منو
 کاربر Online
1661 کاربر online
تاریخچه ی: خطبه فاطمه « دختر امام علیه السلام » در کوفه

در حال مقایسه نگارشها

نگارش واقعی نگارش:2


سپاس خداوند

زید فرزند امام کاظم علیه السلام ‹ع› از پدران خود روایت می کند که فاطمه صغری پس از آن که از کربلا وارد کوفه شد، این خطبه را ایراد کرد:
« سپاس خدای را به شماره ریگها و سنگها و هم وزن آنچه از روی زمین تا عرش اوست. او را ستایش می کنم و به او ایمان دارم و توکلم به اوست و شهادت می دهم که خدا یکی است و شریکی برای او نیست و محمد ‹ص› بنده و پیغمبر اوست؛ و گواهی می دهم که فرزندان او را کنار فرات سر بریدند، بی آنکه خونی از آنان طلبکار یا خونخواهی از او داشته باشند.

پروردگارا! من به تو پناه می برم از این که بر تو دروغ و افترا ببندم یا بر خلاف آنچه به پیغمبرت فرموده ای که از مردم برای وصٌی خود، علی ابن ابی طالب، بیعت بگیرد، سخنی بگویم. همان علی بن ابی طالبی که حقٌش را غصب نمودند و او را بی گناه کشتند، چنانکه دیروز جماعتی که به زبان مسلمان و در دل کافر بودند، فرزند او را در سرزمین کربلا کشتند.

هلاکت بر سران آنان باد! که نه در زندگانی و نه وقت جان دادن، ظلمها و ستمها را از او دریغ نکردند، تا آن که تو او را ستوده منقبت، پاکیزه طبیعت، با خوبیهای شناخته شده و برتریهای آشکار نزد خویش بردی. خداوندا! ملامت هیچ ملامت کننده ای، و سرزنش هیچ سرزنش کننده ای او را از عبودیٌت و بندگی تو باز نداشت.

اشاره به اصل نبوت پیامبر

تو او را در کودکی به اسلام راهنمایی کردی و چون بزرگ شد، مناقب او را ستودی. او همواره در راه تو و برای خشنودی پیغمبر تو، امت را نصیحت کرد تا آنکه او را قبض روح فرمودی. او به دنیا بی اعتنا و بی علاقه، و به آخرت راغب و مشتاق بود و در راه تو همواره با دشمنانت مبارزه و جهاد کرد. تو از او خشنود شدی و او را برگزیدی و به راه راست هدایت نمودی.

پس از حمد و ثنای الهی، ای اهل کوفه! ای اهل مکر و خدعه! خداوند ما را به شما مبتلا ساخت و شما را به وسیله ما امتحان و آزمایش نمود و ما را به این امتحان ستود. فهم و علم خود را به امانت، به ما سپرد. پس ماییم گنجینه علم و فهم و حکمت او و حجٌت خدا بر بندگانشان در روی زمین برای همه سرزمینها. خداوند ما را به کرامت خود بزرگ داشت و به سبب محمد ‹ص›، بر بسیاری از مردم خود برتری داد.

شما ما را تکذیب و تکفیر نمودید و ریختن خون ما را مباح، و جنگیدن با ما را حلال، و غارت اموال ما را جایز دانستید؛ گویا ما از اسیران ترکستان و کابل بودیم! چنان که دیروز جدٌ ما را کشتید و هنوز خون ما در اثر کینه های دیرین شما، از شمشیرهایتان می چکد و از بهتانی که به خدا بستید و خدعه و مکری که نمودید، چشمهای شما روشن و دلهای شما خوشحال و فرحناک است؛ ولی خداوند بهترین مکرکنندگان و انتقام گیرندگان می باشد.

اشاره به نزدیکی عذاب الهی بر ظالمین

اکنون شما از ریختن خون و چپاول و غارت اموال ما خشنود نباشید؛ زیرا این مصائب، پیش از این در کتاب خدا نوشته شده { و خدا بر آن آگاه بود } و این بر خداوند سهل و آسان است. « تا بر آنچه از دستتان رفته است تأسف نخورید و به آن سودی که برایتان حاصل می شود، خوشحال نباشید؛ زیرا خداوند، حیله گران و گردنکشان را دوست نمی دارد !»

ای اهل کوفه! هلاکت بر شما باد! و اینک منتظر باشید که به زودی لعنت و عذاب خدا، پی در پی از آسمان بر شما وارد خواهد شد و شما را به کیفر کردارهای خود، معذٌب خواهد نمود و بعضی از شما را به دست بعضی دیگر مبتلا خواهد کرد و از شما انتقام خواهد کشید. آنگاه روز قیامت، به جزای این ظلمها که در حق ما نمودید، در آتش دردناک دوزخ مخلٌد و جاویدان خواهید بود. الا لعنة الله علی القوم الظالمین.

موعظه اهل کوفه

وای بر شما ای اهل کوفه! آیا می دانید با کدام دست ما را نشان تیر و شمشیر ساختید؟ و با کدام نفس به جنگ ما پرداختید؟ و با کدام پا به قتل ما آمدید؟ به خدا قسم قلبهای شما را قساوت گرفته و جگرهای شما سخت و خشن شده و دلهای شما از علم و دانش بی بهره گشته و چشم و گوش شما از کار افتاده است.

ای اهل کوفه! هلاکت بر شما باد! آیا می دانید کدام خون از رسول خدا ‹ص› به گردن شماست و به خاطر آن دشمنی هایی که با برادرش علی بن ابی طالب ‹ع› و فرزندان و عترت او کردید و بعضی از شما به این جنایتها افتخار می نمایید و می گویید: « ما علی و فرزندان علی ‹ع› را با شمشیرهای هندی و نیزه ها کشتیم و اهل بیتش را مانند اسیران ترک اسیر کردیم.»

سنگ و خاک بر دهان تو، ای کسی که افتخار می کنی به کشتن مردمانی که خداوند آنان را از هر پلیدی پاک و پاکیزه گردانید! ای شخص ناپاک! خشم خود را بخور و بر جای خود بنشین، چنان که پدرت نشست. همانا برای کسی همان است که به جای آورده و از پیش فرستاده است.

وای بر شما! آیا به ما حسد می برید به چیزی که خداوند ما را به آن برتر داشته است؟« ما چه گناهی داریم اگر که روزگار دریای { آرامش } ما را به خروش آورده { و نا آرام و طوفانی کرده } است، در حالیکه دریای { اقبال و بخت } تو آرام است؛ آنگونه که کرمهایش را پنهان نمی کند. » « این فضل خداوند است و او صاحب فضلی بزرگ است و به هر که بخواهد عطا خواهد نمود و کسی را که خدا از نور خود بی بهره کند، در ظلمت و تاریکی فرو خواهد نمود و کسی را که خدا از نور خود بی بهره کند، در ظلمت و تاریکی فرو خواهد رفت. . .»

چون خطابه فاطمه ‹س› به اینجا رسید، مردم با صدای بلند گریستند و گفتند: « ای دختر پاکان و پاکیزگان! دلها و سینه های ما را آتش زدی و جگرهای ما را به آتش حزن و اندوه، سوزاندی؛ دیگر بس کن.» پس فاطمه سلام الله علیها ساکت شد.

منابع:

  • لهوف سید بن طاووس، ص 179.

مراجعه شود به:





سپاس خداوند


زیدبن موسی بن جعفر ‹ع› (1) از پدران خود روایت می کند که فاطمه صغری پس از آن که از کربلا وارد کوفه شد، این خطبه را ایراد کرد: « سپاس خدای را به شماره ریگها و سنگها و هم وزن آنچه از روی زمین تا عرش اوست. او را ستایش می کنم و به او ایمان دارم و توکلم به اوست و شهادت می دهم که خدا یکی است و شریکی برای او نیست و محمد ‹ص› بنده و پیغمبر اوست؛ و گواهی می دهم که فرزندان او را کنار فرات سر بریدند، بی آنکه خونی ازآنان طلبکار یا خونخواهی از او داشته باشند.

پروردگارا! من به تو پناه می برم از این که بر تو دروغ و افترا ببندم یا بر خلاف آنچه به پیغمبرت فرموده ای که از مردم برای وصٌی خود، علی ابن ابی طالب، بیعت بگیرد، سخنی بگویم. همان علی بن ابی طالبی که حقٌش را غصب نمودند و او را بی گناه کشتند، چنانکه دیروز جماعتی که به زبان مسلمان و در دل کافر بودند، فرزند او را در سرزمین کربلا کشتند.

هلاکت بر سران آنان باد! که نه در زندگانی و نه وقت جان دادن، ظلمها و ستمها را از او دریغ نکردند، تا آن که تو او را ستوده منقبت، پاکیزه طبیعت، با خوبیهای شناخته شده و برتریهای آشکار نزد خویش بردی. خداوندا! ملامت هیچ ملامت کننده ای، و سرزنش هیچ سرزنش کننده ای او را از عبودیٌت و بندگی تو باز نداشت.

اشاره به اصل نبوت پیامبر


تو او را در کودکی به اسلام راهنمایی کردی و چون بزرگ شد، مناقب او را ستودی. او همواره در راه تو و برای خشنودی پیغمبر تو، امت را نصیحت کرد تا آنکه او را قبض روح فرمودی. او به دنیا بی اعتنا و بی علاقه، و به آخرت راغب و مشتاق بود و در راه تو همواره با دشمنانت مبارزه و جهاد کرد. تو از او خشنود شدی و او را برگزیدی و به راه راست هدایت نمودی.

پس از حمد و ثنای الهی، ای اهل کوفه! ای اهل مکر و خدعه! خداوند ما را به شما مبتلا ساخت و شما را به وسیله ما امتحان و آزمایش نمود و ما را به این امتحان ستود. فهم و علم خود را به امانت، به ما سپرد. پس ماییم گنجینه علم و فهم وحکمت او و حجٌت خدا بر بندگانشان در روی زمین برای همه سرزمینها. خداوند ما را به کرامت خود بزرگ داشت و به سبب محمد ‹ص›، بر بسیاری از مردم خود برتری داد.

شما ما را تکذیب و تکفیر نمودید و ریختن خون ما را مباح، و جنگیدن با ما را حلال، و غارت اموال ما را جایز دانستید؛ گویا ما از اسیران ترکستان و کابل بودیم! چنان که دیروز جدٌ ما را کشتید و هنوز خون ما در اثر کینه های دیرین شما، از شمشیرهایتان می چکد و از بهتانی که به خدا بستید و خدعه و مکری که نمودید، چشمهای شما روشن و دلهای شما خوشحال و فرحناک است؛ ولی خداوند بهترین مکرکنندگان و انتقام گیرندگان می باشد.

اشاره به نزدیکی عذاب الهی بر ظالمین


اکنون شما از ریختن خون و چپاول و غارت اموال ما خشنود نباشید؛ زیرا این مصائب، پیش از این در کتاب خدا نوشته شده { و خدا بر آن آگاه بود } و این بر خداوند سهل و آسان است.« تا بر آنچه از دستتان رفته است تأسف نخورید وبه آن سودی که برایتان حاصل می شود، خوشحال نباشید؛ زیرا خداوند، حیله گران و گردنکشان را دوست نمی دارد !»

ای اهل کوفه! هلاکت برشما باد! و اینک منتظر باشید که به زودی لعنت و عذاب خدا، پی در پی از آسمان بر شما وارد خواهد شد و شما را به کیفر کردارهای خود، معذٌب خواهد نمود و بعضی از شما را به دست بعضی دیگر مبتلا خواهد کرد و از شما انتقام خواهد کشید. آنگاه روز قیامت، به جزای این ظلمها که در حق ما نمودید، در آتش دردناک دوزخ مخلٌد و جاویدان خواهید بود. الا لعنة الله علی القوم الظالمین.

موعظه اهل کوفه


وای بر شما ای اهل کوفه! آیا می دانید با کدام دست ما را نشان تیر و شمشیر ساختید؟ و با کدام نفس به جنگ ما پرداختید؟ و با کدام پا به قتل ما آمدید؟ به خدا قسم قلبهای شما را قساوت گرفته و جگرهای شما سخت و خشن شده و دلهای شما از علم و دانش بی بهره گشته و چشم و گوش شما از کار افتاده است.

ای اهل کوفه! هلاکت بر شما باد! آیا می دانید کدام خون از رسول خدا ‹ص› به گردن شماست و به خاطر آن دشمنی هایی که با برادرش علی بن ابی طالب ‹ع› و فرزندان و عترت او کردید و بعضی از شما به این جنایتها افتخار می نمایید و می گویید: « ما علی و فرزندان علی ‹ع› را با شمشیرهای هندی و نیزه ها کشتیم و اهل بیتش را مانند اسیران ترک اسیر کردیم.»

سنگ و خاک بر دهان تو، ای کسی که افتخار می کنی به کشتن مردمانی که خداوند آنان را از هر پلیدی پاک و پاکیزه گردانید! ای شخص ناپاک! خشم خود را بخور و بر جای خود بنشین، چنان که پدرت نشست. همانا برای کسی همان است که به جای آورده و از پیش فرستاده است.

وای بر شما! آیا به ما حسد می برید به چیزی که خداوند ما را به آن برتر داشته است؟« ما چه گناهی داریم اگر که روزگار دریای { آرامش } ما را به خروش آورده { و نا آرام و طوفانی کرده } است، در حالیکه دریای { اقبال و بخت } تو آرام است؛ آنگونه که کرمهایش را پنهان نمی کند. » (1)« این فضل خداوند است و او صاحب فضلی بزرگ است و به هر که بخواهد عطا خواهد نمود و کسی را که خدا از نور خود بی بهره کند، در ظلمت و تاریکی فرو خواهد نمود و کسی را که خدا از نور خود بی بهره کند، در ظلمت و تاریکی فرو خواهد رفت. . .»

چون خطابه فاطمه ‹س› به اینجا رسید، مردم با صدای بلند گریستند و گفتند: « ای دختر پاکان و پاکیزگان! دلها و سینه های ما را آتش زدی و جگرهای ما را به آتش حزن و اندوه، سوزاندی؛ دیگر بس کن.» ساکت شد.

زید فرزند امام موسی بن جعفر ‹ع›، از انقلابیونی بود که همراه ابی سرایا در عراق قیام کرد. حدود سال 250 ه. ق وفات یافت.

منابع: لهوف سید بن طاووس، ص 179.

مراجعه شود به:

خطبه امام سجاد علیه السلام در کوفه


تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 شنبه 10 اردیبهشت 1384 [05:49 ]   4   شکوفه رنجبری      جاری 
 شنبه 10 اردیبهشت 1384 [05:47 ]   3   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 سه شنبه 19 آبان 1383 [09:33 ]   2   فاطمه عیوضی      v  c  d  s 
 شنبه 03 مرداد 1383 [12:13 ]   1   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..