منو
 صفحه های تصادفی
قطعات رایانه
تمرینات تاکتیکی تنیس
اخلاص امام صادق علیه السلام در انفاق
گندزدایی آب
جو زمین
آذربایجان شرقی
جدول اعداد اول
پیش به سوی صنعت
اصول و مفاهیم اصلی محیط زیست
علل ناکامی مدیریت کیفیت جامع 1
 کاربر Online
638 کاربر online
Lines: 1-40Lines: 1-43
 +{picture=f6.jpg height=250 width=275 align=left}
 V{maketoc} V{maketoc}
 !مقدمه !مقدمه
-زندگی کوتاه و مبارک فاطمه زهرا سراسر درس است و آموزنده. لذا ما باید تمام زوایای آنرا دقیقا بررسی کنیم. از جمله امور مهم و پرماجرایی که باید همیشه برای ما یک تابلوی زنده و حیاتی باشد جریان ازدواج آن مخدره است که اینک به بیان نسبتا مختصری از آن می‏پردازیم. +زندگی کوتاه و مبارک ((حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام|فاطمه زهرا)) سراسر درس است و آموزنده. لذا ما باید تمام زوایای آنرا دقیقا بررسی کنیم. از جمله امور مهم و پرماجرایی که باید همیشه برای ما یک تابلوی زنده و حیاتی باشد جریان ازدواج آن مخدره است که اینک به بیان نسبتا مختصری از آن می‏پردازیم.
 !خواستگاری اشراف قریش از فاطمه (س) و جواب پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم !خواستگاری اشراف قریش از فاطمه (س) و جواب پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم
-خواستگاری : چون فاطمه (علیهاسلام) به سن ازدواج رسیدند، اکابر و اشراف ((قریش|قریش ))که دارای فضل و شرافتی بودند و در اسلام سابقه داشتند برای خواستگاری آن دختر گرامی اقدام میکردند ولی رسول خدا به هیچ کدام آنها جواب مثبت نمی داد بلکه از آنها صورت برمی گرداند بطوری که خیال میکردند رسول خدا از آنها غضبناک است. +خواستگاری: چون فاطمه (علیهاسلام) به سن ازدواج رسیدند، اکابر و اشراف ((قریش|قریش)) که دارای فضل و شرافتی بودند و در اسلام سابقه داشتند برای خواستگاری آن دختر گرامی اقدام میکردند ولی ((حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله|رسول خدا)) به هیچ کدام آنها جواب مثبت نمی داد بلکه از آنها صورت برمی گرداند بطوری که خیال میکردند رسول خدا از آنها غضبناک است.
-یک بار ((ابوبکر|ابوبکر ))نزد رسول خدا آمد و از فاطمه خواستگاری کرد رسول خدا فرمود امر فاطمه با پروردگار اوست بعد از ابوبکر،((عمر بن خطاب|عمر ))به خواستگاری آمد رسول خدا همان جواب را دادند. +یک بار ((ابوبکر|ابوبکر)) نزد رسول خدا آمد و از فاطمه خواستگاری کرد رسول خدا فرمود امر فاطمه با پروردگار اوست بعد از ابوبکر، ((عمر بن خطاب|عمر)) به خواستگاری آمد رسول خدا همان جواب را دادند.
-یک روز ابوبکر و عمر در مسجد رسول خدا نشسته بودند، صحبت از ازدواج فاطمه (علیهاسلام) پیش آمد ابوبکر گفت اشراف قریش از فاطمه خواستگاری کرده اند و رسول خدا نپذیرفته اما ((حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام|علی بن ابیطالب ))هنوز از او خواستگاری نکرده و من گمان میکنم به علت اینست که دستش از مال دنیا خالی است و به نظر من خداوند و پیامبرش فاطمه را برای علی بن ابیطالب نگه داشته اند گفتند برویم و به علی علیه السلام پیشنهاد بدهیم، از مسجد خارج شدند و نزد امیرالمومنین رسیدند. +یک روز ابوبکر و عمر در ((مسجد رسول خدا)) نشسته بودند، صحبت از ازدواج فاطمه (علیهاسلام) پیش آمد. ابوبکر گفت اشراف قریش از فاطمه خواستگاری کرده اند و رسول خدا نپذیرفته اما ((حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام|علی بن ابیطالب)) هنوز از او خواستگاری نکرده و من گمان میکنم به علت اینست که دستش از مال دنیا خالی است و به نظر من خداوند و پیامبرش فاطمه را برای علی بن ابیطالب نگه داشته اند گفتند برویم و به علی علیه السلام پیشنهاد بدهیم، از مسجد خارج شدند و نزد امیرالمومنین رسیدند.
-ابوبکر گفت ای علی چرا از فاطمه خواستگاری نمیکنی؟ فرمود به خدا قسم فاطمه در موضع رغبت و میل من است ولی من چیزی از مال دنیا ندارم. به هرحال آنها امیرالمومنین را راضی کردند امیرالمومنین به خانه آمد و نعلین خود را پوشید و به سوی رسول خدا رفت. +ابوبکر گفت: ای علی چرا از فاطمه خواستگاری نمیکنی؟ فرمود به خدا قسم فاطمه در موضع رغبت و میل من است ولی من چیزی از مال دنیا ندارم. به هرحال آنها امیرالمؤمنین را راضی کردند امیرالمؤمنین به خانه آمد و نعلین خود را پوشید و به سوی رسول خدا رفت.
 !خواستگاری امیرالمؤمنین علیه السلام از فاطمه (س) !خواستگاری امیرالمؤمنین علیه السلام از فاطمه (س)
-رسول خدا در منزل ((ام سلمه|ام سلمه ))بود. امیرالمومنین آمد و در زد و رسول خدا فرمود ای ام سلمه بلند شو و در را باز کن، کوبنده در کسی است که او را خدا و رسولش دوست دارند و او خدا و رسولش را دوست دارد ام سلمه گفت ای رسول خدا او را که هنوز ندیده ای! رسول خدا فرمود ساکت باش ای ام سلمه او برادر و پسر عم من علی (علیه السلام) است او نه سست ری است و نه سبک مغز او محبوب ترین خلق است در نزد من. +رسول خدا در منزل ((ام سلمه|ام سلمه)) بود. امیرالمؤمنین آمد و در زد و رسول خدا فرمود ای ام سلمه بلند شو و در را باز کن، کوبنده در کسی است که او را خدا و رسولش دوست دارند و او خدا و رسولش را دوست دارد. ام سلمه گفت: ای رسول خدا او را که هنوز ندیده ای! رسول خدا فرمود ساکت باش ای ام سلمه او برادر و پسر عم من علی (علیه السلام) است، او نه سست ری است و نه سبک مغز او محبوب ترین خلق است در نزد من.
-ام سلمه میگوید فورا بلند شدم و در را باز کرد دیدم علی بن ابیطالب است ولی به خدا قسم علی صبر کرد تا من در محل مستور و پوشیده ای رفتم بعد داخل شد. +::{picture=fatemeh1.jpg height=147 width=200}::

ام سلمه میگوید: فوراً بلند شدم و در را باز کردم، دیدم علی بن ابیطالب است ولی به خدا قسم علی صبر کرد تا من در محل مستور و پوشیده ای رفتم بعد داخل شد.
 امیرالمومنین به محض داخل شدن سلام کرد و رسول خدا پاسخ او را داده فرمود بنشین. امیرالمومنین نشست اما جلالت و عظمت رسول خدا مانع است که حرفی بزند، سر خود را پائین انداخته گویی برای حاجتی آمده است اما از اظهار آن حیا میکند.  امیرالمومنین به محض داخل شدن سلام کرد و رسول خدا پاسخ او را داده فرمود بنشین. امیرالمومنین نشست اما جلالت و عظمت رسول خدا مانع است که حرفی بزند، سر خود را پائین انداخته گویی برای حاجتی آمده است اما از اظهار آن حیا میکند.
 رسول خدا فرمود گویا برای حاجتی آمده ای هر چه می خواهی بگو امیرالمومنین عرضه داشت پدر و مادرم فدایت باد از کوچکی در دامان پر مهر شما بزرگ شده ام شما مرا غذا دادید و مرا ادب نمودید و از پدر و مادرم بر من مهربانتر بودید و بالاتر از همه خدای تعالی مرا بدست مبارک شما هدایت فرمود و از حیرت و شک بیرون آورد و شما ای رسول خدا بخدا قسم ذخیره من هستید در دنیا و آخرت. . .  رسول خدا فرمود گویا برای حاجتی آمده ای هر چه می خواهی بگو امیرالمومنین عرضه داشت پدر و مادرم فدایت باد از کوچکی در دامان پر مهر شما بزرگ شده ام شما مرا غذا دادید و مرا ادب نمودید و از پدر و مادرم بر من مهربانتر بودید و بالاتر از همه خدای تعالی مرا بدست مبارک شما هدایت فرمود و از حیرت و شک بیرون آورد و شما ای رسول خدا بخدا قسم ذخیره من هستید در دنیا و آخرت. . .
 ای رسول خدا من دوست دارم خانه ای داشته باشم و زوجه ای انتخاب کنم تا موجب آرامش من باشد و اینک من آمده ام تا از دختر گرامی ات فاطمه خواستگاری کنم.  ای رسول خدا من دوست دارم خانه ای داشته باشم و زوجه ای انتخاب کنم تا موجب آرامش من باشد و اینک من آمده ام تا از دختر گرامی ات فاطمه خواستگاری کنم.
 !رضایت خدا و رسولش و فاطمه بر این وصلت !رضایت خدا و رسولش و فاطمه بر این وصلت
-ام سلمه میگوید من بصورت رسول خدا نگاه کردم دیدم از شدت خرسندی و شادمانی میدرخشد، فرمود علی جان قبل از تو افراد زیادی از فاطمه خواستگاری کرده اند ولی من در صورت فاطمه گرفتگی و کراهت میدیدم کمی صبر کن تا برگردم رسول خدا بلند شدند و رفتند نزد فاطمه (علیهاسلام) و فرمودند فاطمه جان من از خدا ی تعالی خواسته ام که بهترین خلقش با تو ازدواج کند و اینک علی بن ابیطالب که تو سابقه فضل و اسلامش را میدانی آمده و صحبتی کرده است. +ام سلمه میگوید من بصورت رسول خدا نگاه کردم دیدم از شدت خرسندی و شادمانی میدرخشد، فرمود علی جان قبل از تو افراد زیادی از فاطمه خواستگاری کرده اند ولی من در صورت فاطمه گرفتگی و کراهت میدیدم کمی صبر کن تا برگردم رسول خدا بلند شدند و رفتند نزد فاطمه (علیهاسلام) و فرمودند فاطمه جان من از خدای تعالی خواسته ام که بهترین خلقش با تو ازدواج کند و اینک علی بن ابیطالب که تو سابقه فضل و اسلامش را میدانی آمده و صحبتی کرده است.
 فاطمه (علیهاسلام) که یک دنیا حیا و عفت بود سکوت کرد رسول خدا فرمود الله اکبر سکوت او دلیل بر رضایت اوست در این هنگام جبرئیل نازل شد و عرضه داشت ای محمد فاطمه را به ازدواج علی بن ابیطالب درآور که خداوند به این ازدواج راضی و خشنود است فاطمه (علیهاسلام) که یک دنیا حیا و عفت بود سکوت کرد رسول خدا فرمود الله اکبر سکوت او دلیل بر رضایت اوست در این هنگام جبرئیل نازل شد و عرضه داشت ای محمد فاطمه را به ازدواج علی بن ابیطالب درآور که خداوند به این ازدواج راضی و خشنود است
-
(رسول خدا برگشت و خبر رضایت را به امیرالمومنین داد)
+(رسول خدا برگشت و خبر رضایت را به امیرالمومنین داد)
-منابع:

بحار الانوار، ج 43، ص 124، ح 32.
+!منابع:
*بحارالانوار، ج 43، ص 124، ح 32.
-مراجعه شود به:

((رضایت فاطمه از همسری با امیالومنین))

((مهریه فاطمه علیها سلام))

((عقد آسمانی فاطمه علیهاسلام))

((اعلان عمومی ازدواج فاطمه علیها سلام))

((مقدمات عروسی))
+!مراجعه شود به:
*((رضایت فاطمه از همسری با امام علی لیه السام))
*((مهریه فاطمه علیها سلام))
*((عقد آسمانی فاطمه علیهاسلام))
*((اعلام ازدواج فاطمه و امام علی علیهماالسلام))
*((مقدمات عروسی))

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 چهارشنبه 28 تیر 1385 [16:27 ]   8   محمد ورهرام      جاری 
 چهارشنبه 28 تیر 1385 [16:26 ]   7   محمد ورهرام      v  c  d  s 
 چهارشنبه 28 تیر 1385 [16:26 ]   6   محمد ورهرام      v  c  d  s 
 چهارشنبه 28 تیر 1385 [16:25 ]   5   محمد ورهرام      v  c  d  s 
 چهارشنبه 28 تیر 1385 [16:20 ]   4   محمد ورهرام      v  c  d  s 
 سه شنبه 10 خرداد 1384 [12:26 ]   3   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 یکشنبه 15 آذر 1383 [09:54 ]   2   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 دوشنبه 06 مهر 1383 [06:47 ]   1   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..