منو
 صفحه های تصادفی
واژگان علوم گیاهی
پرخاش حسنین به مروان
قفل شکنان و قفل سازان
روشهای درمان پوکی استخوان
چرخ‌گوشت معمولی
Mercury «element»
سحابی سیاره نما
نقش عوامل محیطی در نقایص مادرزادی
اختلال رشد بچه
رشته قارچ شناسی پزشکی
 کاربر Online
434 کاربر online
تاریخچه ی: خواجه نصیر الدین طوسی

تفاوت با نگارش: 2

Lines: 1-15Lines: 1-78
-در روز شنبه 11 جمادی‌الاول سال 597 درخشرین چههی کمت و یای ق هفم ر ین طوس نیا آمد. نا و مم و شهرتش خواجه است. خواجه نصیر ایام کودکی نوجوانی خود را در طوس گذراند و دروس مقدماتی از قبیل خواندن و نوشتن قرائت قرآن و قواعد زبان عرب و را از پدر خوی م طوسی در هر خود ست اسادش و دای درش لاس د وانی ا بر تن کرد و لقب یالدین را رفت. خواجه نیر س ا گراد تیات س از راندن تحصیلات مداتی به توصیی ایی رش یت د یل معما نیاب مهارت کرد. او درس خارج فقه و حدیث و رجال را ه م یک سال ن مام رج الدین یاد گ و و د اشارات ابن سینا را ر درهی امیه نیشابور د فریدالدین دااد نیاری درس گیر. د ا ن به م مهارت کر و از به اان آمد و چون اای که باند ا او ساد کند یدا نکد ب عراق فت. در عا علم ا ا ر ی مانی رارت و ق را از علامه حلی مت و لامه نی ا واه کت فراگر. نیادی در وصل مر کمالالین وی حار شد و نوم و ریای را ا او وخت و س ب ایرا بازگشت.
ا چندمه اام در ر قا و دوا در ا ب اتفاق همسش لع اسمایلیان دو . در این ان کا هارهااراق ا کویه را ا ربی به اری رمه کد ا اخلاق نای را بر ن نهاد. همنین له ینیه د علم ی ا به یان اری نو. او ود 26 ال لع اماعیلیه به ر برد و کبهای متی ا در آن ا یف کرد.
بای رصد خانه مراغه در سال 656 آغاز ردید و در سا 672 خواجه نیر وات یات به ایا رسید. در آن اتمانهای ه ی سه و دره ای دااه موص و مدسای م بای لا علوم دینی اته د. در رد خان ماه از اباهای نوی متدی که ا قلعهی المت و بغداد ورده بودد اتفاده شد و یی ا هین رانها به مار ر. یکی دیگر کارهای برگ وسی کتابخانهای در ردخانه مراه بود.
شاگرد وی عبارت بودند :
1-
لام ی />2- ابن میم حرانی />3- طالدین یرازی و />وی سیای ا وم ر خوی خو لسه و یای اب نظر وه است ایی ه بزران ل از او با تیراتی چون ستاد ب، ل علما، مل ال یاد کرداند. بی از ار هم و بارتد ا: />1- تجرید العای /> 2- واعد القای /> 3- ترید المنق /> 4-رح تجرید و />و سرانا در هیجدهم ماه ذی‌الحجه سال 673 هـ . ق مردم بغداد ه زای خواجه نشستند. />
+V{maketoc}
-=::خـواجه نصیر ال
دیـن طوسى 597 _ 672 هـ ق::=-
!ولادت
خـواجه نصی
ر الدیـن طوسى، روز شنبه یازدهـم جمادى الاول سال 597 هـ.ق در ش ط خراسان چشـم به هان گشود نم او ممد، کنیه ا (ب جعف ) لق یر دیـن) (محقق طوسى) (تاد ا) و شهرتـش (خـواجه) است.
!تحصیلات
خواجه نصیر الدیـن ایام کودک و جـوانى خود را در طوس گذراند، و دروس مقدماتى از قبیل خـواندن و نوشتـن، قرائت قرآن، قـواعد زبان عربـى و فارسى معانى و بیان و مقدارى از علـوم منقـول از قبیل حدیث و ... را نزد پدر روحانى خـو مد بن ـن طـوسى) فارفت ر ایـن ایام خواجه نصیر از مادرش در یادگیرى خـواندن قـن و متـون فارسـى استفاده مـى کـرد .خواجه بعد از طى دوره سح عالى در نیشابـور و برای ادامه حصیل ب شهر رى و از آنجا به قم و بعد از مدتی راهى اصفهان شد، لیکـن ر اصفهان استادى ک بتواند ز و ستفاده نماد نیفت بعد از انـدک مـدتـى به عراق مهاجـرت نمـود در راق علـم فقه را فرارفته و در سال 619 هـ ق، موفق به اخذ درج جتهاد و اجازه روای از معن الـدیـن گشت خـواجه در عراق ر درس اصـول فقه علامه حلـى حـاضـر گشت، وى نیز متقـابلا در درس حکمت خواجه شرکت مى نمو ایـن سنت حسنه تاکنون در حوزه ها باقى است و ستاد و شاگد به فراخور معلـومات علمـى یکـدیگر از ـم استفه مـى کنند و نهایت تواضع و فروتنـى را برا کسب علـم از خو نان مى دهند.
خـواجه سپـس د
ر موصل نجـوم و ریاضـى را مـىآمـوزد به ایـن ترتیب خـواجه نصیر دوران تحصیل خـود را پشت سر مى گذارد بعد از مـدتها دورى از وطـن و خـانـواده قصـد عزیمت به خـراسـان مـى کنـد.
!اسا
تید
خ
واجه نصیر ادین ز محضر اساتیدی ک ز محضرشان بره ن گردیده است عبارتد ز:
1 ـ
ز ضر ایى بزرارش (نور الدیـن على بـن محمد شیع) .
2
از محضر ریاـى ا معروف آن مان (محمد حاسب) کسب ی نموده ات.
3ـ آخ
ریـن استادى که خواجه در طوس پیـش او تلمذ نمود (عبدالله بـن حمزه) دایى پدرش بوده است.
4 _
درس خارج فقه و حدیث و رجال را ر مر امام سراج الدین ک لم نمو.
5_ ف
ری الدیـن داماد نیشابورى دانشمند بزرگ صر بود که وجه در حضور ای ستـاد اشـارات ابـن سینا را مـوخت.
6ـ کتاب قانـون ابـن سینا
را از طب الـدیـن فر گرفته و در نهایت از ضـر عارف نامـور شیخ عطار نیشابـورى به مند گردید.
7ـ ابـو
السادات اسعد بـن عبد اقادر.
8 _ خـواجه
نصی علـم فقه را ز حضـر (معین الدیـن سالم) فرا گرفته است.
ر موصل از محضر (مال الیـن موصلى) نجـوم و ریضـى را آموخت.
!
گردان />شاگان بسیاری از محضر خواجه کسب عم نموده ان که معروف ترین آنان ر می توان : عمه حلی و ابـن فـوطـى یکـى از شاگردان حنبلى مـذهب را ن برد.
!تأ
یفات />آثار علمى و قلمـى فـراوانـى ا ـواه به یادگار مانـده که به رخ از آنها اشاره مى گردد.
1 ـ تجری
د القایـد
2 ـ شرح
اشارت بـو لـى سین
3
قـواعد اعقـایـد
4 ـ اخلاق
ناصـرى
5 ـ آغاز و انجام
6 ـ تحـریـر مجسطـى
7 ـ تحریر اقلیـ
دس
8
تجـریـد المنطق
9
ـ اساس الاقتباس
10 ـ ذیج ایلخا
نـى
11 ـ
داب البحث
12
آداب المتعلمیـن
13 ـ
روضه القلوب
14 ـ
ثبات بقاء نفس
15 ـ
تجرید الهندسه
16 ـ اثبات جوه
ر
17 ـ
جامع لحساب
18
اثبات عقل
19 ـ جا
م گیت ا
20 ـ
ثبات واب اوو
21 ـ الجب
ر لختیار
22
ـ استخراج تقویم
23 ـ خل
اف نامه
24 ـ اخت
یارات جوم
25 ـ
رساله ر کیات طب
26 ـ ایام
و لیى
27 ـ
لم امثلث
28 ـ الاعت
قادات
29
شـرح اصـول کافـى
!گفتار ب
زرگان />#علامه حلـى از شاگردان بر جسته خـواجه که از بزرگتریـن لما مهب تشیع است در باره خصوصیات خلاقى استادش مى گوید: خـواجه بزرگوار در علوم عقلى و نقلـى تصنیفت بسیا ارد و در علـوم الامـى بر طریقه مهب شیعه کتابا نوشت او شریف تریـن دانشمندى بود ه مـن ر عم دیـدم.
#(ابـ
ن فـوـى) یکـى ز شاگردان حنبلى مـذهب خـواجه نصیر در خصوص اخلاق ستادش مـى نـوی : خـواجه مردى فاضل و کریـم الاخلق و نیکـو سیرت و فـروتـن بو هیچگاه ا درخـواست کسـى دل تنگ نمى شد و حاجتمنى را رد نمى کرد و بـرخورد او با همه با خوش رویـى بـود.
#(
اـن شاکر) یکى دیگر از مـورخان هل بیت است که اخلاق خـواجه ا چین توصیف مى کند: خواجه بسیار نیکـو صـورت، خوش ، کـریـم، سخـى، بردبار، خـوش معاشـرت، زیـرک و با ـراست بـود و یکـى از سیاستمـداران روزگار به شمار مـى رفت.
#(ججـى زیـدان) ربـاره خـواجه چنیـن مـى نـویسـد : علـم و کمت به دست ای ایانـى در رتـریـن نقطه هاى اد مغول ف ـو ویى نور تاان بـود در یر امى. />#بر کلمـن آلمانـى در کتاب تاریخ ادبیات راجع به قرن هفتـم مى نویس : مشهورترین ما مؤلفین ایـن عصر طلقا و بدون شک نصیر الدیـن طوسى است.
#در کتاب تحفه الاحباب
محدث قمـى، صاب مفـاتیح الجنـان، د مـود ـوجه نصیـر مـى نـویسـد : نصیر المله و الدین، طان الحکمء و المکلمیـن، فر الشیعه و حجة الفـرقه الناجه استا البشـر و العقل الاد شر.
!خص
وصیات اخلاقی
خـواج
ه را نمى تـوان یک انشمند مصـور در قلـم و کتاب به شار ورد او هرگز زندگى خـویـش ا در مفهیـم و واژه ها خلاصه نکرد نجا ک ا اخلاق و انسانی ه میان مـىآمد، او ارزشهاى الهى و اسلامى را بر همه چی ترجیح مـى داد خواجه از زندان نفـس و خـود خـواهى رها گشته بـود زندانى که با علـم و داـش نتـوان از آن بیرون م لکه ریـى از آن ایمان به خـدوند متعال و تقـوا و عمل صل لزم دارد بـا وجـود اینکه یـش از هفت قـرن از عصر خواجه مى گذر ولى هنو خـن او، فار او و دانش او، ینت بخـش مجـالـس و مـفل ال عـم و دانـ مـى بـاشـد.
عالیت
چنـدى از فتح بغداد نگذشت
ه بـود، که هلکـو خـواجه را به ساختـن رصد خانه تشـویق ک هلاکو کلیه موقوفات ه ـواجه وذار کرد تـا 110 آنها ا ه مرف رصـد خـانه بـرسـاند.
خـواجه ب امر هلاکـو، مشاهر حکما و منجمان را به مراغه احضار کرد رصـد خانه مراغه در سال 656 هـ. ق، آغاز و ر سال 672 هـ. ق، به اتمام رسید در ایـن رصد خانه از ابزار نجـومـى که از قلعه المـوت و بغداد آورده بـودنـد استفـاد ردیـد خـواجه تـوانت کتابخانه عظیمـى در آنجا تأسیـس کنـد تعداد کتب آن را بالغ بـر چهار صـد هزار جلـد نـوشت انـد.
!دوران بازگش
ت به وطن
خواجه در ب
یـن را بازگشت به طـن از شهرهاى مختلف عبـور کرد و به نیشابور رسید , نیشابور در آن مان چن بار مـورد هجـوم قرار گرفته بـود و شهر در دست مغولان بـود.
خواج
ه بعد از نیشابـور ه ـرف ـو ادگاه خـویش ادا مسیر داد و از آحا خـود ر به قایـن ساند تا بع از ساها به دیدار مر و هش مـوفق شـود مدـى در قایـن اامت کـرده و به قـاضـاى هل شهر امم جماعت مسجـد شهر را قبول و به مسائل دینـى مردم رسیـدگـى کد و الاعاتـى نیز درباره قوم مول به دست آورد.
خـواجه
در سال 628 هـ ق، در هر قایـن با دختر فخر الـدین قاش پیمن زناـویـى بست و به ایـن ترتیب دوره اى دیگر از زندگى پر فراز و نشیب ـواه آغاز گردید. بعد از چن ماه سکوت در شهر قایـن از طرف محتـم قهتان به نام ناصر الدیـن که مردى فال و کـریـم و دوست دار فلاسفه بـود دعوت به قلعه شد او به اتفـاق همسـرش به قلعه اسمـاعلیـان رهسپـار گـردیـد.
ق
لعه هاى اسماعییه بهترین و محکـم تریـن مکان در بـرابـر حمله مغولها بود.
در
ایـن مدت که ـواجه نصیر در قلعه قهستان بود بسیار ورد اترام و تکریم قرار مى گرفت و آزادانه به شهر قایـن رفت و آمد داشته و به امور مردم رسیدى مى نمود در همیـن زمان ود ک ه ر خوت میزبـان کتـاب (طهاره لراق) ابـن مسکـوه را از عربـى به فـرسـى تـرجمه کـرد و نام آن را اخلاق ناصـر (ه نام میزبان خود) نهاد.
خـواجه نص
یر ـود 26 سال در قلعه هاى اسماعیلیه به ر رد و در ایـن مـدت دست به تألیف و تحریر کتابهاى متعددى زد از جمله شرح اشارات ابـن سینا، اخلاق ناصرى، رساله معنیه، مطلوب المومنیـن، روضه القلوب، رساله تـولى و تبرى و ... خـواجه در ایـن دوره ز زندگانى پر ماجراى خویـش از کتابخانه هاى غنى اسماعیلیان بهره ها ـرد و به علت نبـوغ فکرى و دانـش و آلایـش معروف و سرشناس گشت.
مغول بیشتـر ممال اسلامـى را به اطاعت خـود ر آورده ود ولـى اسماعیلیه و بنـى عباس هنـوز در قـدرت بـودند الـى که سران مغل ر کر یـورش به بغداد، مقر بنـى عباس، بـودند اسماعیلیه لـم و تـم را از حد گذرانده و فساد آنقدر شدت پیدا کرده بود ک کسى طقت نداشت تا جاى که قاضى شمس الدیـن قوینى که عالـم و مورد اعتماد مردم قزویـن بود از ستم فون ز سماعیلیه به (قا ن )نـوه چنگیز خان کایت رده و طلب کمک نمـو ا اینکه (قا آن) برادر کوچک خـو هلکو خن را مأمـو سر کوبى قلعه هاى اساعیلیه کرد. هلاکـو ان ر ال 651 هـ ق بـا 12000 نفـر ونه قهستان ـ نمینده اى پیش (ناصر الدیـن) سیل داشته و او را به قبول اطاعت از خود فرمان اد ناصر لدی که در ایـن زمان پیر و ناتوان شده بود به نزد هلاکو رفت و لیم گردید هلاکو هـم او را محترم شمرد و به حومت شهر تـو (فردوس کنونى) فستاد ب لـم د نصر الـدیـن عملا شکستـى در جبهه اسماله رخ داد و مولا قله ها را یکى پس از دیگرى تسخیر کردند.
خواجه نصیر با اط
لع از ایـن جریان دانست که هلاکـو مرد خـونرزى نیست چـون که ناصـر الـدیـن را دولت دیگر بیـده سپـس هلاکـو دو نماینده نزد (وشاه) فرستاد او را به تسلیـم ـدن خـوند ورشاه با مشـورت صلاح دیـد خـواه حاضـر به قبـول اطاعت شـد خـواجه مذاکراتـى با هلاکـو داشت و ضمـن آن گفت پادشاه نباید از قلع ها نگران باشد چـونکه دلایل نـومى چنان نشان ى دهد که دولت اسماعیلیه در حال قوط است پیـ بینى خواجه درست ود روز شنبه اول ذیقعده سال 654 هـ ق، با تسلیـم شـدن ـورشاه نقطه پایان ر حکـومت اسماعیلیان در ایران گذاشته شد و از آن پـس جز نامـى از اسماعیلیان در تاریخ باقـى نماند خان مغول خواجه را که در جلـوگیرى از خونریزى و تسلیـم شدن خـورشاه نقـ بسزای داشت با احتـرام پذیـرفت و از او تجلیل فـراوانـى نمـود.
!وفات
هیجـدهـم مـاه ذیحجه سـال 672 هـ ق، آسمـان بغداد رنگ دیگـرى داشت گـویى اتفاقى در شرف وقـوع است که آرامـش ر از ایـن شهر بیرد و مردم را در عزا بنشاند.
با رحلت خواجه
بغداد یکپرچه رق ماتـم شد و اشکها چون سیلاب از گونه ها جارى گردد با ارتحال خـواجه جهان تشیع بزرگتریـن حامى خویـش را در دستگاه حکومت از دست داد خواجه با احترام خاصى به سـوى آستان مقـدس امام کاظم (علیه السلام) تشییع و در جـوار آن امام همام به خاک سپرده شد.
 +!منابع
 +*[http://www.al-shia.com|پایگاه اسلامی الشیعه]

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 پنج شنبه 29 تیر 1385 [07:17 ]   7   یاسر ناظم نیا      جاری 
 پنج شنبه 29 تیر 1385 [07:17 ]   6   یاسر ناظم نیا      v  c  d  s 
 پنج شنبه 29 تیر 1385 [07:15 ]   5   یاسر ناظم نیا      v  c  d  s 
 شنبه 24 تیر 1385 [11:49 ]   4   یاسر ناظم نیا      v  c  d  s 
 پنج شنبه 04 اسفند 1384 [08:01 ]   3   حسین خادم      v  c  d  s 
 سه شنبه 20 بهمن 1383 [04:53 ]   2   رضا معرب      v  c  d  s 
 سه شنبه 20 بهمن 1383 [04:52 ]   1   رضا معرب      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..