منو
 کاربر Online
1318 کاربر online
تاریخچه ی: رابطه دین و آزادی

تفاوت با نگارش: 3

Lines: 1-59Lines: 1-47
 !معناى آزادى  !معناى آزادى
 آزادى عبارتست از: ~~green:رهایى از جبر غیر و عمل به اقتضاى طبیعت~~.  آزادى عبارتست از: ~~green:رهایى از جبر غیر و عمل به اقتضاى طبیعت~~.
-تصور رایج از آزادى همین رهایى از جبر غیر است در حالیکه علاوه بر رهایى از غیر باید منسوب به خود فاعل عمل نیز باشد .
برخى از ((مکتب|مکاتب)) براى انسان اصلاً قائل به ماهیت و طبیعتى نیستند که شکل نهایى این نظریه در ((اگزیستانسیالیسم)) از نوع ((سارتر)) وجود دارد.

از نظر ما اگر چیزى ((خود)) نداشته باشد و ماهیتى نداشته باشد نمى توان از آزاد بودن آن تصورى به هم رساند این وجه سلبى رهایى از جبر غیر براى فهم و درک علت به وجود آمدن یک عمل کافى نیست. اصولاً و منطقاً تا خودى در کار نباشد غیر هم معنى و مفهومى نخواهد داشت زیرا غیر هر آن چیزى است که از دایره خود بیرون است و اگر چنین دایره اى وجود نداشته باشد همه چیز غیر مى شود و وقتى همه چیز غیر شد، هیچ چیز غیر نخواهد بود .
+تصور رایج از آزادى همین رهایى از جبر غیر است در حالیکه علاوه بر رهایى از غیر باید منسوب به خود فاعل عمل نیز باشد .برخى از ((مکتب|مکاتب)) براى انسان اصلاً قائل به ماهیت و طبیعتى نیستند که شکل نهایى این نظریه در ((اگزیستانسیالیسم)) از نوع ((سارتر)) وجود دارد.
از نظر ما اگر چیزى ((خود)) نداشته باشد و ماهیتى نداشته باشد نمى توان از آزاد بودن آن تصورى به هم رساند.
 !رابطه آزادى و دیندارى  !رابطه آزادى و دیندارى
 در طول تاریخ درباره نسبت خدا و آزادى آراى متفاوت و گاه متضادى ابراز شده است. آنان که اعتقاد به خدا و خداپرستى را با آزادى مانعه الجمع مى پنداشته اند خود دو دسته اند. در طول تاریخ درباره نسبت خدا و آزادى آراى متفاوت و گاه متضادى ابراز شده است. آنان که اعتقاد به خدا و خداپرستى را با آزادى مانعه الجمع مى پنداشته اند خود دو دسته اند.
-*یک دسته کسانى که خدا را برمى گزینند و آزادى را رها مى کنند .از میان نمایندگان این دسته مى توان در عالم اسلام به ((متکلمان)) ((اشعرى)) اشاره کرد و در ((مسیحیت)) به ((مالبرانش)) (1715 ـ 1638) فیلسوف فرانسوى.  
-*((اشاعره)) معتقد بودند که فرض وجود انسانى که مختار باشد، با فرض خدایى که قادر و عالم مطلق باشد, منافات دارد. آنان با تمسک به قاعده ((~~green:لاموئثر فى الوجود الاّالله~~)) تاثیر در ایجاد و افعال را از هر موجود دیگرى از جمله انسان سلب مى کردند و به طریق اولى آزادى و اختیار او را منکر مى شدند.
مالبرنش نیز عقیده اى کمابیش شبیه عقیده متکلمان اشعرى داشت.
+*یک دسته کسانى که خدا را برمى گزینند و آزادى را رها مى کنند .از میان نمایندگان این دسته مى توان در عالم اسلام به ((متکلمان)) ((اشعرى)) اشاره کرد و در ((مسیحیت)) به ((مالبرانش)) (1715 ـ 1638) فیلسوف فرانسوى.((اشاعره)) معتقد بودند که فرض وجود انسانى که مختار باشد، با فرض خدایى که قادر و عالم مطلق باشد, منافات دارد. آنان با تمسک به قاعده ((~~green:لاموئثر فى الوجود الاّالله~~)) تاثیر در ایجاد و افعال را از هر موجود دیگرى از جمله انسان سلب مى کردند و به طریق اولى آزادى و اختیار او را منکر مى شدند. مالبرنش نیز عقیده اى کمابیش شبیه عقیده متکلمان اشعرى داشت.
 *دسته دوم آنها که در این تقابل، جانب آزادى را گرفته, خدا را به کنارى مى نهند از نظر اینان, آزادى رکن اصلى ذات انسان است و گرفتن جانب آزادى، در واقع انتخاب انسان و نفى اعتقاد به خداست. از نمایندگان این دسته ، یکى ((نیچه)) است‌‌ودیگرى پل سارتر. *دسته دوم آنها که در این تقابل، جانب آزادى را گرفته, خدا را به کنارى مى نهند از نظر اینان, آزادى رکن اصلى ذات انسان است و گرفتن جانب آزادى، در واقع انتخاب انسان و نفى اعتقاد به خداست. از نمایندگان این دسته ، یکى ((نیچه)) است‌‌ودیگرى پل سارتر.
 *نیچه به انسان و زندگى و خواست او, اصالت مى دهد. در نظر او کمال مطلوب انسان آن است که خود ارزش گذار باشد نه آنکه از ارزشهاى دیگران تبعیت و اطاعت کند. او اطاعت ازخدا را با میل به رهایى و آزادى مغایر مى داند و معتقد است به ویژه خداى مسیحیها, شور و شوق و نشاط را در انسان مى میراند. وى معتقد است : نیرومندى و آزادى عقلى و استقلال انسان و دلبستگى به آینده او خدا نا باورى مى طلبد, ایمان نشانه ناتوانى، ترس، تباهى، و نگره نفى کننده زندگى است. *نیچه به انسان و زندگى و خواست او, اصالت مى دهد. در نظر او کمال مطلوب انسان آن است که خود ارزش گذار باشد نه آنکه از ارزشهاى دیگران تبعیت و اطاعت کند. او اطاعت ازخدا را با میل به رهایى و آزادى مغایر مى داند و معتقد است به ویژه خداى مسیحیها, شور و شوق و نشاط را در انسان مى میراند. وى معتقد است : نیرومندى و آزادى عقلى و استقلال انسان و دلبستگى به آینده او خدا نا باورى مى طلبد, ایمان نشانه ناتوانى، ترس، تباهى، و نگره نفى کننده زندگى است.
 *سارتر ((فیلسوف)) اگزیستانسیالیسم متفکر دیگرى است که خدا و آزادى را قابل جمع نمى داند. سارتر براى انسان قائل به ذات و طبیعت نیست. در نظر او هستى انسان بر ذات او تقدم دارد و انسان, سازنده نامتناهى و مطلق است. انسان آزاد است, و خدا پرستى که مستلزم اطاعت از خداست با آزادى او منافات دارد. *سارتر ((فیلسوف)) اگزیستانسیالیسم متفکر دیگرى است که خدا و آزادى را قابل جمع نمى داند. سارتر براى انسان قائل به ذات و طبیعت نیست. در نظر او هستى انسان بر ذات او تقدم دارد و انسان, سازنده نامتناهى و مطلق است. انسان آزاد است, و خدا پرستى که مستلزم اطاعت از خداست با آزادى او منافات دارد.
-وى مى گوید:اگر خدایى بود که همه چیز را مقدر مى کرد یا حتى همه چیز را مى دانست. آینده به ضرورت چنان مى بود که خدا در علم قبلى خویش مى دید. از این رو, نفى خالقى علیم, شرط عقلى و منطقى حریت‌کامل‌انسان‌است. 
 !نقد نظریه ناسازگارى خدا پرستى و آزادى !نقد نظریه ناسازگارى خدا پرستى و آزادى
   
 براى آن دسته از ((فلسفه)) هایى که براى انسان هویتى قائل نیستند باید گفت در اینصورت اصولاً نمى توانیم تصورى از آزادى او داشته باشیم چه رسد به آن که بخواهیم سازگارى یا ناسازگارى آن را با خدا تصور کنیم بالاخره ما باید کسى باشیم و هویتى داشته باشیم تا عمل به حکم انتسابش به ما،عمل ما محسوب شود و به غیر ما منسوب نشود . براى آن دسته از ((فلسفه)) هایى که براى انسان هویتى قائل نیستند باید گفت در اینصورت اصولاً نمى توانیم تصورى از آزادى او داشته باشیم چه رسد به آن که بخواهیم سازگارى یا ناسازگارى آن را با خدا تصور کنیم بالاخره ما باید کسى باشیم و هویتى داشته باشیم تا عمل به حکم انتسابش به ما،عمل ما محسوب شود و به غیر ما منسوب نشود .
 همچنین در ((مذهب)) اصالت ماده یعنى ((ماتریالیسم)) نمى توان براى آزادى انسان معنایى قائل شد، زیرا بنابر اصالت ماده، انسان در مقایسه با طبیعت, صاحب شانى خاص و هویتى مستقل نیست و محکوم به جبر ماده است.  همچنین در ((مذهب)) اصالت ماده یعنى ((ماتریالیسم)) نمى توان براى آزادى انسان معنایى قائل شد، زیرا بنابر اصالت ماده، انسان در مقایسه با طبیعت, صاحب شانى خاص و هویتى مستقل نیست و محکوم به جبر ماده است.
-!آیا تبعیت از خدا، تبعیت از غیر است و آیا تبعیت از غیر همیشه با اکراه و اجبار توام است؟

*در مغرب زمین آنان که قائل به ناسازگارى خداپرستى و آزادى انسان بوده اند تصورشان این بوده که اطاعت از خدا, اطاعت از غیر است و اینان در واقع تصورى که از خدا داشته اند, تصور یک ((حاکم)) مقتدر همه دانى و همه توانى است که مستبداً بر انسان حکومت دارد ; درست مثل این که انسان در جامعه اى زندگى کند که با ((حکومت)) استبدادى روبرو باشد و رفتار او را حکومت به اجبار تعیین کند.

**
با چنین تصویرى از خدا و با تعریف آزادى به (~~green:رهایى از غیر~~) آزادى و خدا مانعه الجمع مى شوند. ولکن همیشه تبعیت از غیر به معناى اجبار واکراه نیست ما در عالم شاهد موارد بسیارى هستیم که انسان از دیگرى تبعیت مى کند و این به معناى مجبور بودن و آزاد نبودن نیست.

بهترین مصداق این نوع تبعیت, ((عشق)) است. ((عاشق)) از ((معشوق)) اطاعت و تبعیت مى کند و در اصل وجود خودش را نفى و انکار مى کند و به قول شاعر خودش را به زنجیر گیسوى معشوق مى بندد و هیچ احساس تنزل و محدودیت و جبر و اکراه نمى کند.

زندانى احساس ((جبر)) و تنزل شخصیت مى کند، در حالى که یک عاشق در عشق, احساس تعالى مى کند و در این حال به هیچ عنوان از خودش دم نمى زند. چه سرى در عاشقى نهفته است که عاشق احساس نمى کند آزادى خودش را از دست داده است؟

*سر مطلب این جاست که میان عاشق و معشوق دیگر آن دوگانگى و تغایر وجود ندارد ، یعنى عاشق وجود خودش را در معشوق مى بیند و معشوق را در خودش جستجو مى کند ; یعنى به سان یک روح در دو بدن است .
+*در مغرب زمین آنان که قائل به ناسازگارى خداپرستى و آزادى انسان بوده اند تصورشان این بوده که اطاعت از خدا, اطاعت از غیر است و اینان در واقع تصورى که از خدا داشته اند, تصور یک ((حاکم)) مقتدر همه دانى و همه توانى است که مستبداً بر انسان حکومت دارد ; درست مثل این که انسان در جامعه اى زندگى کند که با ((حکومت)) استبدادى روبرو باشد و رفتار او را حکومت به اجبار تعیین کند.با چنین تصویرى از خدا و با تعریف آزادى به (~~green:رهایى از غیر~~) آزادى و خدا مانعه الجمع مى شوند. ولکن همیشه تبعیت از غیر به معناى اجبار واکراه نیست ما در عالم شاهد موارد بسیارى هستیم که انسان از دیگرى تبعیت مى کند و این به معناى مجبور بودن و آزاد نبودن نیست.بهترین مصداق این نوع تبعیت, ((عشق)) است. ((عاشق)) از ((معشوق)) اطاعت و تبعیت مى کند و در اصل وجود خودش را نفى و انکار مى کند و به قول شاعر خودش را به زنجیر گیسوى معشوق مى بندد و هیچ احساس تنزل و محدودیت و جبر و اکراه نمى کند.
-حال اگر تصور ما از خدا همان تصور مطرح در غرب باشد هیچ نسبت با دل و جان و هویت ما ندارد اما اگر نگرش ما به خدا و تصور ما از خدا, تصورى عاشقانه و متبنى بر دوستى باشد مساله فرق خواهد کرد. +*سر مطلب این جاست که میان عاشق و معشوق دیگر آن دوگانگى و تغایر وجود ندارد ، یعنى عاشق وجود خودش را در معشوق مى بیند و معشوق را در خودش جستجو مى کند ; یعنى به سان یک روح در دو بدن است .حال اگر تصور ما از خدا همان تصور مطرح در غرب باشد هیچ نسبت با دل و جان و هویت ما ندارد اما اگر نگرش ما به خدا و تصور ما از خدا, تصورى عاشقانه و متبنى بر دوستى باشد مساله فرق خواهد کرد.
 !منبع !منبع
 *اندیشه حوزه سال پنجم،شماره چهارم ، مقاله عبودیت و آزادیهاى بشرى ازآقای حداد عادل *اندیشه حوزه سال پنجم،شماره چهارم ، مقاله عبودیت و آزادیهاى بشرى ازآقای حداد عادل
 +*پایگاههای اسلامی اینترنت، نسخه 3
 !برای مطالعه بیشتر بخوانید !برای مطالعه بیشتر بخوانید
 *((رابطه انسان و خدا در اسلام از نظرآزادی )) *((رابطه انسان و خدا در اسلام از نظرآزادی ))
-((تفاوت آزادى اسلامى با آزادى غربى))
((منشا آزادى چیست ؟))
((تفاوت آزادى انسانى با آزادى حیوانى))
((آزادى و اراده انسان))
((آزادى فکر و اندیشه))
((آزادى عقیده))
((آزادی جنسی))
((آزادی معنوی))
((آزادی احزاب و گروهها))
((آزادی زنان))
+*((تفاوت آزادى اسلامى با آزادى غربى))
*((منشا آزادى چیست ؟))
*((رابطه دین با آزادی از نظر مصباح یزدی))
*((موانع آزادی))
*((قیود آزادی))
*((آزادی مطلق یا محدود))
*((آزادی و تقوی))
*((آزادی و زهد))
*((آزادی و تکلیف))
*
((تفاوت آزادى انسانى با آزادى حیوانى))
*((آزادى و اراده انسان))
*((آزادى فکر و اندیشه))
*((آزادى عقیده))
*((آزادی جنسی))
*((آزادی احزاب و گروهها))
*((آزادی زنان))

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 دوشنبه 26 اردیبهشت 1384 [11:31 ]   9   اسماعیل جلمبادانی      جاری 
 جمعه 14 اسفند 1383 [18:09 ]   8   اسماعیل جلمبادانی      v  c  d  s 
 جمعه 14 اسفند 1383 [17:57 ]   7   اسماعیل جلمبادانی      v  c  d  s 
 جمعه 14 اسفند 1383 [17:54 ]   6   اسماعیل جلمبادانی      v  c  d  s 
 جمعه 14 اسفند 1383 [17:20 ]   5   اسماعیل جلمبادانی      v  c  d  s 
 شنبه 08 اسفند 1383 [11:39 ]   4   اسماعیل جلمبادانی      v  c  d  s 
 شنبه 08 اسفند 1383 [11:36 ]   3   اسماعیل جلمبادانی      v  c  d  s 
 یکشنبه 25 بهمن 1383 [12:08 ]   2   اسماعیل جلمبادانی      v  c  d  s 
 یکشنبه 25 بهمن 1383 [12:05 ]   1   اسماعیل جلمبادانی      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..