منو
 کاربر Online
514 کاربر online
Lines: 1-26Lines: 1-23
-


((اصبغ بن نباته|اصبغ بن نباته ))می گوید: ((حارث همدانی ))همراه با گروهی از شیعیان به حضور امیر المؤمنین (علیه السلام) رسیدند و من نی در جم آنان بودم.
+((اصبغ بن نباته|اصبغ بن نباته)) میگوید:
((حارث همدانی)) همراه گروهی از شیعیان به حضور ((حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام|امیرالمؤمنین علی علیه السلام)) رسیدند.
حارث بیمار ب
ود و خمیده راه می‌رفت. امام با دیدن ا فرمود:« ای حارث گونه‌ای»
حارث پاسخ
داد:«ای امیرالمؤمنین، روزگار مرا از پا انداخته و جدال یارانت کنار منل تو بر بیماری من افزوده است.»
فرمود:« جدال
آنها دربار یست؟»
حارث گفت:« در
باره مقام تو. برخی از آنها اهل افراط و مبالغه و غلو هستند و برخی اهل میانه‌روی. عده‌ای از انها بیعت خودشان را با تو شکسته‌اند، برخی نیز مضطرب و اهل تردید و شک شده‌اند و نمی‌دانند که امامت تو را بپذیرند یا انکار کنند.»
-حارث به جهت بیماری خمیده راه می رفت، حضرت که او را دید به او روی آورد، زیرا حارث مورد توجه حضرت بود و به او فرمود: ای حارث چگونه ای ؟r />
حارث پاسخ داد: ای امیرالمؤمنین روزگار مرا از پا انداخته است و تنازع یاران تو کنار در منزلت بر تشنگی و بیماری من افزوده است
. />
حضرت فرمود
: تنازع آنها در بارة چیست؟
+::{picture=imam_ali800.jpg height=400 width=600}::
-حرث گفت: ر اره ام و واد امحانات پی ا ت، بی نا اه ا ماه و ّلو هن و ری از ها اهل میه وی ستند وی یعت خودان را با و شکسته اند خی از ها ضطرب و ل ردید و شک شده ان و نمی داند که روی یارند یا شت کن.

د ی هنگام رت لیه الا) فرمود: ای باهای س است آگاه ا ک بترین ییا من گوه ینه و هد ه بای غلّو کنندگا به آنه گدن لو رفا نها پیوندند.
+حرت لی لیه اسام فود:« ی براد مانی، بس است. گاه با ک بهین یین ن میانه‌ر هت
ح
اث مای گف:« چه خوب ود گ زنر ا از های ما بر می‌گی مویت خود را برای م روشن ی‌ختی />ام رمود:« ر تو مشتبه شده ات. دین خداند به ویه مردا شناخته نی‌ود که یهای الهی اخت می‌شود. حق را بنا اه ق را یناس. ای اث، ح یکوترین گفر است من ز ح ه و ر ی دهم. وش به من بسپا و آنگا به ه ک دوتان ک ایستگی و رزاری نت‌دای دارند نیز خبر بده.
-ا همدانی گت: پدر و مادرم فدایت اگر نگار را ا د های ما بر می رتی و ما را نسبت به خدت در بیرت رار می دادی و بود. +گاه ش که من بنده خدا و برادر رسول خدا و نخستین تصدیق‌نن او هستم. من پیامبر را تصدیق کردم در آن زمان که آدم هنوز خلق نشده بود. بدان که من از نزدیکان مخصوص پیامبر، وصی او، ولی او، و رازدارش هستم. قدرت فهم قرآن، قضاوت و داوری، و علم قرن‌ها و زمینیان و آسمانیان به من داده شده است.
هز
ار لید علم ر من ویعه نهاده شده، ه هر کلیی هزار در را می‌گشای و هر دری ب هزار هزار عهد منتهی می‌شود.
خد
اوند با ((شب قدر|شب قدر)) مرا تأیید رد است و شب قدر، همانند جریان شب و روز، برای من و خاندانم جاری است، تا آن زمان که خداوند زمین و اهل آن را به ارث برد.( تا زمان ظهور حضرت مهدی علیه السلام)
ای حارث،
به تو مژده می دهم که سوگند به خدایی ک دانه را شکافت و موجودات را زندگی بشید، دوست و دشمنم، در لحظات ختلفی مرا خواهند دید: هنگام احتضار، در کنار ((صراط|صراط)) و هنگام تقسیم» />حارث همدانی پرسید:« تقسیم چیت؟»
فرم
و:« تقسیم آتش دوزخ. من به آتش می گویم این دوست من است، رهایش کن؛ و این دشمن من است، او را در خود فرو گیر.»
-حضرت فرمود: بس است، تو شخصی هستی که حق بر تو مشتبه گشته است، همانا دین خداوند بوسیله مردان شناخته نمی شود، بلکه با آیة حق و خدا شناخته می شود، حق را بشناس، اهل حق را می شناسی، ای حارث، حق نیکوترین گفتار است و آشکار کننده حق مجاهد است و من از حق به تو خبر می دهم، گوشت را بمن بسپار و آن گاه از دوستانت هر کس که شایستگی و راز داری و امانت داری داشت به او نیز خبر بده،

آگاه باش که من بندة خدا و برادر رسول خدایم و نخستین تصدیق کننده او هستم من پیامبر را تصدیق کردم در حالی که آدم میان روح و جسد بود. من در امت شما به حق اولین تصدیق کننده پیامبر هستم.

ما نخستین و آخرین هستیم، آگاه باش که من از نزدیکان مخصوص پیامبر، من وصی او و ولی او و صاحب راز او و نجوای با او هستم، فهم قرآن بمن داده شده است و حکم و داوری بمن
عنایت شده و علم قرنها و زمینیان و آسمانیان به من داده شده است، هزار کلید علم در من ودیعه نهاده شد، که هر کلیدی هزار در را می گشاید و هر دری به هزار هزار عهد منتهی می شود.

خداوند با ((شب قدر|شب قدر ))مرا تأیید کرده است و شب قدر برای من و خاندانم جاری است، همانند جریان شب و روز تا خداوند زمین و اهل آن را به ارث برد. تا زمان ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) ای حارث، من به تو مژده می دهم که سوگند به خدایی که دانه را شکافت و موجودات را جاندار کرد، دست و دشمن من مرا در موارد مختلفی می شناسد و می بیند، هنگام مرگ، در کنار ((صراط|صراط ))و هنگام تقسیم نمودن …

حارث همدانی پرسید
: تقسیم نمودن جیست؟

حضرت فرمود: تقسیم نمودن آتش، که درست و صحیح آن را تقسیم می کنم به آتش می گویم این دوست من است و این دشمن من است.

منابع:

بحارالانوار، ج 39، ص 239، حدیث 28 ----------- امالی شیخ طوسی
+!منابع:
*بحارالانوار، ج 39، ص 239، حدیث 28 ----- امالی شیخ طوسی

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 پنج شنبه 29 تیر 1385 [17:11 ]   6   رضا معرب      جاری 
 یکشنبه 22 خرداد 1384 [06:28 ]   5   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 یکشنبه 22 خرداد 1384 [06:28 ]   4   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 شنبه 31 اردیبهشت 1384 [12:50 ]   3   امیرمهدی حقیقت      v  c  d  s 
 شنبه 31 اردیبهشت 1384 [10:46 ]   2   امیرمهدی حقیقت      v  c  d  s 
 یکشنبه 17 خرداد 1383 [08:51 ]   1   مینا ورمزیار      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..