منو
 کاربر Online
1230 کاربر online
تاریخچه ی: تولید صوت

تفاوت با نگارش: 2

Lines: 1-30Lines: 1-53
 !نگاه اجمالی !نگاه اجمالی
-اهمیت ((صوت)) در زندگی عادی انسان کمتر از اهمیت ((حرکت)) و ((نور)) نمی‌باشد. اگر چه به هیچ طریق نمی‌توان ((حس شنوایی)) را به پای ((حس بینایی|حواس دیدن)) و حرکت در آورد. زندگی پر از صداهاست و ما همیشه طالب شنیدن صداهای خوش و حیاتی هستیم. و از صداهای نامطبوع و خطرناک گریزانیم. بطور کلی باید گفت که هر چه پیش میرویم از قبیل: ((تلفن)) ـ ((رادیو)) ـ ((فونوگراف)) ـ ((ضبط صوت روی فیلم)) و تهیه ((فیلم صامت|فیلمهای صدادار)) و غیره خود می‌تواند دلیلی سالم برموضوع باشد. +اهمیت صوت در زندگی عادی انسان کمتر از اهمیت حرکت و نور نمی‌باشد. اگر چه به هیچ طریق نمی‌توان حس شنوایی را به پای حواس دیدن و حرکت در آورد. زندگی پر از صداهاست و ما همیشه طالب شنیدن صداهای خوش و حیاتی هستیم و از صداهای نامطبوع و خطرناک گریزانیم. بطور کلی باید گفت که هر چه پیش مرویم از قبیل: ((تلفن)) ـ ((رادیو)) ـ ((فونوگراف)) ـ ((ضبط صوت|ضبط صوت روی فیلم)) و تهیه فیلمهای صدادار و غیره خود می‌تواند دلیلی سالم بر موضوع باشد.
 !سیر تحولی و رشد !سیر تحولی و رشد
-موضوع اینکه وقتی به جسم ((جامد|جامدی)) ضربه وارد می‌سازیم تولید صدا می‌کند، قاعدتا از زمانهای بسیار قدیم باید بوسیله بشر مشاهده شده باشد اساس پیدایش ((علم موسیقی)) این است که تحت بعضی از شرایط صدای حاصل به ((گوش|گوش انسان)) خوش می‌آیند و مطبوع است. اما موسیقی قرنها قبل از اینکه از نظر علمی مورد تحقیق قرار گیرد جز صنایع ظریف محسوب می‌گردد.

اولین فیلسوف یونانی که مبنای ((صوت موسیقی|صداهای موسیقی)) را بررسی نمود ((فیثاغور)) می‌باشد که 6 قرن قبل از میلاد می‌زیسته است. به‌ نظر می‌رسد که او ‌این مطلب را کشف نمود که: چنانچه دو سیم را با قدرت مساوی بکشیم آن سیمی که کوتاهتر است صدایش یک ((آکتاو)) بالاتر است. در این هنگام موضوع ((نت موسیقی|نتهای مو‌سیقی)) پیدا کرده‌بود. ولی بستگی نتهای موسیقی با ((فرکانس)) اجسام احتمالا معلم نبود. و گویا این موضوع تا زمان ((گالیله)) روشن نبوده است. /> />در انتهای قسمت « اولین روز » از کتاب « بیانات مربوط به علم » متعلق به گالیله که بحث قابل ملاحظه‌‌ای در موضوع ((حرکت رتعاشی|حرکات ارتعاشی)) می‌باشد که در آنجا گالیله از همزمانی ((پنرل ساده)) و ارتباط فرکانس پاندرل با طول آن شروع کرده است. و به ((پدیده تشدید)) یعنی پیدا شدن ارتعاش در یک جسم به واسطه وجود همان ارتعاش در دو جسم دیگر که از آن فاصله دارد، می‌رسد. معنی فیزیکی وجود ارتباط بین این دو به تعداد ارتعاشات در واحد ثانیه وابسته است.
+موضوع اینکه وقتی به جسم جامدی ضربه وارد می‌سازیم تولید صدا می‌کند، قاعدتا از زمانهای بسیار قدیم باید بوسیله بشر مشاهده شده باشد اساس پیدایش علم موسیقی این است که تحت بعضی از شرایط صدای حاصل به ((آناتومی گوش|گوش انسان)) خوش می‌آیند و مطبوع است. اما موسیقی قرنها قبل از اینکه از نظر علمی مورد تحقیق قرار گیرد جز صنایع ظریف محسوب می‌گردد.
>







{picture file=img/daneshnameh_up/0/09/tuning_fork_wave_animated.gif}


>
اولین فیلسوف یونانی که مبنای صداهای موسیقی را بررسی نمود فیثاغور می‌باشد که 6 قرن قبل از میلاد می‌زیسته است. به‌ نظر می‌رسد که او ‌این مطلب را کشف نمود که: چنانچه دو سیم را با قدرت مساوی بکشیم آن سیمی که کوتاهتر است صدایش یک آکتاو بالاتر است. در این هنگام موضوع نتهای مو‌سیقی پیدا کرده‌بود. ولی بستگی نتهای موسیقی با فرکانس اجسام احتمالا معلم نبود و گویا این موضوع تا زمان ((گالیله)) روشن نبوده است.

در انتهای قسمت «اولین روز» از کتاب «بیانات مربوط به علم» متعلق به گالیله که بحث قابل ملاحظه‌‌ای در موضوع ((حرکت نوانی|حرکات ارتعاشی)) می‌باشد که در آنجا گالیله از همزمانی ((ون ساده)) و ارتباط فرکانس پاندول با طول آن شروع کرده است و به پدیده تشدید یعنی پیدا شدن ارتعاش در یک جسم بواسطه وجود همان ارتعاش در دو جسم دیگر که از آن فاصله دارد، می‌رسد. معنی فیزیکی وجود ارتباط بین این دو به تعداد ارتعاشات در واحد ثانیه وابسته است.








{img src=img/daneshnameh_up/4/44/Big-spkr.gif}
 !تولید صوت کلاسیک !تولید صوت کلاسیک
-گالیله وقتی با ((قیچی|قیچی آهنی)) کنار یک ((آلیاژ برنج|صفحه برنجی)) را می‌خراشید صفحه مرتعش می‌گردید. چنانچه صدا خالص باشد قیچی صفحه را به یک عده خطوط نازک تقسیم می‌کرد. وقتی نت حاصل خیلی زیر بود خطوط به یکدیگر نزدیک می‌شدند و برعکس وقتی نت حاصل بمتر می‌شد خطوط روی صفحه از یکدیگر دور می‌گشتند. />
گالیله توانسته بود به وسیله دو صدایی که بدین طریق درست می‌کرد دو سیم را به ارتعاش در آورد. نتیجه ادعایی این تجربیات چنین بود که چنانچه صدای دو سیم نسبت به هم دو کتاو باشد، لازم است نسبت بین عده خطوط روی دو صفحه هم مثل نسبت 2 به 1 باشد. فرکانس سیم کشیده تابع طول کشش و ((چگالی|دانسیته)) آن می‌باشد. البته این موضوع در میان نبود که حرکت سیم صوتش را از راه ((دینامیک)) مطالعه نمایند. زیرا ((مکانیک کلاسیک|نظریه‌های مکانیکی)) تا این زمان به این اندازه پیش نرفته بود. با وجود این گالیله مقایسه بسیار سودمندی بین ((ارتعاش تار|ارتعاش سیم)) و ((پاندول|ارتعاش پاندول))نمود. مقصود او این بود که بفهمد چرا فقط وقتی نسبت فرکانس دو صوت مثل دو عدد کوچک کامل است مجموعه آن دو صدا به گوش خوش آیند می‌باشد؟ و چرا صداهای دیگر که دارای این خاصیت نیستند به گوش مطلوب ستند؟
+گالیله وقتی با قیچی آهنی کنار یک صفحه برنجی را می‌خراشید صفحه مرتعش می‌گردید. چنانچه صدا خالص باشد قیچی صفحه را به یک عده خطوط نازک تقسیم می‌کرد. وقتی نت حاصل خیلی زیر بود خطوط به یکدیگر نزدیک می‌شدند و برعکس وقتی نت حاصل بمتر می‌شد خطوط روی صفحه از یکدیگر دور می‌گشتند. گالیله توانسته بود بوسیله دو صدایی که بدین طریق درست می‌کرد دو سیم را به ارتعاش در آورد.

نتیجه ادعایی این تجربیات چنین بود که چنانچه صدای دو سیم نسبت به هم دو کتاو باشد، لازم است نسبت بین عده خطوط روی دو صفحه هم مثل نسبت 2 به 1 باشد. فرکانس سیم کشیده تابع طول کشش و دانسیته آن می‌باشد. البته این موضوع در میان نبود که حرکت سیم ، صوتش را از راه ((دینامیک حرکت|دینامیک)) مطالعه نمایند. زیرا ((مکانیک کلاسیک|نظریه‌های مکانیکی)) تا این زمان به این اندازه پیش نرفته بود. با وجود این گالیله مقایسه بسیار سودمندی بین ((تار مرتعش|ارتعاش سیم)) و ((پاندول|ارتعاش پاندول)) نمود. مقصود او این بود که بفهمد چرا فقط وقتی نسبت فرکانس دو صوت مثل دو عدد کوچک کامل است مجموعه آن دو صدا به گوش خوش آیند می‌باشد؟ و چرا صداهای دیگر که دارای این خاصیت نیستند به گوش مطلوب یستند؟








{img src=img/daneshnameh_up/2/25/SPEAKER.GIF}
 !انواع صدا !انواع صدا
-*__صدای خوش آیند__
گالیله مشاهده نمود که هرگاه یک تعداد پاندول را به یک محور افقی آویزان کنیم بقسمی که همه در حین ((تعادل)) در یک سطح بایستند، چنانچه فرکانس آنها نسبت بهم منطبق باشد،چون همه را به حرکت در آوردیم و ((چشم)) را در سطح تعادل مشترک آنها قرار دهیم یکنوع حرکت منظم و مطلوبی می‌بینیم.


*__صدای ناخوش آیند__
اگر یک عده پاندول را به یک محور افقی آویزان کنیم به طوریکه همه در حال تعادل دریک سطح باشند، در این صورت اگر فرکانس آنها نسبت به هم غیر منطبق باشند منظره ناموزون و در هم ، مشاهده می‌گردد. البته این مشاهده که به طریق بسیار زیرکانه انجام شده جنبه ((سینماتیک حرکت|سینماتیک)) دارد ولی نشان می‌دهد که ((یتاینی‌ا)) بزر و باهوش ا تا چه اندازه می‌توانسته است پدیده‌های مشابه را برای بیان فیزیکی یک مطلب بخصوص جمع آوری نماید.
+*__صدای خوش آیند:__ گالیله مشاهده نمود که هرگاه یک تعداد پاندول را به یک محور افقی آویزان کنیم به قسمی که همه در حین تعادل در یک سطح بایستند، چنانچه ((فرکانس)) آنها نسبت به هم منطبق باشد، چون همه را به حرکت در آوردیم و چشم را در سطح تعادل مشترک آنها قرار دهیم یک نوع حرکت منظم و مطلوبی می‌بینیم.


*__صدای ناخوش آیند:__ اگر یک عده پاندول را به یک محور افقی آویزان کنیم بطوری که همه در حال تعادل در یک سطح باشند، در این صورت اگر فرکانس آنها نسبت به هم غیر منطبق باشند منظره ناموزون و در هم ، مشاهده می‌گردد. البته این مشاهده که به طریق بسیار زیرکانه انجام شده جنبه ((سینماتیک حرکت|سینماتیک)) دارد. ولی نشان می‌دهد که امند باهوش ایتایایی‌ تا چه اندازه می‌توانسته است، پدیده‌های مشابه را برای بیان فیزیکی یک مطلب بخصوص جمع آوری نماید.
 !ارتعاش سیم !ارتعاش سیم
-دانشمندی به نام ((سور)) در مورد ((تار مرتعش|تارهای مرتعش)) کار کرده و فرکانس تار مرتعش را از روی قطعه وسطی آن محاسبه نمود. بالاخره اولین دینامیک تارهای کشده مرتعش برای ریاضیدان انگلیسی ((بروک تیلر)) باقی ماند. این نظریه که مبتنی بر قبول منحنی مخصوص برای شکل تار مرتعش بوده و طبق این نظریه نقاط مختلف تار در یک زمان به وضعیت مستقیم تار می‌رسند. از روی معادله این ((محنی)) و ((معادلات حرکت نیوتن|معادله‌های نیوتن درباره حرکت)) توانست برای فرکانس ارتعاشی سیم فرمولی که با تجربیات گالیله مطابقت داشت پیدا کند. /> />در این اثنا مخصوصا در ((انگلستان)) به وسیله ((والیس)) ( Wallis ) و در ((فراسنه)) به وسیله ((سور)) مشاهده شد که سیم در حال ارتعاش ممکن است به چند قسمت تقسیم شود و فصل مشترک نقطه‌ای است که به هیچ وجه دارای حرکت نیست و آنها را ((گره ارتعاش|گره)) ( Noend ) نامید و ملاحظه نمود که برعکس نقطه‌ای که در وسط دو گره قرار داشت نقطه‌ای وجود دارد که حداکثر ارتعاش را دارد، و از این رو ((شکم ارتعاش)) نامیده شد. +دانشمندی به نام سور در مورد ((تار مرتعش|تارهای مرتعش)) کار کرده و فرکانس تار مرتعش را از روی قطعه وسطی آن محاسبه نمود. بالاخره اولین دینامیک تارهای کشده مرتعش برای ریاضیدان انگلیسی ((بروک تیلور)) باقی ماند. این نظریه که مبتنی بر قبول منحنی مخصوص برای شکل تار مرتعش بوده و طبق این نظریه نقاط مختلف تار در یک زمان به وضعیت مستقیم تار می‌رسند. از روی معادله این منحنی و ((معادلات حرکت نیوتن|معادله‌های نیوتن درباره حرکت)) توانست برای فرکانس ارتعاشی سیم فرمولی که با تجربیات ((گالیله)) مطابقت داشت، پیدا کند.

در این اثنا مخصوصا در انگلستان بوسیله ((والیس)) (Wallis) و در فرانسه بوسیله سور مشاهده شد که سیم در حال ارتعاش ممکن است به چند قسمت تقسیم شود و فصل مشترک نقطه‌ای است که به هیچ وجه دارای حرکت نیست و آنها را گره (Noend) نامید و ملاحظه نمود که برعکس نقطه‌ای که در وسط دو گره قرار داشت نقطه‌ای وجود دارد که حداکثر ارتعاش را دارد و از این رو شکم ارتعاش نامیده شد.
 !مباحث مرتبط با عنوان !مباحث مرتبط با عنوان
-*((آکتاو)) />*((یده تشدید)) +*((تار تعش))
 *((تلفن)) *((تلفن))
-*((ک را)) +*((پلر وتی))
*((
ریو))
*((دی
اپزن|سیرن))
*((صوت
))
 *((صوت موسیقی)) *((صوت موسیقی))
-*((گه تعش)) +*(( صوت))
*((
علم مویقی))
 *((فونوگراف)) *((فونوگراف))
 *((فیلم صامت)) *((فیلم صامت))
-*((ایو)) +*((لوله وتی با))
*((لوله صوت
ی بسته))
*((م
وج صوتی))

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 پنج شنبه 04 اسفند 1384 [14:35 ]   4   مجید آقاپور      جاری 
 شنبه 23 آبان 1383 [05:58 ]   3   حسین خادم      v  c  d  s 
 پنج شنبه 21 آبان 1383 [14:23 ]   2   حسین خادم      v  c  d  s 
 چهارشنبه 13 آبان 1383 [07:48 ]   1   حسین خادم      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..