منو
 کاربر Online
1122 کاربر online
تاریخچه ی: روانشناسی فیزیولوژیک

تفاوت با نگارش: 2

Lines: 1-59Lines: 1-51
 
 
-||روان شناسی فیزیولوژیک (Physiological Psyhology) به بررسی مباحثی می‌پردازد که در ارتباط با کارکردهای روانی و ((نظریه رفتار درمانی
|رفتاری)) و پیوسته‌های فیزیولوژیکی آنهاست. به عبارتی در این شاخه از روان شناسی ارتباطی که ممکن است بین رفتارها ، صفات و کارکردهای روانی افراد با عوامل فیزیولوژیک بدنی وجود داشته باشد مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد.||
+||روانشناسی فیزیولوژیک (Physiological Psyhology) به بررسی مباحثی می‌پردازد که در ارتباط با کارکردهای روانی و ((نظریه رفتار درمانی|رفتاری)) و پیوسته‌های فیزیولوژیکی آنهاست. به عبارتی در این شاخه از روان شناسی ارتباطی که ممکن است بین رفتارها ، صفات و کارکردهای روانی افراد با عوامل فیزیولوژیک بدنی وجود داشته باشد مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد.||
 !دید کلی !دید کلی
 *اینکه چه ارتباطی بین هیجانات ما تغییرات بدنی ما وجود دارد؟ *اینکه چه ارتباطی بین هیجانات ما تغییرات بدنی ما وجود دارد؟
 *وقتی می‌ترسیم، چه نوع تغییرات هورمونی در بدن اتفاق می‌افتد؟ *وقتی می‌ترسیم، چه نوع تغییرات هورمونی در بدن اتفاق می‌افتد؟
 *وقتی فکر می‌کنیم چه قسمتهایی از ((مغز)) فعال هستند؟ *وقتی فکر می‌کنیم چه قسمتهایی از ((مغز)) فعال هستند؟
 *آیا جای مشخصی در مغز برای ((حافظه)) وجود دارد که مطالب بخاطر سپرده شده در آنجا ذخیره شوند؟ *آیا جای مشخصی در مغز برای ((حافظه)) وجود دارد که مطالب بخاطر سپرده شده در آنجا ذخیره شوند؟
 *وقتی فردی دروغ می‌گوید، چه تغییراتی در او بوجود می‌آید؟ *وقتی فردی دروغ می‌گوید، چه تغییراتی در او بوجود می‌آید؟
 *آیا از این تغییرات برای کشف دروغ افراد می‌توان استفاده کرد؟ *آیا از این تغییرات برای کشف دروغ افراد می‌توان استفاده کرد؟
 *آیا افراد مبتلا به ((بیماریهای روانی)) از لحاظ کارکردهای فیزیولوژیک تفاوتی با افراد عادی وجود دارد؟ *آیا افراد مبتلا به ((بیماریهای روانی)) از لحاظ کارکردهای فیزیولوژیک تفاوتی با افراد عادی وجود دارد؟
 *چگونه می‌توان به طرق فیزیولوژیک در افراد ((آرام سازی|آرامش)) ایجاد کرد؟ *چگونه می‌توان به طرق فیزیولوژیک در افراد ((آرام سازی|آرامش)) ایجاد کرد؟
 کارکردهای رفتاری و روانی قسمتهای مختلف مغز چیست؟

 کارکردهای رفتاری و روانی قسمتهای مختلف مغز چیست؟

 روشن است مسائلی در این شاخه از ((روان شناسی)) مورد توجه هستند که مسائلی روانی را با کارکردهای بدنی و فیزیولوژیک پیوند می‌دهند.  روشن است مسائلی در این شاخه از ((روان شناسی)) مورد توجه هستند که مسائلی روانی را با کارکردهای بدنی و فیزیولوژیک پیوند می‌دهند.
-!تاریخچه روان شناسی فیزیولوژیک
پژوهشهای فیزیولوژیکی که روان شناسی نوین را تحرک بخشید و به آن جهت داد، دست آورد اواخر قرن نوزدهم است. کوشش در این زمینه نیز مانند همه زمینه‌های دیگر پیشینه خودش را داشت، یعنی کارهای اولیه‌ای که زیر بنای ((فیزیولوژی)) قرار گرفتند. فیزیولوژی در خلال سالهای دهه 1830 به صورت یک رشته علمی مبتنی بر آزمایش در آمد و این کار در وهله نخست تحت نفوذ ~~green:یوهانی~~ مولد فیزیولوژیست آلمانی که از بکار بستن روشهای آزمایشی در فیزیولوژی جانب داری می‌کرد، صورت پذیرفت.
+!تاریخچه روانشناسی فیزیولوژیک
پژوهشهای فیزیولوژیکی که ((روانشناسی نوین)) را تحرک بخشید و به آن جهت داد، دست آورد اواخر قرن نوزدهم است. کوشش در این زمینه نیز مانند همه زمینه‌های دیگر پیشینه خودش را داشت، یعنی کارهای اولیه‌ای که زیر بنای ((فیزیولوژی)) قرار گرفتند. فیزیولوژی در خلال سالهای دهه 1830 به صورت یک رشته علمی مبتنی بر آزمایش در آمد و این کار در وهله نخست تحت نفوذ ~~green:یوهانی~~ مولد فیزیولوژیست آلمانی که از بکار بستن روشهای آزمایشی در فیزیولوژی جانب داری می‌کرد، صورت پذیرفت.
 !سیر تحولی و رشد !سیر تحولی و رشد
 نظریه مولد درباره انرژیهای خاص ((سیستم اعصاب|اعصاب))، هم در فیزیولوژی و هم برای روان شناسی در خور اهمیت است. چندین نفر از فیزیولوژیستهای اولیه خدمتهای قابل توجهی به مطالعه درباره کارکردهای مغز کرده بودند. کار آنان به سبب کشف مناطق خاص مغز و توسعه روشهای تحقیق که بعدها بطور گسترده‌ای در روان شناسی فیزیولوژیکی بکار بسته شد. برای روان شناسی اهمیت دارد. ~~green:مارشال هال~~ یکی از پیشروان پژهش درباره ((رفتار بازتابی)) از آزمایشات خود نتیجه گرفت که سطوح مختلف رفتار به قسمتهای مختلف مغز و نظام عصبی وابسته است.

در نیمه قرن نوزدهم رویکردهای جدید آزمایشی مطرح شدند، تحت عناوین روش بالینی و تحریک برقی ، روش بالینی توسط ~~green:بروکا~~ روی مردی که سالها نتوانسته بود بطور قابل فهمی صحبت کند، انجام گرفت و به این طریق بروکا توانست منطقه‌ای از مغز را که در ((تکلم)) نقش عمده دارد شناسایی کند. با کاربرد روش تحریک مغزی نیز مناطقی از مغز شناسایی شدند که در احساس لذت ، تنفر ، گرسنگی و تشنگی و ... ، دخالت دارند. در ادامه این آزمایشات پژهشهایی درباره ((نظام عصبی)) ، چگونگی در طول نظام عصبی و ... ، انجام شد.

بطور کلی می‌توان گفت بعد از تاثیر پژهشهای اولیه در شاخه فیزیولوژی چهار داشمند بطور مستقیم مسئول کاربردهای اولیه روش آزمایشی درباره ذهن و ارتباط جسم و ذهن یعنی موضوع روان شناسی فیزیولوژیک بودند. ~~green:هلمهولتز~~ ، ~~green:وبر~~ ، ~~green:فخنر~~ و ~~green:ونت~~ پژهشهای هلمهوتنر درباره سرعت تکانه عصبی و پژوهشهایی درباره ((دستگاه بینایی|بینایی)) ، ((دستگاه شنوایی|شنوایی)) از نظر روان شناسی در خور توجه است. هر چند هلمهولتنر به بعد روان شناختی آنها توجهی نداشت. بعدها اهمیت روان شناختی آزمایشات وی توسط کسان دیگری که آزمایشات او را در روان شناسی ادامه دادند شناخته شد.

یکی از دو خدمت عده وبر به روان شناسی فیزیولوژیک عبارت بود از تعیین آزمایش دقت تمییز دو نقطه پوست و دومین خدمت او تدوین نخستین قانون کمی روان شناسی فیزیولوژیک بود، که تحت عنوان ~~green:کمترین تفاوت محسوس~~ (~~green:jnd~~) شناخته می‌شود. فخنر رابطه کمی بین ذهن و بدن را مطرح ساخت و بر اساس فرمولی که تعیین کرد، شدت واکنشهای ذهنی را در مقابل واکنشهای بدنی اندازه‌گیری کرد. با تاسیس آزمایشگاه روان شناسی توسط ویلهم و ونت به پایه‌گذاری روان شناسی اقدام کرد.

او در پیشگفتار جلد اول __~~green:اصول روان شناسی فیزیولوژیکی~~__ خود چنین نوشت: کاری که در اینجا به همگان ارائه می‌دهم کوششی برای بوجود آوردن قلمرو نوینی از علم است. بر این اساس مشاهده می‌شود که تاریخ روان شناسی فیزیولوژیک با ((تاریخچه روان شناسی انسان گرا|تاریخ روان شناسی)) آغاز می‌شود.
 نظریه مولد درباره انرژیهای خاص ((سیستم اعصاب|اعصاب))، هم در فیزیولوژی و هم برای روان شناسی در خور اهمیت است. چندین نفر از فیزیولوژیستهای اولیه خدمتهای قابل توجهی به مطالعه درباره کارکردهای مغز کرده بودند. کار آنان به سبب کشف مناطق خاص مغز و توسعه روشهای تحقیق که بعدها بطور گسترده‌ای در روان شناسی فیزیولوژیکی بکار بسته شد. برای روان شناسی اهمیت دارد. ~~green:مارشال هال~~ یکی از پیشروان پژهش درباره ((رفتار بازتابی)) از آزمایشات خود نتیجه گرفت که سطوح مختلف رفتار به قسمتهای مختلف مغز و نظام عصبی وابسته است.

در نیمه قرن نوزدهم رویکردهای جدید آزمایشی مطرح شدند، تحت عناوین روش بالینی و تحریک برقی ، روش بالینی توسط ~~green:بروکا~~ روی مردی که سالها نتوانسته بود بطور قابل فهمی صحبت کند، انجام گرفت و به این طریق بروکا توانست منطقه‌ای از مغز را که در ((تکلم)) نقش عمده دارد شناسایی کند. با کاربرد روش تحریک مغزی نیز مناطقی از مغز شناسایی شدند که در احساس لذت ، تنفر ، گرسنگی و تشنگی و ... ، دخالت دارند. در ادامه این آزمایشات پژهشهایی درباره ((نظام عصبی)) ، چگونگی در طول نظام عصبی و ... ، انجام شد.

بطور کلی می‌توان گفت بعد از تاثیر پژهشهای اولیه در شاخه فیزیولوژی چهار داشمند بطور مستقیم مسئول کاربردهای اولیه روش آزمایشی درباره ذهن و ارتباط جسم و ذهن یعنی موضوع روان شناسی فیزیولوژیک بودند. ~~green:هلمهولتز~~ ، ~~green:وبر~~ ، ~~green:فخنر~~ و ~~green:ونت~~ پژهشهای هلمهوتنر درباره سرعت تکانه عصبی و پژوهشهایی درباره ((دستگاه بینایی|بینایی)) ، ((دستگاه شنوایی|شنوایی)) از نظر روان شناسی در خور توجه است. هر چند هلمهولتنر به بعد روان شناختی آنها توجهی نداشت. بعدها اهمیت روان شناختی آزمایشات وی توسط کسان دیگری که آزمایشات او را در روان شناسی ادامه دادند شناخته شد.

یکی از دو خدمت عده وبر به روان شناسی فیزیولوژیک عبارت بود از تعیین آزمایش دقت تمییز دو نقطه پوست و دومین خدمت او تدوین نخستین قانون کمی روان شناسی فیزیولوژیک بود، که تحت عنوان ~~green:کمترین تفاوت محسوس~~ (~~green:jnd~~) شناخته می‌شود. فخنر رابطه کمی بین ذهن و بدن را مطرح ساخت و بر اساس فرمولی که تعیین کرد، شدت واکنشهای ذهنی را در مقابل واکنشهای بدنی اندازه‌گیری کرد. با تاسیس آزمایشگاه روان شناسی توسط ویلهم و ونت به پایه‌گذاری روان شناسی اقدام کرد.

او در پیشگفتار جلد اول __~~green:اصول روان شناسی فیزیولوژیکی~~__ خود چنین نوشت: کاری که در اینجا به همگان ارائه می‌دهم کوششی برای بوجود آوردن قلمرو نوینی از علم است. بر این اساس مشاهده می‌شود که تاریخ روان شناسی فیزیولوژیک با ((تاریخچه روان شناسی انسان گرا|تاریخ روان شناسی)) آغاز می‌شود.
 !رویکردهای مهم روانشناسی فیزیولوژیک  !رویکردهای مهم روانشناسی فیزیولوژیک
 یکی از رویکردهای مهم در روان شناسی ، رویکرد « عصبی _ زیستی » (Neuro-Biological) یا « زیست‌شناختی » است. در این رویکرد بسیاری از جنبه‌های عادی و غیرعادی رفتار انسان در فرایندهای زیستی جاری در جسم وی ریشه‌یابی می‌شود. مطالعات به روشنی نشان داده‌اند که رابطه نزدیکی بین تجربه‌ها و رفتار فرد با ((فعالیتهای عصبی)) (Neuro System) و ((غدد درون ریز)) (Endocrine Sestem) وجود دارد. ارتباط ((پدیده بهنجار|پدیده‌های بهنجاری)) نظیر « ''بازتابهای شرطی و غیرشرطی ، عادات ، عواطف ، انگیزش و هیجان ، یادگیری و حافظه ، ((خواب)) و رویا ''و ... » و ((پدیده نابهنجار|پدیده‌های نابهنجار)) (Abnormal) نظیر« ''((اسکیزوفرنی)) (Schizophrenia)، اختلالات رشد'' و ... » با فعالیت ((دستگاه عصبی)) و غدد درون ریز انکار ناپذیر است.

این چنین ارتباط و تاثیرگذاری تنگاتنگی بین « جسم و روان » یا « جسم و رفتار » خود شاهدی است بر اهمیت مطالعه و تحقیق در حوزه « ((مبانی فیزیولوژیک رفتار)) » این حوزه از روان شناسی به مطالعات این علم غنا و عمق می‌بخشد و به شناخت انسان از خودش وسعت می‌دهد.
 یکی از رویکردهای مهم در روان شناسی ، رویکرد « عصبی _ زیستی » (Neuro-Biological) یا « زیست‌شناختی » است. در این رویکرد بسیاری از جنبه‌های عادی و غیرعادی رفتار انسان در فرایندهای زیستی جاری در جسم وی ریشه‌یابی می‌شود. مطالعات به روشنی نشان داده‌اند که رابطه نزدیکی بین تجربه‌ها و رفتار فرد با ((فعالیتهای عصبی)) (Neuro System) و ((غدد درون ریز)) (Endocrine Sestem) وجود دارد. ارتباط ((پدیده بهنجار|پدیده‌های بهنجاری)) نظیر « ''بازتابهای شرطی و غیرشرطی ، عادات ، عواطف ، انگیزش و هیجان ، یادگیری و حافظه ، ((خواب)) و رویا ''و ... » و ((پدیده نابهنجار|پدیده‌های نابهنجار)) (Abnormal) نظیر« ''((اسکیزوفرنی)) (Schizophrenia)، اختلالات رشد'' و ... » با فعالیت ((دستگاه عصبی)) و غدد درون ریز انکار ناپذیر است.

این چنین ارتباط و تاثیرگذاری تنگاتنگی بین « جسم و روان » یا « جسم و رفتار » خود شاهدی است بر اهمیت مطالعه و تحقیق در حوزه « ((مبانی فیزیولوژیک رفتار)) » این حوزه از روان شناسی به مطالعات این علم غنا و عمق می‌بخشد و به شناخت انسان از خودش وسعت می‌دهد.
 !رابطه جسم و روان (جسم و رفتار) !رابطه جسم و روان (جسم و رفتار)
 رابطه جسم و روان (جسم و رفتار) آن چنان نزدیک است که روان را « ''مجموعه تجربه انسانی که تابع یک نظام عصبی است''. » تعریف کرده‌اند. می‌توان گفت هیچ موضوع روانی وجود ندارد که نتوان آنرا از دیدگاه فیزیولوژیک بررسی کرد. از طرف دیگر ، مرز مشخصی بین ((فیزیولوژی)) (جسم) و ((روان شناسی)) (روان) وجود ندارد. برای مثال ، وقتی بینایی را مطالعه می‌کنیم، در قلمرو « ''فیزیولوژی'' » هستیم، حال آنکه مطالعه « ''ادراک بینایی'' » جز روان شناسی است، ولی به درستی نمی‌دانیم مطالعه « ''حس بینایی'' » در کجا خاتمه پیدا می‌کند و مطالعه ادراک بینایی از کجا آغاز می‌شود.

در یک دید کلی می‌توانیم بگوییم که تجزیه و تحلیل روانی رفتارهای مختلف در واقع دنباله تجزیه و تحلیل‌های فیزیولوژیکی رفتار اعضا مختلف است، با یک حرکت مضاعف از روان شناسی به فیزیولوژی و از فیزیولوژی به روان شناسی.
 رابطه جسم و روان (جسم و رفتار) آن چنان نزدیک است که روان را « ''مجموعه تجربه انسانی که تابع یک نظام عصبی است''. » تعریف کرده‌اند. می‌توان گفت هیچ موضوع روانی وجود ندارد که نتوان آنرا از دیدگاه فیزیولوژیک بررسی کرد. از طرف دیگر ، مرز مشخصی بین ((فیزیولوژی)) (جسم) و ((روان شناسی)) (روان) وجود ندارد. برای مثال ، وقتی بینایی را مطالعه می‌کنیم، در قلمرو « ''فیزیولوژی'' » هستیم، حال آنکه مطالعه « ''ادراک بینایی'' » جز روان شناسی است، ولی به درستی نمی‌دانیم مطالعه « ''حس بینایی'' » در کجا خاتمه پیدا می‌کند و مطالعه ادراک بینایی از کجا آغاز می‌شود.

در یک دید کلی می‌توانیم بگوییم که تجزیه و تحلیل روانی رفتارهای مختلف در واقع دنباله تجزیه و تحلیل‌های فیزیولوژیکی رفتار اعضا مختلف است، با یک حرکت مضاعف از روان شناسی به فیزیولوژی و از فیزیولوژی به روان شناسی.
 !نظریه‌های مربوط به رابطه جسم و روان !نظریه‌های مربوط به رابطه جسم و روان
-!!((نظریه ارسطو)) +!!نظریه ارسطو
 ((ارسطو)) اعتقاد داشت که جسم و روان دو جنبه متفاوت از یک ''جوهر'' هستند. جسم ماده این جوهر و ((روح)) صورت این جوهر است. او به استقلال جسم و روح از یکدیگر اعتقاد داشت. ((ارسطو)) اعتقاد داشت که جسم و روان دو جنبه متفاوت از یک ''جوهر'' هستند. جسم ماده این جوهر و ((روح)) صورت این جوهر است. او به استقلال جسم و روح از یکدیگر اعتقاد داشت.
-!!((نظریه دکارت)) +!!نظریه دکارت
 ((دکارت)) به وجود دو جوهر مستقل اعتقاد داشت. یکی جوهر جسم و دیگری جوهر روح. از نظر او جسم و روح دو امر جداگانه هستند که هیچ یک بر دیگری تاثیر ندارد. نه علت‌های روانی می‌توانند معلولهای جسمی بوجود آورند و نه علت‌های جسمی قادر به ایجاد معلولهای روانی هستند.  ((دکارت)) به وجود دو جوهر مستقل اعتقاد داشت. یکی جوهر جسم و دیگری جوهر روح. از نظر او جسم و روح دو امر جداگانه هستند که هیچ یک بر دیگری تاثیر ندارد. نه علت‌های روانی می‌توانند معلولهای جسمی بوجود آورند و نه علت‌های جسمی قادر به ایجاد معلولهای روانی هستند.
-!!((نظریه لایپ نیتس)) +!!نظریه لایپ نیتس
 ((لایپ نیتس)) (Liebnitz) اعتقا داشت، روح و جسم مستقل از یکدیگر هستند، اما در مسیرهای موازی حرکت می‌کنند. در واقع هر رویه روانی به یک رویه جسمی مربوط می‌شود، ولی هیچ یک از آنها عامل تغییر دیگری نیست. این دیدگاه به ((نظریه توازی)) (Parllelisme Theory) معروف است. ((لایپ نیتس)) (Liebnitz) اعتقا داشت، روح و جسم مستقل از یکدیگر هستند، اما در مسیرهای موازی حرکت می‌کنند. در واقع هر رویه روانی به یک رویه جسمی مربوط می‌شود، ولی هیچ یک از آنها عامل تغییر دیگری نیست. این دیدگاه به ((نظریه توازی)) (Parllelisme Theory) معروف است.
-!!((نظریه واتسون)) +!!نظریه واتسون
 ((واتسون)) بنیانگذار ((رفتارگرایی)) معتقد بود که آنچه را روح می‌نامیم، چیزی جز رفتار نیست و هنگامی که بدین واقعیت توجه کنیم، می‌بینیم که روح و جسم در واقع یک ''ماهیت'' دارند، زیرا رفتار شکل بخصوصی از فعالیت فیزیولوژیک (جسم) است. این دیدگاه به ((نظریه هم ماهیتی)) (‌Identity Theary) معروف است. ((واتسون)) بنیانگذار ((رفتارگرایی)) معتقد بود که آنچه را روح می‌نامیم، چیزی جز رفتار نیست و هنگامی که بدین واقعیت توجه کنیم، می‌بینیم که روح و جسم در واقع یک ''ماهیت'' دارند، زیرا رفتار شکل بخصوصی از فعالیت فیزیولوژیک (جسم) است. این دیدگاه به ((نظریه هم ماهیتی)) (‌Identity Theary) معروف است.
 !رشته‌های مرتبط با روان شناسی فیزیولوژیک !رشته‌های مرتبط با روان شناسی فیزیولوژیک
 با توجه به هدف اساسی روان شناسی فیزیولوژیک که رابطه بین جسم و روان و تعملاتی بین آن دو برقرار است می‌باشد. ارتباط این رشته با شاخه‌های مختلف روانشناشی و ((علم تندرستی|علوم زیستی)) روشن می‌شود. در حوزه‌های مختلف روان شناسی می‌توان گفت با تمامی آنها ارتباط دارد، هر چند برخی روابط صورتی روشن و واضح دارند و روابطی مستقیم و تنگاتنگ هستند.

در هر حال روان شناختی فیزیولوژیکی به دنبال پایه‌های فیزیولوژیک برای مباحث مختلفی می‌گردد که در حوزه‌های مختلف روان شناسی مطرح هستند. مثل پایه‌های فیزیولوژیک برای ((فیزیولوژی یادگیری و حافظه|یادگیری و حافظه)) در ((روان شناسی یادگیری)) ، پایه‌های فیزیولوژیک برای بحث ((بلوغ)) در ((روان شناسی رشد)) ، خشونت و پرخاشگری در ((روان شناسی اجتماعی)) ، ((نحوه کنترل هیجانات شدید|هیجانها)) در روان شناسی عمومی ، ((بیماریهای روانی)) در ((روان شناسی بالینی)) و ... .

از سوی دیگر این شاخه پیشرفت خود را مدیون یافته‌هایی است که علوم زیستی مطرح هستند. بین ((فیزیولوژی)) ، علم پزشکی و درمانی ، ((فارماکولوژی)) روابط روشنی دیده می‌شود. به عنوان مثال در شاخه علوم پزشکی و ((روانپزشکی)) آنچه به عنوان ((دارو درمانی)) برای درمان بیماریهای روانی مورد استفاده قرار می گیرد، تا حدودی مدیون یافته‌های روان شناسی فیزیولوژیک است.
 با توجه به هدف اساسی روان شناسی فیزیولوژیک که رابطه بین جسم و روان و تعملاتی بین آن دو برقرار است می‌باشد. ارتباط این رشته با شاخه‌های مختلف روانشناشی و ((علم تندرستی|علوم زیستی)) روشن می‌شود. در حوزه‌های مختلف روان شناسی می‌توان گفت با تمامی آنها ارتباط دارد، هر چند برخی روابط صورتی روشن و واضح دارند و روابطی مستقیم و تنگاتنگ هستند.

در هر حال روان شناختی فیزیولوژیکی به دنبال پایه‌های فیزیولوژیک برای مباحث مختلفی می‌گردد که در حوزه‌های مختلف روان شناسی مطرح هستند. مثل پایه‌های فیزیولوژیک برای ((فیزیولوژی یادگیری و حافظه|یادگیری و حافظه)) در ((روان شناسی یادگیری)) ، پایه‌های فیزیولوژیک برای بحث ((بلوغ)) در ((روان شناسی رشد)) ، خشونت و پرخاشگری در ((روان شناسی اجتماعی)) ، ((نحوه کنترل هیجانات شدید|هیجانها)) در روان شناسی عمومی ، ((بیماریهای روانی)) در ((روان شناسی بالینی)) و ... .

از سوی دیگر این شاخه پیشرفت خود را مدیون یافته‌هایی است که علوم زیستی مطرح هستند. بین ((فیزیولوژی)) ، علم پزشکی و درمانی ، ((فارماکولوژی)) روابط روشنی دیده می‌شود. به عنوان مثال در شاخه علوم پزشکی و ((روانپزشکی)) آنچه به عنوان ((دارو درمانی)) برای درمان بیماریهای روانی مورد استفاده قرار می گیرد، تا حدودی مدیون یافته‌های روان شناسی فیزیولوژیک است.
 !انواع حوزه‌های مطالعاتی در روان شناسی فیزیولوژیک !انواع حوزه‌های مطالعاتی در روان شناسی فیزیولوژیک
 انواع حوزه‌های مطالعاتی (صرف نظر از روشهای تحقیق در آنها) در روان شناسی فیزیولوژیک را می‌توان در چهار حوزه ''((تحقیق درباره دستگاه حسی|تحقیق درباره عملکرد دستگاه حسی)) (دریافتی) ، ((تحقیق درباره دستگاه حرکتی)) (پاسخ) ، ((تحقیق درباره فیزیولوژی کارکردهای روانی)) (نظریه فیزیولوژی یادگیری و حافظه ، هوش ، ...) و ((تحقیق درباره پدیده‌های انگیزش و هیجان))'' تقسیم‌بندی کرد. انواع حوزه‌های مطالعاتی (صرف نظر از روشهای تحقیق در آنها) در روان شناسی فیزیولوژیک را می‌توان در چهار حوزه ''((تحقیق درباره دستگاه حسی|تحقیق درباره عملکرد دستگاه حسی)) (دریافتی) ، ((تحقیق درباره دستگاه حرکتی)) (پاسخ) ، ((تحقیق درباره فیزیولوژی کارکردهای روانی)) (نظریه فیزیولوژی یادگیری و حافظه ، هوش ، ...) و ((تحقیق درباره پدیده‌های انگیزش و هیجان))'' تقسیم‌بندی کرد.
 !مباحث مرتبط با عنوان !مباحث مرتبط با عنوان
 *((آرام سازی)) *((آرام سازی))
-*((اسکیزوفرنی)) +*((اختلال شخصیت اسکیزوفرنی))
 *((انگیزه‌های فیزیولوژیک)) *((انگیزه‌های فیزیولوژیک))
 *((بیماریهای روانی)) *((بیماریهای روانی))
 *((دارو درمانی)) *((دارو درمانی))
-*((رفتارگرایی))
*((روانپزشکی))
*((روح))
*((روان شناسی))
*((روان
شناسی بالینی))
*((روان شناسی رشد))
*((روان شناسی یادگیر
ی))
+*((روانشناسی بالینی))
 *((فیزیولوژی)) *((فیزیولوژی))
 *((فیزیولوژی انگیزش)) *((فیزیولوژی انگیزش))
 *((فیزیولوژی درد)) *((فیزیولوژی درد))
 *((فیزیولوژی یادگیری و حافظه)) *((فیزیولوژی یادگیری و حافظه))
 *((مبانی فیزیولوژیک رفتار)) *((مبانی فیزیولوژیک رفتار))
 *((نظریه ارسطو)) *((نظریه ارسطو))
 *((نظریه دکارت)) *((نظریه دکارت))
 *((نظریه رفتار درمانی)) *((نظریه رفتار درمانی))
 *((نظریه لایپ نیتس)) *((نظریه لایپ نیتس))
 *((نظریه واتسون)) *((نظریه واتسون))

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 چهارشنبه 24 اسفند 1384 [10:16 ]   4   حسین خادم      جاری 
 چهارشنبه 05 مرداد 1384 [17:10 ]   3   حسین خادم      v  c  d  s 
 چهارشنبه 05 مرداد 1384 [17:04 ]   2   حسین خادم      v  c  d  s 
 پنج شنبه 18 فروردین 1384 [07:00 ]   1   حسین خادم      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..