منو
 صفحه های تصادفی
داروهای بیحس کننده موضعی
لیوریز
هرمزگان
ارتباط شیعیان با امام در زمان ظهور - ابو ربیع شامی
آثار دشمنی با امام علی علیه السلام
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و تربیت امام حسن علیه السلام
سلیمان بن خالد
خسرو شاه غزنوی
بهداشت بدن
مقایسه منبع صنعتی با تهیه آزمایشگاهی
 کاربر Online
530 کاربر online
تاریخچه ی: رباب

تفاوت با نگارش: 6

Lines: 1-29Lines: 1-29
 ابوالفرج از عوف بن خارجه نقل کرده است که: ابوالفرج از عوف بن خارجه نقل کرده است که:
 نزد ((عمر بن خطاب|عمر بن الخطاب)) بودم که مردی پیش او آمد و سلام کرد و گفت:« من مردی نصرانی هستم و نامم إمرء القیس است. آمده ام مسلمان شوم و احکام آن را بیاموزم.»  نزد ((عمر بن خطاب|عمر بن الخطاب)) بودم که مردی پیش او آمد و سلام کرد و گفت:« من مردی نصرانی هستم و نامم إمرء القیس است. آمده ام مسلمان شوم و احکام آن را بیاموزم.»
 اسلام را بر او عرضه کردند. مسلمان شد و امارت قبیله قضاعه را که در ((شام «سوریه»|شام)) بودند به او پیشنهاد کردند.  اسلام را بر او عرضه کردند. مسلمان شد و امارت قبیله قضاعه را که در ((شام «سوریه»|شام)) بودند به او پیشنهاد کردند.
 وقتی از نزد عمر بیرون آمد، ((حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام)) را ملاقات کرد و ((حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام|حسن)) و ((حضرت امام حسین علیه السلام|حسین)) علیهم السلام همراه پدر بودند.  وقتی از نزد عمر بیرون آمد، ((حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام)) را ملاقات کرد و ((حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام|حسن)) و ((حضرت امام حسین علیه السلام|حسین)) علیهم السلام همراه پدر بودند.
-امام به او فرمود:« من علی بن ابیطالب، پسرعموی ((حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله|رسول خدا)) و داماد اویم و اینان فرزندان منند که مادرشان ((حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام|فاطمه))، دختر رسول خداست. ما علاقمندیم با تو وصلت کنیم. +امام به او فرمود:« من علی بن ابیطالب، پسرعموی ((حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله|رسول خدا)) و داماد اویم و اینان فرزندان منند که مادرشان ((حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام|فاطمه))، دختر رسول خداست. ما علاقمندیم با تو وصلت کنیم.»
 امرءالقیس گفت:« یا علی، دختری دارم به نام محیاة که او را به عقد تو در می‌آورم، و دختر دیگرم، سلمی، را به فرزندت، حسن، و سومین دخترم، رباب، را به حسین می دهم.» امرءالقیس گفت:« یا علی، دختری دارم به نام محیاة که او را به عقد تو در می‌آورم، و دختر دیگرم، سلمی، را به فرزندت، حسن، و سومین دخترم، رباب، را به حسین می دهم.»
 آن روز به شب نرسید که امام علی علیه السلام رباب، دختر امرءالقیس، را به عقد فرزندش، حسین، در آورد.  آن روز به شب نرسید که امام علی علیه السلام رباب، دختر امرءالقیس، را به عقد فرزندش، حسین، در آورد.
-رباب از حسین علیه السلام صاحب دو فرزند شد، به نام های ((عبدالله بن الحسین علیه السلام|عبدالله)) و ((سکینه - یژگیها اتحا|سکینه )). +رباب از حسین علیه السلام صاحب دو فرزند شد، به نام های ((عبدالله بن الحسین علیه السلام|عبدالله)) و ((سکینه دختر اام حسین علیه الا|سکینه )).
 او از زنان برگزیده بود و پدرش، امرءالقیس، از اشراف و خانواده های بزرگ عرب به شمار می رفت. رباب در نزد امام حسین علیه السلام قدر و منزلت خاصی داشت. امام حسین علیه السلام این اشعار را درباره او و فرزندش، سکینه، سروده است:« دوست دارم خانه‌ای را که در آن سکینه و رباب باشند. آن دو را دوست می دارم، مالم را به آنان می‌بخشم و کسی حق سرزنش آنان را ندارد.» او از زنان برگزیده بود و پدرش، امرءالقیس، از اشراف و خانواده های بزرگ عرب به شمار می رفت. رباب در نزد امام حسین علیه السلام قدر و منزلت خاصی داشت. امام حسین علیه السلام این اشعار را درباره او و فرزندش، سکینه، سروده است:« دوست دارم خانه‌ای را که در آن سکینه و رباب باشند. آن دو را دوست می دارم، مالم را به آنان می‌بخشم و کسی حق سرزنش آنان را ندارد.»
-بعد از شهادت امام حسین علیه السلام، وقتی در مجلس ((عبیدالله بن زیاد|ابن زیاد)) نگاهش به سر مقدس شوهرش افتاد، بی‌تاب شد، آن سر مبارک را گرفت و بوسید و در کنار خود نهاد و نوحه‌سرایی کرد. +بعد از شهادت امام حسین علیه السلام، وقتی در مجلس ((عبیدالله بن زیاد|ابن زیاد))، رباب نگاهش به سر مقدس شوهرش افتاد، بی‌تاب شد، آن سر مبارک را گرفت و بوسید و در کنار خود نهاد و نوحه‌سرایی کرد.
 ابن اثیر می گوید:  ابن اثیر می گوید:
 رباب با قافله اسیران به شام رفت و چون به مدینه بازگشت، اشراف ((قریش)) از او خواستگاری کردند.  رباب با قافله اسیران به شام رفت و چون به مدینه بازگشت، اشراف ((قریش)) از او خواستگاری کردند.
 رباب گفت:« جز رسول خدا که من همسر فرزندش بودم، همسر فرزند هیچ‌کس دیگری نخواهم شد.» و تا یک سال همچنان گریست و از زیر آسمان به زیر هیچ سقفی نرفت تا از فرط اندوه جان سپرد. رباب گفت:« جز رسول خدا که من همسر فرزندش بودم، همسر فرزند هیچ‌کس دیگری نخواهم شد.» و تا یک سال همچنان گریست و از زیر آسمان به زیر هیچ سقفی نرفت تا از فرط اندوه جان سپرد.
 بعضی گفته اند رباب یک سال در کنار قبر امام حسین علیه السلام ماند، آنگاه به مدینه بازگشت و از شدت اندوه در گذشت. بعضی گفته اند رباب یک سال در کنار قبر امام حسین علیه السلام ماند، آنگاه به مدینه بازگشت و از شدت اندوه در گذشت.
 او در سوگ امام حسین اشعاری نیز سروده بود.  او در سوگ امام حسین اشعاری نیز سروده بود.
 !منابع:  !منابع:
 *نفس المفموم،صفحه 527  *نفس المفموم،صفحه 527
 *کامل بن اثیر، ج 4، ص 88 *کامل بن اثیر، ج 4، ص 88
 *قصه کربلا، ص 545.  *قصه کربلا، ص 545.
 !مراجعه شود به: !مراجعه شود به:
-*((اسیرن این و انا هراو)) +*((را، اوا، رحا))
 *((عزاداری خاندان امام حسین علیه السلام در مدینه)) *((عزاداری خاندان امام حسین علیه السلام در مدینه))

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 سه شنبه 26 مهر 1384 [07:32 ]   7   شکوفه رنجبری      جاری 
 یکشنبه 11 اردیبهشت 1384 [07:15 ]   6   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 یکشنبه 11 اردیبهشت 1384 [07:14 ]   5   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 یکشنبه 16 اسفند 1383 [14:53 ]   4   امیرمهدی حقیقت      v  c  d  s 
 یکشنبه 16 اسفند 1383 [14:49 ]   3   امیرمهدی حقیقت      v  c  d  s 
 یکشنبه 09 اسفند 1383 [09:22 ]   2   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 شنبه 03 مرداد 1383 [10:44 ]   1   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..