منو
 کاربر Online
573 کاربر online
تاریخچه ی: خطبه فدک

V{maketoc}

!مقدمه
((عبدالله بن حسن بن علی علیه السلام|عبدالله بن حسن )) از پدرانش (علیهم السلام) روایت کرده: هنگامی که ((ابوبکر|ابوبکر ))تصمیم گرفت ((فدک|فدک ))را از حضرت زهرا (علیهاسلام) بگیرد، چون این خبر به آن حضرت رسید مقنعه‏اش را برسرانداخته پیراهن بلند خود را بر تن کرد و به همراه گروهی از کنیزان و زنان خویشاوند خود، در حالی که چادر بلندش به زمین کشیده می‏شد و راه رفتنش چیزی از راه رفتن ((حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله|رسول خدا ))کم نمی آورد و کاملا شبیه آن حضرت بود، از خانه بیرون آمده، به مسجد وارد شد.

اطراف ابوبکر را عده‏ای از مهاجر و انصار گرفته بودند، پرده‏ای برای فاطمه (علیهاسلام )آویختند؛ آن حضرت در پشت پرده نشست و سپس ناله جانگدازی از دل برآورد؛ به طوری که حاضرین به گریه افتادند و مسجد یکپارچه به خروش و اضطراب آمد.

!حمد و سپاس الهی
حضرت لحظه‏ای مکث کردند تا هم همه جمعیت فرو نشست و سر و صداها خاموش شد. سپس کلام خود را با حمد و سپاس الهی و درود بر پیامبر خدا آغاز کرد. از شنیدن صدای فاطمه دوباره مردم به گریه افتادند. بعد از سکوت و آرامش فاطمه (علیهاسلام) کلام خود را چنین آغاز فرمود: خداوند را سپاس برآنچه نعمت داد و به قلب‏ها الهام فرمود؛ و مدح و ستایش برای خدایی که به نعمت‏های عامه‏اش قبل از استحقاق ابتدا کرد و هرگونه نعمتی را ارزانی داشت و یکی پس از دیگری بر ما فرو ریخت نعمتهایی که از شماره بیرون است و جزای آنها را هرگز نتوان داد و نهایتش را نتوان فهمید.

انسانها را ترغیب فرمود که شکر او را به جای آورند تا او نعمت‏هایش را فزونی بخشد و پی در پی عطا کند و از آنها طلب حمد و سپاس کرد تا نعمتهایش را بر آنها بریزد و آنها دوباره همانند آن نعمتها را از او درخواست کنند.

!گواهی به وحدانیت الهی
و اشهد ان لا اله الا الله و گواهی می‏دهم که معبودی جز الله نیست، خدایی یگانه و بی‏شریک، و این کلمه توحید کلمه‏ای است که نتیجه‏اش اخلاص است و در قلبها ریشه دارد توحید در فطرت انسان نهاده شده و هر کس به آن اندیشید آنرا با عقلش مطابق دانست. توحید نظری و استدلالی.

خدایی که چشم‏ها توان دیدنش را و زبانها توان وصفش را و خیالات توان چگونگی‏اش را ندارند.

او همه چیز را از هیچ پدید آورد و برای آفرینش آنها الگو و نمونه‏ای نداشت؛ بلکه آنها را به قدرتش آفرید و به اراده‏اش خلق کرد بدون اینکه به آنها نیازی داشته باشد یا از آنها فایده‏ای ببرد؛ و این نبود مگر اینکه حکمتش را پایدار کند و بر طاعتش آگاهی دهد، قدرتش را اظهار کند و مردم را بنده خود گرداند و دعوتش را گرامی دارد.

و سپس بر طاعت خود ثواب و بر معصیتش عقاب نهاد تا بندگان را از خشم خود باز دارد و به سوی بهشت فرا خواند.

!گواهی به رسالت محمد صلی الله علیه و آله
و اشهد ان ابی محمدا عبده و رسوله و گواهی می‏دهم که پدرم محمد (صلی الله علیه و آله) و سلم بنده و رسول خداست و خداوند او را برگزید قبل از اینکه به او ماموریت دهد و او را نام نهاد قبل از آنکه او را در ظاهر پدید آورد و او را انتخاب کرد قبل از اینکه پیامبرش کند؛ چه، آفریدگان در علم غیب خدا مستور و در پرده ترسها نگه داشته شده و با عدم، دست به گریبانند و خداوند پی‏آمد کارها را می‏داند و بر رویدادهای روزگار احاطه دارد و به جایگاه کارهای شدنی آشناست.

خداوند رسولش را فرستاد تا فرمان خود را تمام و کامل کند و اراده حتمی‏اش را در مورد اجرای احکامش ظاهر سازد و تقدیرات قطعی‏اش را نافذ فرماید. و چون دید امتها فرقه فرقه شده و دینهایشان پراکنده گشته، هر دسته به دور آتشی جمع و به بت‏ پرستی مشغولند و با اینکه خدا را می‏ شناسند منکر او شده‏اند، لذا ظلمت‏ها را با نور ((محمد - ص - نامی کم سابقه|محمد)) (صلی الله علیه و آله و سلم) روشن کرد و تیرگی قلبها را زدود و موانع را از جلو چشم‏ها برداشت و مردم را هدایت فرمود و از گمراهی رهانید و کوری‏ها را به بینایی تبدیل کرد و آنها را به دین قویم خود هدایت و به راه مستقیم دعوت فرمود.

سپس خداوند آن حضرت را به مهربانی و اختیار و خواست و رغبت و ایثار خویش قبض روح کرد و از رنج و زحمت این دنیا آسوده نمود و ملائکه ابرار اطرافش را گرفته، به رضوان پروردگار غفارش رساندند و در مجاورت خداوند فرمانروای مقتدر جای دادند.


!اشاره به قرآن بعنوان عهد الهی
درود الهی بر پدرم که پیامبر و امین وحی و برگزیده و منتخب و مورد پسند خداوند است و سلام و رحمت و برکات خدا بر او باد. سپس فاطمه (علیهاسلام)  رو به اهل مجلس کرد و فرمود: شما ای بندگان خدا مورد خطاب امر و نهی الهی و حاملان دین و وحی او هستید تا نسبت به این دین درباره خود امین باشید و به دیگر امتها هم برسانید.

ای مردم در بین شما خداوند عهدی گذاشته است و آن کتاب ناطق خدا، قرآن صادق و نور درخشان و چراغ تابناک است که دیدگاه‏هایش روشن و اسرارش آشکار و ظواهرش درخشان است؛ قرآنی که پیروانش مورد غبطه دیگران و پیروی‏اش کشاننده به سوی بهشت و حرف‏شنوایی از آن موجب رهایی است.

به وسیله قرآن می‏توان به برهان‏های روشن و حرمت‏های دورباش زده و شواهد روشن و استدلالات کافی و فضائل مورد پسند و امور جایز و بخشیده شده و قوانین حتمیه الهی دست یافت.

!احکام اسلام برای هدایت انسانها
وای مردم مسلمان؛ خداوند تبارک و تعالی ((تعریف ایمان|ایمان ))را موجب پاکی شما از شرک قرار داد و ((نماز در ادیان الهی و اسلام|نماز ))را برای دوری از تکبر ،و زکات را باعث طهارت روح و فزونی در روزی ،و ((روزه ))را برای پایداری اخلاص ،و ((اهمیت حج درفرهنگ دین|حج ))را موجب استواری دین ،و ((عدالت خداوند|عدل ))را برای تقویت دلها، و پیروی از ما ((اهل بیت، عترت، آل رسول، قربی|اهل بیت ))را موجب نظم ملتها، و پیشوائی ما را برای امان از تفرقه ،و جهاد را موجب عزت اسلام، متین کرد .

و چنین مقدر فرمود که صبر موجب استحقاق پاداش ،و امر به معروف مصلحت اندیشی برای همگان ،و نیکی به پدر و مادر سپری از خشم پروردگار، و صله رحم موجب زیاد شدن عمر،و ((قصاص ))موجب جلوگیری از خونریزی‏ها گردد ،و وفای به نذر سبب بخشش باشد ،و و کامل کردن ترازوها موجب عدم زیان ،و نهی از آشامیدن شراب برای پاکی از پلیدی، و دوری از تهمت ناروای جنسی پرده‏ای برای جلوگیری از لعن، و ترک دزدی موجب حفظ عفت جامعه شود.

و خداوند شرک را حرام فرمود تا در ربوبیت او اخلاص باشد؛« فاتقوالله حق تقاته» پس آنگونه که شایسته است تقوای الهی را پیشه خود کنید و جز در حال مسلمانی از دنیا نروید و در اوامر و نواهی الهی اطاعت کنید زیرا فقط بندگان عالم از خداوند خوف دارند.
سپس فاطمه (علیهاسلام) فرمود: «ایهاالناس! بدانید من فاطمه‏ام و پدرم محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است. آنچه را که می‏گویم از اول تا به آخر صحیح است. نه سخن بیهوده می‏گویم و نه کار ناروا انجام می‏دهم.

!معرفی نسب خویش و علی علیه السلام با پیامبر
من دختر آن پیامبرم که خداوند درباره‏اش فرمود: « فرستاده‏ای از جانب من به سوی شما آمده که زحمت‏های شما بر او گران است و نسبت به اصلاح شما حریص است و با مؤمنین رؤوف و مهربان. اگر نسب او را بشناسید می‏دانید که او فقط پدر من است نه هیچ‏یک از زنان شما و اوست برادر ((حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام|امیرالمؤمنین علی «علیه السلام» ))نه هیچیک از مردان شما و چه خوب است منسوب بودن به آن حضرت که درود خداوندی بر او و خاندانش باد.

!نجات از گمراهی و شرک با رسالت پیامبر
آن حضرت رسالت خویش را ابلاغ و اندرزهای خود را انجام داد. از هر مرتبه‏ای از شرک دور بود و رمق مشرکین را گرفت و با حکمت و پند نیکو، ایشان را به راه پروردگارش دعوت فرمود؛ بتها را شکست و گردن ‏فرازان را سرکوب کرد تا شکست خوردند و گریختند. کم‏‎کم ظلمتها رفت و صبح هدایت دمید و حق روشن شد و زعیم دین لب گشود و های و هوی شیطان فرو نشست.

فرومایگان منافق نابود شدند و گره‏های کفر و پراکندگی گشوده شد و کلمه اخلاص (لا اله الا الله) در زبانها پیچید در حالی که شما بر لب پرتگاه گودال جهنم بودید.

و شما از شدت ضعف جرعه هر آشامنده و طعمه هر خورنده و آتش گیره هر شتابانی بودید و همه بر سر شما قدم می‏گذاشتند و شما را له می‏کردند آب گندیده می‏خوردید و غذای شما گوشت خشک شده و برگ درختان بود، با حالتی ذلیل همیشه در ترس بودید که مبادا اطرافیان بریزند و شما را به یک حمله بربایند.

!نقش علی علیه السلام در رسالت پیامبر
پس خدای تبارک و تعالی را به پدرم محمد (صلی الله و علیه و آله و سلم )از آن وضع اسفبار نجات داد و بعد از همه مقدمات و بعد از آنکه گرفتار مردم قوی و گرگان عرب و طاغیان اهل کتاب شدید، خداوند هر آتشی را که بر افروختند خاموش کرد و هر گاه شیطانی سربلند می‏کرد و متجاوزی چون مار، اجتماع مسلمین را تهدید به مرگ می‏کرد، آن حضرت برادرش علی امیرالمومنین (علیه السلام) را به کام آنها می‏فرستاد و علی علیه السلام هم دست از آنها برنمی‏داشت مگر اینکه آنان را گوشمالی داده شراره آتش آنان را خاموش می‏کرد.

آری؛ علی در راه خدا رنج‏ها دیده و تلاشها نموده است. به رسول خدا نزدیک و نسبت به اولیاء خدا سرور بود. آستین همت را بالا زده، خیرخواه و کوشا و رنج ‏دیده و زحمتکش بود در حالیکه شما در آسایش و رفاه بسر می‏بردید و به فکر خود بودید.

از نعمت‏ها بهره‏ مند و آسوده و بی‏خیال در کمین ما نشسته بودید که اوضاع چگونه می‏چرخد و گوش بزنگ اخبار بودید. در وقت استراحت زودتر از دیگران بر زمین می‏نشستید و در موقع جنگ پا به فرار می‏گذاشتید.

!غصب ولایت علی علیه السلام
پس هنگامی که خداوند برای پیامبرش، خانه پیامبران و جایگاه برگزیده برگزیدگانش را انتخاب کرد در بین شما کینه و نفاق آشکار و جامه دین فرسوده گشت، افراد گمراه خموش به نطق آمدند و فرومایگان پست به صحنه درآمده، سرکردگان تبهکار نعره کشیدند و در میدانها جولان دادند.

شیطان سرش را از گریبان برآورد و شما را به سوی خود فرا خواند و شما را اجابت کننده دعوت خود یافت که گول او را خورده‏اید. سپس در آزمایش خود، شما را بی‏وزن و ناچیز دید و چون تحریکتان کرد و به خشم آمدید و بر غیر شتر خود داغ زدید (شتر دیگران را به نام خودتان غصب کردید) و به آبشخور دیگری وارد شدید! بله.

هنوز چیزی از رحلت رسول خدا نگذشته بود و زخم و جراحت فقدان او هنوز به هم نیامده و بهبود نیافته بود، بلکه هنوز جسد رسول خدا دفن نشده بود که شما از ترس اینکه فتنه‏ای به پا شود شتاب کردید و خلافت را ربودید. آگاه باشید که با این عمل در فتنه و آشوب سقوط کرده و جهنم را که بر کافران احاطه دارد برای خود برگزیدید.

!خارج شدن از راه صواب پس از رحلت پیامبر
پس هیهات بر شما، شما را چه شد و به کجا می‏روید؟ و چه بیراهه میروید! این کتاب خداست پیش روی شما و امورش روشن و دستوراتش درخشان و پرچم‏هایش برافراشته و دورباش‏هایش آشکار و فرامینش واضح است. و شما آنرا پشت سرانداخته‏اید. آیا تصمیم دارید به غیر آن حکم کنید؟! و این چه بد تبدیلی است برای ستم‏پیشگان و هر کس دین جز اسلام بجوید هرگز از او پذیرفته نگردد و در آخرت از زیانکاران است.

و بعد هم شما چندان صبر نکردید که سرکشی این فتنه فرو بنشیند و مهار این شتر رسیده به چنگ آید، بلکه به شعله‏هایش دامن زدید و جرقه‏هایش را تحریک کردید و ندای شیطان گمراه‏کننده را پاسخ مثبت دادید تا انوار درخشان دین را خاموش کنید و سنت‏های پیامبر برگزیده را نابود سازید.

به خوردن کف روی شیر تظاهر می‏کردید ولی در باطن می‏خواستید از شیرها بنوشید. (ظاهرا دلسوزی برای دین می‏کردید ولی باطنا می‏خواستید به متاع دنیا برسید.) و نسبت به خاندان رسول خدا دورویی و نفاق به خرج دادید.

ما با شما از در صبر می‏آییم همچون کسی که دستش را به لبه تیز کارد گرفته و یا نیزه‏ای در شکمش فرو رفته باشد.

!ذکر بینه از قرآن برای ارث
آیا چنین پنداشته‏اید که ما را ارثی نیست؟ آیا از دستورات دوران جاهلیت پیروی می‏کنید؟ کیست که از خداوند بهتر حکم کند برای گروهی که باور دارند. آیا نمی‏دانید؟ برای غاصبان فدک مانند خورشید درخشان، واضح است که من دختر پیامبرم و باید از او ارث ببرم.
ای مسلمانان! من باید برای گرفتن ارثم مغلوب شوم؟!

ای پسر ابی قحافه (ابوبکر) آیا در کتاب خداوند آمده که تو از پدرت ارث ببری و من از پدرم نبرم؟! حقا که سخن ناروایی گفته‏ای! آیا عهد کتاب خدا را کنار گذاشته، پشت سرتان انداخته‏اید در آنجا که گوید «و ((حضرت سلیمان علیه السلام|سلیمان ))از ((حضرت داود علیه السلام|داود ))ارث برد .

و آنجا که داستان ((حضرت یحیی علیه السلام|یحیی بن زکریا ))را بازگو می‏ کند که می‏فرماید« پروردگارا از سوی خودت جانشینی به من ببخش که از من و خاندان ((حضرت یعقوب علیه السلام|یعقوب ))ارث ببرد و آنجا که می‏فرماید «بعضی از خویشان بر بعضی دیگر در کتاب خدا مقدم هستند»

و نیز آنجا که می‏فرماید «خداوند شما را درباره فرزندانتان سفارش می‏کند که پسر دو برابر دختر ارث ببرد» و یا فرمود «اگر مالی را به‏جای گذارد، به ‏طور شایسته برای پدر و مادر و نزدیکانش وصیت کند و این حقی است بر پرهیزکاران.» .

آیا گمان کرده‏اید که مرا از پدرم نصیبی نیست و ارثی نمی‏برم و اصلا خویشاوندی بین ما نیست؟! آیا برای شما آیه‏ای اختصاصی آمده که پدرم از آن خارج است؟ یا می‏گویید اهل دو ملت مختلف از یکدیگر ارث نمی‏برند و من و پدرم اهل یک ملت و آئین نیستیم؟! آیا شما از پدرم و پسر عمم،علی، به عام و خاص قرآن داناترید؟ پس این شما و این فدک، همچون شتر مهارشده و زین کرده!، یکدیگر را در روز حشر خواهیم دید.

پس چه خوب داوری است خداوند، و چه خوب بزرگ و پیشوایی است محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) ،و چه خوب وعده‏ گاهی است قیامت، که در آن روز نتیجه زیانبار عمل خود را خواهید دید، ولی پشیمانی سودی ندارد و برای هر خبری جایگاهی است و به‏زودی خواهید دانست که بر چه کسی عذاب خوارکننده فرود اٌمده و شکنجه پایدار وارد می‏شود.

!احترام به فرزندان رسولخدا
آنگاه فاطمه (علیهاسلام) به سوی انصار نظر افکنده فرمودند: ای گرده جوانمردان و ای بازوان دین و یاران اسلام! این چه چشم‏پوشی و سهل‏انگاری است که در حق من روا می‏دارید و نسبت به ظلمی که به من می‏شود در خواب غفلتید؟! آیا پدرم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نمی‏ فرمود: هر انسانی در فرزندانش حفظ می‏شود؟ (یعنی اگر می‏خواهید جانب کسی را محترم بشمارید بعد از او به فرزندانش احترام کنید.) چه زود این عمل را انجام دادید؟ دست مرا از فدک کوتاه نمودید؟ و برای امری که وقت آن نشده شتابان شدید؟ ای گرده انصار! شما را قدرت و طاقت این هست که خواسته مرا برآورده کنید.

آیا می ‏گویید محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) مرد و رفت و دیگر خبری نیست؟ نه، این امر بزرگی است که شکافش گسترش می‏یابد و رخنه‏اش بازتر می‏گردد و پیوستگی‏هایش از هم می‏گسلد.

و کم کم به قهقرا و جاهلیت برمی‏گردید آری زمین در غیبت او تاریک و ستارگان در مصیبتش گرفته و آرزوها نومید و کوهها فرو هشته و حریم او بی‏ارزش و حرمت او زایل گردید. پس به خدا قسم این است آن بلای بزرگ و مصیبت عظمی که مانندش نیامده و نازل نگشته است.

!عمل به قرآن بعداز پیامبر
این کتاب خداست که هر صبح و شام بر در خانه‏های شما فریاد می‏زند و با آواز بلند و تلاوت و فهماندن آن اعلان می‏دارد که انبیاء قبل هم می‏مردند و این حکم الهی و قضاء حتمی بر آنها هم وارد می‏شد؛ آنجا که می‏فرماید: «و ما محمد الارسول. . . »محمد نیست مگر فرستاده‏ای که بیش از او نیز فرستادگانی آمده‏اند و گذشته‏اند.

آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود، شما به دوران جاهلیت گذشته خود برمی‏گردید؟ و هر کس به گذشته خود برگردد، (از دین خارج گردد) هرگز زیانی به خداوند نیاورد و به زودی خداوند پاداش سپاسگزاران را خواهد داد.

!طلب یاری از مردم
ای وای از گروه ((قبیله اوس|اوس ))و ((قبیله خزرج|خزرج ))! آیا میراث مرا ببلعند در حالی که شما را می‏بینم و صدای شما را می‏شنوم و شما با هم جمع و پیوسته‏اید؟! این درخواست من است که شما را فرا گرفته و این خبردادن من است که شما را شامل شده (و من از شما یاری می‏طلبم.)

شما دارای افراد زیاد و قدرت فراوانی هستید و سلاح جنگی و تجهیزات در دست شماست! درخواست من به شما می‏رسد ولی جواب نمی‏دهید و فریاد من به گوشتان می‏رسد ولی به فریادم نمی‏رسید؛ در حالیکه شما به استقبال دشمن در جنگ‏ها معروفید و شما را به خیر و صلاح می‏شناسند.

شما برگزیدگان و منتخب جامعه‏اید، با اعراب جنگیده‏اید و رنج و تعب بسیاری متحمل شده‏اید.

شما با گروه‏های زیادی درگیر شده‏اید و بدون هیچ ضعفی، شجاعان را دفع کرده‏اید. ما فرار نکردیم و شما هم فرار نکردید. هر چه را که ما امر کردیم پذیرفتید تا به دست ما اهل بیت، سنگ آسیای اسلام به چرخش درآمد و نتایج و بهره‏هایش زیاد شد.

بینی شرک به خاک مالید و طغیان تهمت‏ها فرو نشست و آتش کفر به خاموشی گرایید؛ آشوب فتنه‏ها آرام و نظام دین منسجم گردید. پس شما چرا بعد از روشنی راه بیراهه رفتید و چرا حق را پنهان کردید، بعد از اینکه اٌشکار شده بود و چرا عقب ‏گرد کردید و بعد از ایمان مشرک شدید.

آیا شما با مردمی که پیمان خود را شکسته و برای بیرون کردن پیامبر تصمیم گرفته‏اند، نمی‏جنگید با آنکه آنها اول جنگ را شروع کرده‏اند؟ آیا از آنان می‏ترسید در حالی که خداوند سزاوارتر است که از او بترسید اگر ایمان آورده باشید؟ (یعنی چرا وقتی این گروه غاصب خلافت، پیمان خود را شکستند و به عهدی که درباره امیرالمومنین (علیه السلام) با رسول خدا داشتند وفا نکردند، شما با آنها نمی‏جنگید و از امیرالمومنین دفاع نمی‏کنید؟)

آگاه باشید من شما را چنین می‏بینم که به رفاه ‏طلبی و زندگی راحت متمایل گشته و آن کس که برای زمامداری سزاوار است دور ساخته و به راحتی و آسایش روی آورده و خود را از ضیق و تنگی نجات داده‏اید.

پس آنچه را که فرا گرفته بودید کنار گذاشته و آنچه آشامیدنش آسان بود، بیرون ریختید. پس اگر شما و تمامی کسانی که در روی زمین زندگی می‏کنند کافر شوند،بدانید که خداوند بی‏نیاز و ستوده است.

!اتمام حجت با مردم
آگاه باشید آنچه را گفتم با آگاهی نسبت به شما است که شما انگیزه یاری ندارید و نیرنگ و فریب، دلهایتان را فرا گرفته است؛ ولیکن این سخنان خروشی بود که از جان برآمد و آهی بود که از خشم برخاست، کاسه صبر لبریز، و عقده‏های سینه باز و حجت بر شما تمام شد. پس این شما و این شتر خلافت! لجامش را محکم بگیرید و بتازید. اما بدانید پشتش زخمی و پایش لنگ و عار و ننگش همیشگی است. نشان خشم الهی بر آن خورده و عیبش ابدی است.

خلافتی که به آتش برافروخته الهی پیوسته، آتشی که بر دلها احاطه کند؛ در حالی که کلیه اعمال شما در پیش چشم پروردگار است و به زودی ستمگران خواهند دانست که در چه جایگاهی رجوع می‏کنند. من دختر پیامبر شمایم که شما را از عذاب سخت آینده بیم داد. پس هر چه می‏خواهید بکنید. ما هم کار خودمان را می‏کنیم و منتظر باشید که ما هم منتظریم.

!ابوبکر و روایت دروغ از پیامبر
سخنان حضرت فاطمه (علیهاسلام) که به اینجا رسید، ابوبکر چنین پاسخ داد: ای دختر رسول خدا، پدرت نسبت به مؤمنین مهربان و کریم و دلسوز و رحیم بود و نسبت به کافران، عذابی دردناک و کیفری بزرگ. بله همانطوری که گفتی او پدر تو و با شوهر تو برادر بود، و علی رسول خدا را بر هر خویشاوندی ترجیح می‏داد و در هر کار مهمی یاری می‏نمود.

شما خاندان را دوست ندارد مگر هر سعادتمندی و دشمن ندارد مگر هر بدبختی و شمایید عترت و خاندان پاک رسول خدا و شمایید برگزیدگان منتخب. ما را به هر خیری راهنمایی و به بهشت رهنمون شدید و تو ای بهترین زنان و دختر بهترین انبیاء، در این گفتار صادق و راستگویی و ما سابقه فراوانی عقل تو را داریم. تو از حق خود محروم نشده‏ای و گفتارت تکذیب نشده.

و به خدا قسم من از نظر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) تجاوز نکرده‏ام که می‏فرمود: « ما گروه پیامبران طلا و نقره و خانه و ملک به ارث نمیگذاریم بلکه ارث ما کتب و حکمت و علم و نبوت است و هر متاعی از ما باز ماند، به دست ولی و امیر بعد از ماست تا هر چه خواهد بکند.» و ما هم این فدک را در راه خرید اسلحه و ساز و برگ جنگی خرج کرده‏ایم تا مسلمانان یارای مقابله با کفار و مبارزه با سرکشان و تبهکاران را به دست آورند و این تصمیم اجماع مسلمانان بود، نه رای تنها من که به استبداد عمل کرده باشم.

و این موضع من است و اموال من است و اموال من در اختیار تو است. چیزی را از تو دریغ نداشته، قصد ذخیره نداریم. تو بانوی زنان امت، مادر پدرت و شجره طیبه فرزندانت هستی و از آنچه داری جلوگیری نشده‏ای و از اصل و فرع سرمایه‏ات کاسته نشده است. حکم تو درباره اموال شخصی من نافذ است. پس آیا چنین صلاح می‏دانی که من در این امر برخلاف دستور پدرت رفتار کنم؟!

!پاسخ فاطمه علیهاسلام با استناد به قرآن
حضرت فاطمه (علیهاسلام) در جواب ابوبکر فرمودند:
«سبحان الله! هیچگاه رسول خدا از کتاب خدا روی گردان و نسبت به احکامش مخالف نبود بلکه پیرو آثار و دنباله‏رو سوره‏های قرآن بود. آیا شما بر نیرنگ و خدعه دست به هم داده بهانه‏های دروغ می‏آورید؟! این عمل شما بعد از رحلت آن حضرت مانند همانست که در زمان حیاتش می‏خواستید او را به مهالک بیندازید. و قصد کشتن آن حضرت را نموده بودید.

این کتاب خداست، داوری عادل و گوینده‏ای قاطع، که می‏فرماید: زکریا از خداوند خواست که به او فرزندی دهد تا از او و خاندان یعقوب ارث ببرد؛ و یا فرمود سلیمان از داود ارث برد. بنابراین خداوند متعال در آنچه توزیع و تقسیم کرده سهم هر کسی را تعیین و مقدار واجب و ارث را مقدر فرمود و سهم پسران و دختران را به گونه‏ای واضح کرده که راه بهانه‏جویی بر هر یاوه‏سرایی بسته شود و گمان و شبهه از آیندگان زائل گردد.


نه چنین نیست؛ بلکه شما برای خودتان خیالبافی می‏کنید و خود را فریب می‏دهید. پس من هم صبر می‏کنم و بر آنچه می‏گویید و نسبت می‏دهید از خدای تعالی کمک می‏جویم.

!اعتراف ابوبکر به صداقت فاطمه علیهاسلام
ابوبکر به سخن آمد و گفت:
خدا و رسولش راست گفته‏اند و دختر پیامبر نیز راست می‏گوید. تو حکمت و جایگاه هدایت و رحمت و رکن دین و سرچشمه برهان هستی و من حقگویی تو را رد نمی‏کنم و سخنانت را ناروا نمی‏دانم.

این مسلمانان بین من و تو قضاوت کنند. آنچه به عهده من است، این مسلمانان به گردن من گذارده‏اند و فدک را هم که گرفته‏ام به اتفاق و اجماع اینان بوده است. نه پوشاننده حقم، نه زورگو، و نه تنها تصمیم‏گیرنده و این مردم بر کار من گواهند.

!افشاء اسرار و زیان یاوه سرایان
در این هنگام فاطمه (علیهاسلام) روی به مردم کرده، فرمود:
«ای مردمی که شتابان به گفتار باطل روی آورده و کار زشت زیان‏بار را چشم‏پوشی کرده، آن را پذیرفته‏اید. آیا به قرآن نمی‏اندیشید یا بر دلهاتان قفل زده شده؟ نه، چنین نیست، بلکه قلبهایتان را زنگار گناهان پوشانده و چشم و گوشتان را پر کرده است. چه تاویل بدی کردید و چه اشاره زشتی داشته‏اید و خیر را با چه شری عوض نمودید!

به خدا سوگند، چون پرده‏ها بالا رود و سرّّ قضایا روشن گردد، نتیجه اعمالتان را بس سنگین و پیآمدش را خطرناک خواهید یافت و از جانب پروردگارتان آشکار خواهد شد آنچه که گمانش را نمیبردید و در آن هنگام یاوه سرایان زیان خواهند دید.

!اشعار فاطمه علیهاسلام به سوی قبر رسولخدا
پس فاطمه (علیهاسلام) روی خود را به سوی قبر رسول خدا برگرداند و این چنین سرود: ای پدر بعد از تو خبرها و گرفتاری‏هاست، که اگر تو حضور می‏داشتی، مسئله چندان بزرگ نمینمود .

ما بسان زمینی که باران بهاری خود را از دست داده باشد، تو را از دست دادیم و قوم تو از هم پاشیدند. پس بر آنها گواه باش که سقوط کردند.
هر خانواده‏ای که او را نزد خداوند نزدیکی و مقامی است، در نزد نزدیکان خود هم مقرب است.

بعضی از مردمان کینه‏های درونی خود را نسبت به ما ظاهر کردند، هنگامی که تو درگذشتی و خاک بین ما و تو حائل شد.

هنگامی که تو را از دست دادیم، بعضی نسبت به ما روی ترش کرده، به ما توهین نمودند و تمام زمین از ما گرفته شد و روزگار بر ما تنگ آمد.

تو ماه تمام و نور روشنگر بودی و از جانب پروردگار عزیز کتابها بر تو نازل می‏شد.
((جبرئیل|جبرئیل ))با آوردن آیات قرآن با ما انس داشت ولی تو که از دست رفتی همه خوبی‏ها در پرده فرو رفت.

ای کاش ما پیش از رفتن تو در کام مرگ می‏رفتیم، پیش از آنکه تو درگذری و توده‏ای خاک بین ما فاصله اندازد.

ما به مصیبتی گرفتار شدیم که هیچ اندوهناکی از مردم نه عرب و نه عجم بدان گونه گرفتار نشده بود.

بعد از سرودن این اشعار فاطمه علیهاسلام با یک دنیا حزن و غم به خانه برگشت؛ در حالیکه امیرالمؤمنین منتظر و چشم به راه اوبود.

چون وارد خانه شد و آرام گرفت، رو به امیرالمؤمنین کرده و عرضه داشت:

ای پسر ابیطالب، تو را می‏بینم که چه مظلوم و پرشکسته شده‏ای! مانند جنین که در پرده رحم پیچیده شده، جامه بر خود پیچیده‏ای و همچون افراد متهم، خانه‏ نشین گشته‏ای. آه از مظلومیت تو!

تو که شهپر عقاب را در هم شکستی، امروز این پرشکسته‏ها بر تو چیره شده‏اند!
این پسر ابی قحافه (ابوبکر)است که بخشش پدرم را به قهر و غلبه از من ربوده و آنچه مخارج فرزندانم بود، از من گرفت! او آشکارا با من در ستیز شد و در مورد سخن من، دشمنی ورزید؛ به طوریکه نگذاشت انصار به من کمک کنند و یا ((اسامی نخستین مهاجران حبشه|مهاجرین ))به من پیوندند.

جماعت مردم هم دیده از یاری‏ام فرو بستند. نه کسی به دفاع من برخاست و نه کسی حق مرا حفظ کرد.

من با خشمی فروخورده از مسجد خارج شدم و با حالتی شکست‏خورده برگشتم و تو هم به اجبار از همان روز که قدرتت را از دست دادی، برای آنها فروتنی کردی. آری تو همانی که گرگها را شکار می‏کرد ولی امروز خانه‏نشین شده‏ای و دستت از یاری من کوتاه است.

من نتوانستم که آن گوینده (ابوبکر) را از سخنش باز دارم و باطل را از خود دور سازم؛ زیرا که اختیاری از خود نداشتم.

ای کاش مرده بودم قبل از اینکه مجبور به مدارا و سکوت شوم و در این وادی سقوط کنم و خداوند از جانب من عذرخواه باشد که از تو روی گردانم و به مسجد رفتم و از مقام ولایت تو پشتیبانی نمودم.

وای بر من در هر روز! پشتیبانم وفات کرد و بازوانم از کار افتاد. من شکایتم را به سوی پدرم می‏برم و از پروردگارم طلب انتقام می‏کنم. بار خدایا! نیرو و توان تو از همه بیشتر و شدت و کیفر تو از همه تیزتر است.

!دلداری امیرالمؤمنین به فاطمه علیهاسلام
امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود:
« فاطمه جان! ویل و بدبختی برای تو نیست؛ بلکه برای اوست که با تو دشمنی کرد.

ای دختر پیامبر برگزیده و ای بازمانده نبوت! از این غضب فرود آی و آرام بگیر. تو می‏دانی من نسبت به دین و وظیفه‏ام سستی نکردم و تا آنجا که توان داشتم کوشیدم، ولی تلاشم سودی نداشت.

فاطمه جان! اگر مخارج زندگی را در نظر داری، غم مخور، که روزی تو ضمانت شده و سرپرست تو مورد اطمینان است و آنچه که خداوند برای تو مهیا کرده، بهتر و برتر است از آنچه از تو گرفته‏اند. اینها را همه به حساب خدایتعالی بگذار.

حضرت فاطمه (علیهاسلام) هم فرمود: «خدا مرا بس است.» و دیگر سخن نگفت.

منابع:

بحار الانوار، ج 29، ص 220، ح 8.

فاطمة الزهراء رحمانی/326.

مراجعه شود به:

((حضرت زهرا و فدک))

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 دوشنبه 16 خرداد 1384 [05:50 ]   3   شکوفه رنجبری      جاری 
 دوشنبه 16 آذر 1383 [07:48 ]   2   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 دوشنبه 06 مهر 1383 [06:48 ]   1   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..