منو
 کاربر Online
751 کاربر online
تاریخچه ی: بینائی

V{maketoc}
گیرندگان ((حس))ی ما دروازه هایی هستند که از راه آنها عالم خارج را می شناسیم و مهمترین این دروازه ها بینایی است. نابینایان در جهانی زندگی می کنند که آن را فقط از راه ((صوت)) و تماس ((پوست ))و سرما و گرما و ((بو)) و(( مزه)) می شناسند. کور مادر زاد حتی در خواب صورت ذهنی بینایی ندارد.

دیدن را می توان از چند روی مورد تحقیق قرار داد. مثلاً نقاش می خواهد بداند چگونه جهان دیدنی را رسم کند تا ((رنگ))ها و ارتباط اشیاء بهتر به نظر آید فیزیک دان علاقمند است ((محرک نور ))را تجزیه کند ((فیزیولوژیست)) ها و متخصصان اعصاب می خواهند بدانند تاثیر فیزیولوژیست نور چیست. و چگونه از ((چشم)) به ((مغز)) می رسد روانشناسان علاقه دارند بدانند خود دیدن چیست و واکنش ((ارگانیزم)) نسبت به نور کدام است. اما وقتی روانشناس می پرسد چرا می بینیم و چرا به این ترتیب واکنش می کنیم برای پاسخ خود ناچار است به آنچه ((فیزیک)) و ((شیمی ))و فیزیولوژی و ((عصب شناسی)) یافته است رجوع کند.

!__تحریک حس بینائی__

در نظر فیزیک نور از امواج ((الکترومانیتیک ))تشکیل شده است وقتی این امواج به ماده برخورد می کنند در آنها تغییراتی پدید می آیند مثلاً در عبور از منشور شیشه ای شکسته می شوند و وقتی بر سطح غیر شفافی بتابد جذب یا منعکس می شود مثلاً مخمل سیاه همه امواج نور را جذب می کند و به این علت است که که سیاه به نظر می رسد آنچه بنظر ما کاملاً سفید می آید همه امواج نور را منعکس کرده است سطوح دیگر بعضی از امواج را جذب و بعضی را منعکس می کنند و در نتیجه بنظر ما رنگی می آیند.

چشم ما نسبت به آن دسته ((امواج ))حساسیت دارد که 400 تا 700 میلی کرون 4 طول دارند امواجی که که طول آنها به 400 نرسد یا از 700 میلی کرون تجاوز کند دیده نمی شوند این است که زیر سرخ یعنی امواجی که طول آنها بیش از 700 میلی کرون است و ورای بنفش (طول موج کمتر از 400 میلی کرون) را دیگر نمی توان نور نامید.
وقتی نور آفتاب از منشوری بگذرد شکسته می شود امواج کوتاه تر بیشتر شکسته می شود و امواج درازتر کمتر.این است که رنگ سفید به رنگهای ((قوس و قزح)) تجزیه می شود چنانچه در شکل دوم دیده می شود امواج درازتر که کمتر شکسته می شوند سرخ بنظر می آیند امواجی که کمی از آن کوتاه تر کمی بیشتر شکسته می شوند و نارنجی بنظر می رسند. پس از آن زرد و سبز و آبی و بنفش می آیند. رابطه بین طول موج و رنگ در تصاویر رنگی 1 و 2 دیده می شود.

شکل دوم نیز رابطه بین طول موج ((انرژی)) نورانی و پدیده دیدن را نشان می دهد در منحنی عبور نور از شیشه سرخ رنگ و منحنی جذب نور در مورد کلروفیل که موجب می شود برگها سبز دیده شوند دقت کنید. شیشه سرخ بدان سبب سرخ است که وقتی آنرا بین چشم و نور آفتاب قرار دهیم فقط ((امواج)) درازتر را از خود عبور می دهد.و امواج دیگر توسط آن جذب می شود برگ سبز نیز اغلب امواج را جز امواجی که در وسط واقع شده اند (سبز) جذب می کند این امواج منعکس می شوند و به چشم می خورند و در نتیجه ((برگ)) بنظر ما سبز می آید. پس رنگ صفت ذاتی اشیاء نیست بلکه مربوط به طول موجی است که از آن شی منعکس می کنند و به چشم می خورد اغلب چیزها نه یک موج بلکه مخلوطی از امواج را عبور می کنند که ((کلروفیل)) تا حدی همه امواج را از 400 تا 700 میلی کرون منعکس می کنند رنگی که دیده می شود بسته به این است که گیرندگان رنگ در چشم چگونه به این مخلوط پیچیده پاسخ می دهند. هر چند گیرندگان بینائی ما نسبت به طول موجهای بین 400 تا 700 میلی کرون حساس هستند نسبت به همه این موجها یکسان حساس نیستند چنانکه در شکل دوم دیده می شود خداکثر ((درجه)) دیده شوندگی صفت امواجی است که در وسط قرار دارند.

بدین ترتیب منحنی حساسیت برای دیدن در نور روز در حوالی 550 میلی کرون به حداکثر خود می رسد و هر چند از آنجا به سوی دو کرانه 400 و 700 میلی کرونی برود کم می شود.
هنگام روز نسبت به یک ناحیه از طیف نور حساسیت ما بیشتر است و در شب نسبت به ناحیه دیگر.

در نور روز (یا در شب وقتی نور خیلی زیاد باشد). حداکثر حساسیت چشم در ناحیه 550 میلی کرون است در شب وقتی که چشم به تاریکی عادت کرده است حساسیت آن نسبت به طول موج حوالی 510 میلی کرون یا بیشتر است بدین ترتیب حساسیت بیشتر چشم به سوی قطب بنفش طیف متمایل می شود بنابراین در نور کمتر شب درخشانی آبی و بنفش نسبت به سرخ و نارنجی بیشتر می شود.

برای آزمایش این امر که پدیده ((پورکینجه)) را می توان با مطالعه دو منحنی درخشانی شکل 135 درک کرد این تغییر در نتیجه آن است که ما دو دسته گیرنده حس بینائی داریم: یک دسته برای نورهای شدید و دسته دیگر برای نورهای خفیف.

سیری یا اشباع رنگ با پیچیدگی طول موج آن همبستگی دارد نور یک رنگ بیش از همه سیر شده است اگر نور سفید را با آن مخلوط کنید سیری خود را از دست می دهد و کم رنگ بنظر می آید اگر دو رنگ مختلف را با هم بیامیزید سیری خود را از دست می دهند مثلاً آبی و سبز وقتی مخلوط شوند کمتر آبی و کمتر سبز می شوند و آبی متمایل به سبز یا سبز متمایل به آبی نتیجه می شود.

درخشانی چنانکه گفتیم با طول موج ارتباط دارد موجهای وسط ((طیف نور ))رخشندگی بیشتری از موجهای دو طرف دارند دامنه امواج نور میزان شدت آنها را نشان می دهند و با درخشانی ارتباط دارند لیکن نباید فرض کرد که درخشانی با دامنه موج ارتباط مستقیم دارد زیرا سازگاری چشم نیز در تعیین درخشانی چیزها دخیل است وقت هنگام روز وارد سالن تاریک ((سینما)) می شویم .در آغاز هیچ کس را نمی بینیم و بتدریج که چشم ما با تاریکی سازگار شود اشخاص را تشخیص می دهیم و وقتی از سالن تاریک سینما در نور روز بیرون بیائیم نخست چشم ما خیره می شود تا اینکه بتدریج با نور زیاد سازگاری پیدا می کند.

!__طول موج و دامنه موج__

روشنی حتی از درخشانی کمتر قابل پیش بینی است. دیدیم که دو دایره خاکستری در دو متن مختلف با آنکه میزان انعکاس نور در آنها یکی است از لحاظ روشنی مختلف بنظر می رسد.
ثبات روشنی گواه دیگری است بر اینکه روشنی سطحی را صرفاً با در نظر گرفتن شدت نوری که از آن منعکس می شود نمی توان در نظر گرفت. مخمل سیاه حتی هنگامی که نور زیاد بر آن تابیده شود سیاه بنظر می رسد و ((کاغذ ))سفید بنظر می آید.

درجات مختلف دیده شوندگی را می توان با نردبانی نمایش داد سفید یک طرف آن و سیاه طرف دیگر باشد. خاکستری خنثی در چنین نردبانی در پله وسط خواهد بود.
درخشانی رنگها را خنثی می خوانیم وقتی درخشانی آنها مساوی با درخشانی خاکستری در پله وسط این نردبان باشند به همین سان وقتی دو رنگ درخشانی مساوی با درخشانی خاکستری معینی در یکی از پله های نردبان داشته باشند. گوئیم درخشانی آنها با هم مساوی است.

!__پس تصویر 2 __

وقتی چشم ناگهان با نور شدید تحریک شود شخص تا لحظه ای پس از نابود شدن محرک پس تصویر محرک را می بیند مثلاً اگر محرک چراغ الکتریک بوده است تصویر میله نورانی درون آن تا لحظه ای پس از خاموش شدن نور روی دیوار دیده می شود نیز اگر شخصی ناگهان چشمش را ببندد ممکن است تصویر آن را حس کند پس تصویر مثبت معلول آن است که تحریک اعصاب دیدن پس از ناپدید شدن محرک لحظه ای بجا می ماند و شبیه به خود محرک است لیکن پس تصویر مثبت حداکثر فقط چند ثانیه به جا می ماند.
وقتی پس تصویر مثبت محرکی ناپدید شود پس تصویر منفی جای آن را می گیرد پس تصویر منفی از لحاظ رنگ و درخشانی مکمل محرک اصلی است. مثلاً اگر میله روشن چراغی زرد درخشان باشد پس تصویر منفی آن آبی سیر می شود.
می توانید با بکار بردن تصویر سوم پس تضویر منفی را در خود بیازمایید همه شکل جز یک دایره را بپوشانید و سی ثانیه به وسط آن خیره شوید آنگاه به ناحیه سفید یا خاکستری نگاه کنید یا اصلاً چشمهای خود را ببندید دایره ای خواهید دید که رنگ مکمل آن را دارد بهمین ترتیب دایره های دیگر را آزمایش کنید.

!__تضاد خود بخود__

وقتی قطعات کاغذ خاکستری که از یک ورقه بریده شده باشد روی زمینه هائی از رنگهای مختلف گذاشته شوند آثار رنگ مکمل زمینه بر آنها دیده می شود مثلاً خاکستری در زمینه سرخ سبز رنگ و در زمینه آبی زرد رنگ بنظر می رسد.
از اثر تضاد خود بخود در روشن کردن صحنه ((تاثر)) استفاده می کنند مثلاً با بکار بردن نور زرد در صحنه تاثر اشیاء خاکستری را آبی رنگ و اشیاء آبی را سیر تر از آنچه هستند جلوه می دهند برای بهتر شناختن پدیده دیدن لازمست از ساختمان چشم و فیزیولوژی آن نیز آگاه شویم.

!__بعضی همبستگی های ساختمانی و کنشی __

در پوشش داخلی چشم که شبکیه خوانده می شود ملیونها سلول عصبی قرار دارد که نسبت به نور حساسند ( شکل سوم) برای ادراک شکل اجسام لازمست تصویری از آنها بر شبکیه بیفتد همانطور که در دوربین عکاسی تصویری روی فیلم می افتد بین چشم و دوربین عکاسی شباهتهای زیاد موجود است اما این تفاوت اساسی نیز هست که در ((دوربین)) برای متمرکز کردن نور روی فیلم ذره بین را پیش و پس می بریم در صورتی که در چشم ذره بین خود تغییر شکل می دهد یعنی تحدب آن کم و زیاد می شود تصویری که روی شبکیه می افتد مثل تصویر روی ((فیلم)) در دوربین عکاسی وارونه است اگر توسط دستگاه مرکب از چند عدسی تصویر را از قبل از آن که به چشم برسد وارونه کنیم تصویری روی ((شبکیه)) مستقیم می افتد در آن صورت آن شیء معکوس دیده می شود.
شکل سوم و زیر نویس آن قسمتهای مختلف چشم و کنش هر یک را نشان می دهد شاختمانهای مهم شبکیه در شکل چهارم نشان داده شده اند اینها گیرندگان دیدن هستند که مخروط ها و میله ها خوانده می شود جریانهای عصبی که در اثر تحریک نور پدید می آیند توسط ((عصب)) بصری به مغز منتقل می شوند.

همچنین ببینید:
*((کور رنگی))
*((ادراک فضا از راه بینائی))
*((دسته بندی رنگها))
*((دو مخروط رنگ))

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 شنبه 07 بهمن 1385 [13:31 ]   16   سبحانی      جاری 
 چهارشنبه 17 فروردین 1384 [08:39 ]   15   نفیسه ناجی      v  c  d  s 
 چهارشنبه 17 فروردین 1384 [06:30 ]   14   نفیسه ناجی      v  c  d  s 
 سه شنبه 16 فروردین 1384 [08:29 ]   13   نفیسه ناجی      v  c  d  s 
 دوشنبه 15 فروردین 1384 [08:26 ]   12   نفیسه ناجی      v  c  d  s 
 دوشنبه 15 فروردین 1384 [08:08 ]   11   نفیسه ناجی      v  c  d  s 
 دوشنبه 15 فروردین 1384 [08:06 ]   10   نفیسه ناجی      v  c  d  s 
 دوشنبه 15 فروردین 1384 [06:46 ]   9   نفیسه ناجی      v  c  d  s 
 دوشنبه 15 فروردین 1384 [06:30 ]   8   نفیسه ناجی      v  c  d  s 
 دوشنبه 15 فروردین 1384 [06:28 ]   7   نفیسه ناجی      v  c  d  s 
 دوشنبه 17 اسفند 1383 [05:47 ]   6   نفیسه ناجی      v  c  d  s 
 دوشنبه 17 اسفند 1383 [05:42 ]   5   نفیسه ناجی      v  c  d  s 
 دوشنبه 17 اسفند 1383 [05:39 ]   4   نفیسه ناجی      v  c  d  s 
 یکشنبه 16 اسفند 1383 [11:45 ]   3   نفیسه ناجی      v  c  d  s 
 یکشنبه 16 اسفند 1383 [11:31 ]   2   نفیسه ناجی      v  c  d  s 
 یکشنبه 16 اسفند 1383 [11:25 ]   1   نفیسه ناجی      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..