منو
 کاربر Online
552 کاربر online
Lines: 1-17Lines: 1-17
 
 
-
((علی بن یقطین|علی بن یقطین ))پس از ((اهمیت حج درفرهنگ دین|اعمال حج ))به قصد زیارت ((حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله|رسول خدا «))صلی الله علیه و آله) عازم ((مدینه، مدینة النبی، یثرب|مدینه ))شد و پس از زیارت حضرت بدیدار مولایش ((حضرت امام موسی کاظم علیه السلام|امام هفتم «))علیه السلام) شتافت، ولی حضرت از پذیرش او امتناع فرمود.
+
((علی بن یقطین|علی بن یقطین ))پس از ((اهمیت حج|اعمال حج ))به قصد زیارت ((حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله|رسول خدا «))صلی الله علیه و آله) عازم ((مدینه، مدینة النبی، یثرب|مدینه ))شد و پس از زیارت حضرت بدیدار مولایش ((حضرت امام موسی کاظم علیه السلام|امام هفتم «))علیه السلام) شتافت، ولی حضرت از پذیرش او امتناع فرمود.
-وضعیت حساسی بود، نمی توانست زیاد در مدینه بماند. ارتباطش با حضرت هم باید مخفی میماند، گزارشها و دستورالعملهای جدید، ضرورت این دیدار را مضاعف میکرد. فردا صبح که در فرصتی مناسب حضرت را دید گفت: “ یا سیدی ما ینی ؟! مولای من، گناهم چیست که مرا راه ندادی؟ +وضعیت حساسی بود، نمی توانست زیاد در مدینه بماند. ارتباطش با حضرت هم باید مخفی میماند، گزارشها و دستورالعملهای جدید، ضرورت این دیدار را مضاعف میکرد. فردا صبح که در فرصتی مناسب حضرت را دید گفت: “ یا سیدی ما نبی ؟! مولای من، گناهم چیست که مرا راه ندادی؟
-امام فرمود: ترا راه ندادم به جهت آنکه برادرت ابراهیم جمال را راه ندادی و خداوند حجت را نمی پذیرد تا ابراهیم را راضی نمایی، تازه علی بن یقطین متوجه شده مدتی بیش ابراهیم برای کاری به او مراجعه نموده است، ولی به دلیلی از پذیرش او سرباز زده است و این برخورد حضرت گوشمالی آن صحنه است. با کمال تأسف و بدون آنکه برخورد ناشایستی داشته باشد، گفت: مولای من، اینک من در مدینه ام و او در ((کوفه|کوفه ))چگونه وی را از خود راضی نمایم؟ +امام فرمود: ترا راه ندادم به جهت آنکه برادرت ابراهیم جمال را راه ندادی و خداوند حج تو را نمی پذیرد تا ابراهیم را راضی نمایی، تازه علی بن یقطین متوجه شده مدتی بیش ابراهیم برای کاری به او مراجعه نموده است، ولی به دلیلی از پذیرش او سرباز زده است و این برخورد حضرت گوشمالی آن صحنه است. با کمال تأسف و بدون آنکه برخورد ناشایستی داشته باشد، گفت: مولای من، اینک من در مدینه ام و او در ((کوفه|کوفه ))چگونه وی را از خود راضی نمایم؟
 امام (علیه السلام) که انکسار و خلوص علی را دید به یاری او شتافت و فرمود: امشب بطور مخفی و تنها به ((بقیع|بقیع )) (1) برو. شتری منتظر بردن و آوردن توست.  امام (علیه السلام) که انکسار و خلوص علی را دید به یاری او شتافت و فرمود: امشب بطور مخفی و تنها به ((بقیع|بقیع )) (1) برو. شتری منتظر بردن و آوردن توست.
 شبانه علی به بقیع آمد و بر آن شتر سوار گشت و به قدرت الهی در کمتر از لحظه ای درب خانه ابراهیم پیاده شد و کوبه در را به صدا درآورد و گفت: در را باز کنید. من علی بن یقطین هستم. ابراهیم با تعجب از پشت در گفت: علی بن یقطین!! این موقع شب درب خانه ما چه میکند؟! شبانه علی به بقیع آمد و بر آن شتر سوار گشت و به قدرت الهی در کمتر از لحظه ای درب خانه ابراهیم پیاده شد و کوبه در را به صدا درآورد و گفت: در را باز کنید. من علی بن یقطین هستم. ابراهیم با تعجب از پشت در گفت: علی بن یقطین!! این موقع شب درب خانه ما چه میکند؟!
 
علی گفت: برادر کار مهمی پیش آمده. ترا به خدا قسم درب را باز کن.
 
علی گفت: برادر کار مهمی پیش آمده. ترا به خدا قسم درب را باز کن.
 
وقتی داخل شد و گفت: ای ابراهیم !مولای ما مرا از پذیرش محروم ساخته تا زمانی که مرا ببخشی.
 
وقتی داخل شد و گفت: ای ابراهیم !مولای ما مرا از پذیرش محروم ساخته تا زمانی که مرا ببخشی.
 
ابراهیم گفت: یغفر الله لک. خدا ترا ببخشد.
 
ابراهیم گفت: یغفر الله لک. خدا ترا ببخشد.
-
علی گفت: از این بیشتر میخواهم. من صورت بر زمین میگذارم تا تو وت مرا لگ کو کنی و از ته دل مرا ببخشی.
+
علی گفت: از این بیشتر میخواهم. من صورت بر زمین میگذارم تا تو پی خو را رصوتمن بگذاری و از ته دل مرا ببخشی.
 
ابراهیم سرباز میزد و علی او را قسم میداد. تا اینکه بالاخره پذیرفت.
 
ابراهیم سرباز میزد و علی او را قسم میداد. تا اینکه بالاخره پذیرفت.
-
علی صورت بر زمین و در زیر پای ابراهیم انکر اهی د میگفت: "اللهم اشهد" (خدایا تو شاهد این صحنه باش) باری، پس از آن شبانه با همان مرکب در چشم بهم زدنی به مدینه بازگشت و به خدمت حضرت مشرف شد. دست حضرت را بوسید و به انجام خدمت پرداخت.
+
علی صورت بر زمین و در زیر پای ابراهیم ا ودر هما ا میگفت: "اللهم اشهد" (خدایا تو شاهد این صحنه باش) باری، پس از آن، شبانه با همان مرکب در چشم بهم زدنی به مدینه بازگشت و به خدمت حضرت مشرف شد. دست حضرت را بوسید و به انجام خدمت پرداخت.

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 سه شنبه 25 مرداد 1384 [13:39 ]   2   عبدالله حقیقت      جاری 
 شنبه 02 خرداد 1383 [09:54 ]   1   مینا ورمزیار      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..