منو
 کاربر Online
612 کاربر online
تاریخچه ی: بیدل دهلوی

تفاوت با نگارش: 3

Lines: 1-99Lines: 1-102
-::~~red:ی نمام اس.~~:: +در سا 1054 هـ.ق در ساحل جنوبی ودخانه نگ" شهر "عظیم آباد"، "میرزا عبدالخالق" صوفی سلخورده ی قادری صاحب فرزند پسری شد.
-در ال 1054 هـ.ق در سا نوبی خاه "گنگ" ر "عظیم باد"، "یرزا عبدالخالق" فی ساخر ی قادی اب فد ری ش. +میرا به عشق مرا نوی ه ریقت یی "عبدالقادر گیلی" نا رد ا "بدر" گذاش.
-میرزا به عشق مراد معنوی سلسله طریقت خود یعنی "عبدالقادر گیلانی" نام فرزندش را "عبدالقادر" گذاشت.

اجداد میرزا از قبیله "ارلاس" بودند که قبیله ای از مغول بود با مردانی جنگاور.
+اجداد میرزا از قبیله "ارلاس" بودند که قبیله ای از مغول بود با مردانی جنگاور.
 این موضوع که چه وقت و چرا و چگونه نیاکانش به سرزمین هند مهاجرت کرده بودند، نامعلوم است. این موضوع که چه وقت و چرا و چگونه نیاکانش به سرزمین هند مهاجرت کرده بودند، نامعلوم است.
-
"عبدالقادر" هنگامی که هنوز بیش از چهار سال و نیم نداشت پدرش را از دست داد و در سایه سرپرستی و تربیت عمویش "میرزا قلندر" قرار گرفت.
+






{img src=img/daneshnameh_up/9/9b/BidelDehlavi.jpg}td>
"
عبدالقادر" هنگامی که هنوز بیش از چهار سال و نیم نداشت پدرش را از دست داد و در سایه سرپرستی و تربیت عمویش "میرزا قلندر" قرار گرفت.
 او به مکتب رفت و در زمانی کوتاه قرائت قرآن کریم را ختم کرد. او به مکتب رفت و در زمانی کوتاه قرائت قرآن کریم را ختم کرد.
-بعد از عبدالقادر مادر خود را نیز از دست داد و به توصیه "میرزا قلندر" که خود از صوفیان بود. مکتب و مدرسه را رها کرد و مستقیماً تحت آموزش معنوی وی قرار گرفت. +بعد از مدتی کوتاه عبدالقادر مادر خود را نیز از دست داد و به توصیه "میرزا قلندر" که خود از صوفیان بود. مکتب و مدرسه را رها کرد و مستقیماً تحت آموزش معنوی وی قرار گرفت.
 میرزا قلندر معتقد بود که اگر علم و دانش وسیله کشف حجاب برای رسیدن به حق نباشد خود تبدیل به بزرگترین حجابها در راه حق می گردد و جز ضلالت و گمراهی نتیجه ای نخواهد داشت. میرزا قلندر معتقد بود که اگر علم و دانش وسیله کشف حجاب برای رسیدن به حق نباشد خود تبدیل به بزرگترین حجابها در راه حق می گردد و جز ضلالت و گمراهی نتیجه ای نخواهد داشت.
-"عبدالقادر" در کنار وی با مبانی تصوف آشنا شد. از همان روزها عبدالقادر به شوق حق، ترانه عشق می سرود و چون بر حفظ و اخی راز عشقش به حق مصر ود "رمزی" تخلص می کرد تا اینکه بنا بر ل یکی از شاگردانش هنگام مطالعه گلستان سعدی از مصراع "بیدل از بی نشان چه گوید باز" به شوق آمد و تخلص خود را از "رمزی" به "بیدل" تغییر داد. +"عبدالقادر" در کنار وی با مبانی تصوف آشنا شد. از همان روزها عبدالقادر به شوق حق، ترانه عشق می سرود و چون بر حفظ و پنها کدن راز عشقش به حق اصرر داشت "رمزی" تخلص می کرد تا اینکه بنا به گت ی یکی از شاگردانش هنگام مطالعه گلستان سعدی از مصراع "بیدل از بی نشان چه گوید باز" به شوق آمد و تخلص خود را از "رمزی" به "بیدل" تغییر داد.
 بیدل چهره ای خوشایند و جثه ای نیرومند داشت و فن کشتی را به خوبی می دانست و ورزشهای طاقت فرسا معمولی ترین فعالیتهای جسمی او بود.  بیدل چهره ای خوشایند و جثه ای نیرومند داشت و فن کشتی را به خوبی می دانست و ورزشهای طاقت فرسا معمولی ترین فعالیتهای جسمی او بود.
-بیدل برای گذراندن زندگی به خدمت در سپاه شاهزاده "اعظم شاه" درآمد، اما پس از مدت کوتاهی، چون از او تقاضای مدیحه کردند، از خدمت سربازی استعفا کرد. +بیدل برای گذراندن زندگی به خدمت در سپاه شاهزاده "اعظم شاه" درآمد، اما پس از مدت کوتاهی، چون از او تقاضای مدیحه کردند، از خدمت سربازی استعفا کرد.
-بیدل در سال 1096 هـ.ق به دهلی رفت و با حمایت و کمک شخصی به نام "شکرا... خان" مقدمات یک زندگی توأم با آرامش و عزلت را در دهلی فراهم کرد. +بیدل در سال 1096 هـ.ق به دهلی رفت و با حمایت و کمک شخصی به نام "شکرا... خان" مقدمات یک زندگی توأم با آرامش و عزلت را در دهلی فراهم کرد.
 زندگی شاعر بزرگ در این سالها به تامل و تفکر و سرودن شعر گذشت و منزل او میعادگاه عاشقان و شاعران و اهل فکر و ذکر بود. زندگی شاعر بزرگ در این سالها به تامل و تفکر و سرودن شعر گذشت و منزل او میعادگاه عاشقان و شاعران و اهل فکر و ذکر بود.
-در همین سالها بود که بیدل به تکمیل مثنوی "عرفان" پرداخت و این مثنوی عظیم عرفانی را در سال 1124 هـ.ق به پایان رساند. +در همین سالها بود که بیدل به تکمیل مثنوی "عرفان" پرداخت و این مثنوی عظیم عرفانی را در سال 1124 هـ.ق به پایان رساند.
 با وجود تشنج و درگیری های سیاسی در بین سران سیاسی هند و شورش های منطقه ای و آشفتگی اوضاع، بیدل تا آخرین روزهای زندگی خود از تفکرات ناب عرفانی و آفرینش های خلاقانه هنری باز نماند.  با وجود تشنج و درگیری های سیاسی در بین سران سیاسی هند و شورش های منطقه ای و آشفتگی اوضاع، بیدل تا آخرین روزهای زندگی خود از تفکرات ناب عرفانی و آفرینش های خلاقانه هنری باز نماند.
 بیدل آخرین آینه تابان شعر عارفانه فارسی بود که نور وجودش در سال 1133 ه.ق به خاموشی گرایید.  بیدل آخرین آینه تابان شعر عارفانه فارسی بود که نور وجودش در سال 1133 ه.ق به خاموشی گرایید.
 از بیدل غیر از دیوان غزلیات آثار ارزشمند دیگری در دست است که مهمترین آنها عبارتند از:  از بیدل غیر از دیوان غزلیات آثار ارزشمند دیگری در دست است که مهمترین آنها عبارتند از:
 1~~green:- مثنوی عرفان  1~~green:- مثنوی عرفان
 2- مثنوی محیط اعظم  2- مثنوی محیط اعظم
 3- مثنوی طور معرفت  3- مثنوی طور معرفت
 4- مثنوی طلسم حیرت  4- مثنوی طلسم حیرت
 5- رباعیات  5- رباعیات
 6- چهار عنصر (زندگینامه خود نوشت شاعر)  6- چهار عنصر (زندگینامه خود نوشت شاعر)
 7- رقعات  7- رقعات
 8- نکات  8- نکات
 و ..... ~~ و ..... ~~
 اندیشه بیدل، اندیشه وحدت و یگانگی است. اندیشه بیدل، اندیشه وحدت و یگانگی است.
 در منظر او عالم جلوه حق است و انسان آینه ای که حیران به تماشا چشم گشوده است، به تماشای تجلی حق در عالم وجود. در منظر او عالم جلوه حق است و انسان آینه ای که حیران به تماشا چشم گشوده است، به تماشای تجلی حق در عالم وجود.
-در نگاه شاعر در جستجوی حق است: +در نگاه شاعر تمام هستی در جستجوی حق است:
 ~~green:ذره تا خورشید امکان، جمله، حیرت زاده اند ~~green:ذره تا خورشید امکان، جمله، حیرت زاده اند
 جز به دیدار تو چشم هیچکس نگشاده اند~~ جز به دیدار تو چشم هیچکس نگشاده اند~~
 __نمونه هایی از اشعار بیدل__ __نمونه هایی از اشعار بیدل__
 ~~green:چه سحر بود که دوشم دل آرزوی تو داشت ~~green:چه سحر بود که دوشم دل آرزوی تو داشت
 تو را در آینه می دید و جستجوی تو داشت تو را در آینه می دید و جستجوی تو داشت
 به هر دکان که در این چارسو نظر کردم  به هر دکان که در این چارسو نظر کردم
 دماغ ناز تو سودای گفتگوی تو داشت دماغ ناز تو سودای گفتگوی تو داشت
 به دور خمکده اعتبار گردیدیم به دور خمکده اعتبار گردیدیم
 سپهر و مهر همان ساغر و سبوی تو داشت سپهر و مهر همان ساغر و سبوی تو داشت
 نظر به رنگ تو بستم، نظر به رنگ تو بود نظر به رنگ تو بستم، نظر به رنگ تو بود
-خیال روی تو کردم، خیال روی نو داشت +خیال روی تو کردم، خیال روی تو داشت
 زما و من، چقدر بوی ناز می آید زما و من، چقدر بوی ناز می آید
 نفس به هر چه دمیدند های و هوی تو داشت~~ نفس به هر چه دمیدند های و هوی تو داشت~~
-__ستاره__ +~~red:***~~
 ~~green:من نمی گویم زیان کن یا به فکر سود باش ~~green:من نمی گویم زیان کن یا به فکر سود باش
 ای ز فرصت بی خبر در هر چه هستی زود باش ای ز فرصت بی خبر در هر چه هستی زود باش
 زیب هستی چیست غیر از شور عشق و ساز حسن زیب هستی چیست غیر از شور عشق و ساز حسن
 نکهت گل گر نه ای، دود دماغ عود باش نکهت گل گر نه ای، دود دماغ عود باش
 راحتی گر هست در آغوش سعی بیخودی ست راحتی گر هست در آغوش سعی بیخودی ست
 یک قلم لغزش چو مژگانهای خواب آلود باش یک قلم لغزش چو مژگانهای خواب آلود باش
 مومیایی هم شکستن، خالی از تعمیر نیست مومیایی هم شکستن، خالی از تعمیر نیست
 ای زبانت هیچ! بهر دردمندی سود باش ای زبانت هیچ! بهر دردمندی سود باش
 نقد حیرتخانه هستی صدایی بیش نیست نقد حیرتخانه هستی صدایی بیش نیست
 ای عدم! نامی به دست آورده ای موجود باش~~ ای عدم! نامی به دست آورده ای موجود باش~~

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 شنبه 28 مرداد 1385 [09:51 ]   6   حمیده کاشیان      جاری 
 یکشنبه 22 مرداد 1385 [11:51 ]   5   حمیده کاشیان      v  c  d  s 
 یکشنبه 22 مرداد 1385 [11:50 ]   4   حمیده کاشیان      v  c  d  s 
 شنبه 14 مرداد 1385 [11:00 ]   3   حمیده کاشیان      v  c  d  s 
 شنبه 14 مرداد 1385 [08:35 ]   2   حمیده کاشیان      v  c  d  s 
 شنبه 24 تیر 1385 [12:49 ]   1   حمیده کاشیان      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..