منو
 صفحه های تصادفی
انقلاب تکنولوژیک
چگونه باید مطالعه کنیم؟
تقدیس و پرستش
علی بن میثم شروانشاه
نیازهای مرحله جوانی
رپلوم
درس مواد شناسی
موج زمین لرزه
مأمون
قوانین بازی با صندلی چرخدار در تنیس
 کاربر Online
214 کاربر online
تاریخچه ی: اوزون حسن آق قویونلو

در حال مقایسه نگارشها

نگارش واقعی نگارش:1


اوزون حسن آق قویونلو

« 882- 828 ق / 1477- 1425م»

اوزون حسن، لقبی است که به ابو النصر حسن بیگ بن عثمان بیگ، به دلیل بلندی اندامش داده‏اند که به این نام هم در تاریخ شهرت یافته است.

  • در عین حال ابوبکر طهرانی از او به عنوان «صاحبقران» یاد کرده است «دیار بکریه، ج 1، ص 7» و
  • اروپائیان در آن زمان او را اوسون کاسانو یا آسام بِی خوانده‏اند «انجمن هاکلیوت، 269؛ ابن طولون: اعلام انوری، ص 90»

آغاز قدرت اوزون حسن

اوزون حسن در حدود 858 ق / 1454 م به عنوان رقیب برادر بزرگترش که از جانب دودمان آق قویونلو به رهبری انتخاب شده بود، وارد معرکه شد که در آن زمان هنوز عرصه پیکار این خاندان از مرزهای دیار بکر فراتر نرفته بود.
چون اوزون حسن، برادر بزرگترش را درگیر جنگ با دشمن دیرینه‏شان قراقویونلو دید، به یاری او شتافت به طوری که آنان را به تسلیم واداشت.

تصرفات اوزون حسن در قلمرو برادرش

اوزون حسن هنگامی که جهانگیر در اردوی تابستانی خود در آلاداغ به سر می‏برد، مخفیانه دیار بکر «=آمِد» را تسخیر کرد.
اوزون حسن چون در قلب متصرفات آق قویونلو مستقر شد، ماردین را نیز که پایتخت جهانگیر بود، به تصرف درآورد.

در این هنگام، با دخالت مادرش ساره خاتون، صلحی میان دو برادر استوار شد که اوزون حسن پس از این ماجرا به ارزنجان حمله برد و بدون کسب پیروزی، به دیار بکر بازگشت.

درگیری های اوزن حسن و برادرش

ازآنجایی که اوزون حسن در این جنگ از اسب فرو افتاد و مصدوم شد، جهانگیر زمان را مناسب شمرد و به شهر آمِد حمله برد به طوری که به غارت شهر پرداخت. چون اوزون حسن به دیار بکر بازگشت، جهانگیر به جهانشاه قراقویونلو پناه برد.

در این میان ساره خاتون که نقش مهمی در اداره امور داشت، برای بار دوم دخالت کرد و

اوزون حسن را بر دیار بکر و
جهانگیر را بر ماردین گماشت.

اما این سیاست مادر نیز نتوانست، کینه بین دو برادر را فرو نشاند به طوری که درگیری بین آنها سه بار دیگر تکرار شد. در نوبت آخر، جهانشاه که پشتیبان جهانگیر بود به یاری او شتافت، و از اوزون حسن شکست خورد.

اوزون حسن نیز پسر عم خود امیر خورشید بیگ را بر ارزنجان که تنها دژ نفوذی به ارمنستان بود، برگمارد.


پیروزی های پی در پی اوزن حسن

پس از این رویدادها که بین سالهای 861- 858ق / 1457- 1454م روی داد، ستاره بخت اوزون حسن درخشیدن گرفت به طوری که نفوذش بر سرزمینهای مجاور گسترش یافت. او

پس از این پیروزی اخیر،
اوزون حسن بر سراسر سرزمینهای

دیار بکر تا حدود شام،
عراق عرب،
آذربایجان،
عراق عجم و
فارس تا مرزهای خراسان

چیره شد.

پیروزیهای اوزون حسن در باختر، او را به کشاکش با عثمانیان واداشت. از طرفی سلطان محمد فاتح که آسیای صغیر را تسخیر کرده بود، امیران قرامان «قَرَمان» را سخت تهدید می‏کرد، از این رو به ناچار دولت قرامان با اوزون حسن پیمان بست.


اوج قدرت اوزون حسن

حسن از بزرگترین فاتحان سده 9 ق / 15 م است.
او پایتخت خود را از آمِد به تبریز منتقل کرد و

همه قبایل و عشایر آق قویونلو را که در آناتولی شرق اقامت داشتند، به ایران فرا خواند به طوری که امپراتوری گسترده‏ای در آن دیار پایه گذاری کرد و

سرزمینهایی به صورت اقطاع به امیران عشایر آق قویونلو واگذار نمود «قزوینی: لب التواریخ، ص 358».

به این ترتیب

  • امپراتوری آق قویونلو در زمان او به اوج قدرت رسید.
  • اوزون حسن قبیله خود را که صحرا گرد بود، به سوی تمدن رهنمون داشت و بنیادهای علمی و دینی پدید آورد و همچنین به تقلید از عثمانیان، تشکیلات اداری برپا ساخت.
  • کتابهای گوناگون به فرمان او به ترکی ترجمه شد
  • حتی دستور داد تا قرآن مجید را به ترکی ترجمه کردند و در حضور او به ترکی خواندند.

مورخان، او را به دادگستری و رعیت پروری ستوده‏اند.


همچنین بینید








اوزون حسن آق قویونلو

« 882- 828 ق / 1477- 1425م»

اوزون حسن، لقبی است که به ابو النصر حسن بیگ بن عثمان بیگ، به دلیل بلندی اندامش داده‏اند که به این نام هم در تاریخ شهرت یافته است. در عین حال ابوبکر طهرانی از او به عنوان «صاحبقران» یاد کرده است «دیار بکریه، ج 1، ص 7» و اروپائیان در آن زمان او را اوسون کاسانو یا آسام بِی خوانده‏اند «انجمن هاکلیوت، 269؛ ابن طولون: اعلام انوری، ص 90» اوزون حسن در حدود 858 ق / 1454 م به عنوان رقیب برادر بزرگترش که از جانب دودمان آق قویونلو به رهبری انتخاب شده بود، وارد معرکه شد که در آن زمان هنوز عرصه پیکار این خاندان از مرزهای دیار بکر فراتر نرفته بود. چون اوزون حسن، برادر بزرگترش را درگیر جنگ با دشمن دیرینه‏شان قراقویونلو دید، به یاری او شتافت به طوری که آنان را به تسلیم واداشت.


خصومت دو برادر

اوزون حسن هنگامی که جهانگیر در اردوی تابستانی خود در آلاداغ به سر می‏برد، مخفیانه دیار بکر «=آمِد» را تسخیر کرد. اوزون حسن چون در قلب متصرفات آق قویونلو مستقر شد، ماردین را نیز که پایتخت جهانگیر بود، به تصرف درآورد. در این هنگام، با دخالت مادرش ساره خاتون، صلحی میان دو برادر استوار شد که اوزون حسن پس از این ماجرا به ارزنجان حمله برد و بدون کسب پیروزی، به دیار بکر بازگشت. اما چون او در این جنگ از اسب فرو افتاد و مصدوم شد، جهانگیر زمان را مناسب شمرد و به شهر آمِد حمله برد به طوری که به غارت شهر پرداخت. چون اوزون حسن به دیار بکر بازگشت، جهانگیر به جهانشاه قراقویونلو پناه برد. در این میان ساره خاتون که نقش مهمی در اداره امور داشت، برای بار دوم دخالت کرد و اوزون حسن را بر دیار بکر و جهانگیر را بر ماردین گماشت. اما این سیاست مادر نیز نتوانست، کینه بین دو برادر را فرو نشاند به طوری که درگیری بین آنها سه بار دیگر تکرار شد. در نوبت آخر، جهانشاه که پشتیبان جهانگیر بود به یاری او شتافت، اما از اوزون حسن شکست خورد. اوزون حسن نیز پسر عم خود امیر خورشید بیگ را بر ارزنجان که تنها دژ نفوذی به ارمنستان بود، برگمارد.


درخشیدن ستاره بخت اوزون حسن

پس از این رویدادها که بین سالهای 861- 858ق / 1457- 1454م روی داد، ستاره بخت اوزون حسن درخشیدن گرفت به طوری که نفوذش بر سرزمینهای مجاور گسترش یافت. او دژ کِیفا را از دست کردهای ایوبی بیرون آورد و آن را به پسر خود خلیل سپرد. سپس بر سَعْرَد و هیثم در بختان پیروز شد. در 20 رجب 872 ق / 14 فوریه 1467 م بغداد را محاصره کرد که در آن زمان پیر محمد طواشی، حاکم بغداد، دست نشانده فرمانروایان قراقویونلو بود.



گشودن تبریز به دست اوزون حسن

در این هنگام، زن جهانشاه از دژِ الجنق نامه‏ای بدو نوشت و او را به تبریز فرا خواند تا قلعه و خزاین آن را بدو سپارد. به همین خاطر هم اوزون حسن از محاصره بغداد دست کشید و به تبریز رفت، ولی پیش از رسیدن اوزون حسن به تبریز، قلعه الجنق به وسیله حسنعلی، فرزند جهانشاه به محاصره درآمد و گشوده شد. اوزون حسن با او به جنگ برخاست که در نهایت حسنعلی به سبب خیانت چند تن از امیران خود که به اوزون حسن پیوسته بودند، در صفر 873 ق / اوت 1468 م از وی شکست خورد و گریخت. بدین سان، اوزون حسن در رجب 873 ق / ژانویه 1469 م پیروزمندانه وارد تبریز شد. اوزون حسن 3 تن از سپاهیان را در پی حسنعلی بن جهانشاه فرستاد که توانستند، در کوههای الوند همدان او را دستیگر کنند و بر آن بودند تا او را زنده به اوزون حسن برسانند، اما حسنعلی از ترس شکنجه، خودکشی کرد. به این ترتیب آنان سرش را از تن جدا کردند و نزد اوزون حسن فرستادند. سپس تنش را به چهار پاره تقسیم کردند و بر چهار دروازه همدان آویختند. به علاوه پسران دیگر جهانشاه- محمد و یوسف- را نزد اوزون حسن آوردند، که او محمد را کشت و یوسف را کور کرد. یوسف به شیراز گریخت ولی در آن جا کشته شد. پس از این پیروزی، اوزون حسن بر سراسر سرزمینهای دیار بکر تا حدود شام، عراق عرب، آذربایجان، عراق عجم و فارس تا مرزهای خراسان چیره شد. پیروزیهای اوزون حسن در باختر، او را به کشاکش با عثمانیان واداشت. از طرفی سلطان محمد فاتح که آسیای صغیر را تسخیر کرده بود، امیران قرامان «قَرَمان» را سخت تهدید می‏کرد، از این رو به ناچار دولت قرامان با اوزون حسن پیمان بست.


ازدواج اوزون حسن با کاترینا

اوزون حسن در 34 سالگی با کوراکاترینا دختر کالویوهانس که در غرب با نام یونانی‏اش دسپینا به شاهدخت« معروف بود، ازدواج کرد. گفته شده که وی از این زن صاحب 3 دختر و یک پسر شد. ظاهراً نام پسرش یعقوب بود که برادرانش پس از مرگ پدر او را بر دار کشیدند. یکی از دختران او به نام مارتا، بعدها همسر شیخ حیدر شد. نام او را زاهدی »سلسلة النسب الصفویة، ص 68« بگی آغا و خواند میر »حبیب السیر، ج 4، ص430« حلیمه بیگی آغا ثبت کرده‏اند. زن نخست اوزون حسن، سلجوق شاه بیگم یک کنیز کُرد بود که در اداره کشور نفوذ داشت. این زن چند پسر به نامهای خلیل، یعقوب، یوسف و احتمالاً مسیح داشت. اوزون حسن در آخر سالهای سلطنتش مجبور شد با تمرّدهای پی در پی پسرش اوغور »اُغور، اوغر« لو محمد که حاکم شیراز بود مقابله کند. سرانجام اوغورلو که در 879ق/ 1474 م به سلطان عثمانی پناه برده بود، در 881 ق / 1476 م در جنگی به دست گروهی ناراضی که از برادرش خلیل حمایت می‏کردند کشته شد. اوزون حسن نیز به هنگام بازگشت از تفلیس بیمار شد و در تبریز در اول شعبان 882 ق / 6 ژانویه 1478 م در گذشت. وی در 30 سالگی فرمانروایی دیار بکر را داشت، در 40 سالگی بر تخت پادشاهی نشست و در 54 سالگی درگذشت.


اوزون حسن بزرگ مرد سدة نهم هجری قمری

حسن از بزرگترین فاتحان سده 9 ق / 15 م است. او پایتخت خود را از آمِد به تبریز منتقل کرد و همه قبایل و عشایر آق قویونلو را که در آناتولی شرق اقامت داشتند، به ایران فرا خواند به طوری که امپراتوری گسترده‏ای در آن دیار پایه گذاری کرد و سرزمینهایی به صورت اقطاع به امیران عشایر آق قویونلو واگذار نمود «قزوینی: لب التواریخ، ص 358». به این ترتیب امپراتوری آق قویونلو در زمان او به اوج قدرت رسید. اوزون حسن قبیله خود را که صحرا گرد بود، به سوی تمدن رهنمون داشت و بنیادهای علمی و دینی پدید آورد و همچنین به تقلید از عثمانیان، تشکیلات اداری برپا ساخت. کتابهای گوناگون به فرمان او به ترکی ترجمه شد؛ حتی دستور داد تا قرآن مجید را به ترکی ترجمه کردند و در حضور او به ترکی خواندند. مورخان، او را به دادگستری و رعیت پروری ستوده‏اند «غیاثی: تاریخ، ص 391؛ منجم باشی: صحائف الاخبار، ج 3، ص 165». جلال الدین دوانی او را برگزیده سده 9 ق / 15 م خواند و در پی آن بوده است که در قرآن اشارتی به رویداد فرمانروایی آق قویونلو بیابد. تا این که عاقبت او در سوره روم، آیه سوم، واژه بِضْعِ را که به حساب جمل 872 ق = 1467 م، یعنی سال پادشاهی اوزون حسن است مناسب یافت «عرض سپاه اوزون حسن، ص 29».


تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 شنبه 01 مهر 1385 [11:09 ]   5   آآوا رسا      جاری 
 شنبه 01 مهر 1385 [11:07 ]   4   آآوا رسا      v  c  d  s 
 شنبه 01 مهر 1385 [10:59 ]   3   آآوا رسا      v  c  d  s 
 شنبه 01 مهر 1385 [10:54 ]   2   آآوا رسا      v  c  d  s 
 چهارشنبه 07 اردیبهشت 1384 [11:35 ]   1   نغمه آذربویه      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..