منو
 کاربر Online
539 کاربر online
تاریخچه ی: جهانی بودن اسلام

در حال مقایسه نگارشها

نگارش واقعی نگارش:2
جهانی بودن دین اسلام از ضروریات این آیین الهی است، کسانی هم که ایمان به آن ندارند می دانند که دعوت اسلام، همگانی بوده است. به طور مثال در آیات زیادی از قرآن، همه‌ی مردم را به عنوان «یا ایها ‌الناس» و یا «بنی‌آدم» مورد خطاب قرار داده و هدایت خود را شامل همه‌ی انسان‌ها دانسته است.

از طرف دیگر جاودانی بودن اسلام نیز دلیل دیگری بر این مدعا می باشد. بیانات قرآن، با مشخص کردن زمانی، محدودیت و مقید بودن اسلام را به زمان معینی نفی می‌کند. علاوه بر اینکه جاودانی بودن اسلام نیز از ضروریات این دین الهی می‌باشد و با اثبات حقانیت اسلام ثابت می‌شود.

جهانى بودن اسلام نتیجه ای جز جهانی بودن رسالت پیامبر صلى الله علیه و آله به دنبال نخواهد داشت. عمومى بودن و جهانى بودن رسالت پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله امرى مسلم است آن گونه که در آیات قرآنى با اتکاء به آن بر وحدانیت و ربوبیت‏خداوند متعال استدلال شده است.

در آیات بیشماری از قرآن نیز به این مورد اشاره شده است:

"و ما ارسلناک الا کافة للناس بشیرا و نذیرا و لکن اکثر الناس لا یعلمون" سبا/28 ما تو را جز برای بشارت و بیم دادن همه مردم نفرستادیم. و نیز در آیات دیگری می فرمایند: "قل یا ایها الناس انی رسول الله الیکم جمیعا " اعراف/158 بگو: ای مردم من فرستاده خدا به سوی همه شما هستم. همچنین پیامبر گرامی اسلام رسالت خود را دعوت و هدایت تمامی مردم دانست و فرمود: من پیامبر خدا برای تمامی بشریت هستم، وظیفه دارم زنده ها را انذار و هشدار دهم و فرمان عذاب بر کافران مسلم گردد.


جهاني بودن دين اسلام از ضروريات اين آيين الهي است، كساني هم كه ايمان به آن ندارند مي دانند كه دعوت اسلام، همگاني بوده است. بنابراين نمي‌توان كساني را از موظف بودن به پيروي عملي از اين آيين الهي، مستثني دانست. دلايل قرآني بر جهاني بودن اسلام كسي كه يك مرد را جمالي بر قرآن داشته باشد در خواهد يافت كه دعوت آن، عمومي و همگاني است. در آيات زيادي همه‌ي مردم را به عنوان «يا ايها‌الناس» و يا «بني‌آدم» مورد خطاب، قرار داده و هدايت خود را شامل همه‌ي انسان‌ها دانسته است. جاوداني بودن اسلام: بيانات قرآن، با اطلاق زماني، محدوديت و مقيد بودن اسلام را به زمان معيني نفي مي‌كند. علاوه بر اينكه جاوداني بودن اسلام نيز از ضروريات اين دين الهي مي‌باشد و با اثبات حقانيت اسلام ثابت مي‌شود. حل چند شبهه 1- آياتي كه پيامبر اكرمصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم را مأمور هدايت خويشان و نزديكان خودش يا اهل مكه و حوالي آن كرده است. 2- آيه‌ي 69 از سوره‌ي مائده، ملاك سعادت را ايمان و عمل صالح مي داند و نامي از پذيرفتن دين اسلام به عنوان شرط سعادت نمي‌برد. 3- در فقه اسلامي حفظ مي‌شود و مي‌توانند به احكام شريعت خودشان عمل كنند و اين، نشانه‌ي به رسميت شناختن اين اديان است. پاسخ: آياتي كه خويشان پيامبر اكرمصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و اهل مكه را ذكر مي كند، در صدد بيان مراحل دعوت است. عامل سعادت، ايمان واقعي و عمل به وظايفي است كه خداي متعال براي بندگانش مقرر فرموده است و طبق دلايلي كه جهاني بودن و جاوداني بودن اسلام را اثبات مي‌كند وظيفه‌ي همه‌ي مردم بعد از ظهور پيامبر اسلام، عمل به احكام و قوانين اين دين است و اما امتيازي كه در اسلام براي اهل كتاب بر ساير كافران منظور شده ارفاق دنيوي است كه موقتي است.


جهانى بودن رسالت پیامبر صلى الله علیه و آله
مقدمه: عمومى بودن و جهانى بودن رسالت پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله امرى مسلم است آن گونه که در آیات قرآنى با اتکاء به آن بر وحدانیت و ربوبیت‏خداوند متعال استدلال شده است مقاله حاضر به بررسى یک آیه در این زمینه پرداخته است.

(معناى آیه: "و ما ارسلناک الا کافه للناس..."و تقریر برهانى که با بیان عمومیت رسالت پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) بر توحید و نفى آلهه و شرکاء متضمن است)استقلال ندارند، و حتى در کارهایشان که اثر آن صفات است، مستقل نیستند، و با این حال‏دیگر آن استقلال در تدبیر که براى ارباب خود ادعا مى‏کنند کجا است!پس وجود واجبى باکمال بى منتهایش مانع از آن است که یکى از مخلوقاتش در یکى از صفاتش با او شریک‏شود.

مگر آنکه بگویند: خداى تعالى آن آلهه را در بعضى از شؤون خدایى یعنى در تدبیرخلق شرکت داده نه اینکه خودشان صلاحیت ذاتى داشته باشند، و اینهم با حکمت‏خداى‏تعالى منافات دارد.

و به همین جهت در جمله"بل هو الله العزیز الحکیم"به این جواب پاسخ داده، و به‏این حجت اشاره فرموده، چون عزت خدا عبارت است از منیع بودن جانب او، از اینکه‏متجاوزى به حریم کمال او تجاوز کند، بى انتها است، و به هیچ حدى محدود نیست، و این‏عزت مانع از آن است که کسى یا چیزى شریک در صفات کمال او از قبیل ربوبیت و الوهیت‏ذاتى، بشود.پس کلمه"عزیز"شرکت‏شریک را که ناشى از صلاحیت ذاتى او باشد نفى‏مى‏کند، و اما اینکه کسى بدون صلاحیت ذاتى، بلکه به تملیک خدا شریک خدا شود، این‏هم از آنجایى که مستلزم اراده گزافى است، منافى با حکمت‏خدا است، و کلمه"حکیم"آن را نفى مى‏کند.

با این بیان روشن شد که آیه شریفه متضمن برهان و حجتى قاطع است.پس سزاواراست که در آن دقت بیشترى بفرمایید.

"و ما ارسلناک الا کافة للناس بشیرا و نذیرا و لکن اکثر الناس لا یعلمون"راغب در مفردات مى‏گوید: کلمه"کف"به معناى دست آدمى یعنى آن عضوى‏است که با آن دفع مى‏کند و مى‏گیرد، و"کففته"معنایش این است‏که من مچ او را گرفتم، و هم به این معنا است که من با دست‏خود او را دفع‏کردم، و متعارف شده که دفع را به هر وسیله که باشد، هر چند با غیرکف باشد کف مى‏گویند حتى به کسى هم که نابینا شده مکفوف مى‏گویند، و در قرآن کریم‏آمده که: "و ما ارسلناک الا کافة للناس"یعنى من تو را نفرستاده‏ام مگر براى اینکه جلوگیرمردم از گناه باشى، که البته در این آیه حرف"تاء"در آخر"کافة" تاى مبالغه است، نظیرتایى که در آخر کلمات راویة، و علامة، و نسابة، در مى‏آید (1) .

............................................

(1)مفردات راغب، ماده"کف".

مؤید گفتار وى این است که در آیه شریفه رسول خداصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلمرابه دو صفت بشیر و نذیر توصیف فرموده، و در نتیجه این دو کلمه دو حالند، که صفت"کافة"را بیان مى‏کنند.

و چه بسا گفته (1) شده که: تقدیر آیه"و ما ارسلناک الا ارسالة کافة للناس"بوده یعنى ماتو را ارسال نکردیم مگر ارسالى که براى کافه مردم باشد، ولى این تفسیر خالى از بعد نیست، و بیهوده خود را به زحمت افکندن است.

و اما اینکه کافه به معناى همگى و حال از کلمه"ناس"باشد، و معنا این باشد که‏ما تو را نفرستادیم مگر براى همگى مردم، صحیح نیست، چون علماى ادب جایز نمى‏دانندحال از صاحب حال آنهم صاحب حالى که مجرور است مقدم بیفتد.

و بدان که منطوق آیه هر چند در باره مساله نبوت است، و در حقیقت از آیات قبل که‏راجع به توحید بود منتقل به مساله نبوت شده است، و لیکن مدلول آن حجتى دیگر بر مساله‏توحید است، چون رسالت از لوازم ربوبیت است، که شانش تدبیر امور مردم در طریق‏سعادتشان، و مسیرشان به سوى غایات وجودشان مى‏باشد.

پس عمومیت رسالت‏خاتم المرسلین، که رسول اوست، نه رسول غیر از او خود دلیل‏است بر اینکه ربوبیت نیز منحصر در اوست، چون اگر غیر از او ربى دیگر بود، او هم به‏مقتضاى ربوبیتش رسولى مى‏فرستاد، و دیگر رسالت رسول خداصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم

عمومى و براى همه نمى‏بود، و مردم با بودن او محتاج به رسول دیگر مى‏شدند که از ناحیه آن‏رب دیگر بیاید، و این همان معنایى است که علىعلیه‌السلام - به طورى که روایت‏شده بدان اشاره نموده، و فرموده: "اگر براى پروردگار تو شریکى مى‏بود، رسولان آن شریک نیزبراى رساندن پیامهایش نزد شما مى‏آمدند".

مؤید این معنا جمله‏اى است که در ذیل آیه آمده، و فرموده: "و لکن اکثر الناس لایعلمون"، چون اگر معناى آیه تنها همان بود که راغب در معناى کلمه"کافة"گفت چیزى‏نبود که اکثر مردم آن را نفهمند، ولى دلالت انحصار رسالت در رسول خداصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم

بر انحصار ربوبیت در خداى عز اسمه، چیزى است که اکثر مردم آن را نمى‏فهمند.

بنابر این مفاد آیه این مى‏شود: مشرکین نمى‏توانند شریکى براى خدا نشان دهند، درحالى که ما تو را نفرستادیم مگر بازدارنده جمیع مردم، در حالى که بشیر و نذیر باشى و اگر

............................................

(1)تفسیر کشاف، ج 3، ص 583.

براى مشرکین خدایانى دیگر بود، ما نمى‏توانستیم تو را به سوى همه مردم بفرستیم، با اینکه‏عده‏اى بسیار از ایشان بندگان خدایى دیگرند - و خدا داناتر است - .

"و یقولون متى هذا الوعد ان کنتم صادقین"

المیزان ج 16 صفحه 567 علامه طباطبایى رضوان الله تعالى علیه


تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 پنج شنبه 20 مرداد 1384 [14:02 ]   5   محمد ورهرام      جاری 
 پنج شنبه 20 مرداد 1384 [13:54 ]   4   محمد ورهرام      v  c  d  s 
 پنج شنبه 20 مرداد 1384 [13:52 ]   3   محمد ورهرام      v  c  d  s 
 سه شنبه 11 مرداد 1384 [13:04 ]   2   محمد ورهرام      v  c  d  s 
 یکشنبه 28 فروردین 1384 [05:17 ]   1   محمد ورهرام      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..