منو
 صفحه های تصادفی
دقت امام علی علیه السلام درباره خوراک
صولت الدوله قشقایی
ولادت حضرت مهدی عج در روز جمعه
دعاهای مستجاب امام موسی کاظم علیه السلام
استان همدان
بهینه سازی فعالیت میکروارگانیسمها در تصفیه فاضلاب
شغلها و سوابق پیامبر
پروتئین
زندگینامه مایکل کالینز
روانشناسی خرافات
 کاربر Online
415 کاربر online
تاریخچه ی: رباب

تفاوت با نگارش: 2

Lines: 1-21Lines: 1-29
-ابوالفرج از عوف بن خارجه نقل کرده است که نزد ((عمر بن خطاب|عمر بن الخطاب ))بودم که مردی پیش او آمد و سلام کرد عمر نام او را پرسید.

گفت: من مردی نصرانی هستم و نام من إمرء القیس است آمده ام تا اسلام اختیار کنم و اب آن را فا گیم اسلام را بر او عرضه کردند و مسلمان شد و امارت قبیله قضاعه را که در شام بودند به او پیشنهاد کردند و او پذیرفت.
+ابوالفرج از عوف بن خارجه نقل کرده است که: />نزد ((عمر بن خطاب|عمر بن الخطاب)) بودم که مردی پیش او آمد و سلام کرد و گفت:« من مردی نصرانی هستم و نامم إمرء القیس است. آمده ام مسلمان شوم و کام آن را یموم.»
اسلام را بر او عرضه کردند. مسلمان شد و امارت قبیله قضاعه را که در ((شام «سوریه»|شام)) بودند به او پیشنهاد کردند.
-چو از نزد عمر بیرون آمد، حضرت امیرالمومنین علیه السلام او را ملاقات کرد و حسن و حسین علیهم السلام همراه پدر بودند.
>>رت به او فرمود: من علی بن ابیطالب پسرعموی رسول خدا و داماد اویم و اینان فرزندان منند که مادرشان فاطمه دختر رسول خداست، ما یند با تو غبت داریم. امرءالقیس گفت: یا علی دختری دارم به نام محیاة او را به عقد تو در آوردم و دختر دیگرم سلمی را به فرزندت حسن و سومین دخترم را به نم رباب به حسین دادم.
+وتی از نزد عمر بیرون آمد، ((حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام)) را ملاقات کرد و ((حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام|حسن)) و ((حضرت امام حسین علیه السلام|حسین)) علیهم السلام همراه پدر بودند.
مم به او فرمود:« من علی بن ابیطالب، پسرعموی ((حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله|رسول خدا)) و داماد اویم و اینان فرزندان منند که مادرشان ((حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام|فاطمه))، دختر رسول خداست. ما لندیم با تو ولت کنیم.»
امرءالقیس گفت:« یا عل دختری دارم به نام محیاة که او را به عقد تو در می‌آورم، و دختر دیگرم، سلم را به فرزندت، حسن، و سومین دخترم، رباب را به حسین می دهم.»
-صاحب کتاب اغانی می گوید: آن روز به شب نرسید که امیالومنین رباب دختر امرءالقیس را به فرزندش حسین عقد فرمود.
>>رباب از حسین علیه السلام دو فرزند و به نامهای ((عبدالله)) ((سکینه - یژگیها اال|سکینه )) شام ن اب کلی می گوی که رباب از زنان برگزیده بود و پدر و امرءالقیس از اشراف و خانواده های بزرگ عرب به شمار می رفت و رباب در نزد امام حسین علیه السلام منزلتی ا داشت و همواره نظر عنایت امام حسین علیه السلام به او معطوف بود و این اشعار را امام حسین علیه السلام درباره او و فرزندش سکینه گفه اس: ه جان تو سوگن که من دوست دارم خانه ای را که در آن سکینه و رباب باشد، آن دو را دوست می دارم و مالم را بذ می کنم و قاب کننده را نزد من حق عقاب نی.

ویت د اس که بعد از شهادت ا علیه السلام رباب تا زنده بود پیوسته می نالید و می گریت.
+آن روز به شب نرسید که امام علی لیه السام رباب، دختر امرءالقیس، را به عقد فرزندش، حسین، در آورد.
رباب از حسین علیه السلام صاحب دو فرزند به نام های ((عبدالله ب الحسین عیه اسلام|الله)) و ((سکینه ختر اام سین لیه اللم|کینه )).
او از زنان برگزیده بود و پدر، امرءالقیس، از اشراف و خانواده های بزرگ عرب به شمار می رفت. رباب در نزد امام حسین علیه السلام قدر و منزلت ی داشت. امام حسین علیه السلام این اشعار را درباره او و فرزندش، سکینه سوه اس دوست دارم خانهای را که در آن سکینه و رباب باشند. آن دو را دوست می دارم، مالم را ب نان مم و کی سزنش ا را ندار.»
-ابن یر می وید: ربا ا قافله ایا به شام ف و چون مدینه باگشت اشرا قش او را ب همری طلبیدند.

رباب گفت: من هگز س ل خدا که همر فرزندش بودم همسر فرزند دیگری نخواهم شد و تا یک ال همچنان می گیست و ا ر سمان به پناه هیچ سقفی نرفت تا از ندوه جان سپر و عضی گفته اند: ضرت رباب یک ال در کنار قبر مم سن یه السلم مان نگاه به مینه مراجعت نمو و ز شدت اندوه در ذشت اشعاری یز در رثیه ام حسن سروه ود.
+بد ا ها اام ین یه اللا، وی در مس ((یله ن زیاد|ان یا))، راب نگاهش به سر ق وهر فتاد بیاب ، س مباک ا رفت و وید و در ار خد ها نوحهسریی کد.
-1- نفس المموم،فه 527 2- کام بن ایر، 4، 88 +ابن اثیر می گوید:
رباب با قافله اسیرا
ن به شام رفت و چون به مدینه بازگشت، اشراف ((قریش)) از او خواستگاری کردند.
رب
اب گفت:« جز رسول خدا که م همسر فرزندش بودم، همر فزند هیچ‌کس دیگری نخواهم شد.» و تا یک سال همچان گریست و از زیر آسمان ب زیر هی سقفی نرفت تا ز فرط اندوه جان سپرد.
بعض
ی گفته اند راب ک ال ر کنار قبر امام حسن لیه السلام ماند، آنگاه به مدینه بازگشت و از شدت اندوه در گذشت.
او در سوگ امام حسین اشعاری نیز سروده بود.
-منابع: قصه کربلا، ص 545. +!منابع:
*نفس المفموم،صفحه 527
*کامل بن اثیر، ج 4، ص 88
*
قصه کربلا، ص 545.
-مراجعه شود به:

((وگر از راو))

((عزاداری ا یت علیهم السلام در مدینه))
+!مراجعه شود به:
*((، ازاج، ارحا))
*((عزاداری خادا مام حسین علیه السلام در مدینه))

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 سه شنبه 26 مهر 1384 [07:32 ]   7   شکوفه رنجبری      جاری 
 یکشنبه 11 اردیبهشت 1384 [07:15 ]   6   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 یکشنبه 11 اردیبهشت 1384 [07:14 ]   5   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 یکشنبه 16 اسفند 1383 [14:53 ]   4   امیرمهدی حقیقت      v  c  d  s 
 یکشنبه 16 اسفند 1383 [14:49 ]   3   امیرمهدی حقیقت      v  c  d  s 
 یکشنبه 09 اسفند 1383 [09:22 ]   2   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 شنبه 03 مرداد 1383 [10:44 ]   1   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..