منو
 کاربر Online
376 کاربر online
تاریخچه ی: تولید صوت

تفاوت با نگارش: 1

Lines: 1-19Lines: 1-53
 !نگاه اجمالی !نگاه اجمالی
-همیت صوت در زندگی عادی انسان کمتر از اهمیت حرکت و نور نمیباشد. و اگر چه به هیچ طریق نمیتوان حس شنوایی را به پای حواس دیدن و حرکت در آورد. زندگی پر از صداهاست و ما همیشه طالب شنیدن صداهای خوش و حیاتی هستیم. و از صداهای نا مطبوع و خطرناک گریزانیم. بطور کلی باید گفت که هر چه پیش میرویم از قبیل: تلفن ـ رادیو ـ فونوگراف ـ ضبط صوت روی فیلم و تهیه فیلمهای صدادار و غیره خود میتواند بر موضوع دلیلی سالم باشد.
!مسیر تحولی و رشد
موضوع اینکه وقتی به جسم جامدی ضربه وارد میسازیم تولید صدا میکند قاعدتا از زمانهای بسیار قدیم بایتی بوسیله بشر مشاهده شده باشد اساس پیدایش علم موسیقی این است که تحت بعضی از شرایط صدای حاصل بگوش انسان خوش میآیند و مطبوع است. اما موسیقی قرنها قبل از اینکه از نظر علمی مورد تحقیق قرار گیرد جز صنایع ظریفه محسوب میگردد.
اولین فیلسوف یونانی که مبنای صداهای موسیقی را بررسی نمود فیثاغور میباشد که 6 قرن قبل از میلاد میزیسته است. بنظر میرسد این مطلب را کشف نمود که: چنانچه دو سیم را با توههای متساوی بکشیم آنکه کوتاهتر است صدایش یک آلتا و بالاتر است. در این هنگام موضوع نتهای موسیقی مسلما انبساط پیدا کرده بود. ولی بستگی نتهای موسیقی با فرکانس اجسام احتمالا معلم نبود. و گویا این موضوع تا زمان گالیله روشن نبوده است. />در انتهای قسمت « ایلن روز » از کتاب « بیانات مربوط به علم » متعلق به گالیله که ح قابل ملاحظهای در موضوع حرکات ارتعاشی میباشد که در آنجا گالیله از در همزمانی پنرل ساده و ارتباط فرکانس پاندرل با طول آن شروع کرده است. و به پدیده ونن یعنی پیدا شدن ارتعاشی در یک جسم بواسطه وجود همان ارتعاش دو جسم دیگری به از آن فاصله دارد. میرسد. معنی فیزیکی وجود ارتباط بین این دو به عمده ارتعاشات در ثانیه وابسته است.
+اهمیت صوت در زندگی عادی انسان کمتر از اهمیت حرکت و نور نمباشد. اگر چه به هیچ طریق نمتوان حس شنوایی را به پای حواس دیدن و حرکت در آورد. زندگی پر از صداهاست و ما همیشه طالب شنیدن صداهای خوش و حیاتی هستیم و از صداهای نامطبوع و خطرناک گریزانیم. بطور کلی باید گفت که هر چه پیش مرویم از قبیل: ((تلفن)) ـ ((رادیو)) ـ ((فونوگراف)) ـ ((ضبط صوت|ضبط صوت روی فیلم)) و تهیه فیلمهای صدادار و غیره خود متواند دلیلی سالم بر موضوع باشد.
!سیر تحولی و رشد
موضوع اینکه وقتی به جسم جامدی ضربه وارد مسازیم تولید صدا مکند، قاعدتا از زمانهای بسیار قدیم بای بوسیله بشر مشاهده شده باشد اساس پیدایش علم موسیقی این است که تحت بعضی از شرایط صدای حاصل به ((آناتومی گوش|گوش انسان)) خوش مآیند و مطبوع است. اما موسیقی قرنها قبل از اینکه از نظر علمی مورد تحقیق قرار گیرد جز صنایع ظریف محسوب مگردد.








{picture file=img/daneshnameh_up/0/09/tuning_fork_wave_animated.gif}




اولین فیلسوف یونانی که مبنای صداهای موسیقی را بررسی نمود فیثاغور مباشد که 6 قرن قبل از میلاد مزیسته است. به‌ نظر مرسد که او ‌این مطلب را کشف نمود که: چنانچه دو سیم را با قدرت مساوی بکشیم آن سیمی که کوتاهتر است صدایش یک آکتاو بالاتر است. در این هنگام موضوع نتهای موسیقی پیدا کردهبود. ولی بستگی نتهای موسیقی با فرکانس اجسام احتمالا معلم نبود و گویا این موضوع تا زمان ((گالیله)) روشن نبوده است.>>در انتهای قسمت «اولین روز» از کتاب «بیانات مربوط به علم» متعلق به گالیله که ح قابل ملاحظه‌‌ای در موضوع ((حرکت نوسانی|حرکات ارتعاشی)) مباشد که در آنجا گالیله از همزمانی ((ون ساده)) و ارتباط فرکانس پاندول با طول آن شروع کرده است و به پدیده ی یعنی پیدا شدن ارتعاش در یک جسم بواسطه وجود همان ارتعاش در دو جسم دیگر که از آن فاصله دارد، مرسد. معنی فیزیکی وجود ارتباط بین این دو به تعداد ارتعاشات در واحد ثانیه وابسته است.








{img src=img/daneshnameh_up/4/44/Big-spkr.gif}
 !تولید صوت کلاسیک !تولید صوت کلاسیک
-گالیله وقتی با قیچی آهنی کنار یک صفحه برنجی را میخراشید تا صفحه مرتعش گردد. چنانچه صدای خالص بوده قیچی صفحهر را به یک عده خطوط نازک تقسیم میکرده است. وقتی نت حاصل خیلی زیر بوده خطوط به یکدیگر نزدیک میشدند و برعکس وقتی نت حاصل متر میشده خطوط روی صفحه از یکدیگر ر میگشتهاند. />گالیله توانسته بود دو صدائی که بدین طریق درست میکرد دو سیم را به اترعاش در آورد. میگوید وقتی و صدای حاصل از دو سیم که با گوش سنجیده میشدند نسبت به سهم پنجمی بودند نسبت بین عده خطوط روی صفحه آبی با هر یک از دو سیم جداگانه همصدا بود. بنظر مثل نسبت بوده است. نتیجه ادعایی این تجربیات چنین بود که چنانچه صدای و سیم نسبت بهم در کتاو باشند لازم است، نسبت بین عده خطوط روی دو صفحه هم مثل نسبت 2 به 1 باشد. />فرکانس سیم کشیده تایع طول کشش و دانسثیه آن میباشد. البته این موضوع در بین نبوده که حرکت سیم صوتش را از راه دینامیک مطالعه نمایند. زیرا نظریههای مکانیکی تا این زمان به این اندازه پیش نرفته بود. دک گالیله مقایسه بیسار سودبندی بین ارتعاش سیم و ارتعاش پاندول نمود. مقصود این بود که بفهمد چرا فقط وقتی نسبت فرکانس دو صوت مثل دو عدد کوچک کامل است مجموعه آن دو صدا به گوش خوش میآیند میباشد؟ و چرا صداهای دیگر که دارای این خاصیت نیستند به گوش خراش و نا مطبو لم فتهاند؟ +گالیله وقتی با قیچی آهنی کنار یک صفحه برنجی را مخراشید صفحه مرتعش می‌گردید. چنانچه صدا خالص باشد قیچی صفحه را به یک عده خطوط نازک تقسیم مکرد. وقتی نت حاصل خیلی زیر بود خطوط به یکدیگر نزدیک مشدند و برعکس وقتی نت حاصل متر مشد خطوط روی صفحه از یکدیگر در مگشتند. گالیله توانسته بود بوسیله دو صدایی که بدین طریق درست مکرد دو سیم را به ارتاش در آورد.

نتیجه ادعایی این تجربیات چنین بود که چنانچه صدای و سیم نسبت به هم دو کتاو باشد لازم است نسبت بین عده خطوط روی دو صفحه هم مثل نسبت 2 به 1 باشد. فرکانس سیم کشیده تابع طول کشش و دانسیته آن مباشد. البته این موضوع در میان نبود که حرکت سیم ، صوتش را از راه ((دینامیک حرکت|دینامیک)) مطالعه نمایند. زیرا ((مکانیک کلاسیک|نظریههای مکانیکی)) تا این زمان به این اندازه پیش نرفته بود. با جد ای گالیله مقایسه بسیار سودمندی بین ((تار مرتعش|ارتعاش سیم)) و ((پاندول|ارتعاش پاندول)) نمود. مقصود و این بود که بفهمد چرا فقط وقتی نسبت فرکانس دو صوت مثل دو عدد کوچک کامل است مجموعه آن دو صدا به گوش خوش آیند مباشد؟ و چرا صداهای دیگر که دارای این خاصیت نیستند به گوش مطلو یتند؟








{img src=img/daneshnameh_up/2/25/SPEAKER.GIF}
 !انواع صدا !انواع صدا
-صدای خوش آیند: />گالیله مشاهده نمود که هرگاه یک عده پاندول را به یک محور افقی آویزان کنیم بقسمیکه هم در حین تعادل در یک سطح بایستند چنانچه فرکانس آنها نسبت بهم منطبق باشد. چون همه را به حرکت در آوردیم و چشم را در سطح تعادل مشترک آنها قرار دهیم یکنوع حرکت منظم و مطبوی میبینیم.
!صدای ناخوش آیند />اگر یک عده پاندول را به یک محور افقی آویزان کنیم بطوریکه همه در حال تعادلی دریک سطح باشند.اگر فرکانس آنها نسبت به هم غیر منطبق باشند منظره ناموزون و در هم مشاهده میگردد. البته این مشاهده که بطریق بسیار زیرکانه انجام شده جنبه سینماتیک دارد ولی نشان میدهد که یتایی با بزر و باهوش ا تا چه اندازه میتوانسته است پدیدههای مشابه را برابر بیان فیزیکی یک مطلب بخصوص جمعوری نماید.
+*__صدای خوش آیند:__ گالیله مشاهده نمود که هرگاه یک تعداد پاندول را به یک محور افقی آویزان کنیم به قسمی که همه در حین تعادل در یک سطح بایستند، چنانچه ((فرکانس)) آنها نسبت به هم منطبق باشد، چون همه را به حرکت در آوردیم و چشم را در سطح تعادل مشترک آنها قرار دهیم یک نوع حرکت منظم و مطلوی مبینیم.


*__صدای ناخوش آیند:__ اگر یک عده پاندول را به یک محور افقی آویزان کنیم بطوری که همه در حال تعادل در یک سطح باشند، در این صورت اگر فرکانس آنها نسبت به هم غیر منطبق باشند منظره ناموزون و در هم ، مشاهده مگردد. البته این مشاهده که به طریق بسیار زیرکانه انجام شده جنبه ((سینماتیک حرکت|سینماتیک)) دارد. ولی نشان مدهد که امند باهوش ایتایایی‌ تا چه اندازه متوانسته است، پدیدههای مشابه را برای بیان فیزیکی یک مطلب بخصوص جمع وری نماید.
 !ارتعاش سیم !ارتعاش سیم
-دانشمندی به نام سور در حدود تارهای مرتعش کار کرده و فرکانس تار وش را از روی قطعه وسطی آن محاسبه نمود. بالاخره اولین دینامیک تارهای کشدیه مرتعش برای ریاضیدان انگلیسی بروک تیلر باقی ماند. این نظریه که سبی بر قبول خنی مخصوص برای شکل تار مرتعش بوده و طبق این نظریه نقاط مختلفه تار در یک زمان وضعیت مستقیم تار میرسند. از روی معادله این منی و معادله نیوتن درباره حرکت توانست برای فرکانس ارتعاشی سیم فرولی که با تجربیات گالیله مطابقت داشت پیدا کند. />در این اثنا مخصوصا در انگلستان بوسیله والیس ( Wallis ) و در فراسه سور مشاهده شد که سیم در حال ارتعاش ممکن است به چند قسمت تقسیم شود و در فصل مشترک نقطه ایست که به هیچ وجه دارای حرکت نیست و آنها را سور ـ گره ( Noend ) نامید و ملاحظه نمود که برعکس نقطه که در وسط دو گره قرار فته حداکثر ارتعاش را دارد. و از این رو شکم ارتعاش نامیده شد. +دانشمندی به نام سور در مورد ((تار مرتعش|تارهای مرتعش)) کار کرده و فرکانس تار تعش را از روی قطعه وسطی آن محاسبه نمود. بالاخره اولین دینامیک تارهای کشده مرتعش برای ریاضیدان انگلیسی ((بروک تیلور)) باقی ماند. این نظریه که مبنی بر قبول مننی مخصوص برای شکل تار مرتعش بوده و طبق این نظریه نقاط مختلف تار در یک زمان ب وضعیت مستقیم تار مرسند. از روی معادله این مننی و ((معادلات حرکت نیوتن|معادله‌های نیوتن درباره حرکت)) توانست برای فرکانس ارتعاشی سیم فرمولی که با تجربیات ((گالیله)) مطابقت داشت، پیدا کند.>>در این اثنا مخصوصا در انگلستان بوسیله ((والیس)) (Wallis) و در فرانس بوسیله سور مشاهده شد که سیم در حال ارتعاش ممکن است به چند قسمت تقسیم شود و فصل مشترک نقطهای است که به هیچ وجه دارای حرکت نیست و آنها را گره (Noend) نامید و ملاحظه نمود که برعکس نقطه‌ای که در وسط دو گره قرار شت نقطه‌ای وجود دارد که حداکثر ارتعاش را دارد و از این رو شکم ارتعاش نامیده شد.
!مباحث مرتبط با عنوان
*((تار مرتعش))
*((تلفن))
*((دوپلر صوتی))
*((رادیو))
*((دیاپازن|سیرن))
*((صوت))
*((صوت موسیقی))
*((ضبط صوت))
*((علم موسیقی))
*((فونوگراف))
*((فیلم صامت))
*((لوله صوتی باز))
*((لوله صوتی بسته))
*((موج صوتی))

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 پنج شنبه 04 اسفند 1384 [13:35 ]   4   مجید آقاپور      جاری 
 شنبه 23 آبان 1383 [04:58 ]   3   حسین خادم      v  c  d  s 
 پنج شنبه 21 آبان 1383 [13:23 ]   2   حسین خادم      v  c  d  s 
 چهارشنبه 13 آبان 1383 [06:48 ]   1   حسین خادم      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..