منو
 صفحه های تصادفی
سیب بهشتی، هدیه ای از سوی خدا
صنعت رنگ رزی
دهان و دندان سالم
نشان دادن ملکوت به جابر بن یزید جعفی
بوهرینگر اینگلهایم
اختلال خلقی فصلی
راههای جلوگیری از شکرک زذن
امام زمان علیه السلام در قرآن - قلم : 15
امام مهدی علیه السلام و لقب قائم
غزوه بنی نضیر
 کاربر Online
1157 کاربر online
تاریخچه ی: تعریف فطرت

تفاوت با نگارش: 2

Lines: 1-8Lines: 1-110
-مو فرعی: ی ت ناش:
یش نوی:
مه فر ( ط ر) مر رن آمده است: فطر ه-اطر السوا والار-ااالسا افطرت-مفطر ه.*
در همه ا ر مفهوم این لمه، ابدا و لق- و له ل ب همان عنای ادا- س. داع ب ی معنا یعنی رین بدو ابه. لغت فطرة با این صی- یعنی بر زن ل- در ی آیه مده ات ه در مورد انسان و ین است ه دین، ره است.
فاقم وه للینِ حنیف رة اله التی ر الناس علیها لاتبدیل لخ ال»(رو/30)
انی ه زبان ربی نا هستند میدانند ه زن فعله دلات بر ن انجام ف می‌ند فطرت یعنی ن گنه ا از آرینش ه ما به انان داده‌ای ینی انان به گوه‌ای ا آفریده شده ات.
این لمهای ه امز میگویند ویژیای انسان. اگر ما رای انسان یك سسه ویگیها در ال لقت ال باشی، فهو رت را ی دهد. فطرت انان ینی ویگیهایی در ال خلقت و فرین انسان.
*:(ابیا /56) (نعم/ 14 و نچ آی دیگ) (انفطار 1) (زمل/18)
+کسانی که به زبان عربی آشنا هستند می‏دان که ون " فعلة " دلالت بر
نو
ع یعنی گونه می‏کن . " لة " یعی تن ، و " جلسة " یعنی نوع‏
خ
اصی از نشتن . " جلست جلسة زید " یعنی نشستم به گونه نشستن زید ،
مانگونه که زید می‏نشیند نشستم . ابن مالک در " الفیه " می‏گوی :
و فعلة لمه کلسة
و فعلة ل
هیئة کجلسة
چنانکه گ
فیم در رآن ، لغت " فطرت " در مر نان ربطه او با
دی
ن آمده است : « فطره اه التی فطر الناس عیها »یعنی آن گونه خا
از آفرینش که ما به انسان داده‏ایم ، یعنی انسان به گ
ونه‏ای خاص آفریده‏
شده است . این ک
لمه‏ای که امرو می‏گویند " ویژگیهای نسان " ، اگر ما
برای انسان یک س
لسه ویژگیها ر اص خلقت قائل باشیم ، مفهوم فطرت را
می‏دد . فطرت نسان یعنی ویژگیهایی در اصل خلقت و آفرینش انسان .

!سخن ابن اثیر


یکی از کتب معتبری که
در لغات حدیث نوشته شده است کتابی است به‏
نا
م النهایة ز ابن ثیر که تا حد زیادی معروف است و چون می‏خواهیم از
مدارک معتبر شاهد آ
ورده باشیم از این کتاب [ قل می‏کنیم ] ( 1 ) همچنن که در لغات قرآن " مفردات " راغب کتاب‏
بسیار نفیس
است . راغب لغات قرآن را خیلی خوب ریشه شکافی کرده ات‏
و بن اثیر لغات حدیث را .
ابن اثیر در النهایه به مناسبت ، آن حدیث معروف را ن
قل می‏کند که :
« کل م
ولود یول علی افطره » ... ( 2 ) ه مولدی بر طرت اسلامیه متولد
می‏شود لکن پدر
ان ا ( یعنی عوامل خارجی ) او ا منحرف می‏کنند ، یهودی یا
ن
رانی یا جوسی‏ش می‏کنن که درباره این حدیث بعد بحث ی‏کنیم . چون‏
ا
ی حدیث را نقل کرده ، کلمه " فطرت " را معنی کرده است : الفطر :
الابتداء والاختراع . " فطر "
یعنی بتدا اختراع ، یعنی لقت ابتدایی‏
. مقص
ود از خقت بتدایی که ابداع م احیانا به آن می‏گویند خلقت غیر
تقلیدی است . کار خدا فطر ست ، اختراع است ولی ار بشر معمولا تقلید
است ، حتی در اختراعی هم که بشر می‏کند عناصر تقلی جود دارد ، یعنی چه‏
؟
کارها
ی بشر تلید از طبیعت است ، یعنی لا طبیعتی جود دارد بشر آ
ا لو قرار می‏دد و بر اساس آن نقاشی می‏کند ، صناعی می‏کند ، مجسمه
ازی می‏کند . بشر احیانا اختراع و ابتکار هم می‏کند و قدرت بر اتراع
ابتکار
هم دارد ، ولی مایه‏های اصلی اختراع و ابتکار بشر باز خود طبیعت است یعنی از طبیعت الگو می‏گیرد . (
در معارف ا
سلامی در نهج البلاغه و یر آن روی این قضیه زیاد تکیه شده است
قهرا همینطور هم است . ) [ اما ] خدا کار خودش را از یک صن دگری‏
ت
لی نکره چ هر چه هست صنع اوست و مقدم بر صنع او چیزی نیست .
پس کلمه " فطر " سای با ابتداء و اختراع است ، یعنی عملی که از
روی چیز دیگری ت
قید نشده است .
بعد
می‏گوید : وافره : احاة نه کالجسة والکبة طرت یعنی حات‏
خاص و
نوع خاصی از آفری ، ث لت " جلسة " و " رکة " به‏
معنی نوع خ
اصی شستن و نوع خاصی ایستادن است ( 1 ) . والمعنی انه یلد
علی نوع من
الجبة الطبع المتهیی الدین لو ترک علیها لاستر عی‏
لزمها . یعنی انسان به نوعی از جبلت و سرشت و طبیعت آفریده شده است
ک
برای پذیرش دین آمادگی دارد و اگر به حال خد و به حال طبیعی را شود
همان راه را انت
خاب ی‏کد گر ایکه عوال خارجی قسری او را از راش‏
نرف کرده باشد .
بعد اب
ن اثیر ی‏گید ر حدیث ، لغت " فطرت " مکرر آمده است . مثلا
در حدیثی ا
ز پیغمبر اکرم که ابن ثیر ابتدای یث را نیاورده آمده است
: " « علی غیر فطره محمد » " یع
نی " علی غیر دین محمد " یعن در
اینجا به جای کلمه " دین " خود کمه " طرت " آمده است . همچنین از
علی ( ع )
نقل می‏کند : « و جبار القلوب علی فطراتها »
خدای مت
عال که دلها را آریده است جبار دلها بر اساس فطرتهای این
د
هست . در اینجا " فطرت " جمع بسته شده است : فرات ( طرتها ) .
از اینجا ما یک نشانه پیدا
میکن که آنچه که از نظر معارف اسلامی ،
فطری انسان است یک چیز نیست بلکه انسان فطریاتی دار
د . اب اثیر گفته‏
است : " علی
فطراتها " ای علی خلقها (نهایه بن اثیر ، ج / 3 ص . 457 ) .

!سخن ابن عباس


حدیث عجیبی از ابن عباس نقل می‏
ن ک من همین دیث را قینه می‏گیرم‏
بر اینکه لغت " فطرت "
از لغاتی است که قرآ برای اول بار به کار
برده است . اب
ن عباس که پسر عموی پیغمبر و مردی قرشی عالم است او
یک عجمی نبود
ه که بگوییم از لغت عرب ناآگاه بوده است می‏گوید من منی‏
کلمه " فطرت " ر
ا که در قرآن آمده است آن وقتی فهمیدم که با یک
اعراب
بادی نشین وبرو شدم که این کلمه را در موردی به کار برد . وقتی‏
ای
ن کلمه ا در آن مورد به ار بر مفهو آیه برای من روشن شد . میگود :
م
ا کنت ادری م فار السموات والارض حتی احتکم الی اعرابیان فی بئر .
لغت " فاطر " را که در قر
آن آمده است درست نفهمیده بودم تا اینکه دو
ن
فر اعرابی ( عرب بادیه نشین ) آمدند که درباه یک چاه آب با یکدیگر اختلاف داشتند .
یکی از آنها گفت : انا فطرتها . می‏خاست بگوید اه ال من است . مقصودش این بود
ک
ه من ابتداء آن را حفر کردم . ( میدانید قتی چاه را می‏کنن [ س از
مدتی ] آب ، خود را پایین
میشد لذا و مرتبه آن را حفر می‏کنند و چند
متر پا
یین‏تر می‏رون ) می‏خاست بگوید من صاحب اولش هستم ، یعنی آن کسی‏
که
اول بار این چاه را حفر کرد من بودم . ابن عباس می‏گوید از اینجا
فهمیدم که لغت " فط
رت " در قرآن چه معنایی می‏هد : یک خلقت صددرصد
ابتد
ایی در انسان که حتی در غیر انسا هم سابه ندارد .
در م
وارد دیری هم ه لغت فطر ر زبان عربی به کار برده شده است‏
مفهوم ابتدایی بودن و سابقه نداشتن
در آن هست . مثلا رب می‏گوید : "
فطر ناب ا
لبعیر فرا " اذا شق اللحم و طلع . وقتی ک دندان تر در
می‏آید و برای او
لین بار گوشت را می‏شکا ان ابتدای طوعش را با " فطر
" بیان می‏کنند .
همچنین اوین شیری را ک ز پستان حیوان گرفته می‏شود به‏
اعتبا
ر اینکه برای الین ار رفته شده است " فطر " می‏گویند .
راغب اصفهانی هم این لغ
ت را در همین دودی که ابن اثی در النهایه‏
شکافته است ، شکافته
و چون تقریبا ترار می‏شود دیگر آنها را ذکر نمی‏کنم‏
.

!کلام مرحوم شیخ عباس قمی


مرحوم شیخ عباس قمی - رضوان الل
ه علیه - در کتاب سفینة البحار
از مطرزی که یک
ی یر ا لغویون است نقل می‏کند که گفته است فطرت یعنی خلقت . آنگاه حدیث " « کل مولود یول علی الفطره » "
را از غوال
ی اللئالی نقل می‏کن و بعد حدیثی از امام صادق ( ع ) نقل می‏کند
که به یک منا
سبتی لغت " فطره " را به کار برده‏اند ولی در غیر مورد
فطرتی که ما ی‏گوییم . ابی بصیر می‏گوید که روزی خدمت امم صادق ( )
بودیم ، گوشت شتری آورد
ند و خوردیم ، بع مقداری شیر آوردند و ایشان از
/>آن شیر آشامیدند و ب من فتد که تو هم بیاشام و من نیز آشامید و گفتم‏
: ایش ؟ این چیست ؟ (
دیدم ی مزه خاصی می‏ه ) « قال انها الفطره »
فرمود
این " فطره " است ( 1 ) ( کک شیر تازه در وقت دوشیدن ) . پس‏
باز ه
مان مفهوم ابتدائیت در این لغت هست . از لغت " فطرت "
/>می‏گذریم .







تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 پنج شنبه 20 مرداد 1384 [13:26 ]   3   یاسر ناظم نیا      جاری 
 شنبه 10 اردیبهشت 1384 [20:40 ]   2   محمد ورهرام      v  c  d  s 
 شنبه 10 اردیبهشت 1384 [20:40 ]   1   محمد ورهرام      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..