منو
 کاربر Online
1229 کاربر online
تاریخچه ی: جایگاه حسنین علیهماالسلام نزد پیامبر

در حال مقایسه نگارشها

نگارش واقعی نگارش:2
حضرت امام سجاد علیه السلام فرمود:
در مدینه با عمو و پدرم، حسن و حسین علیهماالسلام حرکت می کردم.
در راه، جابربن عبدالله انصاری و انس بن مالک انصاری به همراه جمعی از قریش و انصار به پدر و عمویم برخوردند. جابر خودش را بر دست و پای عمو و پدرم انداخت.
مردی از قریش که از نزدیکان مروان بود به جابر اعتراض کرد:«با این موهای سپید و جایگاهت میان اصحاب پیامبر خدا، چرا چنین می‌کنی؟»
جابر به او گفت:«از من دور شو؛ اگر آنچه را من درباره جایگاه آنها می دانستم می دانستی خاک کف پاهای آنان را نیز می‌بوسیدی.»
حسن و حسین علیهما السلام رفتند و من ایستاده بودم و گفتگوی جابر و انس بن مالک را می شنیدم. جابر گفت:«روزی پیامبر در مسجد بود که ناگاه به من فرمود:«ای جابر! حسن و حسین را نزد من بیار.»
من به دنبال‌شان رفتم و آنان را به طرف مسجد پیامبر بردم. گاهی حسن را در آغوش می‌گرفتم، گاهی حسین را، تا اینکه آنها را نزد پیامبر آوردم.
پیامبر به من فرمود:«ای جابر، این دو را دوست می داری؟»
گفتم:«چرا دوست نداشته باشم در حالی که جایگاه این دو را نزد شما می‌دانم؟»
پیامبر فرمود:«می خواهی فضایل این دو را برایت بگویم؟»
گفتم:«آری.»
فرمود:«هنگامی که خدای متعال مرا از نوری سفید آفرید و آن را در صلب پدرم، آدم، به ودیعت گذارد. این نور همواره از صلب‌های طاهر به رحم‌های طاهر منتقل شد تا به نوح و ابراهیم و سرانجام به عبدالمطلب رسید و در تمام این مدت از پلیدی جاهلیت مصون و محفوظ بود.
آن گاه این نطفه به دو نیم شد. نیمی به عبدالله و نیم دیگر به ابی طالب منتقل شد. پس نبوت را به من ختم فرمود و وصایت را به علی. دو نطفه از من از طریق فاطمه و علی جمع شد و این دو فرزند نیکو و زیباروی به دنیا آمدند. پس خداوند اسباط نبوت را به این دو ختم فرمود و نسل مرا از آنها قرار داد و کسی که شهرهای کفر را فتح می کند و زمین را پر از عدل می سازد، نیز از آنهاست. این دو سرور جوانان بهشتی‌اند.
خوشا به حال کسی که آنها را دوست بدارد و پدر و مادرشان را نیز دوست دارد. و وای بر کسانی که با آنان بستیزد و دشمنی کند.»

منابع:
بحار الانوار، ج 37، ص 44، حدیث 22- امالی شیخ طوسی.

مراجعه شود به:
در صلب آدم
شیفتگی پیامبر به حسنین علیهماالسلام
امر پیامبر به دوستی حسنین علیهماالسلام
پاداش محبت به حسنین علیهماالسلام
نسل پیامبر اکرم از سیب بهشتی
لقمه های پیامبر در دهان حضرت

حسین بن زید بن علی از امام جعفر صادق علیه السلام و او از پدرش امام باقر علیه السلام نقل می کند: که پدرم علی بن الحسین علیه السلام « امام سجاد» فرمود: در سالی که عمویم حسن علیه السلام از دنیا رفت در راههای شهر مدینه به دنبال عمو، و پدرم، حسن و حسین علیهم السلام حرکت می کردم من در آن زمان در سنین نوجوانی بودم و نزدیک بلوغ یا در شرف بلوغ بودم.

جابربن عبدالله انصاری و انس بن مالک انصاری به همراه جمعی از قریش و انصار به پدر و عمویم بر خوردند، جابر نتوانست خود داری کند بر دست ها و پاهای عمو و پدرم« امام حسن و امام حسین علیهم السلام» افتاد و دست و پاهای آنان را می بوسید.

مردی از قریش که از نزدیکان مروان بود به عنوان اعتراض به جابر گفت: تو با این سن و مویت که میان اصحاب پیامبر خدا داری، چرا چنین کاری می کنی؟

جابر از کسانی بود که در جنگ بدر حاضر بوده است ـ جابر به او گفت: از من دور شو؛ اگر از فضیلت و جایگاه این دو آنچه را که من می دانستم می دانستی هر آینه خاک زیر پاهای آنان را می بوسیدی.

آنگاه جابر رو به انس بن مالک کرد و گفت: ای ابا حمزه پیامبر خدا صلی الله علیه وآله درباره این دو به چیزی خبر داد که گمان نمی کنم در هیچ بشری وجود داشته باشد، انس به او گفت: پیامبر به چه چیز خبر داد؟

امام سجاد علیه السلام فرمود: حسن و حسین علیهما السلام رفتند و من ایستاده بودم و گفتگوی آنان را می شنیدم پس جابر شروع به سخن کرد و گفت: روزی در حینی که پیامبر در مسجد بود و جمعیت از اطراف ایشان کم شد ناگاه حضرت به من فرمود: ای جابر! حسن و حسین را فراخوان ـ در حالی که پیامبر به آن دو عشق می ورزید ـ پس من رفتم و آنها را فراخواندم و گاهی حسن را حمل می کردم و گاهی حسین را تا اینکه آنها را نزد پیامبر آوردم.

پس در حالی که به خاطر ملاطفت و مهربانی و تکریم من نسبت به آنان سرور و خوشحالی را در چهره پیامبر مشاهده می کردم حضرت به من فرمود: ای جابر آیا این دو را دوست می داری ؟

گفتم: چرا دوست نداشته باشم ـ پدر و مادرم فدای شما باد ـ در حالی که جایگاه این دو در نزد من روشن است؟

پیامبر فرمود: آیا به تو خبر ندهم از فضیلت این دو؟ عرض کردم بلی پدر و مادر فدای شما!

فرمود: هنگامی که خدای متعال خواست مرا خلق کند مرا از یک نطفه سفید پاکیزه آفرید و آن را در صلب پدرم آدم به ودیعه گذارد و همواره از صلب طاهربه رحم طاهر منتقل شد تا به حضرت نوح و ابراهیم علیهم السلام رسید و اینچنین بود تا به عبدالمطلب منتقل شد و از پلیدی جاهلیت مصون و محفوظ بود.

آنگاه این نطفه به دو نیم شد نیمی به عبدالله و نیم دیگر به ابی طالب منتقل شد پس مرا پدرم بدنیا آورد و خداوند نبوت را به من ختم فرمود و علی بدنیا آمد و وصایت به او ختم گردید. آنگاه دو نطفه از من« به طریق فاطمه» و علی جمع شد و این دو فرزند نیکو و زیبا روی بدنیا آمدند پس خداوند اسباط نبوت را به این دو ختم فرمود و ذریه و نسل مرا از این دو قرار داد و کسی که شهرهای کفر را فتح می کند و زمین را پر از عدل می سازد بعد از آن که پراز جور شده باشد از آنهاست پس این دو « حسن و حسین «ع» » دو فرزند طاهر و مطهرند و این دو سید و مهتر جوانان اهل بهشتند .

خوشا به حال کسی که این دو را دوست دارد و پدر و مادرشان را نیز دوست دارد وای بر کسانی که با اینها به ستیز و دشمنی برخیزد.

منابع: بحار الانوار، ج 37، ص 44، حدیث 22- امالی شیخ طوسی.

مراجعه شود به:

در صلب آدم

شیفتگی پیامبر نسبت به حسین علیه السلام

امر پیامبر به دوستی امام حسین علیه السلام

محبت امام حسین

سیب بهشتی - پیشینه نطفه

لقمه های پیامبر در دهان حضرت


تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 دوشنبه 21 شهریور 1384 [07:12 ]   4   شکوفه رنجبری      جاری 
 چهارشنبه 04 خرداد 1384 [08:54 ]   3   امیرمهدی حقیقت      v  c  d  s 
 چهارشنبه 28 بهمن 1383 [07:37 ]   2   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 یکشنبه 12 مهر 1383 [12:21 ]   1   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..