منو
 کاربر Online
282 کاربر online
تاریخچه ی: تعارض عقل و شرع در اندیشه علامه طباطبایی

در حال مقایسه نگارشها

نگارش واقعی نگارش:1
در صورت بروز اختلاف بین حکم عقل و نقل قطعی، آیا باز هم دلیل عقلی از احترام برخوردار بوده واسلام آن را تایید می‏کند؟ و یا اینکه پیام این پیامبر درونی، در هنگام تعارض ، شیطانی بوده و پذیرفته ‏نیست؟

  • در پاسخ باید گفت ، این احتمال کاملا بی‏مورد است و به هیچ وجه امکان تحقق ندارد والا تناقض را در پی خواهد داشت. زیرا حجیت ظواهر دینی متوقف بر برهان عقلی است. اثبات ضرورت و حقانیت و عصمت دین، همگی اموری مبتنی بر عقل‏اند. عقل است ‏که انسان را به پیروی از دستورات دین وا می‏دارد. حال چگونه ممکن است همین عقل، بر بطلان آن ‏چیزی که ابتدا حقانیتش را اثبات کرده است دلیل اقامه کند؟! و حکمی بر خلاف محتوای حکم پیشین ‏خود داشته باشد؟

علامه طباطبایی در این مورد می‏فرماید:
  • وقتی عقل صراحتا بر حقانیت و درستی قرآن و سنت قطعی دلیل آورده‏است، محال است که دوباره برهانی برخلاف آن‏ها اقامه کند. تعارض بین دو حکمی که به مرحله قطعیت رسیده باشند ممکن نیست. دو حکم عقلی یا شرعی ‏قطعی هرگز نمی‏توانند در تعارض با یکدیگر باشند، چنانچه حکم شرعی قطعی با حکم عقلی قطعی نیز امکان تعارض ندارند. زیرا حکم شرعی در صورتی به مرحله قطعیت می‏رسد که واجد شرایط زیر باشد:
    • صدور آن از ناحیه معصوم، قطعی و یقینی باشد.
    • دلالتی روشن بر مدعا داشته باشد به گونه‏ای که احتمال دیگری را بر نتابد.
    • صدور آن نیز به قصد بیان حکم الهی باشد و احتمال تقیه و ظاهر سازی در آن نرود.

  • پس از این مراحل معرفت‏ به دست آمده از دلیل حکم شرعی صفت قطعیت پیدا می‏کند. حال اگرفرض شود، عقل به صورت قطعی برخلاف مفاد چنین حکمی باشد، طبیعی است که این حکم عقلی ‏قطعی، در چگونگی دلالت دلیل شرعی تاثیر گذاشته و مانع از دلالت قطعی و یقینی آن بر مدعا خواهدشد. و شرط دوم محقق نخواهد بود. بنابراین، تعارض حکم شرعی قطعی با حکم عقلی قطعی،امکان‏پذیر نیست.

یکی از مواردی که امکان تعارض بین حکم عقل و وحی وجود دارد، جایی است که دلیل عقلی‏قطعی با ظاهر حکمی شرعی ناسازگار باشد. در این‏جا چه باید کرد؟ جانب عقل را مقدم داشت ‏یا وحی؟

  • به عقیده علامه طباطبایی، حکم این مساله بدیهی و روشن است. زیرا حجیت قطع، ذاتی آن است ولزوم پیروی از آن، نیازمند اثبات نیست. و در هرجا، قطع داشته باشیم، آن را با هیچ چیز دیگری معاوضه ‏نخواهیم کرد و چیزی را بر آن مقدم نخواهیم داشت. ظواهر دینی متوقف بر ظهوری است که در لفظ وجود دارد و این ظهور، دلیل ظنی‏است و ظن نمی‏تواند با علم و یقینی که از اقامه برهان حاصل می‏شود، مقاومت کند.

منابع

  • المیزان فی ‏تفسیرالقرآن، ج‏5، ص 258
  • علامه طباطبایی ، شیعه در اسلام، ص 50
  • بحارالانوار، پاورقی علامه طباطبائی، ج‏1، ص 104
  • ماهنامه پیام حوزه ، شماره 25


در صورت بروز اختلاف بین حکم عقل و نقل قطعی، آیا باز هم دلیل عقلی از احترام برخوردار بوده واسلام آن را تایید می‏کند؟ و یا اینکه پیام این پیامبر درونی، در هنگام تعارض ، شیطانی بوده و پذیرفته ‏نیست؟

  • در پاسخ باید گفت ، این احتمال کاملا بی‏مورد است و به هیچ وجه امکان تحقق ندارد والا تناقض را در پی خواهد داشت. زیرا حجیت ظواهر دینی متوقف بر برهان عقلی است. اثبات ضرورت و حقانیت و عصمت دین، همگی اموری مبتنی بر عقل‏اند. عقل است ‏که انسان را به پیروی از دستورات دین وا می‏دارد. حال چگونه ممکن است همین عقل، بر بطلان آن‏چیزی که ابتدا حقانیتش را اثبات کرده است دلیل اقامه کند؟! و حکمی بر خلاف محتوای حکم پیشین ‏خود داشته باشد؟

علامه طباطبایی در این مورد می‏فرماید:
  • وقتی عقل صراحتا بر حقانیت و درستی قرآن و سنت قطعی دلیل آورده‏است، محال است که دوباره برهانی برخلاف آن‏ها اقامه کند. تعارض بین دو حکمی که به مرحله قطعیت رسیده باشند ممکن نیست. دو حکم عقلی یا شرعی ‏قطعی هرگز نمی‏توانند در تعارض با یکدیگر باشند، چنانچه حکم شرعی قطعی با حکم عقلی قطعی نیز امکان تعارض ندارند. زیرا حکم شرعی در صورتی به مرحله قطعیت می‏رسد که واجد شرایط زیر باشد:
    • صدور آن از ناحیه معصوم، قطعی و یقینی باشد.
    • دلالتی روشن بر مدعا داشته باشد به گونه‏ای که احتمال دیگری را بر نتابد.
    • صدور آن نیز به قصد بیان حکم الهی باشد و احتمال تقیه و ظاهر سازی در آن نرود.

  • پس از این مراحل معرفت‏ به دست آمده از دلیل حکم شرعی صفت قطعیت پیدا می‏کند. حال اگرفرض شود، عقل به صورت قطعی برخلاف مفاد چنین حکمی باشد، طبیعی است که این حکم عقلی ‏قطعی، در چگونگی دلالت دلیل شرعی تاثیر گذاشته و مانع از دلالت قطعی و یقینی آن بر مدعا خواهدشد. و شرط دوم محقق نخواهد بود. بنابراین، تعارض حکم شرعی قطعی با حکم عقلی قطعی،امکان‏پذیر نیست.

یکی از مواردی که امکان تعارض بین حکم عقل و وحی وجود دارد، جایی است که دلیل عقلی‏قطعی با ظاهر حکمی شرعی ناسازگار باشد. در این‏جا چه باید کرد؟ جانب عقل را مقدم داشت ‏یا وحی؟

  • به عقیده علامه طباطبایی، حکم این مساله بدیهی و روشن است. زیرا حجیت قطع، ذاتی آن است ولزوم پیروی از آن، نیازمند اثبات نیست. و در هرجا، قطع داشته باشیم، آن را با هیچ چیز دیگری معاوضه ‏نخواهیم کرد و چیزی را بر آن مقدم نخواهیم داشت. ظواهر دینی متوقف بر ظهوری است که در لفظ وجود دارد و این ظهور، دلیل ظنی‏است و ظن نمی‏تواند با علم و یقینی که از اقامه برهان حاصل می‏شود، مقاومت کند.

منابع

  • المیزان فی ‏تفسیرالقرآن، ج‏5، ص 258
  • علامه طباطبایی ، شیعه در اسلام، ص 50
  • بحارالانوار، پاورقی علامه طباطبائی، ج‏1، ص 104
  • ماهنامه پیام حوزه ، شماره 25



تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 سه شنبه 20 اردیبهشت 1384 [10:33 ]   2   اسماعیل جلمبادانی      جاری 
 سه شنبه 20 اردیبهشت 1384 [10:31 ]   1   اسماعیل جلمبادانی      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..