشته از آن شعرهایی دیگر از وی در موضوعهای گوناگون مدحی، غنایی، ((هجو))، وعظ، هزل ، رثاء و ((چکامه))، در دست است.

~~brown:عوفی درباره او می گوید: " که چنان ذکی و تیز فهم بود که در هشت سالگی قرآن تمامت حفظ کرد و قرائت بیاموخت و شعر گرفت و معنای دقیق می گفت، چنانکه خلق بر وی اقبال نمودند و رغبت او زیادت شد و او را آفریدگار تعالی آوازی خوش و صوتی دلکش داده بود. از ابوالعبک بختیار بر بط بیاموخت و در آن ماهر شد و آوازه او به اطراف واکناف عالم برسید و امیر نصر بن احمد سامانی که امیر خراسان بود، او را به قربت حضرت خود مخصوص گردانید و کارش بالا گرفت و ثروت و نعمت او به حد کمال رسید.~~








{img src=img/daneshnameh_up/0/0d/roodakimazar.JPG}
زادگاه او قریه بنج از قراء رودک سمرقند است. یعضی او را کور مادر زاد دانسته اند و عقیده برخی بر آن است که در اواخر عمر نابینا شده است. وفات وی به سال 320 هـجری در زادگاهش قریه بنج اتفاق افتاده و در همان جا به خاک سپرده شده است.
 رودکی در سرودن انواع شعر مخصوصاً قصیده، ((مثنوی)) ، ((غزل)) و ((قطعه)) مهارت داشته است و از نظر خوشی بیان در تاریخ ادبیات ایران پیش از او شاعری وجود ندارد که بتواند با وی برابری کند. رودکی در سرودن انواع شعر مخصوصاً قصیده، ((مثنوی)) ، ((غزل)) و ((قطعه)) مهارت داشته است و از نظر خوشی بیان در تاریخ ادبیات ایران پیش از او شاعری وجود ندارد که بتواند با وی برابری کند.
-به واسطه تقرب به امیر نصر بن احمد سامانی (301-331) رودکی به دریافت جوائز وصلات فراوانی از پادشاه سامانی و وزیران و رجال در بارش نائل گردید و ثروت و مکنتی زیاد به دست آورده است چنانکه به گفته نظامی عروضی هنگامی مه به همراهی نصر بن احمد از هرات به بخارا می رفته، چهار صد شتر زیر بنه او بوده است. +به واسطه تقرب به امیر نصر بن احمد سامانی (301-331) رودکی به دریافت جوائز و صله فراوانی از پادشاه سامانی و وزیران و رجال در بارش نائل گردید و ثروت و مکنتی زیاد به دست آورده است چنانکه به گفته نظامی عروضی هنگامی مه به همراهی نصر بن احمد از هرات به بخارا می رفته، چهار صد شتر بنه او بوده است.
 علاوه بر دارا بودن مقام ظاهری رفعت پایه سخنوری و شاعری رودکی به اندازه ای است که از معاصران او شعرای معروفی چون شهید بلخی و معروفی بلخی او را ستوده اند و از گویندگان بعد از او کسانی چون ((دقیقی))، ((نظامی عروضی))، عنصری، فرخی و ((ناصرخسرو)) از او به بزرگی یاد کرده اند. علاوه بر دارا بودن مقام ظاهری رفعت پایه سخنوری و شاعری رودکی به اندازه ای است که از معاصران او شعرای معروفی چون شهید بلخی و معروفی بلخی او را ستوده اند و از گویندگان بعد از او کسانی چون ((دقیقی))، ((نظامی عروضی))، عنصری، فرخی و ((ناصرخسرو)) از او به بزرگی یاد کرده اند.
-سخنان رودکی در قوت تشبیه و نزدیکی معانی به طبیعت و وصف کم نظیر است و لطافت و متانت و انسجام خاصی در ادبیات وی مشاهده می شود که مایه تأثیر کلام او در خواننده و شنونده است. از غالب اشعار او روح طرب و شادی و عدم توجه به آنچه مایه اندوه و سستی باشد مشهود است و این حالت گذشته از اثر محیط زندگی و عصر حیات شاعر نتیجه فراخی عیش و فراغت بال او نیز می باشد. با وجود آنکه تا یک میلیون و سیصد هزار شعر بنا به گفته رشیدی سمرقندی به رودکی نسبت داده اند تعداد اشعاری که از او امروزه در دست است به هزار بیت نمی رسد. +!ویژگی سخن
سخنان رودکی در قوت تشبیه و نزدیکی معانی به طبیعت و وصف ،کم نظیر است و لطافت و متانت و انسجام خاصی در ادبیات وی مشاهده می شود که مایه تأثیر کلام او در خواننده و شنونده است. از غالب اشعار او روح طرب و شادی و عدم توجه به آنچه مایه اندوه و سستی باشد مشهود است و این حالت گذشته از اثر محیط زندگی و عصر حیات شاعر نتیجه فراخی عیش و فراغت بال او نیز می باشد. با وجود آنکه تا یک میلیون و سیصد هزار شعر بنا به گفته رشیدی سمرقندی به رودکی نسبت داده اند تعداد اشعاری که از او امروزه در دست است به هزار بیت نمی رسد.
-!اشعار رودکی +از نظر صنایع ادبی گرانبهاترین قسمت آثار رودکی مدایح او نیست، بلکه مغازلات اوست که کاملاً مطابق احساسات آدمی است، شاعر شادی پسند بسیار جالب توجه و شاعر غزلسرای نشاط انگیز، بسیار ظریف و پر از احساسات است.

گذشته از مدایح و مضمون های شادی پسند و نشاط انگیز در آث
ار رودکی، اندیشه ها و پندهایی آمیخته به بدبینی مانند گفتار شهید بلخی دیده می شود. شاید این اندیشه ها در نزدیکی پیری و هنگامی که توانگری او بدل به تنگدستی شده نمو کرده باشد، می توان فرض کرد که این حوادث در زندگی رودکی، بسته به سرگذشت نصر دوم بوده است. پس از آنکه امیر قرمطی را خلع کردند مقام افتخاری که رودکی در دربار به آن شاد بود به پایان رسید.

با فرا رسیدن روزهای فقر و تلخ پیری، دیگر چیزی برای رودکی نمانده بود، جز آنکه بیاد روزهای خوش گذشته و جوانی سپری شده بنالد و مویه کند.

!نمونه اشعار
 ~~green:زمانه پندی آزاد وار داد مرا ----- زمانه را چو نکو بنگری همه پند است  ~~green:زمانه پندی آزاد وار داد مرا ----- زمانه را چو نکو بنگری همه پند است
 به روز ِ نیک ِ کسان گفت تا تو غم نخوری ----- بسا کسا که به روز ِ تو آرزو مند است به روز ِ نیک ِ کسان گفت تا تو غم نخوری ----- بسا کسا که به روز ِ تو آرزو مند است
-زمانه گفت مرا خشم خویش دار نگاه ----- کرا زبان نه به بند است پای درند است~~ +زمانه گفت مرا خشم خویش دار نگاه ----- کرا زبان نه به بند است پای دربند است~~
 ~~red:***~~ ~~red:***~~
 __اندر بلای سخت__ __اندر بلای سخت__
 ~~green:ای آنکه غمگنی و سزاواری ----- وندر نهان سرشک همی‌باری ~~green:ای آنکه غمگنی و سزاواری ----- وندر نهان سرشک همی‌باری
 رفت آنکه رفت و آمد آنکه آمد----- بود آنچه بود، خیره چه غم داری؟ رفت آنکه رفت و آمد آنکه آمد----- بود آنچه بود، خیره چه غم داری؟
 هموار کرد خواهی گیتی را؟----- گیتی‌ست، کی پذیرد همواری؟ هموار کرد خواهی گیتی را؟----- گیتی‌ست، کی پذیرد همواری؟
 مستی نکن که او نشنود مستی ----- رازی مکن که نشنود او زاری مستی نکن که او نشنود مستی ----- رازی مکن که نشنود او زاری
 شو، تا قیـامت آیـد زاری کن! ----- کی رفته را به زاری باز آری؟ شو، تا قیـامت آیـد زاری کن! ----- کی رفته را به زاری باز آری؟
 آزار بیـش بیـنی زیـن گردون ----- گر تو به هر بهانه بیـازاری آزار بیـش بیـنی زیـن گردون ----- گر تو به هر بهانه بیـازاری
 گوئی گماشته است بلائی او ----- بر هر که تو بر او دل بگماری گوئی گماشته است بلائی او ----- بر هر که تو بر او دل بگماری
 ابری پدیدنی و کسوفی نی ----- بگرفت ماه و گشت جهان تاری ابری پدیدنی و کسوفی نی ----- بگرفت ماه و گشت جهان تاری
 فرمان کنی و یا نکنی ترسم ----- بر خویشتن ظفر ندهی باری فرمان کنی و یا نکنی ترسم ----- بر خویشتن ظفر ندهی باری
 اندر بلای سخت پدیـد آید ----- فضل و بزرگمردی و سالاری~~ اندر بلای سخت پدیـد آید ----- فضل و بزرگمردی و سالاری~~
-~~red:***~~
+~~red:***~~


>



>

{img src=img/daneshnameh_up/f/fc/roodaki.bmp657.JPG}
 !کلیله و دمنه رودکی !کلیله و دمنه رودکی
-مهمترین کار رودکی به نظم در آوردن کلیله و دمنه است، متاسفانه این اثر گرانبها مانند سایر آثار و مثنویهای رودکی گم شده است و از آن جز ابیاتی پراکنده در دست نیست. از ادبیات پراکنده ای که از منظمه کلیله و دمنه و سایر مثنویهای رودکی باقی مانده است می توان فهمیند که صاحبقران ملک سخن لقبی برازنده او بوده است. در شعر او قوه تخیل، قدرت بیان، استحکام و انسجام کلام همه با هم جمع است و بهمین دلیل در دربار سامانیان، قدر و مرتبه ای داشت که شاعران بعد از او همیشه آرزوی روزگار او را داشتند.

تذکره نویسان رودکی را کور مادرزاد به ما معرفی می کنند، این گفتار تولید شک کرده است. مخصوصاً "اگر هنرمندی این شاعر را در وصف کامل تصاویر زندکی و شادی او را نسبت به زندگی و فراوانی شگفت و فوق العاده آثار وی را در نظر بگیریم که بسیار کم احتمال می رود کوری که نتواند چیز بنویسد فراهم کرده باشد. از نظر صنعتی گرانبهاترین قسمت آثار رودکی مدایح او نیست، بلکه مغازلات اوست که کاملاً مطابق احساسات آدمی است، شاعر شادی پسند بسیار جالب توجه و شاعر غزلسرای نشاط انگیز، بسیار ظریف و پر از احساسات است.

گذشته از مدایح و مضمون ای شادی پسند و نشاط انگیز در آثار رودکی، اندیشه ها و پندهایی آمیخته به بدبینی مانند گفتار شهید بلخی دیده می شود. شاید این اندیشه ها در نزدیکی پیری و هنگامی که توانگری او بدل به تنگدستی شده نمو کرده باشد، می توان فرض کرد که این حوادث در زندگی رودکی، بسته به سرگذشت نصر دوم بوده است. پس از آنکه امیر قرمطی را خلع کردند مقام افتخاری که رودکی در دربار به آن شاد بود به پایان رسید.

با فرا رسیدن روزهای فقر و تلخ پیری، دیگر چیزی برای رودکی نمانده بود، جز آنکه بیاد روزهای خوش گذشته و جوانی سپری شده بنالد و مویه کند.

با توجه به مقاله کریمسکی، هیچ بعید به نظر نمی رسد که پس از خلع امیر قرمطی، رودکی را نیز به سبب هواداری از قرمطیان و بی اعتنایی به مذهب رایج زمان کور کرده باش
ند.
+مهمترین کار رودکی به نظم در آوردن کلیله و دمنه است، متاسفانه این اثر گرانبها مانند سایر آثار و مثنویهای رودکی گم شده است و از آن جز ابیاتی پراکنده در دست نیست. از ادبیات پراکنده ای که از منظومه کلیله و دمنه و سایر مثنویهای رودکی باقی مانده است می توان فهمیند که صاحبقران ملک سخن لقبی برازنده او بوده است. در شعر او قوه تخیل، قدرت بیان، استحکام و انسجام کلام همه با هم جمع است و بهمین دلیل در دربار سامانیان، قدر و مرتبه ای داشت که شاعران بعد از او همیشه آرزوی روزگار او را داشتند.
 +

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 چهارشنبه 15 شهریور 1385 [10:59 ]   23   لیلا مهرمحمدی      جاری 
 یکشنبه 22 مرداد 1385 [09:53 ]   22   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 یکشنبه 22 مرداد 1385 [09:51 ]   21   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 یکشنبه 22 مرداد 1385 [09:44 ]   20   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 یکشنبه 22 مرداد 1385 [09:38 ]   19   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 یکشنبه 22 مرداد 1385 [09:02 ]   18   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 یکشنبه 22 مرداد 1385 [08:56 ]   17   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 یکشنبه 22 مرداد 1385 [08:56 ]   16   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 شنبه 14 مرداد 1385 [12:21 ]   15   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 شنبه 14 مرداد 1385 [11:20 ]   14   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 شنبه 14 مرداد 1385 [11:03 ]   13   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 شنبه 14 مرداد 1385 [10:59 ]   12   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 چهارشنبه 11 مرداد 1385 [16:15 ]   11   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 10 مرداد 1385 [09:12 ]   10   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 10 مرداد 1385 [09:11 ]   9   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 10 مرداد 1385 [09:03 ]   8   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 10 مرداد 1385 [08:57 ]   7   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 10 مرداد 1385 [08:41 ]   6   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 10 مرداد 1385 [08:33 ]   5   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 سه شنبه 10 مرداد 1385 [08:15 ]   4   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 یکشنبه 01 مرداد 1385 [14:48 ]   3   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 یکشنبه 01 مرداد 1385 [14:45 ]   2   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 
 یکشنبه 01 مرداد 1385 [14:42 ]   1   لیلا مهرمحمدی      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..