منو
 کاربر Online
701 کاربر online
تاریخچه ی: خطای ادراک

نگارش: 1




وقتی ادراک ما با واقع منطبق نباشد گوئیم دچار خطای ادراک شده ایم؛ خطای ادراک را نباید با توهم اشتباه کرد. توهم نیز با خطاهای ادراک از این لحاظ که هر دو ادراک نادرست هستند مشترکند اما با هم اختلافات اساسی دارند زیرا همه ما دچار خطای ادراک می شویم در صورتی که توهم برای اشخاص عادی بندرت دست می دهد و معمولاً کسانی که اختلال روانی دارند یا کسانی که زیر تاثیر مواد مخدره هستند دچار آن می شوند و در خطای ادراک همیشه محرک خارجی در کار هست و حال آنکه در توهمات ممکن است هیچ محرک خارجی در کار نباشد و وضعیت معینی در همه ما همان خطای ادراک را موجب می شود و حال آنکه توهمات در اشخاص مختلف یکسان نیستند مثلاً بیماری ممکنست؛ شیطان سرخ در مقابل خود ببیند و بیمار دیگر خود را با اژدها مواجه ببیند و غیره ،...

خطای مولر-لایر


یکی از خطاهای ادراکی است وقتی به b و a در شکل زیر نگاه کنند خط b دراز تر از a می نماید کودکان نیز تفاوت خط b و aرا به همان صورت درک می کنند و حال آنکه خط a و b مساوی هستند. در آزمایشهائی که با حیوانات به عمل آمده است به نظر می رسد که این دو خط را حیوانات نیز مانند آدمی ادراک می کنند در چند خطای ادراکی دیگر نیز دیده شده است که حیوانات به انسان شبیهند این چهار خطا در شکل1 دیده می شود.
خطای مولر لایر و بسیاری دیگر از این قبیل خطاهای ادراکی را نیز می توان با حس لامسه درک کرد. برای این موضوع اشکال را به صورت مهر لاستیکی درست می کنند و روی پوست بدن می زنند.بعضی خطاهای بینائی دیگر در شکل 2 دیده می شود.

ثبات ادراکی


خطای مویر لایر پدیده فای را نشان می دهد که آنچه درک می کنیم همیشه با آنچه در مقابل ماست منطبق نیست. آنچه پدیده ثبات خوانده شده است مثال دیگری بر عدم انطباق ادراک با موضوع ادراک است. منظور از ثبات ادراکی تمایل طبیعی ماست که چیز ها را همیشه ثابت و یکسان درک کنیم هر چندکه اثر آنها در روی آلات حس ما یکسان نباشد.مثلاً مدادی را در مقابل چشم خود قرار دهید آیا وقتی مداد را با دست از مقابل چشم خود دور می کنید مداد کوچکتر بنظر می آید؟ البته کوچکتر بنظر نمی آید ولی حقیقت اینست که تصویری که از آن به شبکیه چشم می افتد هر چند آنرا از جلو چشم دورتر کنیم کوچکتر می شود.

روشنی یا تاریکی چیزها مثال دیگریست ممکنست بر قطعه زغال سنگی آنقدر نور بتابیم که نوری که از آن منعکس می شود و بر پرده چشم ما تاثیر می کند همانقدر باشد که نوری که از شی سفیدی منعکس می شود.بنابراین اگر صرفاً تاثیرات خارجی ملاک ادراک باشند، باید قطعه زغال را سفید ببینیم. اما زغال را همچنان سیاه می بینیم یعنی نوعی ثبات ادراکی در کار هست. شکل چیزها مثال دیگری بر وجود ثبات ادراکی است وقتی از پهلو به بشقابی که روی میز گذاشته شده است نگاه می کنید آنرا گرد می بینید و حال آنکه تصویری که از آن بر پرده چشم شما می افتد در حقیقت بیضی است و از این قبیل. نقاشان از این پدیده آگاهند و مثلاً وقتی می خواهند تصویر میز چهار گوشی را با زاویه های قائمه از پهلو بکشند البته زاویه ها را قائمه نمی کشند.
ثبات ادراک اشیاء نوعی فایده برای ارگانیزم دارد چه اگر غیر از این بود داد و ستد ما با جهان خارج دشوار می شد و ناچار دچار تردید و سرگردانی می شدیم که مثلاً شیء ای که در یک متری خود می بینیم همانست که در دو سه متری ما قرار داشته است یا نه. در حدودی، مثل اینست که ما اشیاء را چنان می بینیم که می پنداریم باشند و نه چنانکه تصویر آنها در شبکیه چشم گواهی می دهد.

تشخیص نسبت


تشخیص ارتباط در کودکان خردسال و در حیوانات نیز دیده شده است آزمایشی که برای تحقیق در این موضوع شد در شکل 3 نشان داده شده است با روش پاسخ مشروط به حیوان یا کودک می آموزند که از دو دایره a و b به دایره a که بزرگتر است پاسخ مثبت دهند و از b اجتناب نماید. وقتی حیوان این پاسخ را یاد گرفت او را با دو دایره cوd مواجه می کنند حیوان فوراً به دایره c که بزرگتر است پاسخ مثبت می دهد. هر چند دایره c در حقیقت همان دایره b است که دفعه پیش آموخته بود از آن اجتناب کند.آزمایش نشان می دهد که حیوان به دایره بزرگتر پاسخ می دهد یعنی از نسبت بین دو دایره آگاه است. شبیه به این آزمایش با نور روشن و نور روشنتر نیز به عمل آمده و همان نتیجه گرفته شده است.

تاثیر متن در ادراک


وضعیت کلی که چیز ادراک شده در آن قرار گرفته است متن خوانده می شود و در ادراک ما آن چیز موثر است خطاهای مولر لایر و خطاهای دیگر که ذکر شد اهمیت تاثیر متن را در ادراک چیز ها نشان می دهند. شکل اول را در شکل 4 نگاه کنید این شکل در همه اشکال دیگر هست اما در بعضی به وضوح دیده می شود و دیدن آن در بعضی دیگر دشوار است چون زیر تاثیر متن قرار گرفته است و به صورت دیگری درک می شود. جز در مورد خطاهای ادراک، در اغلب موارد دیگر اهیت متن نفوذ و تاثیر تجربه گذشته را در ادراک می رساند.

تاثیر تجربه گذشته در ادراک


اگر آنچه را درباره سازمان یافتن ابتدائی گفتیم استثنا کنیم می توان گفت ادراکات ما مبتنی بر تجربه های گذشته هستند.
وقتی چیزی را ادراک می کنیم معنائی که برای ما پیدا می کند بسته به این است که در گذشته چه نوع اثری در ذهن ما بجا گذاشته و در چه متنی ادراک شده و واکنش ما نسبت بدان چه بوده است. مثلاً معنایی را که سیب ممکنست در دوره های مختلف رشد ذهنی کودک برای او داشته باشد در نظر گیرید. قبل از این که کودک بتواند سیب را به صورت خوردنی ببیند ممکنست آنرا مثل توپ برای بازی به او داده باشند در این دوره سیب مثل توپ چیزی است که می توان آنرا غلطانید و با آن بازی کرد در این دوره ممکنست سیب مصنوعی و سیب طبیعی برای کودک یکسان باشند وقتی طفل به مرحله ای رسید که بتواند سیب را بخورد سیب برای او ادراک تازه ای ایجاد خواهد کرد.بتدریج که کودک با درخت سیب و خواص سیب آشنا شود، سیب مفهوم و معنای تازه ای پیدا می کند.

بدیهیست کسی که هیچگاه سیب ندیده باشد ادراک بسیار محدودی از آن خواهد داشت.
کسانی که کور زاده شده و پس از آن در اثر عمل چشم بینا شده اند اول بار که چیز ها را می بینند اصلاً نمی شناسند مثلاً کسی را که در اثر لمس صورت او با انگشتان خود می شناختند تا صورتش را مجدداً لمس نکنند نخواهند شناخت . این کسان که سابقاً تفاوت مکعب و شیء گردی را با انگشتان خود فوراً حس می کردند وقتی مکعب و چیز گردی را برای اول بار ببیند نمی توانند آنها را از هم باز شناسند. شامپانزه ای که در تاریکی مطلق بزرگ شده است و هر روز با بطری پستانک دار شیر خورده است و از راه حس لمس آن را تشخیص می دهد وقتی در روشنائی آورده شود بطری شیر را نمی شناسد و اصلاً به آن اعتنا نمی کند. لازم بود سی بار بطری را به لبان او نزدیک کنند تا بتوانند آن را از دور تشخیص دهد.

چیز ها برای اشخاص معانی متفاوت دارند زیرا تجربه گذشته همه یکسان نیست مثلاً به چیز هایی که در شکل ؟ نشان داده شده اند نگاه کنید و ببینید چند تای آنها را تشخیص می دهید. آنگاه همین عکس را به دوستی نشان دهید و ببینید این چیز ها برای او چه معنی دارند.

تاثیر آمادگی در ادراک


آمادگی عادی در ادراک ما تاثیر دارد به این معنی که مثلاً دانشمند ستاره شناس وقتی به آسمان نگاه کند چیز هائی می بیند که بی خبران از ستارگان نمی بینند. حتی دیده شده است که آمادگی خاص دانشمندی او را قادر کرده است در طبیعت چیزهائی ببیند که دانشمندان دیگر نمی دیده اند یکی از بحثهای جالب توجه بین علمای نجوم بحث بین کسانی است که ادعا می کنند توانسته اند با تلسکوپ در کره مریخ کانالهائی ببینند و کسانی که نتوانسته اند چنین کانال هائی ببینند شاید اختلاف بحث ناشی از اختلاف دو گروه در آمادگی برای ادراک کانال باشد.
توهمات نیز تاثیر آمادگی را نشان می دهند وقتی شخص منتظر است یا آماده است چیزی را ببیند ممکن است واقعاً ببیند هر چند که آن چیز وجود خارجی نداشته باشد.

تاثیر آمادگی ناشی از دستور آزماینده در آزمایش زیر دیده می شود:
اشکال مبهمی مثل شکل میانه در شکل ؟ برای چند لحظه در جلو آزمودنی قرار داده شدند و از آزمودنی پس از ناپدید شدن شکل خواسته شد آن را بکشد وقتی به آزمودنی گفته شد شکلی که می بیند شبیه به عینک است پس از دیدن شکل مبهم شکل را دیده می شود کشید. وقتی گفته شد میله کوچک ورزشی است شکل دست راست را کشید.

برگه های مخفف


وقتی با موضوع ادراک آشنائی کامل پیدا شود قطعه کوچکی از آن کافیست که همه آن را به ذهن بیاورد. جزئی که به این ترتیب کل را به یاد می آورد برگه یا قرینه خوانیم. مثال خوبی برای توضیح این معنی خواندن است. بتدریج که در خواندن تواناتر می شویم عده درنگهای چشم بر روی کلمات و خطها کمتر می شود و در اثر این امر است که وقتی چیزی را به سرعت می خوانیم ممکنست متوجه غلطهای کوچک چاپی نشویم. مثلاً به شکل 5 نگاه کنید تصویر الف به آسانی تشخیص داده شود اما تصویر ب را فقط اشخاصی تشخیص می دهند که عکاسان را با آن دوربین مخصوص سابقاً دیده اند و یا با آن منظره آشنا هستند.

دوستان خود را وقتی از دور می بینیم با یک یا دو صفت مشخصه می شناسیم ممکنست این صفت شیوه راه رفتن یا حرکت دادن دست یا نگهداشتن سر باشد.گاه نیز وقتی بیگانه ای این صفات را داراباشد او را اشتباهاً آشنای خود می پنداریم.

تفاوتهای کوچک اغلب محسوس نمی شود در این صورت گوئیم اختلاف بین دو محرک به اندازه ای کم است که زیر آستانه ادراک قرار دارد. درک تفاوت بین دو محرک به بزرگی دو محرک و حسی که ادراک توسط آن صورت می گیرد و روش عرضه کردن محرک به آزمودنی بستگی دارد. اگر سه شمع در اطاقی روشن باشد و شمع دیگری روشن کنید تفاوت روشنی بخوبی محسوس خواهد بود زیرا تفاوت، بالای آستانه ادراک تفاوت قرار دارد. اما اگر سه شمع در اطاقی روشن باشد و شمع دیگری روشن کنید تفاوت روشنی بخوبی محسوس خواهد بود زیرا تفاوت، بالای آستانه ادراک تفاوت قرار دارد. اما اگر صد شمع روشن باشد و یک شمع دیگر نیز روشن کنید تفاوت به سختی محسوس می شود اگر دویست شمع روشن باشد هر چه آمادگی شما برای دیدن تفاوت زیاد باشد با افزودن یک شمع تفاوت را درک نخواهید کرد زیرا تفاوت زیر آستانه ادراک اختلافی قرار دارد.
به همان سان اگر وزنه یک کیلو گرمی را به وزنه سه کیلو گرمی بیفزایند تفاوت وزن بخوبی حس می شود اما اگر همان یک کیلو گرم را به وزنه صد کیلو گرمی بیفزایند تفاوت محسوس نخواهد شد.
به عبارت دیگر نسبت دو محرک به یکدیگر است که در تشخیص تفاوت اهمیت دارد تشخیص تفاوت محرک a که شدید تر است و b که ضعیف تر بسته به اینست که این تفاوت چه نسبتی با a یعنی محرک شدید تر دارد این پدیده را قانون وبر خوانده اند زیرا نخستین بار توسط وبر دانشمند فیزیولوژیست آلمانی بیان شد.

در تحقیقات آزمایشی در قانون وبر شدت محرک ثابت نگه داشته می شود آنگاه تحقیق می کنیم که حداقل شدتی که محرک دوم را از محرک اول مشخص می کند چیست مثلاً ممکن است بر وزن کیلوئی یک گرم به یک گرم بیفزاییم تا جائی که آزمودنی بگوید حالا وزن دوم سنگین تر از اولی (وزنه یک کیلوئی) شده است. طبق قانون وبر حداقل تفاوت محسوس با محرک اصلی (محرک قیاس) نسبتی ثابت دارد قانون وبر بدین صورت بیان می شود:

؟ برای مقدار ثابت بکار برده شده است.مثلاً اگر وقتی صد شمع روشن روشن باشد حداقل شمع اضافی که باید روشن شود تا بیننده حس کند روشنائی بیشتر شده است یک شمع باشد گوییم ؟ پس اگر در اطاقی 500 شمع روشن باشد باید حداقل 5 شمع اضافی روشن کرد تا تفاوت روشنائی محسوس گردد مقدار c برای نور همیشه ثابت است ولی برای حواس دیگر فرق می کند مثلاً یافته اند که برای نور ؟ است در صورتی که برای صوت ؟ است.

روشهای پسیکوفیزیک بر چند نوع است. برای نمونه درباره یکی از آنها که روش حداقل تفاوت محسوس است مختصراً گفتگو می کنیم:
مسئله مورد تحقیق اینست که ببینیم حداقل تفاوت محسوس برای تشخیص درازی دو خط چیست. خط مقیاس ما مثلاً ده سانتیمتر بلندی دارد آنرا در طرف راست و خط دیگری را در طرف چپ قرار می دهیم و از آزمودنی می پرسیم بگویید کدام خط بلند تر است اگر گفت یک اندازه است خط دوم را کمی بلند تر می کنیم و دوباره هر دو را به او نشان می دهیم خط مقیاس را گاه طرف راست و گاه طرف چپ قرار می دهیم تا جائی که آزمودنی در هفتاد و پنج درصد موارد تفاوت را تشخیص دهد این تفاوت را حداقل تفاوت محسوس یا آستانه اختلافی می نامیم.

مثلاً فرض کنیم خط 5،10 سانتیمتری از خط مقیاس (10 سانتیمتری) در 95 درصد موارد تشخیص داده شود و خط 4،10 سانتیمتری در 87 درصد موارد و خط 2،10 در 80 درصد موارد و خط 1،10 در 75 درصد موارد و خط 9،10 در 70 درصد موارد. در این مورد 10-1- 10 یا 1،0 سانتیمتری را حداقل تفاوت محسوس خوانیم و مقدار ثابت وبر در این مورد ؟ خواهد بود.
با استفاده از روش پسیکو فیزیک مقیاسی برای اندازه گیری صوت ساخته اند. در قسمتهای دیگر روانشناسی هم از قبیل روانشناسی اجتماعی و صنعتی، از پسیکوفیزیک استفاده های زیادی شده است.در هر موردی که بخواهیم پیدا کنیم چه مقدار تفاوت باید در چیزی ایجاد شود تا از طرف مردمان محسوس گردد از روش تحقیقی پسیکوفیزیک استفاده می کینم.



تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 شنبه 27 فروردین 1384 [09:40 ]   2   نفیسه ناجی      جاری 
 شنبه 27 فروردین 1384 [09:34 ]   1   نفیسه ناجی      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..